رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ 76 مومنون

ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند) اما آنها نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند و نه به درگاهش تضرع می‏ کنند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب حرکت و انتقال» ثبت شده است

حدیث شماره 8 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

ابن حجاج گوید از حضرت صادق (علیه السلام) درباره گفته خدای تعالى «او خداوندی است رحمان بر عرش استوا دارد (5 طه)» پرسیدم؛ حضرت فرمودند: «او در همه چیز استوا دارد (برابر است)، چیزى به او نزدیکتر از چیز دیگر نیست، هیچ دورى از او دور نیست و هیچ نزدیکى به او نزدیک نیست. او نسبت به همه چیز برابر است. (این مخلوقست که چون مکان معینى دارد بعضى از چیزها باو نزدیک و برخى از او دور می شود.)»

حدیث شماره 7 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

از حضرت صادق (علیه السلام) درباره گفته خدای تعالى «او خداوندی است رحمن که بر عرش مسلط است. (5 طه)» پرسیدند؛ حضرت فرمودند: «نسبت به همه چیز برابر است و چیزی از چیز دیگر به او نزدیک تر نیست.»

حدیث شماره 6 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

از حضرت صادق (علیه السلام) درباره گفته خدای تعالى «او خداوندی است رحمن که بر عرش مسلط است. (5 طه) » سوال شد، حضرت فرمودند: «او بر همه چیز مسلط است و چیزی از چیز دیگر به او نزدیک تر نیست.»

حدیث شماره 5 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خداوند تعالی «هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نباشد، جز این که خدا چهارمین آنهاست و نه میان پنج نفر جز این که او ششمین آنهاست. (7 مجادله)» فرمودند: «او یکتا و ذاتش یگانه است و از آفریدگانش جدا می باشد و این گونه خود را توصیف کرده اس. (که فرموده: چیزى مانند او نیست). او به همه چیز احاطه دارد (نه به طور احاطه ظریف بر مظروف بلکه) به طور زیر نظر داشتن و فراگرفتن و توانائى. هم وزن ذره و نه سبکتر و نه سنگین تر از آن، نه در آسمانها و نه در زمین از علم او پنهان نیست. از نظر احاطه و علم و نه از نظر ذات و حقیقت؛ زیرا اماکن به چهار حد (راست، چپ، جلو و عقب) محدود و مشتمل است، اگر از نظر ذات و حقیقت باشد لازم آید که در برگیرد.»

 

شرح :

چون از آیه شریفه استفاده می شود که هر چند نفری که با یکدیگر رازگوئى و در گوشى کنند خدا با آنها هست ممکن است کسى گمان کند که خدا هم مانند یکى از آنها در کنار ایشان نشسته است، از این جهت امام (علیه السلام) براى بیان حقیقت، وحدت و علم خداى متعال را توضیح می دهد و تشریح میف رماید که اولاً یکتائى خداوند مانند یکتائى مخلوق نیست چنانکه گوئیم یک انسان، یک قطره، یک ذره یک روح، یک عقل، زیرا تمام اینها و هر مخلوقى بدون استثنا مرکب از ماهیت و وجود است و خداى متعال صرف وجود و وجود بحث کاملى است که هیچگونه ترکیبى در ذات او مقصور نیست پس اگر در یک زمان سه نفر در مشرق و پنج نفر در مغرب مثلاً رازگوئى کنند او با هر دو دسته هست او یکتا وجودی است که بر سراسر جهان و اجزائش احاطه دارد یعنى تمام مخلوقش را زیر نظر دارد، از همه چیز آگاه است، چه رازگوئی هاى بندگانش باشد و چه غیر آن و بر همه قدرت دارد، احاطه او بر سراسر جهان چنان نیست که ذات او نعوذبالله مانند فلکى بزرگتر و وسیعتر از همه جهان باشد و جهان را در بر گرفته باشد.

حدیث شماره ۴ باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

محمد بن عیسى گوید به حضرت امام على النقى (علیه السلام) نوشتم ای آقای من، خداوند مرا قربانت گرداند؛ برای ما روایت کرده اند که: همانا خداوند در جای معینی از عرش قرار دارد و در نیمه آخر هرشب به آسمان دنیا فرود می آید و باز روایت کنند که خدا در شب عرفه فرود می آید و سپس به جای خود برمی گردد. یکى از دوستان شما در این باره گوید اگر خدا در موضع معینى باشد در ملاقات و مجاورت هوا قرار گیرد در صورتی که هوا جسم رقیقى است که به هر چیز به اندازه خودش احاطه کند، پس چگونه در این صورت هوا به خدا احاطه پیدا می کند؟ حضرت مرقوم فرمودند: «خدا خود آن را می داند و اوست که نیکوتر آن را اندازه گیری کند. بدان که او اگر در آسمان دنیا باشد، هم چنان در عرش است (در یک وقت معین علمش به هر دو ناحیه مساوی است) و علم و توانایی و سلطنت و احاطه اش بر همه چیز یکسان است.

شرح:
در این حدیث شریف امام دهم علیه السلام سؤال محمد بن عیسى را از ظاهر فاسدش برگردانیده و با متانت کاملى به طرز صحیح و معقولش جواب داده است زیرا پائین آمدن و به اندازه معینى در مجاورت هوا قرار گرفتن را که در سؤال مربوط به ذات خداوند متعال دانسته و او را جسم و صاحب مکان فرض کرده در مقام جواب حضرت، به نزول رحمت و اندازه گیرى خلقت برگردانیده و پاسخ داده است. یعنى سؤال از اندازه گیرى شدن خداست و جواب از اندازه گرفتن خدا، سپس توضیح بیشترى داده که مقصود از بودن او در عرش یا آسمان پائین، بودن علم و قدرت و تدبیر اوست گویا با رمز دقیق و کنایه لطیفى م یخواهد بفرماید شیعه ما را سزاوار نیست که فکر جسمیت خدا در مغزش آید و یا توهم اینکه خدا پائین می آید و در مجاورت هوا قرار می گیرد.

حدیث شماره 3 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

عیسى بن یونس گوید ابن ابى العوجاء در ضمن بحث هایی که با امام صادق (علیه السلام) داشت به آن حضرت عرض کرد: شما نام خدا را بردید و به ناپیدایی حواله دادید، حضرت فرمودند: «واى بر تو! چگونه ناپیداست کسی که نزد آفریدگانش حاضر است و از رگ گردن (که باعث حیات است) به ایشان نزدیکتر است، سخنان شان را می شنود و خودشان را مى بیند و رازشان را مى داند.» ابن ابى العوجاء گفت مگر او در همه جاهست وقتى در آسمان است چگونه در زمین باشد و هنگامى که در زمین است چگونه در آسمان باشد؟ حضرت فرمودند: «تو (با این بیانت) مخلوقى را توصیف کردى که چون از مکانى برود، جائى او را فرا گیرد و جائى از او خالى شود و در جائی که آمد از جایی که بوده و آنچه پدید می آید، بی خبر باشد؛ ولى خداى عظیم الشأن و سلطان جزابخش، هیچ جا از او خالى نیست و هیچ جا او را فرا نگیرد و به هیج مکانى نزدیکتر از مکان دیگر نیست.»

حدیث شماره 2 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «اینکه گویم خدا قائم (برپا) است به این معنى نیست که او را از مکانش جدا سازم؛ و نیز او را به مکان معینى که در آن باشد محدود نسازم، و به حرکت اعضاء و جوارح محدود نسازم، و به تلفظ از شکاف دهن محدود نسازم، ولى چنان گویم که خداى تبارک و تعالى فرماید (کار او وقتى چیزى را اراده کند فقط این است که به او گوید): باش و وجود یابد بدون تردید در دل (تفکر). او صمد (بی نیاز) و یگانه است و به شریکى احتیاج ندارد که امور سلطنتش را یادآور شود و درهاى علمش را به رویش گشاید (بلکه خودش به تنهائى ایجاد کند و سپس نگهدارى نماید و چیزى را از یاد نبرد و علم کامل و محیطش دستخوش تغیر و نقصان نگردد)»

حدیث شماره 1 باب حرکت و انتقال کتاب توحید اصول کافی

 

جعفرى گوید، در خدمت حضرت موسى بن جعفر (علیه السلام) گفته شد: مردمى عقیده دارند خداى تبارک و تعالى به آسمان دنیا فرود آید. حضرت فرمودند: «خدا فرود نیاید و نیازى به فرود آمدن ندارد. دیدگاه او نسبت به نزدیک و دورر برابر است (همچنانکه آسمان بالا را مى بیند آسمان پائین را هم مى بیند) هیچ نزدیکی از او دور و هیچ دوری به او نزدیک نیست. او به چیزى نیاز ندارد بلکه نیاز همه به اوست و او عطا کننده است. شایسته پرستش جز خدای پیروزمند و سنجیده کار نیست. اما گفته وصف کنندگانى که گویند خداى تبارک و تعالى فرود آید (درست نیست) و این سخن کسى گوید که خدا را به کاهش و افزایش نسبت دهد (زیرا جسم محدود است و هر محدودى کم و زیاد مى شود) به علاوه هر متحرکى احتیاج به محرک یا وسیله حرکت دارد. کسی که این گمان ها را به خدا برد هلاک گردد. بپرهیزید از اینکه درباره صفات خدا در حد معینی توقف نمایید و او را به کاهش یا افزایش یا تحریک یا تحرک یا انتقال یا فرود آمدن یا برخاستن یا نشستن محدود کنید. خدا از توصیف واصفان و ستایش ستایندگان و توهم متوهمان والا و گرامى است بر خداى عزیز مهربانى که تو را هنگام ایستادن و گشتنت میان سجده کنان مى بیند توکل نما.»