رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره مومنون آیه 67

مُسْتَکْبِرِینَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ

در حالی که در برابر آن آیات استکبار می‏نمودید و شبها در جلسات خود به بدگوئی ادامه می‏دادید.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حدیث شماره ۱ باب کلیات توحید کتاب توحید اصول کافی
قسمت دوم

 
... برای هرچیزی از آنها (از طرف او) نگهبان و گماشته ای است و هرچیزی از آنها به چیز دیگر احاطه دارد و آن که به همه احاطه کنندگان احاطه دارد، خدای یکتای یگانه بی نیازی است که گردش روزگار، دگرگونش نسازد و ساختن هیچ چیز او را خسته ننماید؛ تنها به آنچه خواهد گوید: باش، پس باشد (موجود شود). آنچه را آفریده، بدون نمونه پیشین و بدون رنج و تلاش پدید آورده است. هرکه چیزی سازد از ماده ای سازد و خداوند آنچه پدید آورد بی ماده ساخته است. هر دانشمندى پس از نادانى دانا گشته و خداوند نه نادان بوده و نه دانش آموخته است. علمش همه چیز را پیش از آفرینش آنها فراگرفته و با پیدایش آنها، علمش افزایش نیافته است. علم او به آنها پیش از پدید آمدنشان چون علم اوست به آنها پس از پدید آوردنشان. چیزها را آفرید نه برای افزودن قدرت و سلطه خود و نه به خاطر بیم از نابودی و نه برای یاری جستن در دفع مخالفی ستیزه گر و نه همتایی افزون خواه بلکه همه این آفریدگان، پروردگان او هستند و بندگان سر بزیرند.
منزه است آن که نه آفرینش آن چه آفرید بر او دشوار بوده و نه تدبیر کار آفریدگان او را خسته نموده. از ناتوانی و سستی نیست که به همین اندازه که آفریده، بسنده کرده است (بلکه در آفرینش بیش از این مقدار حکمت و مصلحت ندیده). آنچه را آفریده دانسته و آنچه را به صلاح دانسته آفریده است. نه بر اثر اندیشه و علم تازه بوده است و نه در آفرینش خطا کرده و آنچه را نیافریده به سبب تردیدش نبوده است، بلکه آفرینش او قضاء و فرمانیست ناگسستنى و دانشى است محکم و فرمانی است استوار...

حدیث شماره 1 باب کلیات توحید کتاب توحید اصول کافی

قسمت اول

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «امیرالمؤمنین(علیه السلام) براى مرتبه دوم مردم را به جنگ با معاویه برانگیخت. چون مردم جمع شدند به سخنرانى برخاست و فرمودند: «ستایش خدای را که یگانه و یکتا و بى نیاز و تنهاست که بود او از چیزى نیست و آفرینشش از چیزى نبوده است. فقط با قدرتى آفریده که به سبب آن از همه چیز جدا شده و همه چیز از او جدا گشته است. نه برای او صفتی که بدان بتوان رسید، باشد و نه حدّی که برای آن مثال بتوان آورد. آرایش لغت ها از توصیف او ناتوان و ستودن هاى گوناگون در آنجا سرگردانند. راه هاى عمیق اندیشه نسبت به ملکوت او سرگردان و تفاسیر جامع از نفوذ در علمش بریده گشته است. پرده های ناپیدا در حقیقت پنهانش حایل شده و خردهای تندرو و تیزبین نسبت به مطالب دقیق در نزدیک ترین درجات حضرتش گم گشته اند. فرخنده و برتر است خدایی که اندیشه های ژرف نگر به کنه شناخت او نرسد و و زیرکی هاى عمیق حقیقت  او را در نیابد. فرازمند است آن که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد و صفاتش حدّپذیر نباشد. منزه باد آن خدائی که نه آغازى دارد که از آن شروع شود و انجامی ندارد که به آن پایان یابد و آخری برای او نیست که به نیستی گراید. او منزه است، آن گونه که خود را وصف کرده است و وصف کنندگان به ستایش او نرسند، و خدایی که همه چیز را هنگام آفرینش محدود ساخت تا از همانندی خودش جدا باشند و او از همانندی آنها جدا باشد. در چیزها وارد نشده تا بتوان گفت در آنها جا دارد و از آنها دور نگشته تا بتوان گفت از آنها جدا است و از آنها دور نگشته تا توان گفت در کجاست، ولى خداى سبحان علمش همه چیز را فرا گرفته و صنعش آنها را محکم ساخته و یادش آنها را شماره کرده است. پنهانی هاى هواى ناپیدا (مانند امواج و برق و قواى ناقل صدا) و پوشیده هاى نهان تاریکى شب و آنچه در آسمان هاى بالا تا زمین هاى پائین است از او نهان نیست....

حدیث شماره 4 باب روح کتاب توحید اصول کافی

 

محمّد مسلم گوید از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم درباره آنچه روایت کنند که خداوند آدم را به صورت خود آفریده است. حضرت فرمودند: «آن شکلی پدید آمده و آفریده شده است که خدا آن را انتخاب کرده و بر سایر صورت های مختلف برگزیده است و به خود نسبت داده است همچنان که کعبه و روح را به خود نسبت داده و فرموده است: «خانه من» و «و در او از روحم دمیدم.»»

حدیث شماره 3 باب روح کتاب توحید اصول کافی

 

محمد بن مسلم گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره سخن خداى عزوجل «و از روح خود در او دمیدم (72 ص)» پرسیدم که آن دمیدن چگونه بود؟ فرمودند: «روح مانند باد متحرک است و براى آن روحش نامند که نامش از ریح (باد) مشتق است و چون ارواح هم جنس باد باشند، روح را از لفظ ریح بیرون آورد و آن را به خود نسبت داد؛ زیرا که آن را بر سایر ارواح برگزید؛ چنانکه نسبت به یک خانه از میان همه خانه ها فرموده خانه من (و آن کعبه است) و نسبت به یک پیغمبر (ابراهیم) از میان پیغمبران فرموده است خلیل من و نظایر اینها (چنانکه گوید دین من، بنده من، رسول من) و همه اینها مخلوق و ساخته شده و پدید آمده و پروریده و تحت تدبیرند.

حدیث شماره 2 باب روح کتاب توحید اصول کافی

 

حمران گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خداى عزوجل «و روحى از جانب اوست (171 نساء)» پرسیدم، فرمودند: «آن روح آفریده شده است که خدا آن را در آدم و عیسی خلق کرد.»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

 

باید تمرین کنــــی؛
به امامـِـت راســـت بگــی❗️

یه چُــرتکه بنداز؛
ببین براش،چکاری میتونی انجام بدی؟

بعدش... صادقانه شروع کن

 

واعظ:استاد شجاعی

فایل صوتی


اللهم عجل لولیک الفرج

حدیث شماره 1 باب روح کتاب توحید اصول کافی

 

احول گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره روحی که در آدم (علیه السلام) دمیده شد پرسیدم که خدا می فرماید: «پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم (29 حجر)» حضرت فرمودند: «آن روح مخلوق است و هم روحیک ه در عیسى بود مخلوق بود.»

حدیث شماره 7 باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

 

داود رقى گوید از امام صادق(علیه السلام) درباره فرمایش خداى عزوجل «و عرش خدا بر آب بود (7 هود)» پرسیدم فرمودند: «در این باره چه مى گویند؟» عرض کردم می گویند عرش روى آب بود و پروردگار بالاى آن؛ فرمودند: «دروغ می گویند. هر که این گمان را بکند، خداوند را محمول قرار داده و او را با صفت مخلوق توصیف کرده است و لازم آید چیزی که خدا را حمل مى کند، تواناتر از او باشد.» عرض کردم قربانت گردم شما برایم بیان کنید. فرمودند: «پیش از آنکه زمین یا آسمانى یا جن و انسى یا خورشید و ماهى باشد، خدا دینش و عملش را به آب عطا فرمود (مقصود از آب ماده اى است که قابلیت خلق پیغمبران را دارد مرآت)، چون خدا خواست آفریدگان را پدید آورد، ایشان را در برابر خویش پراکنده ساخت و به آنها فرمورد: «پروردگار شما کیست؟» نخستین کسانى که سخن گفتند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه (صلوات الله علیهم) بودند که گفتند: «توئى پروردگار ما»، آنگاه خدا به ایشان دانش و دین عطا کرد سپس به فرشتگان فرمود: «اینان حاملان دین و علم من و امینان من در میان آفریدگان و آنها مسؤل هستند»، آنگاه به فرزندان آدم گفت: «به  ربوبیت خدا و ولایت و اطاعت این اشخاص اقرار کنید.» گفتند آرى اى پروردگار ما، اقرار کردیم. آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود: «گواه باشید»، فرشتگان گفتند گواهى دهیم. و این پیمان براى آن بود که فردا نگویند ما از آن بى خبر بودیم یا آنکه بگویند «پدران ما از پیش مشرک شدند و ما هم فرزندان پس از آنها بودیم، ما را به آنچه اهل باطل کردند هلاک میکنى؟ (173 اعراف)» اى داود! ولایت ما در هنگام پیمان گیرى بر ایشان مؤکد گشته است.»

حدیث شماره ۶ باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «حاملین عرش و عرش به معنى علم است، هشت نفرند: چهار کس از ما و چهار کس از آنهایی که خدا خواهد.»

حدیث شماره ۵ باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

 

زرارة گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره سخن خداى عز و جل که می فرماید: «کرسى (تخت حکومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته است. (۲۵۵ بقره)» پرسیدم که آیا آسمانها و زمین، کرسى را در بردارند یا کرسى، آسمانها و زمین را در بردارد؟ فرمودند: «همه چیز در کرسى جا دارد.»

 حدیث شماره ۴ باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

 

زرارة گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره سخن خداى عز و جل که می فرماید: «کرسى (تخت حکومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته است. (۲۵۵ بقره)» پرسیدم که آیا آسمانها و زمین، کرسى را در بردارند یا کرسى، آسمانها و زمین را در بردارد؟ فرمودند: «بلکه کرسى آسمانها و زمین و عرش را در بردارد و کرسى همه چیز را در بردارد.»

 حدیث شماره ۳ باب عرش و کزسی کتاب توحید اصول کافی

 

فضیل گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره سخن خداى عز و جل که می فرماید: «کرسى (تخت حکومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته است. (۲۵۵ بقره)»  پرسیدم، فرمودند: «اى فضیل همه چیز در کرسى است، آسمان ها و زمین و همه چیز در کرسى است.» (و عرش بر کرسى و همه چیز احاطه دارد)

 

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

 

"فَمَعکُم معکُـم، لا مَـعَ غَیـرِکُم"

    من فقط خودتو میخوام!

تمام عزتِ من؛

به همراهی با شما در دنیا

و تولدم به آغوش شما، در آخرته!

 

من با تو آروم می گیرم 

 

واعظ:استاد شجاعی

فایل صوتی

اللهم عجل لولیک الفرج

حدیث شماره 2 باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

قسمت دوم

 

ابوقرة گفت خدا خود فرموده است «و عرش پروردگارت را در آن روز هشت تن بر فرازشان حمل می کنند (۱۷ حاقه)» و باز فرموده است: «کسانى که عرش را حمل می کنند (7 غافر)» حضرت ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: «عرش که خدا نیست. عرش تعبیر از علم و توانایی است که همه چیز در آن است، سپس کار حمل را به غیر خود، که آفریده ای از آفریدگانش باشد، نسبت داده است؛ بدان جهت که از آفریده اش به سبب حمل عرشش عبادت خواسته است. حاملان عرش، حاملان علم خدایند و مخلوقى هستند که گرد عرش او تسبیح گویند و ا بعلم او کار کنند و فرشتگانى هستند که کردارهاى بندگانش را نویسند و از اهل زمین به سبب طواف گرد خانه اش عبادت خواسته است (پس از هر مخلوقى به نوعى خاص عبادت خواسته است) و خدا بر عرش تسلط دارد چنانچه فرمود: و عرش و آنها که حملش کنند و آنها که گردش باشند (همگى نسبت به خدا محمولند) و خدا حامل آنها و حافظ آنها و نگهدارنده آنهاست و بپادارنده هر جان و بالاى هر چیز و روی هر چیز است و نسبت به خدا کلمه محمول و اسفل به تنهائى بدون اینکه به کلمه دیگرى بچسبد نباید گفت تا لفظ و معنى خراب شود.» ابو قرّه گفت: پس آن روایت را دروغ می شمارید که می گوید: گفته شود وقتی خداوند خشم کند، فرشتگانی که عرش را حمل می کنند از سنگینی آن بر دوش خود، خشم او را دریابند و به سجده افتند و وقتی خشم خدا فروکش کند، دوش آنها سبک شود و به جایگاه خویش (حالت اولیه) برگردند، حضرت فرموند: «به من بگو از زمانیکه خدا شیطان را لعنت کرده و بر او خشمگین شده است تا امروز کى از او خشنود گشته است؟ طبق بیان تو که خدا همیشه بر شیطان و دوستان و پیروانش خشمگین است (پس باید از آن زمان تا حال حاملان عرش در سجود باشند، به علاوه) چگونه جرأت میکنى که پروردگارت را به دگرگون شدن از حالى به حالى نسبت دهى و بگوئى آنچه برای مخلوق رخ می دهد بر او هم رخ می دهد! او منزه است. متعالى است، پا بر جاست، با نابودشوندگان، از بین نرود و با دگرگون شدگان، دگرگون نشود و با عوض شوندگان، عوض نشود و هرچیز جز اوست، در دست او و زیر تدبیر اوست و همگی به او نیازمند و او از غیر خودش بی نیاز است.

حدیث شماره 2 باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

قسمت اول

 

ابو قرة محدث بر حضرت امام رضا (علیه السلام) وارد شد و از مسائل حلال و حرام پرسید، سپس عرض کرد شما قبول دارید که خدا حمل شدنی است؟ حضرت فرمودند: «هر حمل شدنی، کاری بر او واقع شده که به دیگری نسبت دارد و نیازمند است و «محمول» اسمى است که در تعبیر، دلالت بر نقص دارد و «حامل» فاعل است و در تعبیر، دلالت بر مدح دارد و همچنین است سخن آنکه گوید: زبر، زیر، بالا، پائین، (که زبر و بالا دلالت بر مدح دارد و زیر و پائین دلالت بر نقص) و خداوند فرموده است: «خدا را نامهاى نیکوست، پس او را با آنها بخوانید (180 اعراف)» و در هیچ یک از کتب آسمانى خود نفرموده است که او محمول است، همانا او در خشکی و دریا بردارنده و نگه دار آسمان ها و زمین از افتادن است و جز خدا محمول است و هیچگاه از کسی که به خدا و عظمتش ایمان دارد شنیده نشده که در دعاى خود گوید «یا محمول».»

 

حدیث شماره 1 باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی

قسمت دوم

 

جاثلیق گفت به من خبر ده که خدا کجاست؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «او اینجاست و اینجا و بالا و پائین و محیط بر ما و همراه ما چنانکه فرماید «هیچگاه سه نفر با هم نجوی نمی‏کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنها است، و هیچگاه پنج نفر با هم نجوی نمی‏کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنها است، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنها است هر جا که باشند. (7 مجادله)» بنابراین کرسى به آسمان ها و زمین و میان آنها و زیر خاک احاطه دارد و اگر با صدای بلند بگویی، او راز و پنهانت را می داند و همین است معنى قول خداى تعالى «کرسى (تخت حکومت) او، آسمان ها و زمین را در بر گرفته، و نگاهداری آن دو ( آسمان و زمین)، او را خسته نمی کند و او بلند مرتبه و بزرگ است. (255 بقره)» پس کسانی که عرش را حمل کنند دانشمندانى هستند که خدا علم خود را به آنها عطا فرموده و آنچه خدا در ملکوتش آفریده و به برگزیدگان و خلیلش ابراهیم (علیه السلام) نشان داده از این چهار نور بیرون نیست که فرموده است: «و این گونه، ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از اهل یقین باشد. (75 انعام)» وچگونه ممکن است حاملین عرش، خدا را حمل کنند با آنکه به سبب زندگى او دل هاى ایشان زنده گشته و به سبب نور او به معرفتش راهنمائى شده اند.»

 

شرح:

عرش در لغت به معنى سایبان و تخت است و در زبان اخبار گاهى به معنى فلک بزرگ محیط بر همه افلاک و گاهى به معنى آنچه غیر خداست از عقل و روح و جسم و گاهى به معنى علم خدا به طور کلى یا علمی که به رسل و ائمه می دهد به کار می رود که در این حدیث و حدیث بعد معنى اخیر مناسب است ولى سوال کننده گمان کرده است که عرش به معنى تخت است و خدا العیاذ بالله روى آن نشسته است و چون عرش را هشت نفر حمل کنند خدا هم حمل شده است پس او محمول خواهد بود.

حدیث شماره ۱باب عرش و کرسی کتاب توحید اصول کافی 

 قسمت اول

 

جاثلیق از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید به من بگو آیا خداى عز و جل عرش را حمل می کند یا عرش او را حمل مى نماید؟ حضرت فرمودند: «خداى عزوجل حامل عرش و آسمان ها و زمین و آنچه در آنها و میان آنهاست می باشد و این گفتار خود خداى عزوجل است «همانا خداوند، آسمان ها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آن ها را نگاه نمی دارد، اوست بردبار آمرزنده (۴۱ فاطر)» جاثلیق گفت پس چگونه خدا فرماید «و عرش پروردگارت را در آن روز هشت تن برفرازشان حمل می کنند(۱۷ حاقه)» و شما گفتى خدا عرش و آسمانها و زمین را حمل کند. حضرت فرمودند: «همانا خداى تعالى عرش را از چهار نور آفرید؛ نور سرخى که هر سرخى از آن سرخى گرفت و نور سبزی که هر سبزى از آن سبزى یافت و نور زردی که هر زردى از آن زردى گرفت و نور سفیدی که هر سفیدى از آن سفید شد و آن دانشى است که خدا به حاملین عطا فرموده است و آن نوری است از عظمت او، پس خدا به سبب عظمت و نورش دلهاى مؤمنان را بینا کرده و به همان سبب نادانان با او دشمنى کرده و به همان سبب تمام مخلوق او که در آسمانها و زمین اند با اعمال مختلف و دینهاى همانند به سویش وسیله جویند بنابراین همگى محمول اند و خدا آنها را به سبب نور و عظمت و قدرتش حمل کند و آنها بر زیان و سود و مرگ و زندگى و برخاستن از گور خود توانائى ندارند، همه چیز محمول است و خداى تبارک و تعالى آسمان و زمین و آنچه را به آنها احاطه دارد از افتادن نگهدارد و خداست زندگى هر چیز و روشنى هر چیز، منزه است و برترى بزرگى دارد از آنچه به ناحق گویند.»

حدیث شماره ۱۰ باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

هشام بن حکم گوید ابو شاکر دیصانى گفت آیه اى در قرآن است که گفته ما را می رساند. گفتم کدام آیه؟ گفت «اوست که در آسمان معبود و در زمین معبود است. (۸۴ زخرف)» هشام گوید من نفهمیدم چگونه جوابش گویم و مغلوب شدم (سپس به حج رفتم) و به امام صادق (علیه السلام) گزارش دادم، حضرت فرمودند: «این سخن زندیقى خبیث است، چون به سویش بازگشتى به او بگو، اسم تو در کوفه چیست، او می گوید فلان، سپس بگو اسم تو در بصره چیست، او می گوید همان فلان، پس بگو همچنین است خداى پروردگار ما در آسمان معبود است و در زمین معبود است و در دریاها معبود است و در بیابان ها معبود است و در همه جا معبود است.» هشام گوید من باز گشتم و نزد ابوشاکر آمدم و به او باز گفتم، او گفت این جواب از حجاز آمده است.

شرح:
چنانکه از بعضى اخبار استفاده می شود، دیصانى طبیعى مذهب بوده و بعضى گفته اند قائل به دو خدا بوده است و گویا استدلال او از آیه شریفه بر مذهب خویش چنین است که کلمه اله (معبود) در آیه تکرار شده است و نکره هم می باشد پس معنى آن است که آسمان طبیعتى دارد که منشأ و مبدأ آن است و زمین هم طبیعتى اینگونه دارد اگر خدا و مبدأ یکى می بود باید بگوید «او در آسمان و زمین اله است» و حاصل جواب حضرت آن است که کلمه «اله» اسمى است براى ذات خداى متعال و هیچگاه اسم به اختلاف امکنه و نقاط اختلاف پیدا نمی کند همچنانکه تو را در بصره «ابوشاکر» گویند و در کوفه هم ابوشاکر خوانند خداى متعال را هم در آسمان و زمین و بیابان و دریا «اله» خوانند.

حدیث شماره ۹ باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

ابوبصیر گوید امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر کس معتقد شود که خداوند از چیزی یا در چیزی یا روی چیزی قرار گرفته، کافر است.» عرض کردم برایم توضیح دهید. فرمودند: «مقصودم این است چیزى او را فرا گیرد یا او را نگهدارد یا چیزى بر او پیشى گیرد.»
و در روایتی دیگر آمده است: «هرکه گمان کند خدا از چیزی است، او را پدید آمده قرار داده و هر که گمان کند او در چیزی است، او را در حصار قرار داده و هر که گمان کند که او روی چیزی است، او را قابل حمل قرار داده است.»

شرح:
کلمه «استوى» که از ماده «سوى» مشتق است به معنى برابرى و اعتدال و یک نسبت داشتن است و مساوات و تساوى و تسویه هم از همین ماده مشتق است ولى چون به حرف «على» متعدى شود مانند آیه شریفه متضمن معنى غلبه و استیلاء و تسلط گردد از این جهت بیشتر مفسرین آیه را به معنى غلبه و استیلاء گرفته اند و گفته اند چون کلمه «عرش» به معنى احاطه علمى و ایجادى خداست بر تمام جهان آفرینش پس استیلاء خدا بر عرش به معنى تسلط اوست بر تمام جهان آفرینش ولى امام صادق (علیه السلام) در این سه حدیث استوى را به معنى اصلى آن که برابرى و اعتدال است تفسیر فرموده است یعنى علم و قدرت خدا نسبت به همه چیز جهان برابر است یا مهر و لطف او نسبت به همه یکسان است و این معنى با کلمه «رحمان» مناسبتر است و این دو تفسیر با یکدیگر منافات ندارد زیرا آیات قرآن به قالبى ریخته شده که گاهى متحمل هفتاد معنى هم می باشد و این از معجزات قرآن کریم است و گاهى کلمه استوى به وسیله حرف «الى» متعدى شود و در آنجا به معنى قصد و توجه آید چنانکه در آیه شریفه «ثم استوى الى اسماء» به این معنى آمده است.

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

نبودنت لای مشکلات مان گم شده...

آنقدر که؛

خودمان را هم در این میانه، گم کرده ایم!

نمیدانم ،

این دردِ بی دردی، تا کِـی ادامه خواهد داشت؟

 

واعظ:استاد شجاعی



اللهم عجل لولیک الفرج

فایل صوتی