رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره یس آیه 68
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ

و به هر کس عمر طولانی دهیم، او را در عرصه آفرینش [به سوی حالت ضعف، سستی، نقصان و فراموشی] واژگونش می کنیم؛ پس آیا تعقّل نمی کنند؟

طبقه بندی موضوعی

حکمت 288 نهج البلاغه: گوهر علم را به نااهلان نمی دهند
(علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا أَرْذَلَ اللَّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَیْهِ الْعِلْمَ.
و درود خدا بر او، فرمود: هر گاه خدا بخواهد بنده اى را خوار کند، او را از کسب دانش، محروم مى سازد.

شرح حکمت:
بدیهى است خداوند، هم حکیم است و هم عادل، و هرگز کارى برخلاف حکمت و عدالت نخواهد کرد، پست شمردن افراد به یقین بر اثر گناهان ومعاصى آنهاست و مفهوم این سخن آن است که افرادى که بر اثر گناه از درگاه خداوند بیرون شوند خداوند بزرگ ترین موهبت را که موهبت علم است از آنها منع مى کند. امام علیه السلام در این کلام شریف مى خواهد درس مهم اخلاقى به همگان بدهد که اگر علاقه اى به علم و دانش و محضر علما و دانشمندان نداشتید بدانید این براثر تاریکى قلب شما و گناهانى است که مرتکب شده اید. علم، نور است و هیچ انسانى که داراى چشم سالم است از نور نمى گریزد، این خفاش صفت انند که از نور وحشت دارند و در تاریکى ها به حرکت در مى آیند.
در اهمیت علم، همین بس که طبق صریح آیات قرآن مجید، چیزى که سبب فضیلت آدم بر فرشتگان شد و مسجود آنها گردید علم و دانشى بود که خداوند به آدم براثر استعدادش داد. نیز در اهمیت علم همین بس که خداوند در قرآن مجید نام دانشمندان را پس از نام خود و فرشتگان آورده مى فرماید: (شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِکَةُ وَأُوْلُوا الْعِلْمِ). نیز همین فخر براى دانشمندان کافى است که قرآن درباره وزیر سلیمان که توانست در یک چشم برهم زدن تخت ملکه سبا را از یمن به شام بیاورد مى گوید: «کسى که علم و دانشى از کتاب آسمانى داشت...(40 نمل)» همچنین با صراحت مى گوید: عالمان هستند که به آنچه بر تو (اى پیامبر) نازل شده ایمان مى آورند و آن را حق مى دانند؛ (6 سبأ). سرانجام مقامات والا را ویژه مؤمنان و عالمان معرفى مى کند و مى فرماید : « خداوند کسانى را از شما که ایمان آورده اند و کسانى را که صاحب علمند درجات رفیعى مى بخشد. (11 مجادله)»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

بیعت می کنیم....

وعده ما: ۲۶ آبان، سالروز آغاز امامت امام زمان در اجتماع بزرگ مردمی عید بیعت با امام عصر در سراسر کشور

فایل ویدویی

حکمت 287: مشکل درک قضا و قدر
(اعتقادى)

وَ سُئِلَ عَنِ الْقَدَرِ فَقَالَ :طَرِیقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُکُوهُ وَ بَحْرٌ عَمِیقٌ فَلَا تَلِجُوهُ وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَکَلَّفُوهُ.
از قدر پرسیدند و درود خدا بر او، فرمود: راهى است تاریک، آن را مپیمایید، و دریایى است ژرف (عمیق)، وارد آن نشوید، و رازى است خدایى، خود را به زحمت نیندازید.

شرح حکمت:
مسئله قضا و قدر و جبر و تفویض از بزرگترین و پیچیده ترین مسائلى است که از هزاران سال پیش مورد توجه انسانها بوده و دانشمندان و فلاسفه ومتکلمان در این زمینه سخن بسیار گفته اند. در شرح حکمت 78 به صورت مفصل به توضیح قضا و قدر پرداخته شده است.

حکمت 286 نهج البلاغه: دگرگونی روزگار
(سیاسى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْ ءٍ طُوبَى لَهُ إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ.
و درود خدا بر او، فرمود: هرگز مردم به چیزى نگفتند: «خوشا به حال آن»؛ جز اینکه روزگار ،روز بدى را براى او پنهان (و فراهم) کرد.

شرح حکمت:
براى این جمله کوتاه و پرمعنا دو تفسیر وجود دارد: نخست اینکه چون مردم چیزى را بستایند، حسودان، حسادتشان تحریک مى شود و در زوال آن کوشش مى کنند. به همین دلیل جمعى معتقدند باید نعمت هاى چشمگیر را ازنظر حسودان مخفى داشت که در مقام دشمنى با آن برنیایند. به همین دلیل حضرت یعقوب علیه السلام به فرزندش یوسف علیه السلام سفارش کرد که خواب خود را که نشانه اوج عظمت او در آینده است از برادران حسود پنهان کند.
تفسیر دیگر اینکه همه چیز دنیا در حال دگرگونى و زوال است؛ امروز ممکن است همه درباره شخص معینى تعریف و تمجید کنند و نعمت هاى الهى را براى او کامل بدانند و بگویند: خوشا به حال او که مشمول چنین نعمتهایى است؛ اما چیزى نمى گذرد که دگرگونى هاى طبیعت دنیا، دامان او را مى گیرد.
نمونه این مطلب در داستان قارون، آمده است. .قرآن مجید مى فرماید: «(روزى قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگى دنیا بودند گفتند: «اى کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم! به راستى که او بهره عظیمى دارد! (79 قصص)» اما هنگامى که عذاب الهى آن مغرورِ خودخواهِ خودبرتربین را فرا گرفت وقصرهایش در درون خاک مدفون شدند، گفتند: «آنها که دیروز آرزو می‏کردند بجای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: وای بر ما گوئی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش می‏دهد، یا تنگ می‏گیرد، اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را نیز به قعر زمین فرو می‏برد! ای وای گوئی کافران هرگز رستگار نمی‏شوند! (82 قصص)»
احتمال سومى در تفسیر این جمله نیز داده شده است که ما آن را چندان مناسب نمى دانیم و آن اینکه هرگاه مردم شخص یا چیزى را بستایند، افراد شورچشم در میان آنها ممکن است چشم بزنند و سبب زوال آن شوند.

حکمت 285 نهج البلاغه: ضرورت استفاده از فرصت ها
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیفِ.
و درود خدا بر او، فرمود: آنان که وقتشان پایان یافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مى ورزند.

شرح حکمت:
امام علیه السلام در این گفتار برخی از مردم را به دو گروه تقسیم مى کند: گروهى که مهلت آنها سرآمده؛ یا پیر و ناتوانند، یا بیمار و در آستانه مرگ و یا مستحق مجازاتند. اینها از خداوند متعال و یا از خلق خدا تقاضاى مهلت مى کنند تا خطاهاى خود را جبران نمایند در حالى که زمانى طولانى فرصت در اختیار داشته و کارى نکرده اند. قرآن مجید درباره این افراد مى فرماید: «(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند) تا زمانى که مرگ یکى از آنها فرا رسد مى گوید: پروردگارا! مرا بازگردان شاید در آنچه ترک (و کوتاهى) کرده ام عمل صالحى انجام دهم. (99 و 100 مومنون)»
گروه دوم کسانى هستند که براى هرگونه اعمال نیک یا جبران گناهان گذشته فرصت دارند؛ ولى با این حال از فرصت خود استفاده نمى کنند و پیوسته امروز و فردا مى نمایند. اینها همان کسانى هستند که امام سجاد علیه السلام در دعاى ابوحمزه، گویا از زبان آنان سخن مى راند و عرضه مى دارد: «(خداوندا!) من به واسطه تعلل و تسویف (امروز و فردا کردن) و آرزوهاى دور و دراز، عمرم را بر باد دادم.»
امام صادق علیه السلام مى فرماید: « تأخیر انداختن توبه نوعى غرور و فریفتگى و امروز و فردا کردن مایه حیرت و سرگردانى است.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به ابوذر می فرمایند: «اى ابوذر از امروز و فردا کردن به سبب آرزوها بپرهیز. تو مسئول کار امروزت هستى نه کار فردا. اگر فردایى در کار بود فردا نیز چنان باش که امروز بودى و اگر فردایى در کار نباشد پشیمان بر کوتاهى هاى امروزت نخواهى شد (زیرا کوتاهى نکرده اى).»

حکمت 284 نهج البلاغه: دانایی و مسئولیت
(علمى، اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلِینَ.
و درود خدا بر او، فرمود: علم و آگاهى، راه را بر (بهانه جویان و) آنها که تعلّل مى ورزند بسته است.

شرح حکمت:
از آنجا که افرادى آگاهانه از انجام وظایف الهى و وجدانى خود سربازمى زنند، امام علیه السلام به آنها هشدار مى دهد که علم و آگاهى، راه عذر را بر این افراد بسته است.
واقعیت آن است که گروهى از مردم ناآگاهانه گرفتار کارهاى خلاف مى شوند؛ اما گروه دیگرى مى دانند و بهانه جویى مى کنند و پیوسته شانه از زیر بار مسئولیت خالى مى نمایند. گاه به گمان اینکه خداوند غفور و رحیم است و گناه آنها را مى بخشد و گاه به این بهانه که علم آنها قطعى و یقینى نیست و گاه سعى مى کنند علم خود را به فراموشى بسپارند و خود را به نادانى بزنند. همه اینها در پیشگاه خدا مسئولند و بهانه جویى ها هرگز عذرى براى آنها نزد خدا درست نخواهد کرد.

حکمت 283 نهج البلاغه: خطای عوام و کوتاهی خواص
(اجتماعى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): جَاهِلُکُمْ مُزْدَادٌ وَ عَالِمُکُمْ مُسَوِّفٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: (شما چگونه جمعیتى هستید که) افراد نادانتان پیوسته بر اعمال خلاف خود مى افزایند و دانشمندانتان امروز و فردا مى کنند.

شرح حکمت:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه خود که جنبه گله و اظهار ناراحتى از مردم آن زمان و اطرافیانش دارد و در عین حال بر بسیارى از مردم هر عصر و زمان صادق است.
آنها که نادانند براثر نداشتن بصیرت به راه خلاف افتاده اند و آنهایى که عالم هستند گرفتار تردید و ضعف تصمیم گیرى و اراده هستند و به همین دلیل جامعه شما از درون تهى شده است. این در حالى است که عالمان باید قدوه و اسوه باشند و راه تهذیب نفس واصلاح جامعه را به مردم نشان دهند و جاهلان نیز باید از نور علم عالمان بهره گیرند و در مسیر اصلاح خویش و جامعه خود باشند.
در کتاب تمام نهج البلاغه این جمله به شکل دیگرى نقل شده که حضرت مى فرمایند: «دانشمندانشان (در آن زمان) منافقند و قاریان قرآن شان ریاکار وجاهلانشان امروز و فردا مى کنند و پیوسته بر اعمال خود مى افزایند.»
یکى از خطرناک ترین وسوسه هاى نفس و شیطان مسئله تسویف است؛ یعنى انسان به اشتباهات و خطاهاى خود واقف مى شود؛ ولى پیوسته امروز وفردا مى کند تا فرصت ها مى گذرند. یا اسباب اطاعت فراهم است؛ ولى در استفاده از آن تأخیر مى اندازد تا فرصتها از دست مى روند. امام باقر علیه السلام مى فرمایند: «از تسویف بپرهیز که دریایى است که گروه (زیادى) در آن غرق مى شوند.»

شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.

حکمت 282 نهج البلاغه: علت بی اثر بودن موعظه
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ.
و درود خدا بر او، فرمود: میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است.)

شرح حکمت:
در جهانى که زندگى مى کنیم هم واعظان بسیارند و هم موعظه ها؛ تاریخ پیشینیان، واعظ بسیار گویایى است، حوادثى که در طول تاریخ رخ مى دهد و دگرگونى قدرتها، سرنگونى دولت ها و از کار افتادن قهرمانان و فقر گروهى از ثروتمندان، هرکدام واعظى هستند، حتى مردگان که همه روزه مى بینیم بر دوش بستگان و عزیزانشان به سوى دیار خاموشان برده مى شوند ـ به فرموده امیرمؤمنان على علیه السلام ـ بهترین واعظانند. کاخهاى ویران شده شاهان مقتدر و قصرهاى آباد آنها همه در حال وعظند. در کلام امام موسى بن جعفر علیه السلام خطاب به هارون ـ که درخواست موعظه کرده بود ـ آمده است: «هرچیزى را که در گرد خود مى بینى همه داراى موعظه است»؛ با این حال چرا این موعظه هاى بسیار قوى در دلهاى گروهى تأثیر نمى گذارد؟ قطعاً دلیلى دارد؛ امام علیه السلام در این بیان کوتاه به یکى از مهمترین آنها اشاره مى کند و مى فرماید: «حجاب غفلت، جلوى تأثیر اندرزها را مى گیرد.» سرچشمه این غفلت ممکن است هوا و هوس هاى نفسانى و شهوت و زرق و برق دنیا و یا وسوسه هاى شیطانى جن و انس باشد. قرآن مجید مى فرماید: «پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد، و مبادا (شیطان) فریبکار شما را به (کرم) خدا مغرور سازد! (5 فاطر)»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

تا تو نباشی همیشه گرفتار رنج و فساد و ظلم هستیم...

رحلت (شهادت) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تسلیت باد!

فایل صوتی

حکمت 281 نهج البلاغه: برترى عقل بر امور حسی
(علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَیْسَتِ الرَّوِیَّةُ کَالْمُعَایَنَةِ مَعَ الْإِبْصَارِ فَقَدْ تَکْذِبُ الْعُیُونُ أَهْلَهَا وَ لَا یَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: اندیشه کردن و از عقل یارى خواستن، مانند دیدن با چشمها نیست، که چشم گاهى به صاحب خود دروغ مى گوید؛ اما عقل (سلیم)، به هر کسى که از او نصیحت بخواهد خیانت نمى کند.

شرح حکمت:
امام علیه السلام در این گفتار حکیمانه به خطاى حسّ اشاره مى کند که گاه منشأ مشکلات عظیمى مى گردد، به همین دلیل ما باید پیوسته خطاهاى حس را از طریق عقل اصلاح کنیم. مبادا خطاهاى حسى، ما را به کارهایى که خلاف وظیفه و مسئولیت ما وخلاف رضاى خداست بکشاند. درست است که عقل نیز گاه خطا مى کند و انسان، معصوم نیست؛ ولى به هر حال وسیله خوبى براى اصلاح خطاهاى حس محسوب مى شود.
از این کلام حکیمانه مى توان نتیجه گرفت که هرگز نباید به کار شعبده بازان وساحران دلخوش کرد و فریب کارهاى آنها را خورد، هر چند با حسّ خود، کار خارق العاده اى از آنها ببینیم. هنگامى که اعمال آنها را با نیّت هاى سوء وادعاهاى باطلشان در کنار هم قرار مى دهیم اینجاست که عقل ما حسّ ما را تکمیل مى کند. یا هنگامى که مى بینیم دشمن قرآنها را بر سر نیزه کرده و دم از داورى قرآن مى زند در حالى که آثار سوء نیت و ستمگرى از سابقه آنها کاملا هویداست باید به حکم عقل تن دَر دهیم و آن را یک نیرنگ بنامیم.