رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره واقعه آیه 57
نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ

ما شما را آفریدیم، پس چرا [آفرینش دوباره خود را پس از مرگ] باورنمی کنید؟

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۱۸۵ مطلب با موضوع «قرآن» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿۶﴾

موقع درخواست چیزی از کسی باید به چند مورد توجه داشت:

1-      1- طرف مقابل قادر به انجام درخواست باشد.
2-       2-نسبت به ما خیرخواه باشد.
3-      3- آگاهی فرد نسبت به درخواستش و همچنین آگاهی او نسبت به مسؤول مهم است.

در مورد احاطه و هستی بخشی خداوند متعال(موارد 1 و2) قبلاً بحث شد. در آیه 6 فرد از خداوند متعال هدایت به راه راست را می خواهد. راه راست طبیعتاً طبق آیه 7 همان راه منعمین است.

سؤال: منظور از هدایت به راه راست چیست؟

صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿۷﴾

آیه 7 مردم را به سه دسته تقسیم میکند:
1-       منعمین
2-      2-مغضوبین
3-      3-ضالین

در این دستهبندی مردم براساس نتیجهی اعمالشان نامگذاری شدهاند، نه براساس نوع اعمالشان. عدهای را خداوند به آنها نعمت عطا کرده است، عدهای مورد غضب الهی قرار گرفتهاند و عدهای نیز حیران و سرگردانند.

1-       منظور از هدایت چیست؟
2-      2-بین عبادت و هدایت چه رابطهای برقرار است؟
3    3-جمع مورد نظر فرد در بیان آیات چه کسانی باید باشند؟
4-    4-منعمین، مغضوبین و ضالین چه کسانیاند و چه خصوصیاتی دارند؟

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان عج صلوات بفرستید.

شکیبا **
بسم الله الرحمن الرحیم

3-1-3-1. حقیقت یا دعا

افعال در این آیه به صورت جمع بیان شده است نه مفرد، یعنی من خودم تنها نیستم و به نمایندگی از جمعی صحبت میکنم. حال این جمع میتواند خودم واجزاءِ بدنم، خانوادهام، خویشاوندانم، دوستانم، همشهریانم، هموطنانم، تمامی انسانهای موحد عالم و یا تمامی هستی و ... باشد.

با توجه به آیات قبل که رب العالمین بودنِ خداوند متعال ذکر شد و این که هستیبخش عالم خود را پروردگار تمام عالمیان از ازل إلی ابد معرفی نمود، پس مخلوقات با بیان این آیه به حقیقتی غیر قابل انکار اعتراف مینمایند. بر این اساس نیز بنده میتواند به نمایندگی از تمام عالم این حقیقت را مطرح نماید. به عبارتی مقصود او عبادت جبری باشد.

در آیهی بعدی بنده از جانب این جمع هدایت به راه راست را از خداوند متعال درخواست مینماید. هدایتی که به منعمین داده شده و از مغضوبین صلب شده است. در این حالت دو مسئله به وجود میآید: اول اینکه مغضوبین جزءِ هدایتشدگان نیستند لذا جزءِ آن جمعی که بنده برای آنها درخواست هدایت میکند نیز نیستند، بنابراین بنده از جانب تمامی موجودات عالم صحبت نمیکند و نمیتواند عبادت جبری را مد نظر داشته باشد، در حالی که با توجه به رب العالمین مطرح شده بود که بنده از جانب تمامی موجودات عالم صحبت مینماید.

مسئله دوم این که هدایت شدن با عبادت کردن پروردگار متفاوت است. اگر فرض شود که بنده با بیان آیه 5 در واقع دعا میکند که به این مقام برسد، یعنی با اختیار پروردگار خویش را عبادت نماید، در این حالت هدایت را با عبادت یکی گرفته و دو بار پشت سر هم یک چیز را از خداوند خواسته است.

سؤال: انسان با بیان آیه 5، چه جمعی را باید مد نظر قرار دهد؟

سؤال: بین عبادت و هدایت چه رابطهای برقرار است؟

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

6-2-1. نتیجه

بنابراین با توجه به قسمت تشکر میتوان اینگونه نتیجه گرفت:
1-       اهمیت هدف: اصلیترین هدف انسان در زندگی باید لقاءالله باشد تا سربلندی او را در زندگی ابدی سبب شود.

میزان کمک: تنها خداوند متعال نسبت به این هدف احاطه
ی کامل داشته و همچنین عین هستیبخشی نسبت به بنده است.

بنابراین ارزش تشکر از خداوند متعال بینهایت است و لذا به هیچ وجه نمیتوان از عهدهی این امر برآمد. لذا آیه ذات حمد را نیز ازآن حضرت حق دانسته و میفرماید:

«الحمد لله رب العالمین»

إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿۵﴾

مردم با گفتن این آیه
1-       یا حقیقتاً میگویند که تنها رب العالمین را میپرستیم و تنها از او یاری میخواهیم.
2-      2- یا میخواهند به این مقام برسند و دعا میکنند که اینگونه بشود.

 دو نوع عبادت در اینجا مطرح میشود : جبری و اختیاری

1-1-3-1. جبری

مخلوقات هر کاری انجام می دهند در علم خداوند مشخص بوده و در حیطهی قدرت الهی است و به عبارت دیگر هیچ چیزی جز او نیست. موجودات هر چیزی را که دوست داشته باشند، در واقع او را دوست داشته و از او یاری می خواهند و چون هر کاری را انجام میدهند در طول علم و قدرت الهی است، در واقع او را میپرستند. عبادت را از این جنبه میتوان عبادت جبری نامید.

2-1-3-1. اختیاری

مخلوقات جبراً دارای اختیار و آزادیِ در انتخاب هستند. در واقع نتیجهی این آزادی، اختیار را به وجود میآورد. همینطور این مخلوقات به قضای الهی در مورد خود، آگاهی نداشته و نمیدانند که خداوند چه سرنوشتی را برای آنها رقم زده است. لذا مخلوقات به میزانی که سعی کنند انتخابشان موجب رضایت حقتعالی باشد، در واقع او را عبادت یا بندگی کردهاند و در این راه نیز باید تنها از او یاری بطلبند. به میزانی که تنها خداوند را مؤثر میدانند، در واقع از او یاری طلبیدهاند.

ان شاءالله در زمره کسانی باشیم که تنها از خدا کمک بخوایم و نه چشم به بنده ی خدا داشته باشیم .

 

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

4-2-1. احاطه
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿۴﴾

این آیه در عین حال که به قدرت پروردگار عالم و احاطه ی او اشاره میکند، به سرانجام زندگی انسان نیز اشاره دارد و در واقع انسان را به فانی بودن زندگی دنیا و جاودانگی سرای آخرت توجه میدهد. بنابراین به نوعی به هدف اصلی زندگی انسان که سربلندی در روز قیامت است اشاره کرده و همچنین احاطهی کامل خداوند متعال نسبت به این موضوع را بیان میدارد.

نکته: احاطه از ترکیب دو اسم علم و قدرت به وجود میآید. در واقع عالمِ قادرِ مطلق، احاطهی کامل دارد.

موقعیت آیه در سوره به گونه‌ای است که مفاهیم از معرفی پروردگار عالمیان به خواسته‌های بنده منتقل می‌شود، لذا به زیبایی بنده قبل از اعلام درخواست‌هایش به نوعی غایت زندگی خویش را متذکر می گردد.
5-2-1.رب العالمین

قسمت دوم آیه 2، خداوند متعال را پروردگار جهانیان معرفی کرده و در دو آیه
ی بعدی این خصوصیت را توضیح میدهد.

در واقع با توجه به قسمت مربی و با توجه به آیات 3 و4 خداوند متعال عین رب العالمین است.

نکته: با شنیدن کلمه رب عموماً خصوصیت مهربانی مربی در ذهن متصور می شود، که با اضافه شدن کلمه ی عالمین اهمیت

خصوصیت احاطه نیز خاطرنشان شده است که در ادامه نیز این دو خصوصیت را توضیح کامل و جامع می دهد.

نکته: با توجه به این توضیح رب را میتوان از اسامی جامع خداوند دانست.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه بنده میزان عزیز بودن این سوگند را برای خود یادآور شده و به نوعی با گفتن نام رحمن هستیبخشی او و مهربانی ذاتی او را یادآوری میکند و با گفتن نام رحیم، تمامی افعال  و پیشامدهای پیرامون خود را از سر رحمت بیکران عزیز حقیقی تمام هستی میداند. به همین دلیل ارکان 2 و 3(ج،د) پاسخ داده میشود.

به عبارت دیگر بنده با گفتن بسم ا... الرحمن الرحیم، با ارزشترین سوگند وجودش را برای عزیزترین هستیش و به خاطر رسیدن به او میخورد.

2-1.   رب

1-2-1. تشکر

الْحَمْدُ للّهِ

تشکر مخصوص کسی است که به شخص، در راستای هدفی که برای رسیدن به آن تلاش میکند و یا به کسی یا چیزی که نسبت به آن علاقه دارد، کمک کند. حال ارزش این تشکر به دو عامل وابسته است:

1-       اهمیت هدف: کلی یا جزئی بودن هدف و تأثیر آن در زندگی شخص

2-       میزان کمک آن فرد به این شخص

2-2-1. مربی

رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾

خصوصیاتی که یک مربی باید داشته باشد:

1-       خیر شاگردش را بخواهد یعنی نسبت به او مهربان باشد.

2-    در موضوع تحت امرش احاطهی کامل بر شاگرد داشته باشد. یعنی نهتنها نسبت به موضوع بلکه نسبت به نیازهای شاگرد و همچنین اعمال شاگرد پیرامون این موضوع و روشهای آموزش آن، آگاهی، توانایی و اشراف داشته باشد.

3-2-1. هستی بخش

الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾

آیه 3 مهربانی ذاتی و افعالی پروردگار را بیان میدارد. در واقع میگوید پروردگار عالم نه تنها ذاتاً هستیبخش است و نسبت به تمامی موجودات مهربان است بلکه تمامی افعال او نیز از سر این محبت است، نه از سر نیاز یا هر چیز دیگر.

نکته: رحمان از ترکیب دو اسم حی و حب به وجود میآید. در واقع حیات مملو از محبت، هستی میدهد.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

همونطور که در پست قبل گفتم جزء2 تموم شد ولی سوره حمد از جزء 1 باقی مونده . و اینک شما رو به این سوره و نکاتش دعوت میکنم :)

در این سوره بعد از حمد و ثنای الهی، خاشعانه از خداوند متعال درخواست هدایت به راه راست میشود. هدایتی که به عنوان نعمت به گروهی داده شده، به عنوان غضب از گروهی گرفته شده و گروهی نیز حیران و سرگردانندو بین راه و بی‌راهه در رفت و آمد.

به نام خداوند بخشنده مهربان 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾

در هر سوگند خوردن چهار رکن وجود دارد:

1-       کسی که سوگند میخورد

2-       کسی که سوگند داده میشود

3-       موضوعی که پیرامون او سوگند خورده میشود

4-       کسی یا چیزی که به نام و یا جان او سوگند داده میشود.

نکته 1: ارزش سوگند به میزان ارزش  نام و یا جان رکن چهارم، بستگی دارد. یعنی هر چه نام و یا جان او در وجود انسان عزیزتر، سوگند با ارزشتر میشود.

نکته 2: موضوعی که پیرامون آن سوگند خورده میشود، باید آن قدر ارزشمند باشد که شخص نام و یا جان عزیزش را واسطه ی رسیدن به آن قرار میدهد.

نکته 3: کسی که برایش سوگند خورده میشود، باید ارزش این سوگند را داشته باشد.

با گفتن بسم ا... در واقع به نام جامع خداوند متعال سوگند خورده میشود.

الف- رکن اول همان شخص گوینده است.

ب- رکن چهارم هستی بخش تمام وجود، خداوند متعال است.

ج- رکن دوم: آیا کسی جز او لیاقت سوگند خوردن به نام خداوند متعال را دارد؟ چرا؟

د- رکن سوم: آیا کاری جز برای او ارزش سوگند خوردن به نام خداوند متعال را دارد؟ چرا؟

بنابراین با گفتن بسم ا... به نام خداوند متعال، برای خداوند متعال، به خاطر تقرب به خداوند متعال سوگند خورده میشود.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض کنم خدمتتون که جزء 2 به پایان رسید و بسی خرسندیم که با ما همراه بودید تا اینجا

ان شاءالله که همینجووور همراه باشید تا پایان قرآن کریم :)

جمع بندی :

جزء یک را می­توان به سه بخش کلی هدایت(آیات 1-39)، دشمن­ شناسی(آیات 40-123) و الگوشناسی(آیات 124-142) تقسیم نمود. در این جزء به خوبی پیرامون دسته­ های مختلف مردم و اهداف انسان صحبت شد.

در جزء دوم پروردگار عالمیان اعمالی را که انسان­ها باید انجام دهند تا به الگو تبدیل شده و از کفر دور شوند، به زیبایی بیان می­نماید.

آیات 143- 176، شش شرط لازم تقوا را مطرح می­کند.

آیه­ ی 177 اعمال متقین را توضیح داده و در ادامه دستوراتی جهت حفظ و رشد تقوا بیان می­گردد.

قصاص، وصیت، روزه، جنگ، عدم بخل، حج، رضا، انفاق، فتنه، عدم شرب خمر و قمار و یتیم ­نوازی دستوراتی هستند که در آیات 178 الی 220 بیان شده­ اند. این دستورات به نوعی عامل حفظ و رشد تقوا هستند.

می­توان گفت در این جزء احکام خانواده بیشترین آیات را به خود اختصاص داده است(آیات 221-242). در این آیات بهترین قوانین حاکم بر خانواده(مخصوصاً هنگام جدایی) مطرح می­گردد.

در پایان این جزء نیز پروردگار عالمیان شرایط حاکم، نحوه­ ی انتخاب او و ویژگی یاران واقعی او بیان می­شود(آیات 242-252).

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت داود

نکاتی که در این بخش هستن :

18. هنگام مقابله با جالوت و سپاهیانش گفتند:

الف) پروردگارا بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز.

ب) گام­هایمان را استوار ساز.

ج) و ما را بر گروه کافران یاری فرما.(آیه­ ی 250)

19. پس آنان را به اذن خداوند شکست دادند.(آیه­ ی 251)

20. حضرت داوود، جالوت را کشت.(آیه­ ی 251)

21. خداوند متعال به حضرت داوود پادشاهی و حکمت داد و از آنچه می­خواست به او آموخت.(آیه ­ی 251)

22. اگر خداوند متعال بعضی از مردم را به وسیله­ ی بعضی دیگر دفع ننماید، قطعاً زمین را فساد فرا می­گرفت.(آیه­ ی 251)

نکته: حاصل دفع مفسدان، توسط مؤمنین اصلاح جامعه است.

23. و خداوند متعال بر عالمیان دارای فضل است.(آیه­ ی 251)

نکته: اصلاح جامعه توسط مؤمنین، فضل پروردگار عالمیان است بر تمام عوالم وجود.

24. این نشانه­ های خداوند است که بر تو به حق آن­ها را خواندیم و تو قطعاً از فرستادگانی.(آیه­ ی 252)

نکته: فلسفه­ ی جنگ در اسلام، دفع فساد مفسدین بر روی زمین است.

نکته: حضرت رسول نیز از فرستادگان و برگزیدگان خداوند بر روی زمین است و خداوند متعال قطعاً آنچه را به پیشینیان داده است، به ایشان نیز عنایت فرموده است و این وقایع در مورد ایشان و جانشینانشان نیز جاری است.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت داود

ابتدا آیات رو میخونیم بعد نکاتش رو میگیم ...

وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ ﴿۲۵۰﴾ 

و هنگامى که برای مقابله با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگار ما بر [دل­هاى] ما شکیبایى فرو ریز و گام­هاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یاری فرماى.

فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ﴿۲۵۱﴾

پس آنان را به اذن خداوند شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خداوند به او پادشاهى و حکمت داد و از آنچه مى‏خواست، به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله­ ی برخى دیگر دفع نمى‏کرد، قطعاً زمین تباه مى‏گردید، ولى خداوند نسبت به جهانیان دارای فضل است.

 تِلْکَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَإِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿۲۵۲﴾

این نشانه­ های خداوند است، آن را به حق بر تو مى‏خوانیم و همانا تو قطعاً از فرستادگانی.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

آزمون

در این پست بخش پایانی حضرت طالوت رو میخونیم :

15. همراهیان حضرت گفتند طاقت یک روز مقابله با جالوت و سپاهیانش را نداریم.

نکته: در این مرحله تفاوت میان کسانی که هنوز نفس خویش را همراه دارند و کسانی که تماماً خود را به خداوند متعال سپرده­ اند مشخص گشت.

16. کسانی که گمان می­کردند خداوند خویش را ملاقات خواهند نمود، گفتند:

«چه بسیار گروه اندکی که بر گروه بسیاری غالب شدند»

نکته: با توجه به آیات 45 و 46 همین سوره، این خصوصیت از ویژگی­های خاشعین است. در واقع سربلندی در امتحان قبلی سبب ایجاد عجب و غرور در آن­ها نشده است و نفس خویش را زیر پا گذاشته­ اند.

17. و خداوند متعال همراه صابران است.

در پایان آیه­ ی 249، خداوند متعال فرموده است « والله مع الصابرین». این عبارت در آیه­ ی 151 نیز بیان شده بود. در آن آیه پروردگار عالمیان امر فرموده بود که از صبر و نماز کمک بگیرید. از طرفی در آیه­ ی 45 نیز خداوند امر به کمک گرفتن از صبر و نماز نموده بود. بنابراین می­توان با کنار هم قرار دادن آیات 45، 151 و 249 نتیجه گرفت که خشوع انسان سبب می­شود از صبر و نماز کمک گرفته و این کمک گرفتن عاملی می­شود که به مرور زمان تربیت شده تا جایی که در سخت­ترین امتحانات الهی نیز سربلند شود.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

آزمون

فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَمَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴿۲۴۹﴾

و چون طالوت با لشکریان [خود] بیرون شد گفت: همانا ‏خداوند شما را به وسیله ­ی رودخانه ‏اى می­ آزماید، پس هرکس از آن بنوشد، پس از [پیروان] من نیست و هرکس از آن نخورد،  پس همانا او از [پیروان] من است. مگر کسى که با دستش کفى برگیرد. پس [همگى] نوشیدند از آن، جز اندکى از آن­ها و هنگامى که [طالوت ] با کسانى که همراه وى ایمان آورده بودند از آن [نهر] گذشتند، گفتند: امروز ما را یاراى [مقابله با] جالوت و سپاهیانش نیست، کسانى که گمان می­کردند همانا خداوند را ملاقات خواهند نمود، گفتند: بسا گروهى اندک که بر گروهى بسیار به اذن خداوند پیروز شدند و خداوند همراه شکیبایان است.

11. حضرت طالوت با سپاهیان بیرون رفت تا به نهری رسید.

12. خداوند متعال آن­ها را با آن نهر امتحان نمود. حضرت طالوت گفت کسی از آب این نهر نخورد مگر به اندازه­ ی یک کف دست، از من است، در غیر این صورت از من نیست.

13. از آن آب نوشیدند مگر اندکی از آن­ها

14. سپس حضرت طالوت با همراهیانش از آن نهر گذشتند.

نکته:خداوند متعال کسانی را که از آب ننوشیدند، مؤمنین خطاب می­نماید. در واقع می­توان گفت نشانه­ ی ایمان اطاعت از ولی خداوند است.

نکته: مجدداً در این مرحله هم عده­ ی بسیاری از همراهان حضرت طالوت ریزش می­نمایند(مرحله­ ی اول اطاعت از پیامبر خداوند بود و این مرحله اطاعت از ولی خداوند).

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

پادشاه

7. گفتند: ما از او سزاوارتریم به دلیل این­که از او ثروتمند­تریم.(آیه­ ی 247)

8. گفت: همانا خداوند او را برگزید و در علم و جسم نسبت به شما برتری داد.(آیه­ ی 247)

9. خداوند پادشاهیش را به هرکس بخواهد می­دهد و خداوند علیمی وسیع است.(آیه­ ی 247)

نکته: امیر مؤمنان نیز به اعتراف همگان در زمان پیامبر مکرم اسلام(ص) از لحاظ علمی و جسمی نسبت به دیگران (به جز پیامبر) برتری داشتند و ملاک برتری ثروت و یا سن نیست.

نکته: پادشاه و خلیفه ی خداوند بر روی زمین، از جانب خود خداوند تعیین می شود و به هیچ کس مربوط نیست و حق دخالت ندارد.

10. تابوتی به همراه باقیمانده­ های حضرت موسی و حضرت هارون به عنوان نشانه­ ی پادشاهی طالوت برای آرامش قلب مؤمنان نازل شد.(آیه­ ی 248)

نکته: برای این­که مؤمنان اطمینان پیدا کنند که خداوند متعال حضرت طالوت را انتخاب نموده و پیامبرشان از جانب خود حرفی نزده است، نشانه­ هایی به عنوان معجزه بر آن­ها ظاهر گشت. 

روز جمعه است و دعا برای فرج امام زمان عج فراموش نکنیم ...

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

پادشاه

وَقَالَ لَهُمْ نِبِیُّهُمْ إِنَّ آیَةَ مُلْکِهِ أَن یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَبَقِیَّةٌ مِّمَّا تَرَکَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِکَةُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۲۴۸﴾

و پیامبرشان به آن­ها گفت: در حقیقت نشانه­ ی پادشاهى او این است که تابوت [عهد] که در آن آرامشی از جانب پروردگارتان است و بازمانده‏ اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهاده‏ اند، برای شما می­ آید، در حالى که فرشتگان آن را حمل مى‏کنند. مسلماً اگر مؤمن باشید براى شما در آن [رویداد] نشانه ‏اى است.

1. ابتدا بزرگان بنی ­اسرائیل نزد پیامبرشان می­روند و از او تقاضا می­کنند که برایشان پادشاهی تعیین نماید.(آیه ­ی 246)

2. هدف آن­ها این است که تحت لوای این پادشاه بتوانند بجنگند.(آیه ­ی 246)

3. پیامبرشان به آنها می­گوید: با واجب شدن قتال و برگزیده شدن پادشاه از جنگ کردن سرپیچی نمی­کنید؟(آیه­ ی 246)

4. آن­ها کاملاً مطمئن گفتند: در حالی که از دیارمان و از میان فرزندانمان خارج شده­ ایم، چه چیزی برای ما باقیمانده که جنگ نکنیم؟(آیه­ ی 246)

5. اما هنگامی که بر آن­ها جنگ واجب شد، رو برگرداندند، مگر اندکی و خداوند نسبت به ظالمان داناست.(آیه­ ی 246)

نکته: هنگامی که انسان در معرض عمل قرار می­گیرد، می­تواند عیار مردانگی خود را به درستی بشناسد و اگرنه در موقع ادعا، همه داعیه­ ی مردانگی دارند.

6. پیامبرشان به آن­ها گفت: خداوند طالوت را به عنوان پادشاه مبعوث نموده است.(آیه­ ی 247)

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

پادشاه

خداوند داستان حضرت طالوت رو اینجا میفرمایند ، ابتدا آیاتش رو با هم میخونیم .

أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِیٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِکًا نُّقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِن کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِیَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ﴿۲۴۶﴾

آیا به [حال] سران بنى­ اسرائیل پس از موسى ننگریستی، آنگاه که به پیامبرى از خود گفتند: پادشاهى براى ما مبعوث کن، تا در راه خداوند پیکار کنیم. [آن پیامبر] گفت آیا اگر جنگیدن بر شما مقرر گردد، سرپیچی نمی­کنید که پیکار نکنید؟ گفتند: چه چیزی برای ماست که در راه خدا نجنگیم، و با آنکه ما از دیارمان و از [نزد] فرزندانمان بیرون رانده شده ‏ایم. پس هنگامى که جنگ بر آنان مقرر شد، جز شمارى اندک از آنان [همگى] پشت کردند و خداوند به [حال] ظالمان داناست.

 وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوَاْ أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۴۷﴾

و پیامبرشان به آنان گفت: همانا ‏خداوند قطعاً طالوت را برای شما پادشاه مبعوث کرده است. گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد در حالی که ما به پادشاهى از او سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است؟ گفت: همانا ‏خداوند او را بر شما برگزیده است و او را در علم و [نیروى] جسم فزونی بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر کس که بخواهد، می‏دهد و خداوند گشایشگر داناست.

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

قرض نیکو

مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۲۴۵﴾

کیست آن کس که به [بندگان] خداوند قرض دهد، قرضی نیکو؟ پس [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداوند است که [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید.

در ادامه خداوند متعال داستان حضرت طالوت و حضرت داوود را بیان می نماید.

چقدر خوبه که به هم کمک کنیم در مواقع سختی و تنگدستی ، خدا هم تو مالمون برکت میذاره و رزق رو زیاد میکنه .

خوبه که به فکر دیگران هم باشیم و اون لحظاتی که نیازدارن خودمون رو جای اون ها بذاریم و از کمکی که ازمون برمیاد دریغ نکنیم.

یه چیزی هم که خیلی تو این بحث پیش میاد ریا هست ... خانم ح ( رفتم تو کار سانسور ،خخخ ) میگفت که ریا شرکت است و خیلی 

از ماها دچارش میشیم گاهی و شرک خفی یکی از انواع شرک هست . مثلا ما به ظاهر برای خدا کاری میکنیم اما ته دلمون هم 

دوست داریم تعریف و تمجید بشیم از سمت دیگران و دوست داریم بگیم که چه کار خوبی کردییم ... میفرمودن که این شرک است .

خدایا هم دست خیر بهمون عنایت بفرما و هم اخلاص در عمل که فقط برای تو باشیم ...

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

ترس از مرگ

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَشْکُرُونَ ﴿۲۴۳﴾ 

آیا از [حال] کسانى که از بیم مرگ از خانه‏ هاى خود خارج شدند، در حالی که هزاران تن بودند، ننگریستی؟ پس خداوند به آنان گفت بمیرید، سپس آنان را زنده نمود. همانا خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمی‏کنند.

وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۴۴﴾

و در راه خداوند قتال نمایید و بدانید همانا خداوند شنواى داناست.

آیات 243 تا 252 را می­توان پیرامون جنگ و قتال دانست. در این آیات ابتدا خداوند متعال هزاران نفری را که از ترس مرگ پا به فرار گذاشته بودند، مثال می­زند. خداوند آن­ها را کشته و سپس زنده نموده است تا بدانند مرگ بازگشت آن­ها به سوی پروردگار عالمیان است و امری است حتمی. همچنین بدانند عمر دست خداوند است، لذا فرار و ترس معنی ندارد. اینچنین آن­ها شامل فضل الهی می­شوند. لذا زمانی که جنگ در راه خداوند لازم می­شود، نباید ترسید و پا به فرار گذاشت.

ان شاءالله از زمره ی کسانی باشیم که از مرگ نمیترسند و در راه خدا جهاد میکنند .

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

در پست قبل آیاتی در مورد وصیت برای زنان رو خوندیم و اینک  توجه شما رو به الباقی بحث جلب میکنم :

این احکامی که در آیات 221 الی 241 بیان شد، خود به نوعی نشانه­ ی اعجاز قرآن است. زیرا بشر هیچ راه مطمئن و علمی را نمی­تواند برای استخراج چنین احکامی ارائه دهد. این در حالی است که این احکام بهترین حالت ممکنه است، و عمل به هر حالت دیگری پشیمانی را به همراه خواهد داشت.(آیه­ ی 242)

نکته: از آیه­ ی 226 که احکام طلاق و جدایی زن وشوهر آغاز می­شود، پروردگار عالمیان یازده مرتبه واژه­ ی «معروف» (7 مرتبه به صورت معرفه  و 4 مرتبه به صورت نکره) را به کار برده است. به عبارت خداوند متعال به کرّات فرموده است به شایستگی با یکدیگر رفتار نمایید. همچنین خداوند بلند مرتبه در این آیات بسیار به حقوق زنان اشاره نموده و با تعبیرهای مختلف و در حالت­های مختلف ادای این حقوق را به مردان امر نموده است. در پایان این آیات نیز حضرت حق این احکام را حقی برشمرده است که متقین باید ادا نمایند.

روز جمعه است ، برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان عج صلواتی بفرستیم . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .

پ ش : داشتم این پست رو مینوشتم برق ها برفت :| مجدد نوشتیم و رسید به ثبت :)

دعا کنیم در این گرمای تابستان برق هیچ خونه ای نره :))



شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت برای زنان

وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِیَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِی مَا فَعَلْنَ فِیَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴿۲۴۰﴾

 و کسانى از شما که مرگشان فرا می‏رسد و همسرانى بر جاى می‏گذارند، [باید] براى همسران خویش وصیت کنند که آنان را تا یک سال بدون بیرون کردن از خانه بهره ‏مند سازند. پس اگر بیرون بروند، در آنچه آنان به طور پسندیده درباره­ ی خود انجام دهند، گناهى بر شما نیست و خداوند عزیز حکیم است.

وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ ﴿۲۴۱﴾

و برای زنان طلاق داده شده متاعی به شایستگى وجود دارد، حقی است بر پرهیزگاران.

کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۴۲﴾

بدین­گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان میکند، شاید بیاندیشید.

1. باید هزینه­ ی زندگی همسران پس از فوت شوهرشان تا یک سال پرداخت شود و آن­ها را از مکان

زندگی بیرون ننمایند.(آیه­ ی 240)

2. اگر خود آن­ها بیرون رفتند، ایرادی ندارد. هیچ گناهی بر شما نیست، اگر به شایستگی رفتار کرده باشید. همانا

خداوند عزیزی حکیم است.(آیه­ ی 240)

3. برای طلاق داده­ شدگان نیز متاعی به شایستگی وجود دارد. حقی است بر متقین.(آیه­ ی 241)


یه سری نکته ها هست که در پست بعد ان شاءالله میگم براتون :)

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز وسطی

حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِینَ ﴿۲۳۸﴾ 

بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه براى خداوند به پا خیزید.

فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُکْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَمَا عَلَّمَکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ﴿۲۳۹﴾

پس اگر بیم داشتید، پیاده یا سواره [نماز کنید]. پس چون ایمن شدید، خداوند را یاد کنید همان­گونه که آنچه را نمی‏دانستید به شما آموخت.

سلام علیکم جمیعا

چطوریایید ؟ خوبید؟ طاعات و مناجات هاتون قبول باشه همگی ان شاءالله ... دعامون کردید یا نه ؟ 

راس همه ی دعاهامون تعجیل در فرج مولامون امام زمان عج ان شاءالله ...

شکیبا **

بسم الله الرحمن الرحیم

طلاق قبل از نزدیکی

لاَّ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِیضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِینَ ﴿۲۳۶﴾

اگر زنان را مادامى که با آنان نزدیکى نکرده و بر ایشان مهرى [نیز] معین نکرده‏ اید طلاق گویید، بر شما گناهى نیست و آنان را به طور پسندیده به نوعى بهره ‏مند کنید، توانگر به اندازه­ ی [توان] خود و تنگدست به اندازه­ ی [وسع] خود. حقی است بر نیکوکاران.

وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِّکَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿۲۳۷﴾
و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید، طلاقشان دادید، در حالى که براى آنان مهرى معین کرده ‏اید، پس نصف آنچه را تعیین نموده‏ اید [به آنان بدهید]. مگر اینکه آنان خود ببخشند یا کسى که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد و گذشت کردن شما به تقوا نزدیک¬تر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید. همانا خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست.

1. طلاق زنانی که با آن­ها نزدیکی نکرده­ اید، ایرادی ندارد.(آیه­ ی 236)

2. اگر فریضه­ ی آن­ها تعیین نشده است، باید به آن­ها بهره­ ای شایسته داده شود(توانگر در حد خود و فقیر نیز در حد خود). این حقی بر عهده­ ی نیکوکاران است.(آیه­ ی 236) 

3. اگر فریضه آن­ها را تعیین نموده ­اید و قبل از آمیزش قصد طلاق آن­ها را کرده­اید، نصف فریضه باید به آن­ها داده شود، مگر اینکه خودشان و یا ولیشان ببخشد.(آیه­ ی 237)

4. اگر ببخشید بهتر است و فضل را بین خودتان فراموش نکنید، همانا خداوند به آنچه انجام می­دهید بیناست.(آیه ­ی 234)


امشب که میرسد چشمم فقط به کرامت توست یا کریم ... یا انیس النفوس

شکیبا **