رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره ابراهیم آیه 4

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان، پیام وحی را به روشنی] برای آنان بیان کند. پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و عنادش] گمراه می کند، و هر کس را بخواهد، هدایت می نماید، و او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه شما دوستان عزیز و جوانم (اعم از جوانهای قدیمی و جدیدی و آینده) سلام عرض می کنم.

میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان رو خدمت تک تک شما تبریک عرض می کنم.

یکی از دلایل اینکه می فرمایند ضریح حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام شش گوشه است به خاطر این هست که حضرت علی اکبر علیه السلام در پایین پای سید الشهدا مدفون هستند و به احترام این جوان نازنین اباعبدالله، این ضریح دو گوشه اضافه تر در قسمت پایین پای امام حسین علیه السلام، نسبت به سایر ضریح هایی که تا حالا دیدم داره. به همین مناسبت چند تصویر اختصاصی از این دو گوشه اضافی رو براتون انتخاب کردم و در اینجا میذارم تا مشاهده کنید.

 ضریح شش گوشه اباعبدالله الحسین علیه السلام

ضریح شش گوشه اباعبدالله الحسین علیه السلام 

ضریح و پنجره های مربوط به آن که در سمت چپ نمایشگرتون مشاهده می کنید، مربوط به ضریح سایر شهدای کربلا می باشد.

ضریح شش گوشه اباعبدالله الحسین علیه السلام و سایر شهدای دشت کربلا

این هم تصویر در ضریح مبارک حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

 در ضریح مبارک حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام

 

ان شاءالله با تامل و تفکر در زندگی حضرت علی اکبر علیه السلام، دلایل برجستگی شخصیتی ایشون رو در حد توان خودمون دریابیم و در زندگی فردیمون بکار ببریم تا ان شاءالله ما نیز دوران جوانی نیکویی پشت بگذاریم و سربازان شایسته ای برای نهمین فرزند امام از نسل امام حسین علیه السلام، حضرت صاحب العصر و الزمان مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه­ ی 210 آیات شریفه 55 و 118 را یادآوری می­ کند.

آیه ­ی 55: این آیه بیان ­کننده­ ی چهارمین نعمتی است که خداوند متعال به قوم بنی ­اسرائیل عطا می ­فرماید. در این آیه بنی اسرائیل به حضرت موسی می­ گویند که ایمان نخواهیم آورد، مگر اینکه خداوند را با چشم خود ببینیم. در پاسخ این درخواست، صاعقه ­ای آن­ ها را در حالی که شاهد هستند گرفته و نابود می ­نماید. البته پس از مردن خداوند رحمان فرصت دوباره ­ای به آن ­ها داده و همگی مجدداً مبعوث می ­شوند.

آیه­ ی 118: در این آیه نادانان امت می­ گویند خداوند باید با ما صحبت کند و یا بر ما آیه نازل نماید. این حرف آن­ ها مشابه همان حرفی است که قوم بنی­ اسرائیل در آیه ­ی 55 گفتند. خداوند متعال در پاسخ، سرنوشت قوم بنی ­اسرائیل را گوشزد می ­نماید. این آیه در میان آیاتی قرار دارد که خداوند پس از شناساندن قوم بنی ­اسرائیل، طرز برخورد با آن ­ها را به مسلمانان آموزش می دهد.

ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم

انتظار رؤیت خداوند

هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن یَأْتِیَهُمُ اللّهُ فِی ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِکَةُ وَقُضِیَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿۲۱۰﴾

[گویى‏] جز این انتظار ندارند که خدا و فرشتگان در [زیر] سایبانهایى از ابر سپید به سوى آنان بیایند، ولى کار [به نحو دیگر] سامان یافته است و سرانجام کارها به خدا باز مى ‏گردد.

سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَمْ آتَیْنَاهُم مِّنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَن یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۲۱۱﴾

از بنى ‏اسرائیل بپرس چه بسیار معجزه آشکار به آنان [نشان‏] دادیم  و هر کس نعمت ‏خدا را پس از آنکه براى او آمد [به کفران] بدل کند خدا سخت‏ کیفر است.

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُواْ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿۲۱۲﴾

زندگى دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند مى ‏کنند و [حال آنکه] کسانى که تقوا پیشه بوده ‏اند در روز رستاخیز از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد بى‏ شمار روزى مى ‏دهد.

ان شاءالله توضیحات مربوط به این آیات رو در پست های آینده ارائه خواهیم کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْکُمُ الْبَیِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿۲۰۹﴾

و اگر بعد از (این همه) نشانه ‏های روشن، که برای شما آمده است، لغزش کردید (و گمراه شدید)، بدانید (از چنگال عدالت خدا، فرار نتوانید کرد،) که خداوند، توانا و حکیم است.

با توجه به این دلایل روشن که تا کنون بیان گردیده است، چنانچه دست از پا خطا کنید، بدانید که هیچ ضرری برای خداوند ندارد و همانا او بی­ نیاز از اطاعت شماست و با توجه به رأفتی که پروردگار عالمیان نسبت به مخلوقات دارد، اجرای این دستورات تنها به نفع خود بندگان خواهد بود.

ان شاءالله جزء بندگان راستین خداوندقرار گیریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿۲۰۸﴾

اى کسانى که ایمان آورده ‏اید همگى به اطاعت (خدا) درآیید و گام هاى شیطان را دنبال مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است!

در آیه­ ی شریفه 208 پروردگار عالمیان امر فرمود: «ای مردم همگی وارد سلم شوید». جالب است بدانید لغت «سلم» تنها یک بار در کل قرآن به کار رفته است و آن هم در این آیه است. دستوری که خداوند به همه­ ی مردم داده است و لازم نمی­ دانسته که این دستور را تکرار نماید. زیرا دستور واضح، روشن و غیرقابل انکار است و مردم می­ دانند تبعیت از دستور چه محاسن و عدم پیروی، چه معایبی را به همراه دارد. بلافاصله پس از این دستور پروردگار بلندمرتبه دستور می ­دهد که «از وسوسه­ های شیطان پیروی ننمایید، همانا او برای شما دشمنی آشکار است».

نکته: عبارت «وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ» عیناً در آیه­ ی 168 نیز آمده است. در آنجا خداوند متعال پس از پایان بیان شروط لازم برای تقوا، دستور به عدم پیروی از وسوسه­ های شیطان را می ­دهد.

اولاً در اینجا مشخص است که هدف اصلی شیطان، خارج کردن انسان از سلم است.

دوماً شروط لازم برای ورود به سلم را می ­توان همان شروط لازم تقوا دانست.

بنابراین می­ توان گفت شیطان سعی می ­کند از دو طریقِ زیر انسان را از سلم خارج نماید (آیه­ ی 169):

1. دستور به بدی و فحشاء

2. چیزهایی را ندانسته به خداوند نسبت دادن (توضیحات مربوط به این عنوان در آیه­ ی 169 بیان گردید)

مشخص می­ گردد که تأثیر «نسبت ندانسته به خداوند دادن»، نارضایتی از پروردگار عالمیان است و این نارضایتی سبب خواهد شد که انسان از مقام سلم خارج گردد (آیه­ ی 208).

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه نکات مربوط به آیه شریفه 207:

رؤوف

این عبارت پیش از این تنها در آیه­ ی 143 بیان گردیده است. این آیه در میان آیات صراط مستقیم (انتخاب جهت صحیح/پذیرش ولایت درست) آمده است. این آیه می ­فرماید «همانا خداوند قطعاً نسبت به مردم رؤوف رحیم است». به عبارت دیگر حکم تغییر ولی عاملی بود برای اینکه افراد ایمان خود را محک بزنند و این حکم در ادامه به عنوان نشانه ­ی رأفت مهربانانه ­ی پروردگار عالمیان بر تمامی مردم (نه فقط مؤمنین) معرفی می ­گردد. اما در این آیه ذات اقدس إله می­ فرماید «خداوند بر بندگان رؤوف است» نه مردم. به عبارت دیگر در آنجا که هنوز خداوند تبارک و تعالی دستورات و شرایط لازم برای متقی بودن را مطرح ننموده بود، رأفت تمامی مردم را شامل می ­شد، اما قبل از این آیه دیگر راه راست مشخص شده و مردم تکلیف خود را می ­دانند. لذا رأفت خداوند شامل کسانی است که از این دستورات پیروی نموده ­اند. از طرفی با توجه به آیه ­ی 20 و همچنین آیه­ ی 143 مشخص می ­شود منظور از رأفت خداوند بر «بندگان» کسانی است که ایمان آورده و تسلیم افرادی شده­ اند که آن­ ها خود رضای پروردگار عالمیان را جست ­و جو می ­نمایند.

 

ان شاءالله در زندگیمان به گونه ای عمل نماییم که لایق دریافت رأفت الهی باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه نکات مربوط به آیه شریفه 207:

ابتغاء

از این عبارت پیش از این در آیات 187 و 198 استفاده گردیده است. آیه­ ی 187، آخرین آیه­ ی مربوط به آیات ماه مبارک رمضان است. در این آیه خداوند متعال دستور می­ دهد که آنچه را خداوند بر شما نوشت، ابتغاء کنید(جست ­و جو کنید، دریابید). در آیه­ ی 198 نیز خداوند متعال خطاب به حاجیان می ­فرماید: مشکلی نیست اگر از فضل پروردگارتان ابتغاء نمایید. اما در آیه­ ی 207  نه دستوری در کار است و نه سفارشی، بلکه آن شخص به خاطر خواسته­ ی قلبی خود، رضای خداوند متعال را ابتغاء می­ نماید.

مرضات الله

این عبارت برای اولین بار در این آیه مطرح گردیده است. به عبارت دیگر برای اولین بار است که خداوند متعال رضای خود را مطرح می­ نماید. با توجه به ادامه­ ی آیه می­ توان متوجه شد که شخص مورد نظر به عنوان الگو بر بندگان معرفی گردیده است. انسان­ ها باید شروط لازمه­ ی تقوا را در خود برقرار نموده و همچنین سعی کنند که دستورات الهی را پیروی نمایند، تا روزی به این مرحله برسند که رضای پروردگار عالمیان را دریابند.

سلام

میلاد امام حسین حضرت عباس و امام سجاد علیهم السلام رو خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.

به همین مناسبت چندین عکس رو اینجا براتون میذارم.

گنبد حرم امام حسین علیه السلام

تصویر هوایی از حرم امام حسین علیه السلام

تصویر هوایی از حرم امام حسین علیه السلام

ضریح حرم امام حسین علیه السلام

ضریح حرم امام حسین علیه السلام

قمر در قمر؛ هلال ماه شعبان و گنبد حرم حضرت عباس قمر بنی هاشم علیه السلام

 قمر در قمر؛ هلال ماه شعبان و گنبد حرم حضرت عباس قمر بنی هاشم علیه السلام

نمای بالا ضریح جدید حرم حضرت عباس علیه السلام

نمای بالا ضریح جدید حرم حضرت عباس علیه السلام

در ضریح جدید حرم حضرت اباالفضل علیه السلام

ذر ضریح جدید حرم حضرت اباالفضل علیه السلام

بقیع...

بقیع...

خداوند متعال رو به حق این عزیزا قسم می دهم که فرج مولامون صاحب العصر و الزمان رو برسونه و بحق این بزرگواران مشکلات همه رو خصوصا بیمارها رو حل کنه ان شاءالله.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه پست قبل از سایر موارد خرید و فروش در این سوره آیات زیر را داریم:

ت) آیه­ ی 90: این آیه نیز در میان آیات بیان­ کننده­ ی عهدشکنی این قوم در تمامی دوران­ هاست. می ­فرماید به بدچیزی خود را فروختند. این فروختن در واقع کفر ورزیدن به پیامبر مکرم اسلام و قرآن کریم است.

ث) آیه­ ی 102: این آیه در میان آیاتی است که تغییر کتاب و حکام الهی را توسط این قوم توضیح می­ دهد. آیه می­ فرماید «آنچه خریدند در آخرت هیچ سودی برایشان ندارد و قطعاً به بد چیزی خود را فروختند ...» به عبارتی این­ ها کتاب الهی را رها نموده و به سحر و جادو رو آورده­ بودند. بنابراین برای دومین بار خداوند متعال می ­فرماید به بد چیزی خود را فروختند.

ج) آیه­ ی 174: این آیه در میان آیاتی قرار دارد که شروط لازم تقوا را مطرح می ­کنند. در اینجا خداوند متعال می ­فرماید «آیات و قوانین الهی را به بهای ناچیز فروختند».

چ) آیه­ ی 175: این آیه در ادامه­ ی آیه­ ی قبلی می ­فرماید این­ ها هدایت را به گمراهی و مغفرت را به عذاب فروختند.

در تمامی این هفت آیه تمام خرید و فروش ­هایی که صورت پذیرفته مذموم و مقبوح است. آیه­ ی 207 برای اولین بار از کسی سخن می­ گوید که خودش را در راه درستی خرج نموده است.

نکته: آیات 90 و 102 به صورت جمع از عبارت «انفس» استفاده کرده است در حالی که این آیه به صورت مفرد از عبارت «نفسه» استفاده کرده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

سلم

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰۷﴾

بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (علیه السلام) در لیلة المبیت به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم))، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می ‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

می­ توان گفت ارکان عبارات به کار رفته در آیه­ ی 207  به واسطه ­ی جایگاهش خاص هستند، لذا این ارکان به صورت جداگانه بررسی شده ­اند.

 

یَشْرِی

ار ابتدای سوره تا کنون مفهوم خرید و فروش در آیات مختلفی مطرح گردیده است. این آیات عبارتند از:

الف) آیه­ ی 16: این آیه در میان آیات شرح حال منافقین قرار داشته و می­ فرماید آن­ها ضلالت را به ازای فروش هدایت، می ­خرند.

ب) آیه ­ی 41: این آیه یکی از چهار توصیه­ ای است که خداوند متعال به قوم بنی­ اسرائیل می­ کند. وی می ­فرماید آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید.

پ) آیه­ ی 86: این آیه در میان آیاتی است که عدم وفای به عهد قوم بنی ­اسرائیل را توضیح می­ دهند و می ­فرماید حیات آخرت را به دنیا فروختند.

 

ادامه این موارد یعنی موارد ت، ث، ج و چ رو ان شاءالله در پست بعدی ان شاءالله خواهیم گفت.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات 204 تا 206 ویژگی قومی را بیان می­ نماید که زبانشان با آنچه در قلبشان نهفته دارند بسیار متفاوت است. شاید بتوان گفت این آیات به نوعی خلاصه­ ی آیات 6 الی 20 همین سوره ­ی مبارکه است. آیه­ ی 204 معادل آیات معادل آیات 8 الی 10 و آیه ­ی 205 معادل آیات 11 الی 15 و آیه ­ی 206 معادل آیات 16 الی 20 است. اما در عین حال ادبیات این آیات نکاتی را به همراه دارد که شاید در ابتدای سوره مشخص نبود.

1. گفتارشان مایه­ ی شگفتی است. به عبارتی آن ­قدر از حق و حقیقت می ­دانند که انسان گمان می ­کند این ­ها بهترین انسان­ ها بر روی کره­ ی زمین هستند.

2. «خداوند را بر آنچه در قلب ­هایشان است گواه می­ گیرند، در حالی که سخت­ ترین دشمنان هستند». همین آدم­ هایی که فکر می­ کردیم بهترین هستند، دشمنیشان از همه­ ی انسان ­ها حتی کفار سخت­ تر است. اینها خداوند متعال را نیز شاهد می­ گیرند و این خود نشانه ­ی این است که ذره ­ای باور به بازگشت نزد پروردگار عالمیان ندارند.

3. «خداوند فساد را دوست ندارد». این گزاره در تقارن با گزاره ­ای است که در آیه ­ی 165 خداوند متعال فرمود «کسانی که ایمان آوردند، شدیدترین محبتشان برای خداوند است». به عبارت دیگر کسانی که محبتشان برای خداوند است به هیچ عنوان فساد نمی­ کنند.

4. «... عزت را با گناه کسب می ­نمایند». در این آیه دو پیام است. اول این­ که انسان ­ها به دنبال کسب عزت هستند و این ویژگی مشترک آن­ ها است. این منافقین با انجام گناه و مؤمنین با عمل صالح. خداوند متعال می ­فرماید کسانی که تقوای الهی پیشه می­ کنند، صاحب عزت نیز خواهند شد.

بسم الله الرحمن الرحبم

رضا

در ادامه قصد داریم که ان شاءالله آیات 204 تا 214 رو با هم بخوانیم و مورد بررسی قرار بدهیم، جهت این که با دقت بیشتری آیات رو بررسی کنیم در ابتدا چند سوال مطرح میکنیم.

خداوند متعال از آغاز جزءِ دو تا کنون شرایط و دستوراتی را برای متقین مشخص نمود. حال سؤال اینجاست که آیات 204 تا 214 چه ارتباطی به این مسائل قبلی دارد.

سؤال دومی که می ­توان پرسید این است که در جزءِ یک به صورت مبسوط راجع به دشمن و ویژگی­ های دشمن که قوم بنی­ اسرائیل نمونه­ ی بارز آن است، بحث شد. خداوند متعال چرا مجدداً در این آیات از این قوم سخن می ­گوید؟

منظور از سلم چیست؟

 

ایثار

وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿۲۰۴﴾

و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می‏ شود، (در ظاهر، اظهار محبت شدید می‏ کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‏ گیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسخت ترین دشمنانند.

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیِهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ ﴿۲۰۵﴾

(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی بر می‏ گردانند (و از نزد تو خارج می‏ شوند) [و یا ریاستی یابند]، در راه فساد در زمین، کوشش می‏ کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می ‏سازند، (با اینکه می‏ دانند) خدا فساد را دوست نمی ‏دارد.

وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۲۰۶﴾

و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‏ شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه می‏ کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است، و چه بد جایگاهی است.

ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا ما هم بعثتی داریم؟ برانگیخته شدنی ازروی عادتها و جبرها و اسارتها؟ این رشد وشکوفه‌ زدن ما و از دل خاک سر درآوردن ما، در کدام بهار عمرمان اتفاق خواهد افتاد؟ آیا عید مبعث، عید آزادی ما هم هست؟

بعث یعنی بیدارشدن و پلک تازه و دوباره‌ای به هستی‌ زدن. چه پیوندی است در این بعثت رسول و زیارت علی و هجرت حسین بن علی؟ (از اعمال سفارش شده در روز 27 رجب زیارت امیر المومنین است و بنا بر تواریخ موثق، سیدالشهدا در همین روز از خانۀ دل خود، بار بست و به سمت ربَّش رهسپارشد) این چه پیوند عجیبی است که رسول، در یک روز، از غار تنهایی خویش بیرون می‌ آید و زیارت ابوتراب که او امیر خاکیان است و برخاک امیر، نه مانند ما اسیرخاک و آغازحرکت حسین علی در همین روز که او به سمت خدا و برای خدا حرکتش را آغاز کرد.

بعثت یعنی دوباره متولد شدن. عیسی علیه‌السلام به این بعثت آدمی اشاره دارد؛ که در بعثت، حرکت آدمی و خارج شدن او و روانه شدن او آمده است؛ حرکتی رو به بی‌ نهایت. خارج‌شدن از غریزه‌ ها به سمت وظیفه‌ ها و روانه شدن و هجرت آدمی به سوی آن مقصد بی‌ مرز که در معنای بعثت حرکت، روانه‌شدن و بیدارشدن آمده است؛ حرکتی به سمت بی نهایت، نه خلق و دنیا و نفس و شیطان. روانه‌شدن برای او، نه حتی برای بهشت و مزد و اجر.

غار حراء

هرکس بعثتی دارد و به اندازه بعثتش همراهی با ولی دارد و به همان اندازه، برای اوحساب باز می‌ کنند. «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (ای پیامبر، خداوند و مؤ منانی که از تو پیروی می‏کنند برای حمایت تو کافی است (؛ فقط بر آنها تکیه کن)! – 64 انفال)؛ تبعیت و همراهی او ملاک برای محاسبه ما است.

حرم نبوی

عجب رابطه عجیب عجین‌شده‌ ای بین بعثت رسول و زیارت علی بن ابیطالب هست؟ آیا در بعثتی که الگویش ابوتراب است، ما هم دل ازدل تراب بیرون فرستاده‌ایم؟

 آیا ما همراه رسول، از دل این همه عادت و غریزه به سمت وظیفه، بعثتی داشته‌ ایم؟ آیا ما با علی و در کنار علی، به رشدی رسیده‌ ایم که اسیرخاک نمانیم و از دل این دنیای خاکی جوانه بزنیم و سر از خاک برآریم؟ آیا ما همراهی با حسین بن علی را در انگیزه‌ ها و هدف ها داریم؟

 

+ متن نوشته امیر سجادی، سایت عین صاد.

 

بعثت پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم رو خدمت همه دوستداران و رهروان آن حضرت تبریک عرض می نمایم.

بسم الله الرحمن الرحیم

آن­ چه در این آیات بسیار تأکید شده، یاد خداوند است. به عبارت دیگر از آغاز (آیه 198) تا پایان (آیات 200 و 203) مراسم حج، خداوند متعال را باید یاد نمود.

با توجه به آیات حج می ­توان متوجه شد که عمل حج عملی بسیار عظیم است، زیرا:

1. این عمل باید برای خداوند انجام شود.

2. خداوند متعال در آن یاد شود.

3. طلب بخشش می ­شود.

4. آبادی دنیا و آخرت و نجات از آتش خواسته می ­شود.

با این تفاسیر اگر حج درست به جا آورده شود، مایه هدایت بوده و زاد و توشه آخرت قرار گرفته و سبب رستگاری جاودان می­ شود (ان شاء الله). شاید به همین خاطر است که در سه آیه­ ی مختلف از این آیات، به اشکال مختلف به تقوا اشاره گردیده است.

 

ان شاءالله با نابودی آل سعود و تمامی معاندین اسلام، سفر امن و ایمن حج برای همگان فراهم شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات 198 الی 203 روند برگزاری مراسم حج و مدت آن را بیان می ­دارد.

1. فضلی از جانب پروردگارتان طلب نمایید.

نکته­ ای که شایان توجه است، طلب فضل و رحمت الهی است. چنان­ چه پیشتر مشخص شد، منظور از فضل قوم بنی­ اسرائیل نسبت به دیگر اقوام، سه بار فرصت هدایتی بود که بیشتر از دیگران داشتند. هدایت نیز همان نعمتی بود که تبعیت از آن رستگاری جاودان را به همراه داشت (آیه 38). بنابراین در اینجا نیز می­ توان گفت طلب فضل الهی، رستگاری جاودان را به همراه خواهد داشت.

2. بعد از کوچ از عرفات، خداوند را در مشعرالحرام یاد نمایید.

3. و یاد کنید او را همان­ گونه که شما را هدایت نمود، در حالی که پیش از این از گمراهان بودید.

با انجام اعمال حج، خداوند متعال شما را هدایت نمود، لذا او را یاد نمایید. بنابراین تأثیر اعمال حج (و طلب فضل الهی)، هدایت است. همان چیزی که متقین از آن بهره ­مند می­ شوند و هدف انسان­ ها باید به دست آوردن آن باشد. پیشتر پیرامون هدایت به تفضیل صحبت شده است، مخصوصاً در سوره مبارکه حمد و آیات شریفه 1 تا 39 سوره­ مبارکه بقره.

4. سپس از جایی که مردم کوچ می­ کنند، روانه شوید و از خداوند متعال طلب بخشش کنید.

نکته: این طلب بخشش یادآور نعمت 6 قوم بنی ­اسرائیل است، که هنگام ورود به شهر باید می­ گفتند «حطه» تا بخشیده می­ شدند.

5. هنگام انجام مناسک حج، خداوند را به شدت یاد کنید، همان­ گونه که پدرانتان را یاد می­ کنید و یا بیشتر.

6. به خداوند بگویید: «پروردگار ما، به ما در دنیا نیکی­ ای عطا فرما و در آخرت نیکی­ ای و ما را از عذاب آتش نگاه دار.»

7. در این ایام مشخص خداوند را یاد نمایید.

8. هرکس در دو روز و یا بیشتر اعمال را انجام دهد، ایرادی ندارد.

9. از خداوند بترسید و بدانید همانا به سمت او محشور می­ شوید.

 

ادامه دارد...

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام رو خدمت حضرت امام رضا علیه السلام  و همه شما دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم.

بسم الله الرحمن الرحیم

فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿۲۰۰﴾

و هنگامی که مناسک (حج) خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآوری از پدرانتان (آن گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن هم بیشتر! (در این مراسم، مردم دو گروه‏ اند) بعضی از مردم می‏ گویند: خداوندا! به ما در دنیا (نیکی) عطا کن! ولی در آخرت، بهره ای ندارند.

وِمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ﴿۲۰۱﴾

و بعضی می‏ گویند: پروردگارا! به ما در دنیا (نیکی) عطا کن! و در آخرت نیز (نیکی) مرحمت فرما! و ما را از عذاب آتش نگاهدار!

أُولَئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿۲۰۲﴾

آنها از کار (و دعای) خود، نصیب و بهره‏ ای دارند، و خداوند، سریع الحساب است.

وَاذْکُرُواْ اللّهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾

و خدا را در روزهای معینی یاد کنید! (روزهای 11 و 12 و 13 ماه ذی الحجه). و هر کس شتاب کند، و (ذکر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست، و هر که تاخیر کند، (و سه روز انجام دهد نیز) گناهی بر او نیست، (این اختیار) براى کسى است که (از محرمات) پرهیز کرده باشد و از خدا بپرهیزید و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد!

 

توضیحات مربوط به این آیات رو ان شاءالله در پستهای بعدی خدمتتان ارائه خواهیم کرد.

ان شاءالله خداوند هم در این دنیا و هم در آخرت به همه ما نیکی مرحمت فرمایید و از عذاب آتش ما را نگه دارد.

بسم الله الرحمن الرحیم

یاد خداوند

لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِن کُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّینَ ﴿۱۹۸﴾

گناهی بر شما نیست که از فضل پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی ریزی یک اقتصاد صحیح است). و هنگامی که از عرفات کوچ کردید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید! او را یاد کنید همان طور که شما را هدایت نمود و قطعا شما پیش از این، از گمراهان بودید.

ثُمَّ أَفِیضُواْ مِنْ حَیْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۹۹﴾

سپس از همان جا که مردم کوچ می‏ کنند، (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید! و از خداوند، آمرزش ‍ بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است!

آیات این بخش ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ ﴿۱۹۷﴾

حج، در ماه های معینی است! و کسانی که (با بستن احرام، و شروع به مناسک حج،) حج را بر خود فرض کرده‏ اند، (باید بدانند که) در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال روا نیست! و آنچه از کارهای نیک انجام دهید، خدا آن را می ‏داند. و زاد و توشه تهیه کنید، که بهترین زاد و توشه، پرهیزکاری است! و از من بپرهیزید ای خردمندان!

در آیه­ ی 197 نیز احکام مربوط به حج بیان می­ گردد.

1. ایام حج مشخص است.

2. آمیزش جنسی، گناه و جدال در حج حرام است.

نکته: گناه و جدال در همه اوقات حرام است، اما در ایام حج موجب ابطال آن نیز خواهد شد. موضوعی که شایسته توجه است، بیان شدن جدال به صورت جداگانه است.

نکته: حج اگر به درستی انجام شود، زاد و توشه برای آخرت قرار می گیرد. در واقع برای انجام درست حج باید به دقت به قوانین فوق عمل کرد.

الف) این آیه نیز مانند آیه­ ی قبلی دستور به تقوا می­ دهد، اما به صورتی متفاوت. آیه می­ فرماید «آنچه از خیر انجام می­ دهید، خداوند می ­داند». از این گزاره مشخص می­ شود انجام ندادن سه عمل ذکر شده در آیه، انجام خیر است.

ب) «توشه برگیرید، پس همانا بهترین توشه تقوای الهی است و تقوا پیشه کنید ای صاحبان خرد»

1. در این گزاره مشخص می­ شود تقوا یک امر پایان­ پذیر و ثابت نیست، بلکه همواره قابل پیشرفت و تعالی است.

2. هرکس دارای خرد باشد، تقوا پیشه خواهد نمود. در غیر این صورت عقل خود را از دست داده است.

3. در آیه قبلی مشخص شد که تقوا پیشه نکردن، بسیار مضر خواهد بود و در این آیه بیان شده که پیشه کردن تقوا بسیار سودمند است.

 

ان شاءالله با خودمون بهترین توشه ها رو برای سفر همیشگیمون جمع کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیه­ ی 196 خداوند متعال احکام مربوط به قربانی در ایام حج را بیان می ­نماید. این احکام عبارتند از:

1. آنچه از قربانی برایتان میسر است، در محل مخصوص آن(قربانگاه) هدیه کنید.

2. اگر ایمن نبودند و نمی توانستند حج را به جا آورند، باید قربانی را بدهند.

3. با ایمن شدن، قربانی در محل قربانگاه داده و سر خود را بتراشند.

4. اگر تراشیدن سر برای آنها (به دلیل مریضی و یا اذیت شدن) ممکن نیست، روزه، صدقه و یا گوسفند فدیه دهند.

5. اگر نمی توانند قربانی دهند، سه روز در حج و هفت روز بعد از بازگشت روزه بگیرند.

علاوه بر اجکام مربوط به قربانی، این آیه شامل دو دستور دیگر در ابتدا و انتهای آن می­ باشد:

1. حج و عمره را برای خداوند به جا آورید.

نکته: در واقع باید دقت داشت که خدای ناکرده هدف از حج رفتن به دست آوردن آبرو و یا حاجی شنیدن نباشد که در این صورت حج ارزشی نخواهد داشت.

2. نسبت به خداوند تقوا پیشه کنید و بدانید همانا خداوند سخت عقاب است.

بعد از بیان احکام، خداوند متعال به وسیله­ ی این دستور هشداری صریح به تمامی مخلوقات می­ دهد. به این معنا که هرکس تقوای الهی پیشه نکند، بسیار زیان خواهد نمود. با توجه به این هشدار می ­توان متوجه شد که در صورت رعایت نکردن این احکام در حج، انسان از دایره­ ی تقوا خارج می­ گردد.

نکته: با توجه به دستور قبلی مبنی بر عدم بخل، شاید بتوان گفت یکی از علل کم شدن قربانی، تعلق خاطر به دنیا باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

حج

خداوند متعال در آیات شریفه 196 الی 203 به احکام مربوط به حج می پردازد و قوانین مربوط به آن را بیان می نماید.

احکام

وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَکُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کَامِلَةٌ ذَلِکَ لِمَن لَّمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۱۹۶﴾

و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید! و اگر محصور شدید، (و مانعی مانند ترس از دشمن یا بیماری، اجازه نداد که پس از احرام بستن، وارد مکه شوید،) آنچه از قربانی فراهم شود (ذبح کنید، و از احرام خارج شوید)! و سرهای خود را نتراشید تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود) و اگر کسی از شما بیمار بود و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفارهای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد! و هنگامی که (از بیماری و دشمن) در امان بودید، هر کس با ختم عمره، حج را آغاز کند، آنچه از قربانی برای او میسر است (ذبح کند)! و هر که نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامی که باز می‏ گردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این برای کسی است که خانواده او، نزد مسجدالحرام نباشد (اهل مکه و اطراف آن نباشد). و از خدا بپرهیزید و بدانید که او، سخت کیفر است!