رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

وَإِذَا ذُکِّرُوا لَا یَذْکُرُونَ ﴿۱۳ صاقات﴾
و هنگامی که به آنان تذکر می دهند، متذکّر نمی شوند؛

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب همانا تمام قرآن راجز ائمه جمع نکرده و ایشان تمام دانش آن رامیدانند» ثبت شده است

حدیث شماره 2 باب در شان انا انزلناه فى لیلة القدر و تفسیر آن کتاب حجت اصول کافی 

قسمت اول

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادى هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده ای گرفت که دو چشمش پر از اشک شد، سپس فرمودند: «می دانید چه چیزی مرا به خنده آورد؟» گفتند: نه، فرمودند: «ابن عباس معتقد است که از جمله کسانى است که «گفته‏ اند: پروردگار ما خداست سپس استقامت کردند- دنباله آیه:- فرشتگان برایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید- (30 فصلت)» من به او گفتم: ابن عباس! تو فرشتگان را دیده اى که دوستى خود را نسبت به تو در دنیا و آخرت و ایمنى تو را از بیم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خداى- تبارک و تعالى- فرماید: «همانا مؤمنین برادر یک دیگرند. (10 حجرات)» پس تمام امت در این حکم شریکند (یعنى همچنان که من فرشتگان را ندیده ام، سایر مؤمنین با استقامت هم ندیده اند).»

امام علیه السلام فرماید: «من خندیدم (شاید جهت خنده حضرت این است که مقصود از استقامت در آیه، استقامت بر حق است در هر گفتار و کردار و آن ملازم با عصمت و مختص به ائمه علیهم السلام است و ابن عباس گمان می کند که هر گونه استقامت و هر مؤمنى را شامل می شود) و به او گفتم: راست گفتى (مؤمنین برادر یک دیگرند) ولى ابن عباس! تو را به خدا آیا در حکم خداى- جل ذکره- اختلافى هست؟ گفت: نه، گفتم: رأى تو چیست درباره مردی که با شمشیر انگشتان دست مردى را بیندازد و فرار کند و مرد دیگرى بیاید و کف دست او را هم قطع کند، اگر تو قاضى باشى و او را نزد تو آورند، چه خواهى کرد؟ گفت: به کسى که کف دست را بریده می گویم: باید دیه کف دست او را بدهى و به دست بریده می گویم با او به هر چه خواهى مصالحه کن و او را نزد دو عادل می فرستم (تا دیه کف او را معین کنند).

من گفتم: در حکم خداى- عز ذکره- اختلاف پیدا شد (زیرا اول گفتى مصالحه کنند و سپس گفتى‏ نزد دو عادل می فرستم) و سخن اولت را باطل کردى (که گفتى در حکم خدا اختلاف نیست) خداى- عز ذکره- هرگز نخواسته که موضوعى راجع به حدود در میان خلقش پیدا شود و تفسیر و حکمش در زمین نباشد، دست کسى که کف را بریده قطع کن و دیه انگشتان را به او برگردان (وسائل ج 3 ص 481- این حدیث را با سه طریق ذکر نموده و طبق آن فتوى داده است و مجلسى ره گوید: بیشتر اصحاب ما به این حدیث عمل کرده اند- مرآت ص 179) حکم خدا در شبى که امرى؟؟ را نازل کرده است، (شب قدر) چنین است. اگر تو بعد از آنکه از پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) شنیده اى آن را انکار کنى، خدایت به دوزخ فرستد، همچنان که چشمت را کور کرد، روزى که على بن ابى طالب را انکار کردى. ابن عباس گفت: به همان جهت چشمم کور شد [؟] امام (علیه السلام) فرمود: تو از کجا این را دانستى؟ به خدا که چشم او جز از ضربه پر فرشته کور نشد، سپس خندیدم و او را در آن روز به واسطه سستى عقلش رها کردم...

 حدیث شماره ۶ باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

برید بن معاویه گوید برای امام باقر (علیه السلام) آیه شریفه «بگو خدا و کسى که علم کتاب نزد اوست، براى گواهى میان من و شما کافى است. (۴۳ رعد)» را قرائت کردم، فرمودند: «خدا ما را قصد کرده و على (علیه السلام) بعد از پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله و سلم) اول ما و افضل ما و بهتر ما خاندان است.»

شرح:

یعنى اى کفار قریش اگر در رسالت من شک و تردیدى دارید، حقیقت مرا همان بس که گواهانى چون خدا و جانشینانم دارم. گواهى خدا این است که مرا به تنهائى در میان شما مردم خونخوار مبعوث کرده و حفظ می کند و نصرت می دهد و کلامى چون قرآن بر من نازل کرده و از خطا و لغزشم نگه می دارد. و گواهى جانشینانم به برترى علم و صفات و کمال آنهاست بر تمام مردم و به اینکه یگانه مردى مانند على (علیه السلام) گوید: «من یکى از بندگان محمدم (صلی اله علیه و آله و سلم).»

حدیث شماره ۵ باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

ابن کثیر گوید امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ««(اما) کسی که دانشی از کتاب (آصف بن برخیا بقول مشهور) داشت گفت، من آن (تخت) را پیش‍ از آنکه چشم بر هم زنی نزد تو خواهم آورد! (۴۰ نمل)»» راوی گوید آنگاه امام صادق (علیه السلام) انگشتانش را باز کرد و بر سینه‏اش گذاشت و سپس فرمودند: «به خدا همه علم کتاب نزد ماست.» (ولى آصف اندکى از آن را میدانست و از برکت همان مقدار بود که توانست تخت بلقیس را در چشم بهم زدنى نزد سلیمان حاضر کند.)

حدیث شماره 4 باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «به خدا من کتاب خدا را از اول تا آخرش مى‌دانم چنان که گوئى در کف دست من قرار دارد. در آن است خبر آسمان و خبر زمین و خبر گذشته و خبر آینده، خداى عز و جل می فرماید: «بیان هر چیز در آن است. (89 نحل)»»

حدیث شماره 3 باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

 

سلمة گوید شنیدم امام باقر (علیه السلام) مى فرمود: «از جمله علومى که به ما داده شده، علم تفسیر و احکام قرآن و علم تغییر زمان و حوادث آن است (مسائل روز و مقتضیات زمان) هرگاه خدا نسبت به مردمى خیرى خواهد به آنها بشنواند ،کسى که گوش شنوا ندارد، از سخنى که به گوش او رسد روگردان است مثل اینکه نشنیده، سپس اندکى سکوت نموده و فرمودند: «و اگر مى‏ یافتیم ظرف‏ها و جاى استراحت و آسایش را (که مراد از آن، دل‏هاى گشاده که حافظ معارف حقیقیّه است و دلى که خالى باشد، از مشاغلى که مانع از ادراک حقّ و قبول آن باشد)، هر آینه مى‏ گفتیم آنچه مى‏ گفتیم (که زبان تاب گفتن و گوش طاقت شنیدن آن را ندارد)، و خداست که همه از او کمک خواهند.»

شرح:

در جلد چهارم این کتاب ان شاءالله درباره قرآن و جمع و ترتیب آن بحث می شود.

حدیث شماره 2 باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «کسی نمی تواند ادّعا کند که تمام قرآن، همه ظاهر و باطنش نزد او است مگر اوصیا (پیامبر).»

حدیث شماره 1 باب همانا تمام قرآن را جز ائمّه علیهم السّلام جمع نکرده اند و ایشان تمام دانش آن را می دانند کتاب حجت اصول کافی

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «هیچ کس از مردم ادعا نکند که تمام قرآن را چنان که نازل شده، جمع کرده است مگر فرد دروغگو؛ و کسى جز على بن ابى طالب و امامان پس از وى (علیهم السلام) آن را چنان که خداى تعالى فرستاده، جمع و نگهدارى نکرده ‏اند.»