رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره الرحمن آیه 54

مُتَّکِئِینَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ
این در حالی است که آنها بر فرشهائی تکیه کرده‏ اند که آستر آنها از پارچه‏ های ابریشمین است و میوه‏ های رسیده آن دو باغ بهشتی در دسترس است.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

 سنگین ترین بلاها بر دوش حجت خداست

واعظ: استاد مسعود عالی

فایل صوتی

حکمت 396 نهج البلاغه: راه زندگی سعادتمندانه
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَنِیَّةُ وَ لَا الدَّنِیَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً لَمْ یُعْطَ قَائِماً وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ.
و درود خدا بر او، فرمود: مرگ بهتر از تن دادن به ذلت است و قناعت بهتر از دست دراز کردن به سوی مردم است. آن کس که نشسته (با تلاش صحیح) چیزی را بدست نیاورد ایستاده (با تلاش نادرست و بی رویه) نیز چیزی بدست نخواهد آورد. دنیا دو روز است؛ روزی به سود توست و روزی به زیان تو. در آن روز که به سود توست مست و مغرور مباش و آن روز که به زیان توست صابر و شکیبا باش.

شرح حکمت:
امام حسین علیه السلام در باب بیعت نکردن با یزید می فرمایند: «هان بهوش باشید! که این (یزید) ناپاک زاده، فرزند ناپاک زاده مرا در میان دو انتخاب قرار داده است: کشته شدن یا قبول ذلّت و چقدر دور است که ما تن به ذلّت دهیم، خداوند و پیامبر او هرگز براى ما ذلّت و زبونى نمى پسندند و نیاکان پاک سرشت و دامن هاى پاکى که ما را پرورانده اند و بزرگ مردان غیرتمند و انسان هاى با شرافت این را از ما نمى پذیرند. هرگز! ما هیچگاه فرمانبردارى فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح نخواهیم داد. بدانید من با شما اتمام حجّت کردم و شما را از عاقبت کارتان بیم دادم. به هوش باشید! من با همین خاندانم و آمادگى کم و یاران اندک، با شما پیکار مى کنم و آماده شهادتم»
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: «نیکان امت من قناعت کاران اند و بَدان آن طمع کاران.»
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «چقدر براى مؤمن زشت است که علاقه به چیزى پیدا کند که باعث ذلت او گردد.»
در سومین بخش از حکمت، منظور امام(علیه السلام) این است که انسان باید براى به دست آوردن روزى، از راه هاى صحیح و معقول وارد شود; حرص و طمع را کنار بگذارد و گمان نکند همیشه تلاش بیشتر سبب درآمد بیشتر است زیرا اگر چیزى براى انسان مقدر نشده باشد هرقدر هم تلاش و کوشش کند به آن نخواهد رسید.
امام(علیه السلام) در نامه 72 نهج البلاغه مى فرمایند: «بدان که دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو. این دنیا سرایى است متغیر (که هر روز به دست گروهى مى افتد) آنچه از مواهب دنیا قسمت توست به سوى تو مى آید هر چند ضعیف باشى و آنچه به زیان توست گریبانت را خواهد گرفت (هر چند قوى باشى) و نمى توانى با قدرتت آن را از خود دور سازى.» بسیار مى شود که کامیابى و ناکامى، هر دو براى آزمایش انسان هاست و اگر حق آن ها را درست ادا نکند در آزمایش الهى مردود شده است و به همین دلیل در روایتی بعد از این دو جمله آمده است: «با هر دو به زودى آزمایش مى شوى»
به یقین این گونه توجه به حوادث روزگار آرامش فوق العاده اى به انسان مى دهد و از تلخى ناکامى ها مى کاهد و از مستى و غرور کامیابى ها جلوگیرى مى کند.

حکمت 395 نهج البلاغه: قناعت
(اقتصادى، اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ کَافٍ‏.
و درود خدا بر او، فرمود: به هرمقدار (از دنیا) قناعت کنى همان براى تو کافى است.

شرح حکمت:
امام(علیه السلام) مى فرماید: «آنچه مافوق میانه روى است اسراف مى باشد.» در گفتاری دیگر مى فرماید: «کسى که مقدار کم، او را قانع نسازد مقدار زیاد (از دنیا) نیز او را قانع نخواهد ساخت.» در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: «اى فرزند آدم! اگر از دنیا به مقدارى که لازم است و کفایت مى کند بخواهى، ساده ترین زندگى براى تو کافى است اما اگر چیزى فراتر از آن بخواهى تمام دنیا را هم به تو بدهند تو را کفایت نمى کند.»
در حدیث معروف قدسى که امام صادق(علیه السلام) آن را نقل فرموده مى خوانیم: «ازجمله وحى هاى آسمانى این بود که اگر انسان دو رودخانه از طلا و نقره داشته باشد باز هم رود سومى را مى خواهد. اى فرزند آدم! شکمت دریایى از دریاها و دره اى از دره هاست که چیزى جز خاک آن را پر نمى کند.»
مردى به امام صادق(علیه السلام) شکایت کرد و عرضه داشت که به دنبال چیزهایى (از دنیا) مى رود و به آن مى رسد ولى باز هم قانع نیست و نفس او پیوسته بیش از آن را مى طلبد و گفت: چیزى به من بیاموز که از آن بهره مند شوم. امام(علیه السلام) در پاسخ، مطلبى فرمود که تعبیر دیگرى از کلام حکیمانه مورد بحث است، فرمود: «اگر آن اندازه که تو را کفایت مى کند تو را بى نیاز سازد، کمترین چیز دنیا سبب بى نیازى تو می شود و اگر بى نیازت نسازد همه دنیا را هم به تو بدهند باز هم (عطش تو فرو نمى نشیند و) بى نیاز نخواهى شد.»

حکمت 394: کلمات نافذتر از تیرها
(علمى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ‏.
و درود خدا بر او، فرمود: چه بسا سخنى که اثرش از حمله مؤثّرتر است.

شرح حکمت:
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «گزش زبان از ضربت شمشیر سخت تر است.»
در کتاب تمام نهج البلاغه ضمن وصیت مشروحى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) که خطاب به اصحابش مى کند و آداب دین و دنیا را به آن ها مى آموزد چنین آمده است: «گفتار خود را از اعمال خویش حساب کنید تا سخن شما جز در راه خیر و نیکى کم شود زبان هاى خود را نگاه دارید و تسلیم فرمان خدا باشید تا غنیمت ببرید. چه بسیار سخنانى که از حمله نافذتر است و چه بسیار فتنه ها که از گفتارها برخاسته است.»
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرمایند: «چه بسیار زبانى که انسانى را به کشتن داده است.» در حدیث دیگرى می فرمایند: «چه خون هایى که با دهان ریخته شده است.»
به عکس، چه بسیار آتش هاى جنگ هایى که با چند جمله خاموش شده و نزاع هاى فامیلى و قبیله اى با سخنان شیرین و حساب شده اى پایان یافته است.

حکمت 393: اندازه نگه داریم
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْکَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ.
و درود خدا بر او، فرمود: از دنیا همان را بگیر که نزد تو مى آید و از هر چه از دنیا که از تو رو مى گرداند رو بگردان و اگر چنین نکردى (و خواستى به دنبال آنچه به دستت نیامده بروى) به گونه اى درست و نیکو آن را طلب کن.

شرح حکمت:
اشاره به این که اگر اصرار دارى بر مال و جاه خود بیفزایى، تندروى مکن; عاقلانه تلاش کن و آلوده گناهان مشو. به یقین یک زندگى ساده و آبرومندانه و خالى از هرگونه آلودگى به گناه، بسیار افتخارآمیزتر است از زندگى پر زرق و برقى که از طریق تلاش خسته کننده و آلوده به انواع گناهان به دست آمده است. امام صادق(علیه السلام) فرمود: «پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در حالى که غمگین بود از منزل خارج شد فرشته اى خدمت آن حضرت آمد در حالى که کلید گنج هاى زمین را در دست داشت عرض کرد: اى محمّد! این کلید گنج هاى زمین است پروردگارت مى فرماید: آن ها را بگشا و هرچه مى خواهى بردار بى آن که چیزى از مقام تو نزد من کم شود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: دنیا خانه کسى است که خانه دیگرى ندارد و آن را کسى گردآورى مى کند که عقلى ندارد. آن فرشته عرض کرد: قسم به خدایى که تو را مبعوث به حق کرده است عین این سخن را از فرشته اى در آسمان چهارم شنیدم در آن هنگام که کلید این گنج ها به دست من داده شد.»

حکمت 392: سخن، نشانه شخصیت
(علمى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): تَکَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ.
و (درود خدا بر او،) فرمود: سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا که انسان در زیر زبان خود پنهان است.

شرح حکمت:
از امام سجاد(علیه السلام) سؤال کردند: آیا کلام افضل است یا سکوت؟ امام(علیه السلام) فرمود: هر دو آفاتى دارند اگر از آفات سالم بمانند کلام از سکوت افضل است. عرض کردند: چگونه افضل است اى فرزند رسول خدا؟ فرمود: خداوند متعال انبیا و اوصیا را به سکوت مبعوث نکرد بلکه آن ها را مبعوث به کلام کرد، هرگز بهشت را با سکوت به کسى نمى دهند و ولایت الله با سکوت حاصل نمى شود، پرهیز از آتش دوزخ با سکوت میسر نمى گردد، همه این ها به وسیله کلام به دست مى آید. آرى من هرگز ماه را با خورشید برابر نمى بینم، حتى اگر بخواهى فضیلت سکوت را بیان کنى باید با کلام، این فضیلت را شرح دهى در حالى که هرگز نمى توانى فضیلت کلام را با سکوت بیان کنى.
مرحوم صدوق از شعبى (محدث معروف) نقل مى کند که مى گوید: امیرمؤمنان(علیه السلام) نُه جمله را به صورت ارتجالى (بدون مقدمه) بیان فرمود که چشم بلاغت را درآورد و گوهرهاى حکمت و دانش را یتیم نمود و همه مردم را حتى از رسیدن به یکى از آن ها بازداشت. سه جمله در باب مناجات است و سه جمله در باب حکمت و سه جمله در باب ادب.
اما سه جمله اى که در باب مناجات است: «الهى این عزت براى من بس که بنده تو باشم و این افتخار براى من بس که تو پروردگار من باشى تو همان گونه هستى که من دوست مى دارم پس مرا آن گونه قرار ده که تو دوست دارى.»
و اما درباره حکمت و دانش چنین فرمود: «ارزش هر انسانى به اندازه کارى است که به خوبى از عهده آن برمى آید، و آن کس که قدر خود را بشناسد (و از آن تجاوز نکند) هرگز هلاک نمى شود و انسان در زیر زبانش پنهان است.»
و اما سه جمله اى که درباره آداب است; فرمود: «به هرکس مى خواهى، نعمتى ببخش تا امیرش باشى و به هرکس مى خواهى محتاج شو تا اسیرش شوى و به هرکس که می‌خواهى، بی‌نیازى نشان ده، تا همانند او باشى.»

حکمت 391: ترغیب به زهد و نهی از غفلت
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): ازْهَدْ فِی الدُّنْیَا یُبَصِّرْکَ اللَّهُ عَوْرَاتِهَا وَ لَا تَغْفُلْ فَلَسْتَ بِمَغْفُولٍ عَنْکَ.
و درود خدا بر او، فرمود: از دنیا، کناره بگیر که اگر چنین کردى، خداوند تو را از زشتیهاى آن بینا مى گرداند، و از وظایف خود غافل مباش که تو فراموش شده نیستى.

شرح حکمت:
روشن است که انسان هرگاه دل بسته و عاشق چیزى باشد هرگز عیوب آن را نمى بیند بلکه بسیار مى شود که عیوب را محاسن و صفات برجسته مى شمرد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) می فرمایند: «علاقه تو به چیزى، نابینا و کرت مى کند».
امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: «کسى که زهد در دنیا را پیشه کند خداوند علم و دانش را در قلب او قرار مى دهد و زبانش را به آن جارى مى سازد و عیوب دنیا را به او نشان مى دهد، دردهاى دنیا و دواهاى آن را مى شناسد و از دنیا سالم به دارالسلام (و جوار رحمت الهى) مى رود.» نیز می فرمایند: « هنگامى که خداوند خیر و نیکى براى بنده اش اراده کند او را به دنیا بى اعتنا مى سازد و عالم به احکام دینش مى کند و عیوب دنیا را در نظرش آشکار مى سازد.»
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «در تعجبم از کسى که غافل است و از او غافل نیستند و نیز در تعجبم از کسى که در طلب دنیاست و مرگ در طلب اوست و در شگفتم از کسى که با تمام دهانش مى خندد (و قهقهه مى زند) در حالى که نمى داند خدا از او راضى است یا خشمگین.»
سلمان فارسى نیز در این زمینه مى گوید: «از شش چیز در شگفتم; سه چیز مرا مى خنداند و سه چیز مرا به گریه وامى دارد. اما آنچه مرا به گریه وامى دارد جدایى دوستان عزیز است (دوستى همچون) محمّد(صلى الله علیه وآله) و وحشت قیامت و ایستادن در پیشگاه خداوند عزّوجلّ و اما آنچه مرا به خنده وامى دارد طالب دنیاست در حالى که مرگ در طلب اوست و غافل است در حالى که مورد غفلت نیست، و کسى که با تمام دهان خود مى خندد و قهقهه مى زند در حالى که نمى داند از او خوشنود شده اند یا نه»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

دستت رو به امام زمان بسپار

واعظ: حجت الاسلام دانشمند

 

فایل صوتی

حکمت 390 نهج البلاغه: سبک زندگی اسلامی
(اخلاقى، اجتماعى، اخلاق خانواده)

وَ قَالَ (علیه السلام): لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَةٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ.

و درود خدا بر او، فرمود: انسان باایمان ساعات شبانه‌روز خود را به سه بخش تقسیم مى‌کند: قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مى‌کند و قسمت دیگرى را براى امرار معاش و کسب و کار زندگى قرار مى‌دهد و قسمت سوم را براى بهره‌گیرى از لذات حلال و دلپسند مى‌گذارد. و سزاوار نیست که انسان عاقل حرکتش جز در سه چیز باشد: کسب حلال براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذّت هاى حلال.

شرح حکمت:
در بعضى از روایات ساعات شبانه روز به چهار بخش تقسیم شده است. ازجمله در حدیثى از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) چنین مى خوانیم: «کوشش کنید که زمان شما به چهار بخش تقسیم شود: بخشى براى مناجات با پروردگار و بخشى براى امر معاش و بخشى براى معاشرت با دوستان و افراد مورد اعتماد که عیوب شما را براى شما بازگو مى کنند و با خلوص باطن به شما خدمت مى نمایند، و بخشى از آن را نیز براى لذات غیر حرام باقى گذارید.»

حکمت 389 نهج البلاغه: به عمل کار برآید
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ.وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى : مَنْ فَاتَهُ حَسَبُ نَفْسِهِ لَمْ یَنْفَعْهُ حَسَبُ آبَائِهِ.
و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که عملش او را به جایى نرساند، بزرگى خاندانش، او را به پیش نخواهد راند. [در نقل دیگرى آمده که]: آن کس که ارزش خویش از دست بدهد، بزرگى خاندانش او را سودى نخواهد رساند.

شرح حکمت:
اشاره به این که ارزش و شخصیت در انسان به صفات و فضایل شخصى اوست، علم و دانش، شجاعت و سخاوت، بزرگوارى و امانت و صفات برجسته دیگر. قرآن مجید می فرماید: «ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید; (این ها ملاک امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند، باتقواترین شماست; خداوند دانا و آگاه است! (13 حجرات)»
شخصى خدمت امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) رسید و عرض کرد: به خدا سوگند که بر روى زمین کسى از نظر شرافت پدر از تو برتر نیست. امام(علیه السلام) فرمود: «تقواى الهى آن ها را شریف نمود و اطاعت پروردگار آن ها را والامقام ساخت». آن مرد بار دیگر عرض کرد: به خدا سوگند تو بهترین مردم هستى. امام(علیه السلام) فرمود: اى مرد! قسم مخور; بهتر از من کسى است که تقواى الهى اش بیشتر و مطیع تر در برابر فرمان خدا باشد به خدا سوگند این آیه را هیچ آیه اى نسخ نکرده است: خداوند شما را طوایف و قبایلى قرار داده تا یکدیگر را بشناسید، گرامى ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.»
امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «سه چیز است که از اعمال دوران جاهلیت است...» و نخستین آن را « افتخار به نسب است.»