رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ ﴿۲۳ صاقات﴾
(آری آنچه را) جز خدا می‏پرستیدند جمع کنید و به سوی راه دوزخ هدایتشان نمائید.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب هرکتابى راکه خدا نازل کرده نزدائمه است وبهر لغتى باشد آنرا میدانند» ثبت شده است

شهادت دختر سه ساله اباعبدالله حسین (علیه السلام) خانم حضرت رقیه (سلام الله علیها) خدمت همگی تسلیت میگم.

جا داره امشب اول این پست خاطره انگیز مطالعه کنیم و بعدش به حدیث امشب بپردازیم... 

التماس دعا جهت تعجیل در فرج آقامون صاحب الزمان

حدیث شماره 2 باب تمام کتبی را که خدا عزوجل نازل کرده نزد ائمه علیهم السّلام است و ایشان آن ها را به هر زبانی که باشد می دانند کتاب حجت اصول کافی


مفضل بن عمر گوید ما به در خانه امام صادق (علیه السلام) رفته و خواستیم اجازه تشرف خدمتش گیریم، شنیدم حضرت به کلماتی غیر عربی سخن می گوید. گمان کردیم که زبان سریانی است. سپس آن حضرت گریه کرد و ما هم از گریه ایشان به گریه درآمدیم، آنگاه غلامشان بیرون آمد و به ما اجازه داد، پس به خدمتشان رسیدیم، من عرض کردم: اصلحک الله ما آمدیم که از شما اجازه ورود گیریم، که شنیدیم به کلماتی غیر از عربی سخن می گوئید و گمان کردیم که زبان سریانی است سپس گریه کردید و ما به گریه شما گریستیم.

حضرت فرمودند: «آرى به یاد الیاس پیامبر افتادم که از عباد پیامبران بنى اسرائیل بود و دعائى که او در سجده مى خواند، مى خواندم، سپس آن دعا را به لغت سریانى پشت سر هم مى خواندند که به خدا من هیچ کشیش و جاثلیقى را شیوا لهجه تر از ایشان ندیده بودم و بعد آنرا براى ما به عربى ترجمه کردند و فرمودند: «او در سجودش مى گفت: «خدایا تو را بینم که مرا عذاب کنى، با آنکه روزهاى آتشبار به خاطر تو تشنگى کشیدم (روزه گرفتم)؟!؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى، در صورتی که رخسارم را براى تو روى خاک مالیدم؟!؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى، با آنکه از گناهان به خاطر تو دورى گزیدم؟!؟ تو را بینم که مرا عذاب کنى، با آنکه براى تو شب زنده دارى کردم؟!؟» پس خدا به او وحى کرد «سرت را بردار که تو را عذاب نمى کنم» الیاس گفت: «اگر فرمودى عنایت نمى کنم و سپس عذابم کردى چه مى شود! مگر نه این است که من بنده تو و تو پروردگار منى!» باز خدا به او وحى کرد «سرت را بردار که من ت را عذاب نمى کنم و چون وعده اى دادم به آن وفا مى کنم.»» (وعده من مشروط و مفید نیست که تو ترس از عاقبت و نبودن شرط دارى بلکه وعده مطلق است مرات -)

 

شرح :

دانشمندان نصارى بدین ترتیب درجه بندى مى شوند.

1- بطریق یا بطریک در شهر انطاکیه بوده و رئیس اساققه است.

2- مطران زیر دست بطریق است.

3- اسقف در همه بلاد هست و بفرمان مطرانست.

4- قس یا قیس (معرب کشیش) زیر نظر اسقف است.

5- شماس در آخرین درجه آنهاست و لازمست میان سرش براى بیعت تراشیده باشد.

وا رقبتاه

حدیث شماره 1 باب تمام کتبی را که خدا عزوجل نازل کرده نزد ائمه علیهم السّلام است و ایشان آن ها را به هر زبانی که باشد می دانند کتاب حجت اصول کافی

 

از هشام حکم در حدیث بریه است که وقتی با او نزد حضرت صادق علیه السّلام می آمد به حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر (علیهم السلام) برخوردند، هشام داستان بریه را براى آن حضرت نقل کرد، چون پایان یافت، حضرت ابوالحسن (علیه السلام) به بریه فرمودند: «اى بریه علمت به کتاب دینت (انجیل) تا چه حد است؟» گفت: آن را می دانم حضرت فرمودند: «تا چه حد اطمینان دارى که معنیش را بدانى؟» گفت: آن را خوب میدانم و بسیار اطمینان دارم، سپس امام (علیه السلام) به خواندن انجیل شروع فرمودند، بریه گفت: من پنجاه سال است که تو یا مانند تو را مى‌جستم؛ پس او به خدا ایمان آورد و خوب هم ایمان آورد و زنى هم که با او بود، ایمان آورد. سپس هشام و بریه و آن زن، خدمت امام صادق (علیه السلام) آمدند. هشام گفتگوى میان حضرت ابوالحسن (علیه السلام) و بریه را نقل کرد، امام صادق آیه «آنها فرزندان (و دودمانی) بودند که (از نظر پاکی و تقوا و فضیلت،) بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند، و خداوند، شنوا و داناست. (34 آل عمران)» را قرائت فرمودند، بریه گفت: تورات و انجیل و کتب پیغمبران از کجا به شما رسیده؟ فرمودند: «اینها در نزد ما است به طریقه میراث از نزد ایشان و اینها را مى ‏خوانیم؛ چنانچه ایشان خوانده ‏اند و اینها را مى ‏گوییم؛ چنانچه ایشان گفته ‏اند. خدا حجتى در زمینش نمی گذارد که چیزى از او بپرسند و او بگوید نمی دانم.»

شرح حدیث شماره 1 باب تمام کتبی را که خدا عزوجل نازل کرده نزد ائمه علیهم السّلام است و ایشان آن ها را به هر زبانی که باشد می دانند کتاب حجت اصول کافی

بریه مصغر ابراهیم است و در بعضى از نسخ کافى بریهة ضبط شده است. مرحوم مجلسى در صفحه 170 ج اول مرآت العقول داستان او را از توحید صدوق به تفصیل نقل می کند که خلاصه ‏اش این است:

بریه از دانشمندان بزرگ هفتاد ساله نصارى بود که به وجود او افتخار می کردند و او مدتى بود که عقیده ‏اش نسبت به دین مسیح سست شده بود و در جستجوى دین حق بود و با بسیارى از مسلمین مباحثه کرده ولى چیزى به دست نیاورده بود او زنى خدمتگزار داشت که مطالب را با او در میان مى‏گذاشت شیعیان او را به هشام بن حکم معرفى کردند. روزى با جمعى از نصارى به دکان هشام رفت که عده‏ ای نزد او قرآن مى‏ آموختند، به هشام گفت: با همه متکلمین اسلام مباحثه کردم و چیزى دست گیرم نشد، آمده ام که با تو مناظره کنم، هشام خندید و گفت: اگر از من معجزات مسیح مى‏خواهى، ندارم. سپس سؤالاتى درباره اسلام از هشام کرد و جواب کافى شنید، آنگاه هشام از او سؤالاتى در باره نصرانیت نمود و او نتوانست جواب گوید، خودش شرمسار و اطرافیانش پشیمان شدند که با او آمدند و متفرق گشتند.

چون بریه به خانه آمد و داستان را براى زن خدمتگزارش نقل کرد، او گفت: اگر طالب حقى اندوهگین مباش و هر کجا حق را دیدى بپذیر و لجبازى را کنار گذار، بریه سخن او را پذیرفت و روز دیگر نزد هشام آمد و گفت: تو معلم و پیشوائى هم دارى؟ گفت آرى. بریه شرح حال خواست، هشام اندکى درباره نژاد و عصمت و سخاوت و شجاعت حضرت صادق (علیه السلام) توضیح داد و سپس گفت: اى بریهة خدا هر حجتى را که بر مردم دوران اول نصب فرموده براى مردم دوران وسط و اخیر هم اقامه کرده است و هیچ گاه حجت خدا و دین و سنت از میان نرود، بریه گفت: سخن بسیار درستى است، سپس با هشام و زن خدمتگزار عازم مدینه و تشرف خدمت امام صادق (علیه السلام شدند) چنان که ذکر خواهد شد.