رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره واقعه آیه 57
نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ

ما شما را آفریدیم، پس چرا [آفرینش دوباره خود را پس از مرگ] باورنمی کنید؟

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حکمت 168 نهج البلاغه: فرصت اندک
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْأَمْرُ قَرِیبٌ وَ الِاصْطِحَابُ قَلِیلٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: آخرت نزدیک، و زمان ماندن در دنیا (و باهم بودن) اندک است.

شرح حکمت:
واژه «امر» اشاره به پایان زندگى و فرا رسیدن مرگ است. «اصطحاب» به معناى همراه و همنشین بودن با مردم دنیا یا با مواهب و نعمت هاى حیات است.
به فرموده امام (علیه السلام) در حکمت 122 «گویى فرمان مرگ بر غیر ما نوشته شده و گویى این مردگانى را که با چشم مى بینیم مسافرانى هستند که به زودى به سوى ما باز مى گردند.»
از رسول اکرم (صلى الله علیه وآله و سلم) پرسیدند: کدام یک از مؤمنان باهوش ترند؟ حضرت فرمودند: «کسى که بیش از همه به یاد مرگ باشد و کسى که از همه آماده تر براى آن شود.»
امام على بن الحسین (علیهما السلام) مى فرمایند: «بسیار تعجب است از کسانى که مرگ را (عملاً) انکار مى کنند در حالى که هر روز و شب، مردگان را مى بینند همچنین بسیار تعجب است از کسانى که جهان آخرت را انکار مى کنند در حالى جهان دنیا را مى بینند (که نشانه هاى آخرت در آن بسیار است).»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 167 نهج البلاغه: خودپسندى و محرومیّت ها
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام):الْإِعْجَابُ یمْنَعُ الِازْدِیادَ.
و درود خدا بر او، فرمود: خودپسندى مانع (بزرگ) ترقى است.

شرح حکمت:
در روایات اسلامى اشارات گسترده اى به آثار سوء عُجب شده است; در حدیثى امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: « خدا مى داند که (حتى) گناه براى مؤمن از عُجب بهتر است (زیرا گناه، او را به نقایص خود آشنا مى سازد و به درگاه خدا مى رود، توبه مى کند و راه تکامل را مى پوید) و اگر چنین نبود هیچ گاه مؤمن به گناهى آلوده نمى شد.»
در حدیث دیگرى از همان امام(علیه السلام) مى خوانیم: «کسى که گرفتار خودپسندى شود هلاک مى شود.»
از دیگر آثار سوء عُجب و خودپسندى این است که اعمال زشت خود را نیک و صفات رذیله خویش را حسنه مى پندارد، لذا نه به اصلاح خویشتن مى پردازد و نه از گناهان خود توبه مى کند.
باز در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: « انسان گاهى عملى انجام مى دهد و از آن بیمناک و ترسان است (چون مى داند یا احتمال مى دهد کار خلافى بوده) سپس کار نیکى انجام مى دهد و عُجب پیدا مى کند. امام(علیه السلام) فرمود: این شخص در حالت اول که خائف است حالش بهتر از حالت دوم است که اعجاب به نفس دارد.»
یکى از وصایاى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) به امام على(علیه السلام) این بود: «سه چیز است که انسان را هلاک مى کند بخلى که انسان از آن پیروى کند و هواى نفس که شخص در برابر آن تسلیم گردد و اعجاب به نفس.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 166 نهج البلاغه: پرهیز از تجاوز به حقوق دیگران
(اخلاق اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام):لَا یُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِیرِ حَقِّهِ إِنَّمَا یُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَیْسَ لَهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: مرد را سرزنش نکنند که چرا حقّش را با تأخیر مى گیرد، بلکه سرزنش در آنجاست که آنچه حقّش نیست بگیرد.

شرح حکمت:
در بعضى از روایات آمده است امام(علیه السلام) این سخن حکمت آمیز را در پاسخ کسى مى گوید که از آن حضرت پرسید چرا شما در گرفتن حق خود در امر امامت شتاب نکردید.
مقایسه این دو با یکدیگر (تأخیر حق و گرفتن ناحق) و ترجیح اول بر دومى کاملاً روشن است، زیرا گرفتن ناحق گناه قطعى است در حالى که تأخیر حق چه شخصى باشد و از ناحیه خود انسان تأخیر بیفتد و چه حق مردم باشد و از ناحیه دشمنان به تأخیر افتد، چیزى نیست که بر انسان عیب به شمار آید.
در نامه 28 از نامه هاى امام(علیه السلام) نیز جمله اى شبیه این جمله در پاسخ معاویه که گفت: تو را همچون شترى که افسار زده بودند و مى کشیدند براى بیعت بردند، فرمود: «به خدا سوگند تو مى خواستى با این گفتارت مرا نکوهش کنى; اما ناخودآگاه مدح کردى و ثنا گفتى. مى خواستى رسوا کنى و خودت رسوا شدى «براى یک مسلمان عیب نیست که مظلوم واقع شود مادام که در دین خود تردید نداشته باشد و یقینش آمیخته با شک نگردد».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 165 نهج البلاغه: پرهیز از نافرمانى خدا
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ.
و درود خدا بر او، فرمود: فرمانبردارى مردم با نافرمانى خدا نسازد.

شرح حکمت:
اشاره به این که ما هرچه داریم از ذات پاک پروردگار است و در هر کار و قبل از هر چیز باید مطیع فرمان او باشیم، بهشت و دوزخ در دست اوست ثواب و جزا به حکم او، عزت و ذلت در این دنیا نیز از ناحیه اوست. با این حال چگونه ممکن است ما به اطاعت مخلوقى درآییم که او فرمان معصیت خالق را صادر کرده است.
به همین دلیل فقهاى ما مى گویند اطاعت والدین و اطاعت زن از شوهر و مانند آن تنها در صورتى مجاز یا لازم است که بر خلاف فرمان خدا نباشد.
از این رو قرآن مجید در مورد والدین مى فرماید «و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که براى من همتایى قائل شوى که از آن آگاهى ندارى، از آنها پیروى مکن. (8 عنکبوت)»
بعضى از شارحان نهج البلاغه براى این جمله معناى دیگرى ذکر کرده و گفته اند منظور این است که هیچ کس حق ندارد از طریق معصیت راه اطاعت خدا را بپیماید; مثلاً در خانه غصبى نماز گزارد یا با آب غصبى وضو یا غسل کند یا با مال حرام فى سبیل الله انفاق نماید.
ولى معناى اول صحیح تر به نظر مى رسد.

عید سعید فطر بر تمامی مسلمانان مبارک باد

حسـ ـن

حکمت 164 نهج البلاغه: روش برخورد با متجاوزان
(اخلاقى، سیاسى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا یَقْضِی حَقَّهُ، فَقَدْ عَبَدَهُ [عَبَّدَهُ].

و درود خدا بر او، فرمود:
معنی اول:
هر کس حق کسى را ادا کند که او حقش را ادا نمى کند وى را برده خود ساخته است.
معنی دوم:
هر که حق کسى را ادا کند که او حقش را ادا نکرده، خود را بنده او ساخته است.

شرح حکمت:
با توجه به حکمت اگر جمله «عبّده» با تشدید خوانده شود معنی یک می شود; ولى در بعضی نسخ «عَبَدَهُ» بدون تشدید آمده و در این صورت معنی دو را می رساند. در ادامه شرح هر دو معنی بیان‌گردیده است:

شرح اول:
در این ترجمه معیار توده مردم هستند نه افراد رذل،که در مقابل بدی اگر خوبی ببینند، منقلب خواهند شد. این ترجمه اشاره به عفو و گذشت و سیره انبیای الهی دارد که حق ناشناسان را با حق شناسی ادب کرده و در حلقه عبودیت خود در می آوردند.
قرآن مجید می فرماید: «بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است گویى دوستى گرم و صمیمى است. (34 فصلت)».
امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «به وسیله احسان دل ها در تسخیر انسان در مى آیند». و « افراد با شخصیت را چیزى همانند اکرام و احترام، به بندگى و خضوع، نکشانده است». نیز امام می فرمایند: « انسان بنده احسان است».

شرح دوم:
این ترجمه اشاره به این موضوع دارد که در برابر حق ناشناسان، حق شناس مباش وگرنه بنده و برده خواهی شد، زیرا این ادای حق نه بخاطر سودجویی و نه به دلیل دفع زیان او است، بلکه به خاطر خود او ‌یا ترس از او و یا به امید طمعی از اوست که همه اینها شکلی از بندگی است.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

فایل صوتی

حسـ ـن

حکمت 163 نهج البلاغه: مرگ بزرگتر
(اقتصادی)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَکْبَرُ.
و درود خدا بر او، فرمود: فقر و تنگدستی بزرگترین مرگ است.

شرح حکمت:
اسلام تنها ناظر به زندگى جاویدان آخرت نیست بلکه به زندگى آبرومند این دنیا نیز که مقدمه اى براى آن است اهتمام فوق العاده اى دارد.
در نکوهش فقر در حکمت های نهج البلاغه می خوانیم:
حکمت 3: «فقر، انسان هوشمند را از بیان دلیل و حجت خود گنگ مى سازد».
حکمت 56: « فقیر حتى در وطنش غریب است».
حکمت 319: «فقر سبب نقصان دین و مشوش شدن عقل و جلب کینه مى گردد».
حکمت 372: «هرگاه اغنیا از کمک به دیگران بخل بورزند فقرا آخرت خود را به دنیایشان مى فروشند».
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) مى فرمایند: «نزدیک است که فقر انسان را به مرحله کفر برساند.»
فقر زمینه انواع انحرافات عقیدتى و اخلاقى را به ویژه در وجود افراد کم ظرفیت فراهم مى سازد.
تعبیر به « مرگ بزرگ تر» اشاره به این است که انسان به هنگام مرگ حداقل از مشکلات این جهان آسوده مى شود در حالى که فقیرى که با فقر دست و پنجه نرم مى کند گویى پیوسته در حال جان دادن است.
مسئله فقرزدایی را اسلام یکی از مهم ترین دستورات خود قرار داده و‌ همه را به کسب و کار دستور می دهد رسول خدا(صلى الله علیه وآله و سلم) می فرمایند: «بعضى از گناهان است که نماز و صدقه و زکات هم نمى تواند آن را جبران کند. عرض داشتند اى رسول خدا! پس چه چیز آن را جبران مى کند؟ فرمود: به فکر معیشت و زندگى بودن و براى آن تلاش کردن».
همچنین اسلام به حکومت اسلامى توصیه مى کند که مسئله فقرزدایى را در رأس کارهاى خود قرار دهد و با استفاده از زکات و خمس و انفال و مال الخراج و مبارزه با احتکار و تعیین قیمت در صورت لزوم و دعوت به ساده زیستن با فقر مبارزه کند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 162 نهج البلاغه: ضرورت رازدارى
(اخلاقى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ کَتَمَ سِرَّهُ کَانَتِ الْخِیَرَةُ بِیَدِهِ.
و درود خدا بر او، فرمود: هر کس راز خود را مخفی داشت اختیار آن را به دست خود دارد .

شرح حکمت:
در حکمت فوق منظور از سرّ، امورى است مربوط به انسان که اگر دیگران از آن آگاه شوند ممکن است مشکلاتی عظیم براى وى رخ دهد. در زیر به چند دلیل اصلی افشا نکردن راز:
1. افشا کردن راز به نفع مردم است: مانند مستور ماندن پایان زندگی انسانها
2. افشای سرّ سبب سوءاستفاده دشمن می گردد و کاری که به سادگی باید انجام گیرد،پیچیده می شود: مانند مستور ماندن زمان حرکت لشگر اسلام برای فتح مکه
3. افشای سرّ سبب برانگیختن حسادت می شود و شخص را از نتیجه کارش باز می دارد.

با توجه به نکات بالا امام صادق(علیه السلام) سرّ را همچون خونى مى شمرد که فقط باید در درون رگ هاى خود انسان جریان یابد.
امیرمؤمنان(علیه السلام) فرموده اند: «خیر دنیا و آخرت در دو چیز جمع شده است: کتمان سرّ و دوستى با نیکان و تمام شرور در دو چیز جمع شده: فاش کردن اسرار و دوستى با اشرار».
باید توجه داشت تنها در موردی افشای سرّ جایز است که انسان برای مشورت با فرد عاقل و دانا مجبور به بیان مطالبی می گردد.
لذا امام صادق(علیه السلام) در حدیثى که درباره شرایط شخص مورد مشورت بیان کرده مى فرمایند: «چهارمین شرط (بعد از عقل و دیانت و صداقت) این است که او را بر سرّ خود آگاه سازى و همان گونه که تو درباره موضوع مورد مشورت آگاهى دارى او هم آگاهى داشته باشد سپس سرّ تو را پنهان و مکتوم دارد... هرگاه او را بر سرّت آگاه ساختى و علم او نسبت به آن موضوع مانند علم تو شد مشورت کامل مى شود و خیرخواهى به کمال مى رسد».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت161 نهج البلاغه: ارزش مشورت و پرهیز از خودمحورى
(اخلاقى، سیاسى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا.
و درود خدا بر او، فرمود: هر کس که خودرایی را انتخاب کرد، هلاک گشت و هر کس که با مردم مشورت کرد، با عقل وخرد آنان شریک شد.

شرح حکمت:

خداوند همه مزایای فکری را به یک فرد نداده و مانند سایر نعمت ها، هوشیاری را در میام مردم تقسیم نموده است. لذا هیچ کس بی نیاز از افکار دیگران نیست و خدا هم به مؤمنان و هم به پیامبر که عقل کل بودند، دستور مشورت می دهد زیرا جوانب مسئله به وسیله افراد مختلف که هر یک جانبی را می بیند روشن می گردد و در نتیجه احتمال خطا کاهش می یابد.
باید توجه داشت که حتما نباید با شخصی که عقل او از انسان قوی تر یا مساوی است مشورت کرد بلکه در زمانی که دسترسی به این اشخاص برای او مشکل می باشد، سزاوار است که با زیر دستان خود مشورت کند.
قرآن مجید مى فرماید: «و اگر آن دو (پدر و مادر) با رضایت یکدیگر و مشورت بخواهند (کودک را زودتر) از شیر باز گیرند; گناهى بر آنها نیست. (233 بقره)»
یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) نقل مى کند که خدمت آن حضرت بودیم سخن از پدرش (امام کاظم (علیه السلام)) به میان آمد. فرمود: «عقل او قابل مقایسه با عقول دیگران نبود ولى با این حال گاهى با بعضى از غلامانش مشورت مى کرد. بعضى به آن حضرت گفتند: شما با مثل چنین شخصى مشورت مى کنید؟ فرمود: اگر خدا بخواهد چه بسا راه حل مشکل را بر زبان او جارى کند.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 160 نهج البلاغه: قدرت و زورگویى
(اخلاقى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ مَلَکَ اسْتَأْثَرَ.
و درود خدا بر او، فرمود: هر که به فرمانروایى برسد، مستبد و خودکامه مى گردد. (یا همه چیز را به خود اختصاص مى دهد)

شرح حکمت:
اشاره به افرادی دارد که چون دستشان به حکومت نمیرسد دم از حق، عدالت، مشورت و واگذاری کار مردم به مردم می زنند اما هنگامیکه حکومت را در اختیار گرفتند نصیحت کسی را گوش نمی دهند، به دوست و دشمن‌رحم نمی کنند و در یک جمله بنای استبداد نهاده و حد اعلای خودکامگی خود را در برابر مردم انجام می دهند. در ادامه به چند آیه و روایت در این باب اشاره شده است:
۱- قرآن مجید از زبان ملکه سبأ بیان می دارد: «گفت پادشاهان هنگامیکه وارد منطقه آبادی شوند آن‌را به فساد و تباهی می کشند و عزیزان آن جا را ذلیل می کنند؛ (آری) روش آنان همواره اینگونه است. (۳۴ نمل)»
۲- داستان عبدالملک مروان خلیفه ستمگر اموی که قبل از مقام خلافت عابد و‌ زاهد بوده و به «کبوتر مسجد» معروف بود، اما هنگامیکه بعد از مرگ پدر به خلافت رسید قرآن را بست و گفت برای همیشه از تو جدا می شوم، و بعد به خودکامگی های در حکومت خود پرداخت.
۳- امام باقر(علیه السلام) می فرمایند: «در تورات چهار جمله با ارزش آمده است: کسی که مشورت نکند پشیمان شود، فقر مرگ بزرگ است، آنگونه که به دیگران جزا می دهی به تو جزا داده می شود و کسی که به حکومت دست یابد استبداد پیشه می کند».
پیام این سخن امام توصیه به پیروان خود است که مراقب باشند، حکومت و مقام که معمولا انسان را به استبداد می کشاند، روی آنها اثر نگذارد و چنین نباشند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن