رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره القصص، آیه 36
فَلَمَّا جَاءَهُمْ مُوسَى بِآیَاتِنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ

پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوّت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حکمت 73 نهج البلاغه: خودسازی قبل از تربیت دیگران
(اخلاقى، تربیتى، مدیریّتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیرِهِ وَ لْیکنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموزد.


شرح حکمت: 
کلام امام(علیه السلام) در اینجا مطابق ظاهر کلام، هم رئیس حکومت بر مردم را شامل مى شود و هم تمام کسانى را که به نوعى ارشاد و هدایت مردم را بر عهده مى گیرند. مردم سخنان کسى را که به گفتار خود پایبند و آثارش در زندگى او نمایان نیست، هرگز نمى پذیرند و به خود مى گویند: اگر او این سخنان را باور مى داشت نخست خودش به آن عمل مى کرد. مردم سخنان کسى را مى پذیرند که به گفته خود معتقد باشد و به تعبیر معروف: تا سخن از دل بر نیاید بر دل ننشیند و نشانه روشن این اعتقاد این است که به گفته خود عمل کند. هرگاه انسان نخست به تعلیم و تادیب خویشتن پردازد، تأثیر سخنانش بیشتر و عمیق تر است در حالى که اگر کسى تنها به تأدیب مردم پردازد و از خویش غافل بماند روزى فرا مى رسد که مردم از این امر آگاه مى شوند و از او روى برمى گردانند.


امیر مؤمنان على(علیه السلام) در خطبه 175 مى فرماید: «اى مردم به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتى ترغیب نمى کنم مگر این که خودم پیش از شما به آن عمل مى نمایم و شما را از هیچ معصیتى باز نمى دارم مگر این که خودم پیش از شما از آن دورى مى جویم».
امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند: « منافق دیگران را از بدى ها باز مى دارد; ولى خویشتن را باز نمى دارد و دیگران را به نیکى ها دعوت مى کند و خود بدان عمل نمى نماید».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 72: بی وفایی های دنیا
(اخلاقى، علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.
و درود خدا بر او، فرمود: روزگار، بدن ها را کهنه و آرزوها را نو مى سازد، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور مى کند. کسى که (تلاش کند و) به مواهب دنیا برسد خسته مى شود و کسى که به آن نرسد رنج مى برد.


شرح حکمت:
دو نکته مهم در سخن امام(علیه السلام) وجود دارد:
1. گذشت روزگار بدن ها را کهنه و فرسوده مى کند بنابراین باید کوشید در مقابل آنچه از دست مى رود چیزى به دست آورد تا گرفتار خسران نشود. آیات شریفه (وَالْعَصرِ * إنَّ الاْنْسَانَ لَفِى خُسْر) نیز به همین معنا اشاره دارد.
2. حرص بزرگسالان بر جمع مال و به دست آوردن مقام از جوانان بیشتر است و دلیلش آن است که انسان هر چه خود را به مرگ نزدیک تر مى بیند احساس مى کند وقت کمترى براى رسیدن به آرزوها در اختیار دارد. به عکس جوانان فکر مى کنند وقت طولانى براى رسیدن به آرزوها دارند. در حدیثی از پیامبر مى خوانیم: «انسان پیر مى شود ولى دو صفت در او جوان خواهد شد: حرص و آرزوهاى دور و دراز».

در حدیثى از امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى خوانیم که مى فرمود: دهر سه روز است و تو در میان این سه روز قرار گرفته اى: روزى که گذشت و آنچه در آن بودى که هرگز باز نمى گردد. اگر در آن روز عمل نیکى انجام داده اى از گذشتن آن غمگین نخواهى شد و از رفتن به استقبال آینده خوشحال خواهى بود و اگر کوتاهى و تقصیر در آن کرده اى از رفتنش شدیدا غمگین مى شوى و از کوتاهى خود حسرت مى خورى. روز دیگر همان است که تو امروز در آن از صبحگاهان آغاز کرده اى و نمى دانى به آخر مى رسانى یا نه و اگر آن را به آخر برسانى نمى دانى آیا بهره تو در آن همان کوتاهى و تقصیر همانند روز گذشته است یا نه. و روز سوم روزى است که در انتظار آن هستى و باز نمى دانى آیا در آن کوتاهى خواهى کرد یا نه (و هرگز نمى دانى آن را درک خواهى نمود یا نه) بنابراین آنچه را که الان در آن هستى غنیمت بشمار و فکر کن که غیر از امروز و امشب را در اختیار ندارى


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 71: کم گویی، نشانه عقل
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکلَامُ.
و درود خدا بر او، فرمود: هنگامی که عقل کامل گشت، سخن کم می شود .


شرح حکمت:
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «از زیاده گویى بپرهیز که عیب هاى نهانى تو را ظاهر مى سازد و کینه هاى آرام گرفته دشمنانت را بر ضد تو تحریک مى کند».

رسول خدا( صلى الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «انسان گاهى سخنى مى گوید که قصد بدى ندارد جز این که مى خواهد مردم را بخنداند و به سبب آن (از مقام خود) سقوط مى کند بیش از فاصله زمین و آسمان».

حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: « از نشانه هاىِ خوبىِ اسلامِ انسان، سخن نگفتن درباره امورى است که به او ارتباطى ندارد.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 70 نهج البلاغه: افراط و تفریط نتیجه جهل
(اخلاقى، علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.
و درود خدا بر او، فرمود: نادان را یا تندرو (افراط گر) یا کندرو (تفریط گر) مى بینى.


شرح حکمت:
راه صحیح به سوى مقصد، راه مستقیم است که ما پیوسته در نمازها هر روز خدا را مى خوانیم تا ما را بر آن راه ثابت بدارد. در اطراف راه مستقیم خطوط انحرافى فراوانى هست که پیدا کردن راه مستقیم از میان آن خطوط نیاز به دقت و علم و دانش دارد. به همین دلیل، جاهل غالبا گرفتار خطوط انحرافى یا در جانب زیاده روى مى گردد و یا در سوى کوتاهى و کندروى. این مسئله در تمام شئون زندگى اعم از فردى و اجتماعى و سیاسى و غیر آن دیده مى شود; در مسائل اخلاقی همچون اعتدال در بخشش مال، در مسائل اعتقادی اعتدال در باره جایگاه امامان امام علی می فرمایند: « به زودى دو گروه در مورد من هلاک و گمراه مى شوند: دوست افراطى که محبتش او را به غیر حق (غلو) مى کشاند و دشمن افراطى که به سبب دشمنى قدم در غیر حق مى نهد (و مرا کافر خطاب مى کند). بهترین مردم درباره من گروه میانه رو هستند از آنان جدا نشوید»

پیامبر میفرمایند: در روز قیامت حاکمی ( از حاکمان مسلمین) را می آورند که بیش از انچه دستور خداست عمل کرده. خداوند به او میگوید: بنده ی من چرا بیش از انچه دستور دادیم تازیانه بزنی زدی؟ آیا غضب تو بیشتر از غضب من است؟ ( کاسه داغ تر از آش ). حاکمی دیگر می اورند، خداوند به او میفرماید چرا کوتاهی کردی؟ عرض میکند : رحم به او کردم. خداوند میفرماید: ایا رحمت تو وسیع تر از رحمت من است؟ هر دو سپس راهی دوزخ میشوند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 69 نهج البلاغه: راضی بودن از سرنوشت
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ مَا کُنْتَ.
و درود خدا بر او، فرمود: اگر به آنچه که مى خواستى نرسیدى، از آنچه هستى نگران مباش (و قانع باش).


شرح حکمت:
چندتا تفسیر مطرح شده :
1- کلام قرآن (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُم) .یعنی اگر به مقصد نرسیدی غمگین نشو، اگر نیت مادی باشد دنیای مادی بقایی ندارد و اگر معنوی باشد خداوند تلاشت را دیده و اجرت پیش خدا محفوظ است و داده می شود؛
2- اگر به مقصد نرسیدی دست از تلاش بر ندار؛
3- به همانی که هستی راضی باش تا مقامت پیش خداوند کم نشود؛
4- اگر به مقصدت نرسیدی به هرصورتی باشی تفاوتی نمیکند. مثل اینکه کسی موفقیتش را در یک شهری میدیده و حالا به آن نرسیده، بنابراین برایش فرقی ندارد دیگر به چه شهری برود چون همه شهرها نسبت به خواسته ی او یکسان است و نباید در این باره سختگیری کند. در همین رابطه علامه شوشتری نقل می کند: روزی زنی تنها یک پسر داشت و پسرش از دنیا رفت. آن مادر گفت من میخواستم پسرم زنده بماند حالا که از دنیا رفته دیگر مهم نیست چه کسی بعد از او زنده است و چه کسی از دنیا می رود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 68 نهج البلاغه: لزوم همراهی فقر با عفاف و غنا با شکر
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى.
و درود خدا بر او، فرمود: خویشتن دارى و عفت زینت فقر و شکرگزارى زینت غناست.


شرح حکمت:
فقیر در معرض آفاتی مانند اظهار حاجت توام با ذلت، دست بردن به سوی اموال حرام، ناسپاسی در برابر خداوند قرار دارد.اما اگر خویشتن دار باشد عزت نفس خود را حفظ کرده آلوده به حرام نمیشود و زبان به ناشکری نمی گشاید.بنابراین عفت به معنای خویشتن داری،زینت فقر است. (خداوند در آیه ۲۷۳ بقره نیز به این موضوع اشاره می نماید)
معنای خاص عفت آن پاکدامنی در مقابل آلودگی های جنسی و معنای عام آن هرگونه خویشتن داری در برابر گناخ و کارهای زشت و پست است.

بهترین زینت غنا شکرگزاری است؛نه تنها شکر لفظی بلکه شکر عملی.ثروتمندانی که شکر عملی به جا می آورند، به نیازمندان کمک میکنند، درکارهای خیر سرمایه گذاری می نمایند، به آن هایی که وام میخواهند وام می دهند و حتی به کسانی که محتاجند و روی سوال ندارند به طور پنهانی کمک می کنند آن ها برترین زینت را در زندگی برای خود فراهم کرده اند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 67 نهج البلاغه: ارزش ایثار اقتصادى
(اخلاقى، اقتصادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: از اینکه عطایى که مى کنى، اندک است، شرمگین مشو که به راستى، محروم ( و ناامید) کردن کمتر از عطاى اندک است.


شرح حکمت:
بخشش کم( توام با عذرخواهی و ادب) حداقل دو فایده دارد: نخست همین مقدار کم مشکلی را حل میکند و دوم دست رد به سینه درخواست کننده نمیزند و روح سخاوت را در انسان پرورش میدهد‌.

پیامبر میفرمایند: هرکار نیکی صدقه است. پس صدقه را ترک نکنید هرچند به نیمی از یک دانه خرما باشد.خداوند این صدقه کوچک را پرورش میدهد و در قیامت به او بازمیگرداند درحالی که بزرگتر از کوه بزرگی است.

در شان نزول آیه۷۹ سوره توبه آمده است: روزی پیامبر به مسلمانان دستور جمع اوری کمک های غذایی برای سربازان اسلام ( جنگ تبوک) داد. در میان کمک کنندگان مرد فقیری به نام ابوعقیل بود که از آذوقه خانواده تقدیم پیامبر نمود. منافقان شروع به عیب جویی و تمسخر او کردند. آیه شریفه نازل شد" کسانی که از صدقات مومنانِ اطاعت کار عیب جویی می کنند، و آن هایی را که دسترسی جز به مقدار (ناچیز) تواناییشان ندارند مسخره می نمایند خدا آنها را مسخره می کند و برای آنان عذاب دردناکی است."


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 66 نهج البلاغه: درخواست نکردن از نااهلان

(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیرِ أَهْلِهَا.

و درود خدا بر او، فرمود: از دست رفتن حاجت بهتر از طلب کردن آن از نااهلان است!

شرح حکمت:
بى شک انسان ها در زندگى فردى و اجتماعى به یکدیگر نیازمندند. در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم) مى خوانیم که امیرمؤمنان در محضرش عرضه داشت: خداوندا مرا به احدى از خلقت نیازمند نکن. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: اى على! این سخن را مگو، زیرا هر انسانى نیازمند به دیگران است. امیر مؤمنان عرض کرد: اى رسول خدا! چگونه بگویم فرمود بگو: «خدایا مرا به انسان هاى شرور نیازمند مکن». على(علیه السلام)عرض کرد: «شرار خلق کیانند؟» فرمود: « کسانى که اگر چیزى ببخشند منت مى گذارند و هنگامى که منت مى گذارند بر انسان عیب مى گیرند».

در روایات اسلامى حاجت خواستن از تازه به دوران رسیده ها نهى شده است که قطعاً با منت و ذلت همراه است; در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که به یکى از یارانش فرمود: « دست خود را تا مرفق (آرنج) در دهان اژدها کنى براى تو بهتر از آن است که حاجت از کسى بطلبى که چیزى نداشته و سپس به نوایى رسیده است». این گونه اشخاص اگر چیزى به انسان بدهند سرمایه گرانبهاترى را از بین مى برند، آبى مى دهند و آبرویى مى برند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 65: ترک دوستان و تنهایى
(اخلاقى، اجتماعى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ.

و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.

شرح حکمت:
همین مضمون در نامه 31 که اندرزنامه امام به امام حسن مجتبى(علیه السلام) است به صورت دیگرى نقل شده فرمودند: «غریب کسى است که دوستى ندارد».
در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) نقل شده است که فرمود: «انسان به وسیله برادران (دینى) خود کثرت و فزونى مى یابد».
پیام این کلام حکمت آمیز این است که هر مسلمانى باید بکوشد و دوستان بیشترى براى خود فراهم سازد ولى مسلم است که هر کسى شایسته دوستى نیست بلکه باید دوستانى انتخاب کرد که کمک بر دین و دنیا باشند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 64 نهج البلاغه: غفلت از گذر عمر
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ.

و درود خدا بر او، فرمود: اهل دنیا چون کاروانى هستند که آنان را مى برند در حالى که در خوابند.

شرح حکمت:
مى دانیم دنیا مسیر آخرت است و در این مسیر منزلگاه هایى است که در آنجا باید زاد و توشه براى آخرت برگرفت تا هنگامى که انسان به مقصد مى رسد دستش خالى نباشد; ولى دنیاپرستانى که در تمام عمر به دنیا مشغول اند، همچون کسانى هستند که بر مرکب سوار و در خوابند و ساربان آنها را به سوى مقصد مى برد. انتهاى این مسیر همان مرگ است آنها زمانى که سیلى اجل در گوششان نواخته شود از این خواب غفلت بیدار مى شوند و تهى دست به سوى آخرت مى روند. همان گونه که در روایت معروف آمده است: « مردم در خوابند هنگامى که بمیرند از خواب بیدار مى شوند.»
به بیان دیگر انسان ها سرمایه دارانى هستند که وارد بازار دنیا مى شوند مدت این بازار ـ مانند بسیارى از بازارهاى جهانى محدود است ـ و سرمایه آنها ساعات و شب ها و روزهاى عمر آنهاست هرگاه در این مدت در خواب باشند سرمایه از دست مى رود و تجارتى حاصل نمى شود. به گفته شاعر:
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم *** جز حسرت و اندوه متاعى نخریدیم


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن