رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره الرحمن آیه 23
فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

پس کدامیک از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟

طبقه بندی موضوعی

حکمت 342 نهج البلاغه: راه بى نیازى
(اخلاق اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْغِنَى الْأَکْبَرُ الْیَأْسُ عَمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ.
(و درود خدا بر او،) فرمود: برترین بى نیازى و دارایى، نومیدى است از آنچه در دست مردم است.

شرح حکمت:
در واقع آنچه امام علیه السلام در این کلام نورانى فرموده مى تواند برگرفته از آیات قرآن مجید باشد. آنجا که قرآن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را مخاطب ساخته چنین مى فرماید: «و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، که به گروه هایى از آنان داده ایم، میفکن! اینها شکوفه هاى زندگى دنیاست؛ تا آنان را در آن بیازماییم؛ و روزىِ پروردگارت بهتر و پایدارتر است! (131 طه)» شبیه همین معنا در آیه 88 سوره «حجر» نیز آمده است.

امام علی علیه السلام مى فرماید: «کسى که خداوند به او بى اعتنایى نسبت به آنچه در دست مردم است عطا فرموده، به حقیقت غنا رسیده است».
امام سجاد علیه السلام می فرماید: «تمام نیکى ها را در طمع نورزیدن به آنچه در دست مردم است دیدم و کسى که قطع امید از مردم کند و کار خود را در جمیع امور به خداى متعال واگذارد، خدا خواسته او را در همه چیز برمى آورد.»
امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «هرگاه کسى از شما اراده مى کند که چیزى از خدا نخواهد مگر اینکه به او بدهد، از آنچه در دست همه مردم است چشم پوشى کند و امیدش تنها به خدا باشد. هرگاه خداوند چنین حالتى را در قلب او ببیند هرچه از خدا بخواهد به او مى دهد.»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

واعظ: مرجع عالی قدر تشیع حاج شیخ حسین وحید خراسانی

موضوع: راه ارتباط با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

 فایل ویدوئی

حکمت 341 نهج البلاغه: سختی روز مجازات ظالم
(سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): یَوْمُ الْعَدْلِ عَلَى الظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ یَوْمِ الْجَوْرِ عَلَى الْمَظْلُومِ.
و درود خدا بر او، فرمود: روز اجراى عدل بر ستمگر، سخت تر است از روز ظلم کردن ستمگر بر مظلوم.

شرح حکمت:
این کلام شبیه حکمت 241 می باشد. می تواند منظور از روز اجراى عدالت اعم از دنیا و آخرت باشد، زیرا تاریخ نشان مى دهد که بسیارى از ظالمان در همین دنیا به مجازاتهاى سختى گرفتار شده اند و حتى در عمر کوتاه خود نیز بارها صحنه آن را دیده ایم که اگر آن را جمع آورى کنیم کتابى مى شود.
امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرمایند: «ظالم فردایى دارد که هر دو دست خود را با دندان مى گزد و همین براى او کافى است».
امام باقر علیه السلام در حدیثى مى فرماید: «خداوند از ظالمان به وسیله ظالمان انتقام مى گیرد و این همان است که در قرآن فرمود: اینگونه بعضى از ظالمین را بر بعضى مسلط مى کنیم (129 انعام)».
امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «سریعترین چیزى که ثوابش به انسان مى رسد نیکوکارى در حق دیگران وسریع ترین شرى که کیفرش دامان انسان را مى گیرد ظلم و ستم است».
این مسئله به قدرى داراى اهمیت است که امام باقر علیه السلام در حدیث دیگرى مى فرماید:«سه عمل است که صاحب آنها هرگز از دنیا نمى رود تا وبال و آثار سوء آن را ببیند: ظلم و قطع رحم و قسم دروغین که با اینها با خدا مبارزه مى کند».
امام صادق علیه السلام فرمود: «سزاوارترین گناهانى که خداوند عقوبتش را در دنیا به زودى به صاحبش مى رساند به اضافه کیفرهایى که در آخرت براى او ذخیره کرده، ظلم و قطع رحم است.»

حکمت 340 نهج البلاغه: ارزش پاکدامنى و شکرگزارى
(اخلاقى، اقتصادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى.
و درود خدا بر او، فرمود: عفّت و خویشتندارى، زینت فقر است و شکر و سپاس، زینت غنا و توانگرى است.

شرح حکمت:
مشابه این کلام در حکمت 68 نیز بیان شده است. خداوند درباره جمعى از فقراى آبرومند و باایمان در سوره «بقره» آیه 273 مى فرماید: «شخص ناآگاه آنها را براثر عفت، غنى و ثروتمند مى پندارد»، بنابراین «عفت» به معناى خوددارى کردن از حرام و هرگونه کار خلاف است.
در کتاب کشف الغمة این کلام حکیمانه با اضافات بیشتری از امام علیه السلام به این طریق نقل کرده است: «عفت (وخویشتندارى) زینت فقر است و شکر زینت غنا و ثروتمندى، صبر زینت بلا و مصیبت است و تواضع زینت شخصیت، فصاحت زینت کلام است و عدالت زینت ایمان، آرامش زینت عبادت است و حفظ کردن، زینت روایت؛ فروتنى زینت علم است و ادب زینت عقل، گشادگى چهره زینت حلم است و ایثار و فداکارى زینت زهد، بخشش به مقدار آنچه انسان در توان دارد زینت روح است و کثرت گریه زینت خوف از خدا، مصرف کم زینت قناعت است و ترک منت زینت کار خیر و بخشش، خشوع زینت نماز است و ترک آنچه مربوط به انسان نیست زینت ورع و پرهیزکارى».

حکمت 339 نهج البلاغه: قدرت و حاکمیّت اندیشه
(سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): صَوَابُ الرَّأْیِ بِالدُّوَلِ یُقْبِلُ بِإِقْبَالِهَا وَ یَذْهَبُ بِذَهَابِهَا.
و درود خدا بر او، فرمود: استوارى رأى (حکم، اندیشه) با کسى است که قدرت و دارایى دارد، با روى آوردن قدرت، روى آورد، و با پشت کردن آن روى بر تابد.

شرح حکمت:
براى این گفتار امام علیه السلام چند تفسیر وجود دارد : نخست اینکه تا انسان آراء صحیح و درستی نداشته باشد نمى تواند حکومت خوبى تشکیل دهد؛ مدیریت هاى عالى و قوى سرچشمه حکومت هاى نیرومند و صالح است همراه این مدیریت ها آن حکومت ها شکل مى گیرد و با از بین رفتن آن، حکومت ها رو به زوال مى نهند.
تفسیر دیگر اینکه رأى صحیح به هنگام قدرت حاصل مى شود، زیرا افراد قوى و نیرومند براى حفظ قدرت خود مى کوشند تا صحیح ترین راه را انتخاب کنند در حالى که افراد ضعیف و ناتوان آمادگى روحى براى گرفتن تصمیم هاى صحیح ندارند، از اینرو با حصول قدرت، رأى درست مى آید و با پشت کردن قدرت، رأى درست هم از دست مى رود.
تفسیر سوم اینکه چون افراد به قدرت مى رسند هر نظرى اظهار دارند از سوى اطرافیان متملق و چاپلوس، نظرى صحیح و صواب معرفى مى شود، هرچند باطل باشد و به عکس هنگامى که قدرت از دست برود گروهى ظاهربین صائب ترین نظرها را نیز انکار مى کنند. شبیه همین معنا در کلام دیگرى از مولا امیرمؤمنان علیه السلام در غررالحکم آمده است: «دولت و قدرت، خطاى صاحب آنرا صواب(درست) جلوه مى دهد و صواب بر ضد آن را خطا مى شمارد.»

حکمت 338 نهج البلاغه: لزوم هماهنگی علم اکتسابی با علم فطری
(علمی)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعِلْمُ عِلْمَانِ مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ وَ لَا یَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ إِذَا لَمْ یَکُنِ الْمَطْبُوعُ.
و درود خدا بر او، فرمود: علم دو گونه است: فطرى و شنیدنى (اکتسابى) و دانش شنیدنى (اکتسابى) سودى نمى دهد مگر آنکه با فطرى همراه باشد.

شرح حکمت:
یکی از تفاسیر علم مطبوع (فطری)، دانش هاى غریزى و وجدانیات است که انسان از آغاز با الهام الهى در درون جان خود دارد و علم مسموع علومى است که از طریق شنیدن از دانشمندان و صاحبان تجربه و آگاهى به دست مى آید و اگر این دسته از علوم با علوم فطرى انسان هماهنگ نباشد نه تنها موجب هدایت نمى شود؛ بلکه گاه موجب گمراهى است. البته نمى توان انکار کرد که همه مردم در علم فطرى یکسان نیستند؛ بعضى به قدرى تیزبین و ذاتآ هشیارند که در بسیارى از مسائل نیاز به معلم و آموزگار ندارند و بعضى به قدرى کند ذهن که حتى در مسائل بدیهى گاهى پاى آنها مى لنگد، بنابراین از همه نمى توان یکسان انتظار داشت و خداوند نیز هرکس را به مقدار استعداد و توانش تکلیف مى کند: (لاَ یُکَلِّفُ اللهُ نَفْسا إِلاَّ مَا آتَاهَا.) (7 طلاق)
از تفاسیر دیگر، اینکه منظور از علم مطبوع، علم به اصول اعتقادى مانند توحید وعدل الهى و معاد است که تمام آنها با وجدان قابل اثباتند و علم مسموع همان علم به فروع دین است. به یقین اگر علم به اصول نباشد علم به فروع و عمل به آن سودى نمى بخشد.

حکمت 337 نهج البلاغه: دعوت کننده بی عمل
(اخلاقى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ
و درود خدا بر او، فرمودند: آنکس که مردم را (به نیکى ها) فرا مى خواند؛ ولى خود به آن عمل نمى کند مانند کماندارى است که با کمان بدون زه مى خواهد تیراندازى کند.

شرح حکمت:
در خطبه 175امیرمؤمنان على علیه السلام می فرماید: «اى مردم، به خدا سوگند! من شما را به هیچ طاعتى ترغیب نمى کنم، مگر این که خودم پیش از شما به آن عمل مى نمایم و شما را از هیچ معصیتى باز نمى دارم، مگر این که خودم پیش از شما از آن دورى مى جویم.»
امام صادق علیه السلام مى فرمایند: «هرگاه عالم به علمش عمل نکند موعظه و اندرز او از دلها فرو مى ریزد، آنگونه که دانه هاى باران از سنگ سخت فرو مى ریزد». قرآن مجید نیز مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! چرا سخنى مى گویید که عمل نمى کنید؟! * نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمى کنید. (2و3 صف)»
معنا دیگری به این صورت برای این حکمت آمده است: «کسى که دعا مى کند، ولى کارى انجام نمى دهد؛ مانند تیراندازى است که با کمان بدون زه مى خواهد تیراندازى کند». شک نیست که دعا بسیار مؤثر است؛ اما دعا کننده باید آنچه را در توان دارد به کار گیرد و آنچه را در توان ندارد از خدا بخواهد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «چهار گروهند که دعاى آنها مستجاب نمى شود (نخست) کسى که در خانه اش نشسته (و دنبال تلاش براى معاش نمى رود) و عرض مى کند: پروردگارا به من روزى ده. خدا در پاسخ او مى گوید: آیا به تو دستور نداده ام که باید به دنبال کار و طلب روزى بروى؟ و کسى که همسرى دارد و پیوسته از دست او ناراحت است و دعا مى کند تا از شر او خلاص شود، خدا مى فرماید: مگر به تو حق طلاق ندادم؟ و کسى که اموال (فراوانى) داشته و آنها را بیهوده خرج کرده سپس عرضه مى دارد: خدایا به من روزى ده. خداوند به او پاسخ مى دهد: مگر به تو دستور میانه روى (و هزینه کردن از روى حساب و کتاب) ندادم و آیا به تو دستور ندادم که در اصلاح مال بکوشى؟ سپس امام علیه السلام آیه 67 سوره «فرقان» را تلاوت فرمود: «بندگان خدا کسانى هستند که وقتى انفاق کنند نه اسراف مى کنند و نه سختگیرى و در میان این دو حد اعتدالى دارند»، و کسى که اموالى داشته و آن را بدون گرفتن شاهد وگواه وام داده است (و گیرنده وام آن را انکار مى کند و او پیوسته دعا مى کند که خداوندا! به قلب او بینداز که بدهى من را بدهد) خداوند به او مى فرماید: آیا به تو دستور ندادم که گواه بگیرى؟».

حکمت 336 نهج البلاغه: مسئولیت وعده دادن
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى یَعِدَ.
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از او درخواستى شده، تا وعده نداده آزاد است. (ولى پس از وعده دادن در گرو وعده خویش است و تا به آن وفا نکند آزاد نمى شود.)

شرح حکمت:
قرآن مجید مى فرماید: «به عهد خود وفا کنید که از عهد (در قیامت) سؤال مى شود. ( 34 اسرا)» رسول خدا صلی الله علیه و آله مى فرمایند: «وعده به منزله بدهکارى است. واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند، واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند، واى به حال کسى که وعده مى دهد و خلاف مى کند.» در حدیث دیگرى مى فرمایند: «که وعده اى مى دهد (وعده اش) مانند بدهکارى یا شدیدتر از آن است.»
امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرمایند: «کسى که وعده اى به او داده ام و شب هنگام در بسترش بیدار است و لحظه شمارى مى کند که صبح شود و نزد من آید و حاجتش برآورده شود، ناراحتى و انتظار او هرگز از ناراحتى من شب هنگام در بسترم بیشتر نیست، چرا که انتظار مى کشم به سراغ او بروم و از دِین وعده او درآیم. مبادا مانعى سبب خلف وعده شود، زیرا خلف وعده از اخلاق انسان هاى باشخصیت وبزرگوار نیست.»
امام صادق علیه السلام م ی فرمایند: «()؛ وعده مؤمن به برادرش نوعى نذر است، هرچند کفاره ندارد و هرکس خلف وعده کند درواقع با خدا مخالفت کرده و خود را در معرض خشم او قرار داده و این همان چیزى است که قرآن مى فرماید: "اى کسانى که ایمان آورده اید چرا سخنى مى گویید که به آن عمل نمى کنید؟ این کار موجب خشم عظیم در پیشگاه خداست که سخنى بگویید و به آن عمل نکنید. (3 صف) "»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

واعظ: استاد رائفی پور

موضوع: اطاعت محض از امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف

 

فایل صوتی

حکمت 335 نهج البلاغه: شریکان مال انسان
(اقتصادی)

وَ قَالَ (علیه السلام): لِکُلِّ امْرِئٍ فِی مَالِهِ شَرِیکَانِ ، الْوَارِثُ وَ الْحَوَادِثُ.
و درود خدا بر او، فرمود: هر کسی دو شریک در مال خود دارد: یکی وارث و دیگری حوادث.

شرح حکمت:
اشاره به اینکه افراد بخیل به چه مى اندیشند؟ آیا تصور مى کنند این اموال را با خود مى برند با اینکه از دو حال خارج نیست: یا به وسیله حوادث و پیش آمدهاى روزگار از قبیل ورشکست شدن در تجارت، ربوده شدن به وسیله سارقان، سیل و آتش سوزى و امثال آن بر باد مى رود و یا در صورت مصون ماندن از حوادث به دست وارث مى رسد. وارثى که غالبآ دلش به حال صاحب مال نسوخته و آن را تملک مى کند و از آن براى منافع خود و عیش و لذت بهره مى گیرد؛ بى آنکه به فکر صاحب اصلى مال باشد. بسیار دیده ایم افرادى را که اموالى از آنها به ارث رسیده و در میان آن ثلث یا موقوفاتى وجود دارد و وارثان اصرار دارند که با بهانه هایى حتى ثلث را تملک کرده و وقف را به نوعى باطل کنند و عین موقوفه را به تملک خود درآورند! افراد بخیل اگر در این امور درست بیندیشند به اشتباه بزرگ خود پى مى برند. آیا بهتر آن نیست که شریک دیگرى براى خود دست و پا کنند؟ شریکى که در مشکلات برزخ و قیامت به داد آنها مى رسد و به مضمون «آنچه نزد شماست فانى مى گردد و آنچه نزد خداست باقى مى ماند. (96 نحل)»، هرگز خللى در آن وارد نمى شود. آرى این شریک، همان نیازمندان و محرومانى هستند که انفاق بر آنها در قرآن مجید با تعبیر وام دادن به خدا بیان شده است: (مَّنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضآ حَسَنآ فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ کَثِیرَةً) همان وامى که حداقل ده برابر و حداکثر هفتصد برابر و بیشتر به آن سود داده خواهد شد.
شد این سخن به دو صورت دیگر نیز نقل شده: نخست: «به مال افراد بخیل بشارت ده که یا حوادث نابودکننده در انتظار آن است و یا وارث» ودیگر اینکه: «در مال تو (جز تو) دو شریک هست: حوادث نابودکننده و وارث، هرکار که سبب شود سهم تو کمتر از آن دو نباشد انجام ده (بخشى از اموالت را انفاق کن).»