رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره واقعه آیه 81
أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ

آیا این سخن را (این قرآن را با اوصافی که گفته شد) سست و کوچک می‏شمرید؟

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۱۱ مطلب با موضوع «قرآن :: سوره بقره :: بنی اسرائیل :: نعمات» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که عرض کردم خداوند در آیات 40-43 سوره مبارکه بقره دستوراتی رو در سه بخش به بنی اسرائیل می دهد ودر آیات 44 تا 46 توصیه هایی است که خداوند متعال به قوم بنی اسرائیل می کند تا توانایی انجام دستورات را بیابند. و پس از آن در آیات 47 تا 74، 10 نعمتی را که خداوند به بنی اسرائیل ارزانی داشته و کفران نعمت هایی که آنها متقابلا  انجام داده اند را خواندیم. این 10 نعمت را با هم مرور می کنیم:

1. نجات از آل فرعون (49،50)

2. بخشش گوساله پرستی (51،52،54)

3. کتاب و فرقان (53)

4. زنده شدن پس از صاعقه (55،56)

5. نزول منّ و سلوی (57)

6. حطه (58،59)

7. دوازده چشمه (60)

8. بالای سر بردن کوه طور (63،64)

9. بوزینه شدن (65،66)

10. زنده شدن مرده (67الی71)

همانطور که در این آیات خواندیم خداوند قوم بنی اسرائیل را به خاطر 3 نعمت پایانی بر  جهانیان برتری داده است. یعنی خداوند این 3فرصت بازگشت را تنها به قوم بنی اسرائیل داد ولی باز آنها کفران نعمت کردند. (با اندکی تفکر در آیات 40 و 64 این فرصت مجدد را در می یابیم.)

در آیات 75 تا 80 که خواهیم خواند که بزرگان بنی اسرائیل از زمان حضرت موسی تاکنون با علم به همه این مسائل و حقایق، از روی آگاهی همچنان با خداوند ستیزه می جویند. یک بار دیگر آیه 75 را با هم میخوانیم:

أَفَتَطْمَعُونَ أَن یُؤْمِنُواْ لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾

[اى مؤمنان‏] آیا امید دارید که [یهودیان‏] به [حقانیت‏] شما ایمان آورند، و حال آنکه گروهى از آنان کلام الهى را مى‏ شنیدند و پس از آنکه آن را در مى ‏یافتند آگاهانه دگرگونش مى ‏ساختند.

حسـ ـن

سلام در حین داستان قوم بنی اسرائیل که داشتم مینوشتم، به دلایل خودم تفسیر آیه شریف 62 سوره مبارکه بقره رو جا انداختم که الان آیه رو با توضیحات جناب آقای دکتر با هم میخونیمش.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾

کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‏اند، و یهود و نصاری و صابئان (پیروان یحیی یا نوح یا ابراهیم) آنها که ایمان بخدا و روز رستاخیز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هیچگونه ترس و غمی برای آنها نیست (و هر کدام از پیروان ادیان که در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهی عمل کرده‏اند ماجورند و رستگار).

با توجه به آیه 38، کسانی که از هدایت پروردگار تبعیت می نمایند، هیچ ترس و غمی بر آنها نیست و در آیه 5 هدایت نتیجه اعمال متقین بود. با توجه به آیه 20 کسانی که عبادت پروردگارشان را به جا می آورند، ممکن است جزءِ متقین قرار گیرند. بنابراین می توان نتیجه گرفت ایمان به خداوند و روز قیامت و در پی آن انجام عمل صالح، همان عبادت پروردگار است. لذا اینکه انسان جزءِ کدام یک از دسته ها و فرقه ها هست، تفاوتی ندارد. مهم ایمان و عمل صالح اوست. در آیه 23 نیز نمونه بارز عابد پروردگار معرفی شده است، وتمام فرقه ها باید مانند او عمل نمایند تا جزءِ متقین قرار گیرند.

نکته: با توجه به نعمت ها، یهودیانی که در زمان حضرت مو سی نبوده اند، هیچ یک از این نعمت ها را ندیده اند. لذا جزءِ مغضوبین قرار نگرفته اند و امکان هدایت دارند. اما تا زمانی که یهودی هستند در واقع از هدایت خدا پیروی نکرده و باید ذلیل و بی خانمان باشند.

سوال: من در اینجا یه شبهه و سوالی رو از دکتر به این صورت پرسیدم:

با توجه به این تفسیر پس گفتن ان الدین عندالله الاسلام در سوره آل عمران چه معنایی داره؟

مثلا کسی که یهودی باشه و ایمان و عمل صالحش رو انجام بده پس لزومی نداره مسلمان بشه!

 

دکتر بهم جواب داد:

سؤال خودت جلوتر جواب داده شده

به عبارت دیگر ایمان و عمل صالح حاصل تسلیم پروردگار بودن است. در واقع منظور از دین الهی این است که انسان تسلیم پروردگار خویش باشد. کما اینکه در انتهای همین جزء خصوصیت بارز حضرت ابراهیم چنین معرفی می شود.

و حضرت تسلیم بودن را برای خود و فرزندانش از خداوند متعال طلب می نماید. همچنین ایشان به عنوان برگزیده بر عالمیان معرفی می شود و ...

ان شاءالله همه ما به معنای واقعی مسلمان یعنی تسلیم اوامر الهی (و پیامبران الهی) بوده و باشیم ان شاءالله.

خدایا خودت ما را و نسل ما را و جامعه و دنیای ما را مسلمان بدار ان شاءالله.

حسـ ـن

نتیجه گیری

بعد از این همه نعمت(10تا) و عدم تقوای قوم بنی اسرائیل، خداوند متعال در آیه 74 می فرماید:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۷۴﴾

سپس دلهای شما بعد از این جریان سخت شد، همچون سنگ، یا سخت تر! چرا که پاره‏ ای از سنگها می ‏شکافد و از آن نهرها جاری می ‏شود، و پاره ‏ای از آنها شکاف برمی‏ دارد و آب از آن تراوش می‏ کند، و پاره‏ ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می ‏افتد (اما دلهای شما نه از خوف خدا می‏ طپد و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

با توجه به آیات 47-74 روند رسیدن انسان ها به قساوت قلب مطرح شده است. به حدی که دیگر هیچ چیز در آنها تأثیرگذار نیست. همان طور که در این آیات مشخص است، خداوند متعال بارها و بارها با دلایل روشن آنها را به تقوا و پرهیزگاری و عدم ظلم به خویش دعوت می نماید، اما قوم بنی اسرائیل دست از تعدی و عصیان خویش برنداشتند تا جایی که به کفر رسیده و راه برگشتی برای خود باقی نمی گذارند. در حدی که خداوند قلب آنها را از سنگ سفت و سخت تر می داند.

الان بهتر میتونیم مفهوم آیات 6 و 7 سوره مبارکه بقره رو درک کنیم و بفهمیم این آدما چه کار کرده اند که خداوند درباره آنها فرمود:" کسانی که کافر شدند برای آنها تفاوت نمی‏کند که آنان را (از عذاب خداوند) بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد(6)؛ خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشم های آنها پرده افکنده شده، و عذاب بزرگی در انتظار آنها است.(7)"

یه کم فکر کنید!!

ببینید اینا چکار کردند که خدا در موردشون میگه قلبشون انقدر سفت و سخته که از سنگ کوهها هم نفوذناپذیرتره، هم آنقدر خدا رو خسته کردند که خدا میگه من بر دلها و چشمای اینا مهر میزنم و بر چشماشون پرده افکنده ام!!

ان شاءالله خداوند خودش کمکمون کنه و نگذارد به چنین مرحله ای از قساوت قلب برسیم و همواره در برابر دستوراتش خاشع و خاضع باشیم و گردن کشی نکنیم!

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه آیات رو باهم میخونیم:

وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ ﴿۷۲﴾

و بخاطر بیاورید هنگامی را که فردی را به قتل رساندید سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید و خداوند آنچه را مخفی داشته بودید آشکار می ‏سازد.

فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَلِکَ یُحْیِی اللّهُ الْمَوْتَى وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴿۷۳﴾

سپس گفتیم قسمتی از گاو را به مقتول بزنید (تا زنده شود و قاتل را معرفی کند) خداوند این گونه مردگان را زنده می ‏کند و آیات خود را به شما نشان می ‏دهد شاید درک کنید.

همانطور که دیروز هم خدمتتون عرض کردم، داستان از این قرار بود که در قوم بنی اسرائیل قتلی صورت پذیرفت و آنها یکدیگر را به قتل متهم می کردند. نزد حضرت موسی آمده و از او خواستند تا حقیقت را آشکار نماید. حضرت موسی نیز به آنها می گوید گاوی را ذبح نمایند. خصوصیات گاو بیان می شود. آنها گاو مورد نظر را یافته و با اکراه ذبح می کنند. این اکراه شاید ناشی از وجود رگه های گوساله پرستی و یا شاید هم به خاطر قیمت زیاد آن گاو بوده است(که هر دو ضعف ایمان را می رساند). با قسمتی از بدن گاو(دم او) به مرده زده و زنده می شود. مرده نیز قاتل خود را معرفی می نماید. هدف مورد نظر این آیات قاتل و مرده نیست بلکه زنده شدن مرده آن هم توسط پاره ای از بدن یک گاو ذبح شده است. به همین دلیل آیات از گاو آغاز کرده، نه از مرده.

این مرده می توانست با اراده خداوند و بدون انجام هیچ یک از این مراحل زنده شود، اما چنین نشد. در پاسخ باید گفت شاید وجود بقایای گوساله پرستی در میان قوم بنی اسرائیل سبب این روش بوده است و همچنین تلاش و پرداخت هزینه برای زنده کردن مرده به نوعی سبب عدم تکرار این ماجرا می شده است.

نکته: زنده شدن مرده نیز به عنوان نعمتی برای این قوم بیان شده است، زیرا هر ذهن بیداری را به فکر واداشته و موجب افزایش ایمان او به روز واپسین می گردد(شاید اندیشه کنید).

در پست بعدی نتیجه آیات 47 تا 73 را از زبان قرآن ان شاءالله مطرح خواهیم کرد.

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه نعمت های هشتم و نهمی که خداوند به قوم بنی اسرائیل داده است را با هم میخونیم.. ین نعمتها فوق العاده جالب و تامل برانگیز هستش.

8. بالای سر بردن کوه طور

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاذْکُرُواْ مَا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾

و زمانی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم (وبه شما گفتیم) آنچه را از آیات و دستورات خداوند به شما داده ‏ایم با قدرت بگیرید، و آنچه را در آن هست بخاطر داشته باشید (و به آن عمل کنید) تا پرهیزگار شوید.

ثُمَّ تَوَلَّیْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِینَ﴿۶۴﴾

سپس شما بعد از این جریان روگردان شدید و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود از زیانکاران بودید.

این نعمت نیز عامل تقوا به حساب آمده. در آیه 40 که خداوند می فرماید به عهدتان وفا نمایید، شاید منظور از عهد همین پیمانی است که در این آیه ذکر شده است. چنان چه پیشتر در آیه 27 ذکر شده، زیانکاران، همان گمراهان هستند. بنابراین منظور از فضل و رحمت خداوند، در واقع هدایت گمراهان است. لذا در آیه 47 که خداوند خطاب به قوم بنی اسرائیل می فرماید شما را بر عالمیان فضیلت دادم، در واقع فرصت هدایت است. به عبارت دیگر تعداد نعمت هایی که خداوند به آنها داده بیشتر است (یا به تعبیر من خداوند فرصت های بازگشت بیشتری را به این قوم مرحمت داشته است). از آنجا که این نکته دقیقاً در نعمت هشتم ذکر شده است، شاید بتوان این نتیجه را گرفت که دیگر اقوام هفت بار فرصت هدایت می یافتند.

9. بوزینه شدن

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ﴿۶۵﴾

بطور قطع حال کسانی را از شما که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند دانستید، ما به آنها گفتیم بصورت بوزینه‏ های طرد شده ‏ای در آئید.

فَجَعَلْنَاهَا نَکَالًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ ﴿۶۶﴾

ما این جریان را مجازات و درس عبرتی برای مردم آن زمان و کسانی که بعد از آنان آمدند، و هم پند و اندرزی برای پرهیزکاران قرار دادیم.

بنابراین نهمین نعمت، یعنی بوزینه شدن افراد متعدی، عامل تقوای دیگران بوده است.

 

بطور خلاصه همانطور که متوجه شدید در نعمت هشتم خداوند کوه طور را بلند می کند و بالای سر بنی اسرائیل میاره و از اونا عهد و پیمان میگیرد. (به تعبیر من خداوند بهشون گفته ایمان میارید یا این کوه رو بندازم روی سرتون)، باز در ادامه انها پیمان شکنی کردند. در آیه 65 و 66 هم انهایی که از دستور خدا در روز شنبه (کار نکردن در شنبه) سرپیچی کردند خداوند آنها را به بوزینه تغییر شکل می دهد و این عذاب خداوند نعمتی بوده برای دیگرانی که این قضیه را مشاهده کردند، نعمتی به این صورت که اگه شما هم مثه اینا تقوا پیشه نکنی اینجوری میشیا!

خلاصه خدا به هر طریقی بوده میخواسته این ناسپاسا رو ادمشون کنه ولی خودشون نمیخواستند که آدم بشند!

امیدوارم ما در عهد و پیمان هامون با خدا استوار و پایبند بمانیم و سرپیچی از دستوراتش نکنیم ان شاءالله!

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به آیات شرفه 49 تا 60 سوره مبارکه بقره که تا الان خواندیم قصد دارم یه برداشت و خلاصه ای از این آیات را خدمتتون عرض نمایم.

با فرض رعایت ترتیب در نعمت های قوم بنی اسرائیل که در آیات 49-60سوره بقره آمده، می توان با اندک دقتی سرگذشت آنان را متوجه شد. این قوم توسط آل فرعون تحت شکنجه و عذاب بودند، پس از نجات آنان توسط خدا از دست فرعونیان، آنها هجرت می کنند. در این هجرت حضرت موسی برای راز و نیاز با خداوند 40 شبانه روز به کوه می رود. در این مدت کتاب و فرقان برای هدایت مردم به حضرت موسی داده می شود اما در نبود حضرت موسی، قوم بنی اسرائیل گوساله پرست می شوند. خداوند طبق آنچه گفته شد از این خطای قوم بنی اسرائیل می گذرد. پس از آن مجدداً قوم بنی اسرائیل از حضرت موسی درخواست می کنند که خداوند سبحان را ببینند. در پی همین درخواست صاعقه ای زده می شود و همه آنها می میرند. خداوند متعال مجدداً آنها را زنده می نماید و آنها باید شکرگذار این فرصت دوباره می بودند. با قرار گرفتن در شرایط سخت بیابان، خداوند ابر را مأمور سایه افکنی برآنها کرده و خوراکی بسیار عالی(منّ و سلوی) را برای خوردن آنها نازل می کند. همین طور به تعداد طایفه های آنان دوازده چشمه را برای آنها می جوشاند تا تشنگی خود را برطرف کنند. آنها نه تنها شکر این نعمت ها را به جا نیاورده بلکه از حضرت موسی تقاضای سبزی و عدس و پیاز و ... می نمایند. خداوند متعال نیز به آنها می گوید به شهر وارد شده و هر چه می خواهید، کشت کرده و بخورید. به شرط اینکه در حین وارد شدن به شهر، از خداوند طلب بخشش و مغفرت نمایید تا خداوند متعال گناهکاران را بخشیده و بر درجه نیکوکاران بیافزاید. عده ای از آنها این کار را به سخره گرفته و انجام نمی دهند. از آسمان نیز بر آنها عذاب نازل می گردد.

نکته: در واقع منظور خداوند متعال از دادن نعمت به بندگان، فرصت هدایت و رشد است که رستگاری جاودانه را به همراه دارد. گاهی این نعمت منجر به ایمان بیشتر و گاهی منجر به عمل صالح می گردد. چنان چه از هر دو نعمت به خوبی بهره می گرفتند، به درجه و مرحله تقوا می رسیدند.

آنها نه تنها به نعمت های الهی کفر ورزیده بلکه سابقه کشتن فرستادگان الهی مانند حضرت اسحاق را دارند. آنها قومی عصیانکار و متعدیند، به همین خاطر از جمله مغضوبین گشتند. بنابراین آنجا که خداوند می فرماید انذار کردن و نکردن کافران فایده ای ندارد(آیه 6سوره بقره) به این دلیل است که کافران با انکار پیاپی نعمات واضح الهی آن قدر در سیاهی فرو رفته اند که دیگر فرصت تشخیص حق و باطل را از خود سلب نموده و راه بازگشتی برای خود نگذاشته اند. قوم بنی اسرائیل علاوه بر این که از جمله کافرانند و دچار غضب الهی گشته اند، خداوند متعال دو چیز را بر آنها حتمی و ضروری کرده است.

ذلت: آنها همیشه در میان همه جوامع و ملت ها ذلیل و حقیر هستند.

این قوم برای به دست آوردن دنیا از هیچ ذلت و پستی دوری نمی کنند. در واقع این قوم ،بندگانِ دنیا گشته اند و چه ذلتی پست تر از اینکه انسان بندگی چیزی را بکند که برای او آفریده شده است.

بی خانمانی: آنها هیچ گاه از خود صاحب کشور و جایگاهی نخواهند شد و هیچ جایی را نمی توانند از آن خود بدانند.

بنابراین عدم وجود کشوری با حکومت بنی اسرائیل، حکم الهی است. اشغال فلسطین توسط این قوم به نوعی مخالفت با این حکم است و مخالفت با قانون پروردگار یعنی ظلم. حمایت آشکار هرکشوری از آنها نیز به معنای حمایت از ظلم است و هیچ مشروعیتی به این کار نخواهد داد. به عنوان مثال اگر من از بچه ای دزدی کنم، تمام دنیا هم از من حمایت کنند، آن شیء ازآن من نبوده و من ظالم هستم. بنابراین اشغال فلسطین و حمایت کشورها از آنها، نشان از ظلمی آشکار بوده و از آنجا که یکی از شرایط ظهور امام عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) نیز آگاهی مردم و ظلم زیاد مستکبرین است، اشغال فلسطین نشان از قریب بودن ظهور دارد ان شاءالله.

سؤال: خداوند متعال به این قوم چرا مهلت داده و آنها را نابود نمی کند؟

پاسخ این سؤال را می توان در آیات مربوط به کافرین(6-19سوره بقره) یافت. چنان چه وجود کافران مانند شیطان وسیله تربیت مؤمنان است و مؤمنان بدین وسیله درجات بالاتری را فتح می نمایند. مهلت دادن به بنی اسرائیل را نیز نمی توان از این قانون مستثنی دانست.

نکته: فاسقان با تکرار پیوسته فسق خود، به کفر می رسند، چنان چه این فرصت را دارند با ترک فساد و انجام عمل صالح(آیه بعد) جزءِ متقین گردند.

هنوز 3نعمت دیگه مونده!

ادامه دارد ان شاءالله...

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

در دو آیه 60 و 61 سوره مبارکه بقره یک نعمت دیگر خداوند به بنی اسرائیل و متقابلا یک کفران نعمت دیگر از بنی اسرائیل را خواهیم خواند، پس لطفا به آیات و ترجمه های آن، با دقت توجه کنید:

7.دوازده چشمه

وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ کُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِی الأَرْضِ مُفْسِدِینَ ﴿۶۰﴾

و چون موسى براى قومش در طلب آب برآمد، به او گفتیم با عصایت به آن سنگ بزن ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید، بطوری که هر یک (از طوائف دوازده گانه بنی اسرائیل) چشمه مخصوص خود را می‏شناخت (و گفتیم) از روزیهای الهی بخورید و بیاشامید و در زمین فساد نکنید و فساد را گسترش ‍ ندهید.

وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنَى بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُواْ مِصْرًا فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ وَبَآؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُواْ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذَلِکَ بِمَا عَصَواْ وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ ﴿۶۱﴾

و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: ای موسی هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم، از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می‏روید، از سبزیجات خیار، سیر، عدس، و پیاز برای ما برویاند، موسی گفت: آیا غذای پستتر انتخاب می‏نمائید (اکنون که چنین است بکوشید از این بیابان) وارد شهری شوید، زیرا هر چه خواستید در آنجا هست. خداوند (مهر) ذلت و نیاز بر پیشانی آنها زد و مجددا گرفتار غضب پروردگار شدند، چرا که آنها نسبت به آیات الهی کفر می‏ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‏کشتند، اینها به خاطر آن بود که گناهکار و سرکش و متجاوز بودند.

 

نعمت داوزده چشمه جوشان به طور واضح در آیه 60 به آن اشاره شده، در آیه 61 بنی اسرائیل میان به جضرت موسی میگن ما غذای بهشتی (من و سلوی) نمیخایم و بگو خدا برای ما عدس و پیاز و ... از زمین برویاند، حضرت موسی میگه غذای (آماده) بهشتی رو میخاید ول کنید به اینا بچسبید!

در ادامه آیه هم که خداوند مهر خواری و بی خانمانی را به دلیل اعمال ناشایست بنی اسرائیل برای همیشه به پیشانی آنها می زند و میبینیم که تا قرن حاضر آن ها کشور مستقلی برای خود ندارند و این آیه دلیل بی خانمانی آنها را ذکر کرده است!

از دید من داره جذاب میشه، الان حدودا آخرای داستان بنی اسرائیل هستیم.

ادامه دارد...

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

ترجمه آیات کاملا واضح هست و با اندک تفکری، نکات بسیار کاربردی در مورد ارتباط خودمون با خدا بدست میاد ان شاءالله!

4. زنده شدن پس از صاعقه

وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿۵۵﴾

و (نیز به خاطر بیاورید) هنگامی که گفتید ای موسی ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر اینکه خدا را آشکارا (با چشم خود) ببینیم، در همین حال صاعقه شما را گرفت در حالی که تماشا می ‏کردید.

ثُمَّ بَعَثْنَاکُم مِّن بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۵۶﴾

 آنگاه پس از مردنتان، شما را [دیگر بار] زنده کردیم، تا سپاس بگزارید.

بنی اسرائیل به حضرن موسی گفتند تا خدا رو نبینیم ایمان نمی آوریم، در همین هنگام عذاب الهی (صاعقه) آنها را فرا گرفت و همگی مردند. سپس خداوند دوباره زنده کردشون تا شاید سپاسگذار بشند (آدم بشند).

5. نزول منّ و سلوی

وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَکِن کَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۵۷﴾ 

و ابر را بر شما سایبان ساختیم، و با من (شیره مخصوص و لذیذ درختان) و سلوی (مرغان مخصوص شبیه کبوتر) از شما پذیرائی به عمل آوردیم (و گفتیم) از نعمتهای پاکیزه ای که به شما روزی دادیم بخورید (ولی شما کفران کردید) آنها به ما ستم نکردند بلکه به خود ستم می‏ نمودند!

این آیه اشاره میکنه به زمانی که خداوند با غذاهای آماده بهشتی (من و سلوی) از بنی اسرائیل پذیرایی می کرد.

6. حطۀ

وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُواْ مِنْهَا حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَکُمْ خَطَایَاکُمْ وَسَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ ﴿۵۸﴾ 

و (به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتیم در این قریه (بیت المقدس) وارد شوید و از نعمتهای فراوان آن هر چه می‏خواهید بخورید، و از در (معبد بیت المقدس) با خضوع و خشوع وارد گردید و بگوئید خداوندا گناهان ما را بریز تا ما شما را بیامرزیم، و به نیکوکاران پاداش بیشتری نیز خواهیم داد.

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا کَانُواْ یَفْسُقُونَ  (59) 

اما افراد ستمگر این سخن را تغییر دادند ( و به جای آن جمله استهزاء آمیزی می‏گفتند) و لذا ما بر ستمگران در برابر این نافرمانی عذابی از آسمان فرستادیم.

این آیه هم اشاره میکنه به یکی از فرصتایی که خدا برای بخشش به بنی اسرائیل داد ولی باز یه سری از اونا بازی دراوردند.

مثه بعضی از مسلمونا که اعمال دین رو مثه نماز، روزه، حج، زکات، خمس و.. رو مسخره می کنند.

ادامه دارد...

حسـ ـن

2. ادامه بخشش گوساله پرستی

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ عِندَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿۵۴﴾

و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با [به پرستش] گرفتن گوساله برخود ستم کردید پس به درگاه آفریننده خود توبه کنید و [خطاکاران] خودتان را به قتل برسانید که این [کار] نزد آفریدگارتان براى شما بهتر است پس [خدا] توبه شما را پذیرفت که او توبه ‏پذیر مهربان است.

سؤالی که پیش می آید اینه بخشش زمانی معنا می دهد که کسی جزای کارش رو نپرداخته باشد، نه زمانی که هزینه عملش را بپردازد. بنابراین بخشش خداوند بعد از اینکه به آنها دستور داد خطاکاران را بکشند، چه معنایی می دهد؟ اینا که مسببای اصلی رو کشتند!

اولاً همین قدر که خداوند به آنها فرصتی دوباره داده ولو با جنگ و کشتن خطاکاران، خود جای شکر گذاری دارد. به عنوان مثال کسی را که به دلیل قتل حکمش اعدام است، اگر صاحب خونِ مقتول، به پرداخت دیه راضی شود و قاتل را ببخشد، مسلما قاتل با علاقه دیه را پرداخت می نماید، زیرا جان ارزشمندتر از پول است. یک دلیل دیگر گرفتن دیه هم برای درس عبرت گرفتن قاتل و عدم تکرار این عمل از سوی اوست.

دوماً همان طور که در آیه 21 سوره بقره بیان شده، هدف انسان در زندگی باید عبادت پروردگار باشد تا در زندگی جاودانه رستگار شود. بنابراین چگونگی بازگشت به سوی خداوند مهم است نه زمان آن. با این دید جان، پول و ... همه وسیله ای برای عبادت هستند. بنابراین هنگامی که خداوند امکان رشد و تعالی روح را به کسی که اشتباهی بزرگ مرتکب شده می دهد، در واقع او را بخشیده است. اما برای تربیت کردنش(با توجه به صفت خداوند که رب العالمین یعنی تربیت کننده و پرورش دهنده عالمیان است) او را به وسیله ی جانش(عزیزترین داراییش) امتحان می نماید. او نیز با دادن جان به سوی پروردگار خویش بازگشته و رستگار می شود.(اگر البته این کار رو انجام بده و با بهانه و دلیل که بچه ام یتیم میشه زنم بی کس میشه و اینا، دستور خدارو نپیچونه!)

نتیجه ای که من از این آیه گرفتم اینه که اگر خدا در قبال خطا ما یه جزایی ولو سنگین بنظر ما میذاره اولا خودش عادل ترین عادلهاست و حکم رو متناسب با جرممون داده دوما برا اینه که این راه اشتباه رفته رو که موجب دورشدنمون از خدا شده رو بتونیم جبران کنیم.

3. کتاب و فرقان

وَإِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۵۳﴾

 و آنگاه که موسى را کتاب و فرقان [=جداکننده حق از باطل] دادیم شاید هدایت‏ یابید.

این  نعمت بین آیات مربوط به گوساله پرستی ذکر شده، زیرا کتاب و فرقان در آن چهل شب به حضرت موسی داده شد و همین طور فلسفه این نعمت نیز مانند قرآن هدایت است.

باشد که با انجام دستورات خدا هدایت یابیم ان شاءالله!

ادامه دارد...

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

قرار شد بیایم نعمتایی که خداوند به بنی اسرائیل داده رو برسی کنیم، به دلیل زیاد بودن تعداد این نعمتها احتمالا در چند پست آنها را ذکر خواهیم کرد:

1. نجات از آل فرعون

وَإِذْ نَجَّیْنَاکُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنَاءکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نِسَاءکُمْ وَفِی ذَلِکُم بَلاءٌ مِّن رَّبِّکُمْ عَظِیمٌ ﴿۴۹﴾

و (نیز به خاطر بیاورید) آن زمان که شما را از چنگال فرعونیان رهائی بخشیدیم که همواره شما را به شدیدترین وجهی آزار می‏دادند: پسران شما را سر می‏بریدند و دختران شما را (برای کنیزی) زنده نگه می‏داشتند و در این، آزمایش سختی از طرف پروردگار برای شما بود.

وَإِذْ فَرَقْنَا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَیْنَاکُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿۵۰﴾

 و یاد کنید که دریا را براى شما شکافتیم و شما را رهانیدیم و آل فرعون را غرق کردیم و شما نظاره مى‏ کردید

2. بخشش گوساله پرستی

وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ﴿۵۱﴾

و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاردیم (و او به میعادگاه برای گرفتن فرمانهای الهی آمد) سپس شما گوساله را (معبود خود) انتخاب نمودید در حالی که با این کار (به خود) ستم می‏کردید.

ثُمَّ عَفَوْنَا عَنکُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِکَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۵۲﴾

 سپس شما را بعد از آن بخشیدیم، شاید شکر این نعمت را بجا آورید.

بخشش قوم بنی اسرائیل بعد از گوساله پرستی یکی از نعمت هایی است که خداوند به آنها داده، زیرا مجدداً فرصت رشد و تعالی یافتند و باید با اطاعت عاشقانه(عبادت) پروردگار خویش، شکر این نعمت را به جا آورند. (و یا بجا می آوردند!)

پس اگه ما توبه کردیم و خدا توبه ما را پذیرفت باید شکر این نعمت را بجا آوریم که بنظر من میتونه بخشی از این شکر گذاری ادای حقوق ضایع شده (مثه حق الناس یا نماز و روزه قضا) باشه!

ادامه دارد....

حسـ ـن

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات 44 تا 46 در واقع توصیه هایی است که خداوند متعال به قوم بنی اسرائیل می کند تا توانایی انجام دستورات را بیابند. که اندکی این آیات رو در مطلب "نماز بی حضور قلب و ایمان ضعیفم به دردی هم می خوره؟!" بررسی کردیم. آیات شریفه 47 و 48 سوره مبارکه بقره را با هم می خواتیم:

یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿۴۷﴾

ای بنی اسرائیل نعمتهائی را که به شما ارزانی داشتیم به خاطر بیاورید و نیز به یاد بیاورید که من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم.

سوالی که پیش می آید این است که چه نعمت یا نعمتهایی به بنی اسرائیل داده شده که سبب برتری آنها بر دیگر اقوام است؟!

وَاتَّقُواْ یَوْمًا لاَّ تَجْزِی نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَیْئًا وَلاَ یُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ یُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ ﴿۴۸﴾

و از روزى بترسید که کسى به داد کسى نمی رسد و از کسى شفاعتى پذیرفته نمی شود و نه غرامت و بَدَل قبول خواهد شد و نه یاری می‏شوند.

 

در زندگی انسان، زمان هایی برایش خاص است همچون تاریخ تولد تاریخ عقد و ازدواج و.. و این زمان ها را به یاد دارد و با توجه به اهمیت آن زمان ممکن است برای آن روز تدارک خاصی هم ببیند.

خاص ترین زمان در طول زندگی جاودانه تمامی انسان ها، روز قیامت است. این روز  به حدی مهم هست که خداوند متعال در سوره حمد احاطه خود را با مالکیت این روز بیان می دارد. از خصوصیات متقین نیز یقین داشتن به آخرت است، به همین سبب خداوند در آیه 48 فرموده نسبت به این روز تقوا پیشه کنید. در این روز سرنوشت زندگی جاودانه انسان ها مشخص می شود، در آیه 48 خداوند متعال خصوصیات این روز را بیان می کند. با اندک تفکری در این خصوصیات ضرورت آمادگی بیشتر برای این روز روشن می شود.

کسی چیزی از دیگری دفع نمی کند

در دنیا دیده شده افرادی در قبال دیگری جان فشانی می کنند، مثل پدر و مادر برای فرزند دلیل این نوع حرکتا میتونه به واسطه محبت زیاد، به امید دریافت پاداش از خداوند و یا به امید دریافت پاداش از همان شخص باشه ولی در روز قیامت که دنیا تموم شده، پرونده اعمال بسته است و هر کسی هم استرس برپایی دادگاه خودش رو داره طبیعتا کسی اون وسط نمیاد گناهای من رو به گردن خودش بگیره!

نپذیرفتن شفاعت آنها

شاید منظور از شفاعت، ادعای یکی بودن  یه نفر با کسی است که در دنیا با او زندگی کرده است. به عنوان مثال دوستی، برادری، آشنایی از بودن با دیگری تجربه خوبی دارد و می خواهد که در آخرت نیز با او باشد، اما خداوند می فرماید این ادعا پذیرفتنی نیست.

نپذیرفتن فدیه یا غرامت

در دنیا انسان ها با پرداخت هزینه ی خسارتی که وارد نموده اند، عمل خود را جبران کرده و رضایت طرف مقابل را جلب می کنند. در روز قیامت در واقع هیچ عملی قابل جبران نیست، پس بیشتر باید مراقب اعمال خودمون باشیم.

یاری نشوند

در دنیا برخی از انسان ها به یکدیگر در انجام امور کمک کنند، به عنوان مثال کمک به ایتام، نیازمندان و ... از این نوع است. این به شرط توانایی افراد است. اما همانطور که قبل عرض کردم در روز قیامت همه به دنبال انجام امور خودشون هستند و توانایی یاری رساندن به دیگری را ندارند.

در ادامه آیات، خداوند متعال نعماتی را که به قوم بنی اسرائیل ارزانی داشته را بیان می کنه که ان شاالله در پست بعدی ذکر خواهیم کرد.

حسـ ـن