رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ 81 مومنون
آنها همان گفتند که پیشینیانشان می ‏گفتند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب استطاعت» ثبت شده است

حدیث شماره 4 باب استطاعت کتاب توحید اصول کافی

 

حمزة بن حمران گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره استطاعت پرسیدم، پاسخم ندادند. بار دیگر خدمتشان رسیدم و عرض کردم اصلحک الله درباره استطاعت مطلبى به قلبم در آمده که جز آنچه از شما بشنوم، خارجش نکند. حضرت فرمودند: «آنچه در دلت باشد به تو زیان نرساندو» (زیرا من از آن آگاهم و یا چون نزد من به پرسش آمده اى) عرض کردم اصلحک الله من مى گویم خداى تبارک و تعالى بندگانش را تکلیف نمى کند به چیزی که استطاعت ندارند و نه به چیزى که طاقت ندارند، و چیزى را جز به اراده و خواست و قضاء و قدر خدا انجام ندهند. فرمودند: «همین است آن دینى که من و پدرانم بر آنیم» یا مانند این تعبیر را فرمودند.

حدیث شماره 3 باب استطاعت کتاب توحید اصول کافی

 

صالح نیلى گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم آیا بندگان از استطاعت بهره اى دارند؟ حضرت به من فرمود: «زمانی که کار را انجام دادند، استطاعت پیدا می کنند، با استطاعتى که خدا در آنها نهاده است.: عرض کردم: آن چیست؟ فرمودند: «آلت و ابزار است، مانند زناکار که وقتی زنا کند در زمان زنا، استطاعت آن را داشته است و چون ترک زنا کند و مرتکب آن نشود استطاعت ترک زنا داشته است.» سپس فرمودند: «براى او پیش از عمل هیچگونه استطاعتى نه کم و نه زیادش نباشد، بلکه در صورت انجام دادن یا ترک کردن مستطیع است.» عرض کردم: (اگر آلت و ابراز معصیت هم از خداست) پس چرا زنا کار را عذاب مى کنند؟ فرمودند: «به سبب حجت رسا (که عقل او و بیان پیغمبران است) و ابرازی که در بندگان ترکیب کرده (و آن قدرت و اختیار ایشان است) خدا هیچکس را بر نافرمانى خود مجبور نسازد و از هیچکس کفر را با اراده حتمى نخواسته است ولى هنگامی که کافر شود (پی می بریم که) کفر او در اراده خدا بوده است و نیز در اراده و علم خداست که کفار به سوى خیر نمى گرایند.» عرض کردم: خدا نسبت به ایشان اراده کرد که کافر شوند؟!! فرمودند: «من چنین نمى گویم بلکه من مى گویم خدا دانست که ایشان کافر مى شوند پس اراده کفر آنها نمود براى آنچه نسبت به ایشان میدانست، این اراده خدا اراده حتمى نیست بلکه اراده اختیاری (بنده) است.» (اراده حتمى آن است که چه آنکه خدا کفر بنده را بداند یا اسلام او را نسبت به او اراده کفر نماید و اراده اختیار آن است که طبق اراده و اختیار بنده باشد).

حدیث شماره ۲ باب استطاعت کتاب توحید اصول کافی

 

مردى بصرى گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره استطاعت پرسیدم. حضرت فرمودند: «تو مى توانى کارى انجام دهى که نبوده است؟» گفت: نه، فرمودند: «مى توانى از کارى که انجام یافته باز ایستى؟» گفت: نه، فرمودند: «پس تو کى استطاعت دارى؟» گفت: نمى دانم، حضرت به او فرمودند: «خداوند مخلوقى را آفرید و ابراز استطاعت را در آنها قرار داد ولى کار را به آنها واگذار نکرد. پس ایشان چون کار انجام دهند هنگام کار و همراه کار استطاعت بر آن کار دارند. اگر کارى را در ملک خدا انجام ندادند استطاعت نداشته اند و کار انجام نشده استطاعت آن معلوم نیست، زیرا خداى عزوجل مقتدرتر از آن است که کسى در ملک او با او رقابت کند.» مرد بصرى گفت: پس مردم مجبورند؟ فرمودند: «اگر مجبور بودند، معذور می شدند.» پس به ایشان واگذار شده است؟ فرمودند: «نه» گفت پس در چه حالند؟ فرمودند: «(پیش از آنکه خدا آنها را بیافریند) کار و وضع آنها را دانست پس ابزار همان کار را در وجودشان قرار داد و چون انجام دهند مقارن عمل، استطاعت دارند.» مرد بصرى گفت: گواهى، دهم که حق همین است و شما خاندان نبوت و رسالت هستید.

حدیث شماره 1 باب استطاعت کتاب توحید اصول کافی

 

على بن اسباط گوید از حضرت امام رضا (علیه السلام) درباره استطاعت پرسیدم، فرمودند: «استطاعت بنده پس از چهار خصلت حاصل مى شود: 1- اینکه راهش باز باشد 2- تندرست باشد 3- اعضائش سالم باشد 4- براى او سببى از جانب خدا برسد.» گفتم قربانت گردم سبب از جانب خدا را برایم توضیح دهید، فرمودند: «بعد از آنکه بنده راهش باز باشد، تندرست باشد، اعضائش سالم باشد، مى خواهد زنا کند، زنى را پیدا نمى کند و سپس پیدا مى کند، آنگاه یا خود را نگه مى دارد و از انجام آن خودداری می کند. چنانچه حضرت یوسف (علیه السلام) خودداری نمود یا خود را تسلیم خواست و اراده اش مى کند و زنا مى کند و زانى نامیده مى شود. نه (آنکه خودداری کند) خدا را به زور اطاعت کرده و نه (آنکه زنا کند) با نافرمانى خود بر او چیره گشته است.»

باب استطاعت کتاب توحید اصول کافی


شرح:
این باب هم مربوط به باب «جبر و تفویض و اختیار» است و مراد به استطاعت در اینجا قوه و نیروئى است که انسان به وسیله آن کارى را انجام دهد یا ترک کند و فرق استطاعت با قدرت این است که قدرت توانائى بر اختیار فعل و ترک است و استطاعت توانائى بر فعل یا ترک است. به این معنى که چون بنده کارى را انجام داد گوئیم استطاعت بر فعل آن داشت و چون ترک کرد گوئیم استطاعت بر ترک آن داشت.