رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ 76 مومنون

ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند) اما آنها نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند و نه به درگاهش تضرع می‏ کنند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب سعادت و شقاوت» ثبت شده است

 

حدیث شماره ۳ باب سعادت و شقاوت کتاب توحید اصول کافی

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «گاهى شخص خوشبخت به راه و روش اهل شقاوت گام گذارد تا آنجا که مردم گویند چقدر شبیه آنها شده بلکه او هم از آنهاست؛ ولى سپس سعادت او را دریابد و اصلاحش کند. و گاهى شخص بدبخت راه و روش سعادتمندان را در پیش گیرد تا آنجا که مردم گویند چه اندازه به آنها ماند بلکه او هم از آنهاست و سپس شقاوت او را فراگیرد. همانا هرکه را خداوند، خوشبخت نوشته است، پایان کارش به خوشبختی انجامد، اگر چه از دنیا به اندازه فاصله میان دو دوشیدن ماده شتر (که چند لحظه بیش نیست) باقى نمانده باشد.» (پس ملاک سعادت و شقاوت پایان عمر و زمان رفتن از دنیاست خدا ما و تمام مؤمنین را عاقبت بخیر و اهل سعادت فریاد).

حدیث شماره 2 باب سعادت و شقاوت کتاب توحید اصول کافی

 

ابوبصیر گوید خدمت امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم که شخصى از او پرسید قربانت گردم اى پسر پیامبر به چه جهت شقاوت دامنگیرگناهکاران شد تا خداوند در علم خود بر عمل ایشان حکم به عذاب کرد؟ امام (علیه السلام) فرمودند: «اى سوال کننده، هیچ یک از بندگان خدا عزوجل به حق و شایستگی نتواند نسبت به حکم او قیام کند (و چنانکه شایسته او است انجام وظیفه نماید) و چون این مطلب را دانست (به آن حکم کرد) به اهل محبت خویش نیروى معرفتش عطا فرمود و سنگینى عمل (و اطاعت خویش) را از ایشان برداشت به طوری که سزاوار آن بودند، و به اهل معصیت نیروى معصیت بخشید براى آنچه از پیش نسبت به ایشان مى دانست و ایشان را از توانائى پذیرش از خود باز داشت و حال آنها با آنچه از پیش نسبت به ایشان مى دانست موافق گشت (چون به دنیا آمدند آن نیرو را در معصیت صرف کردند) و نتوانستند وضعیتى پیش آورند که ایشان را از عذاب او برهاند. چرا که علمش به باور حقیقی سزاوارتر است، این است معنى «خدا خواست هر چه را خواست» و این است راز او.»

 

شرح:

این حدیث شریف مربوط به باب طینت است که ان شاءالله در اول جلد سوم به تفصیل بیان مى شود زیرا ظاهراً سؤال از این است که از کجا و به چه علت دسته اى در اول خلقت محکوم به شقاوت و عذاب خدا گشتند؟ امام پس از آنکه به مناسبت مقام اولا حال اهل سعادت را بیان مى کند نسبت به اهل شقاوت مى فرماید چون خدا مى دانست یک دسته از مخلوقش پس از آنکه به دنیا آیند طریق گناه و نافرمانى سپارند بدین جهت هنگام خلقت به آنها نیروى معصیت داد و ایشان از پذیرش اطاعت خود ممنوع کرد و این عمل براى این است که خدا به هر کس آنچه سزاوارست عنایت کند و توفیقات و الطاف خاصه خود را بی جا صرف نکند. طریقه و روش خردمندان این است که لباس نفیس و گران قیمت را بر تن نوکر و فرزندی که در خاک می غلطد نکنند و اسبى که گاز مى گیرد افسارش کنند، با این تفاوت که انسان چون علمش کوتاه است هر چیزى را مى آزماید و سپس به طوری که سزاورا است عمل مى کند ولى خداى تعالى چون که علام الغیوب است و هر پنهانى نزدش آشکار مى باشد و گذشته و آینده هر چند که دور، هم باشد از نظر علم او روشن است این عمل را پیش از خلقت انسان انجام مى دهند یعنى هر چیز به جاى خود مى گذارد، این است آنچه به فکر ناقص ما نسبت به بیان این حدیث شریف مى رسد، ولى علامه مجلسى قدس الله سره این حدیث را در نهایت صعوبت و اشکال معرفى کرده و تطبیق آن را بر مذهب عدلیه محتاج یتکلفات دانسته است، به نظر کوتاه ما صعوبت و اشکال در نظر مقدس ایشان از آن جهت پیدا شده که جمله «لسبق علمه فیهم» را چنین معنى کرده است: چون خدا مى دانست که مخلوق تا ابزار و نیروى انجام تکلیف نداشته باشند نمى توانند تکلیف را انجام دهند لذا به آنها نیرو داد و اگر آن نیرو نمى داد جبراً و قهراً معصیت مى کردند.

حدیث شماره 1 باب سعادت و شقاوت کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همانا خدا سعادت و شقاوت را آفرید پیش از آنکه آفریدگان را بیافریند. هر که را خدا با سعادت آفرید هیچگاه او را دشمن ندارد و چون کار بدى بجا آورد کردارش را دشمن دارد ولى خودش را دشمن ندارد. و اگر شقى بوده باشد او را هرگز دوست ندارد و چون عمل صالى انجام دهد کردارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد به واسطه سرانجامى که به سوى آن مى رود. پس چون خدا چیزى را دوست دارد دیگر هرگز آن را دشمن ندارد و چون چیزى را دشمن دارد دیگر هرگز آن را دوست ندارد.

 

شرح:

سعادت در اصطلاح شرع امری است که موجب ورود به بهشت و راحت ابدى شود و شقاوت آن است که موجب ورود به  دوزخ و عقوبت ابدى شود و مقصود از آفرینش سعادت و شقاوت تقدیر و اندازه گیرى تکالیفى است که مایه سعات و شقاوت گردد پس از آنکه خداى تعالى تکالیف واجب و حرام را مقرر داشت انسان را آفرید و با علم خود دانست که کدامیک از مخلوقش تکالیف موجب سعادت را برگزیند و سرانجامش به سعادت کشد و کدام آنها موجبات شقاوت را انتخاب کند و عاقبتش به شقاوت رسد، پس یک دسته را سعید و یک دسته را شقى آفرید و او سعید را دوست دارد و شقى را دشمن و همچنین عمل صالح را دوست دارد اگر چه از شقى سر زند و گناه و معصیت را دشمن دارد اگر چه شخص سعید انجام دهد.