رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

رمز حیات

رمز حیات

آیه امروز:

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ ﴿۲۳ صاقات﴾
(آری آنچه را) جز خدا می‏پرستیدند جمع کنید و به سوی راه دوزخ هدایتشان نمائید.

طبقه بندی موضوعی

۱۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حدیث» ثبت شده است

حدیث شماره 7 باب مواردى که خداى عزوجل و رسولش بر ائمه علیهم السلام یکى پس از دیگرى تصریح کرده اند کتاب حجت اصول کافی

ابوبصیر گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم مردى از طایفه مختاریه مرا دید و عقیده داشت‏ که محمد بن حنفیه امام است. امام باقر (علیه السلام) در خشم شد و فرمودند: «چیزى به او نگفتى؟» عرض کردم نه، بخدا، ندانستم چه بگویم. فرمودند: «چرا به او نگفتى. همانا رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) به على و حسن و حسین (علیهم السلام) وصیت کرد و چون على (علیه السلام) خواست درگذرد، به حسن و حسین وصیت کرد، و اگر وصیتش را از آنها باز مى‏داشت- در صورتى که او چنین کارى نمی کرد- آنها می گفتند: ما هم مانند تو وصى هستیم، و امام حسن به امام حسین (علیهماالسلام) وصیت نمود و اگر از او باز می داشت- در صورتى که او چنین کارى نمی کرد- حسین (علیه السلام) به او می گفت: من هم مانند تو از طرف پیغمبر و پدرم وصى هستم، خداى عزوجل فرماید:  «خویشاوندان نسبت به یکدیگر سزاوارترند. (۶ احزاب)» این آیه درباره ما و پسران ماست.»

حدیث شماره ۶ باب مواردى که خداى عزوجل و رسولش بر ائمه علیهم السلام یکى پس از دیگرى تصریح کرده اند کتاب حجت اصول کافی

قسمت سوم

«سپس وفات على (علیه السلام) فرارسید، آن حضرت فرزندانش را که دوازده پسر بودند، نزد خود خواند و به آنها فرمود: «فرزندان عزیزم! خداى عزوجل اراده حتمى فرمود که سنتى از یعقوب در من قرار دهد. یعقوب دوازده پسر داشت، آنها را نزد خود خواند و صاحب آنها (و جانشین خود را) به آنها معرفى کرد، آگاه باشید که من هم صاحب شما را معرفى می کنم، همانا این دو، پسران رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) حسن و حسین (علیهما السلام) هستندپس بشنوید از ایشان و ایشان را اجابت کنید، و امر ایشان را اطاعت نمایید، و یارى کنید ایشان را؛ زیرا که من ایشان را امین داشتم بر آنچه رسول خدا صلى الله علیه و آله مرا بر آن امین داشته از خلق و احکام و دین خود که آن را براى خویش پسندیده.» پس خدا براى آنها از جانب على واجب ساخت، آنچه را که براى على از جانب پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) واجب ساخت (و آن شنیدن و فرمانبرى و پشتیبانى امت است از ایشان) و هیچ یک از آن دو بر دیگرى برترى نداشت، جز به واسطه بزرگسالیش (که مخصوص امام حسن علیه السلام بود) و چون حسین به محضر حسن (علیهما السلام) مى‏آمد، در آن مجلس سخن نمیگفت تا برمیخاست.

سپس وفات حسن (علیه السلام) فرارسید و او آن سپرده را به حسین تسلیم نمود، سپس وفات حسین علیه السلام فرا رسید، آن حضرت دختر بزرگترش فاطمه بنت الحسین (علیه السلام) را طلبید و مکتوبى پیچیده و وصیتى آشکار به او سپرد و على بن الحسین (علیه السلام) بیمارى از نظر معده داشت که در حال احتضارش میدیدند، پس فاطمه آن مکتوب را بعلى بن الحسین داد، سپس بخدا آن مکتوب به ما رسید.»

حدیث شماره ۶ باب مواردى که خداى عزوجل و رسولش بر ائمه علیهم السلام یکى پس از دیگرى تصریح کرده اند کتاب حجت اصول کافی

قسمت دوم

پس رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) دست على (علیه السلام )را گرفت و فرمودند: «اى مردم: خدا همه پیغمبران پیش از مرا عمرى معین داد و سپس به جانب خود خواند و آنها هم اجابتش کردند (از دار فانى به عالم باقى رهسپار گشتند) و نزدیک است که مرا هم بخواند و اجابت کنم، من مسئولیت دارم و شما هم مسئولیت دارید، اکنون شما چه می گوئید؟» آنها گفتند: گواهى دهیم که تو ابلاغ کردى و خیرخواهى نمودى و آنچه بر تو بود رسانیدى، خدا بهترین پاداش پیامبران را به تو دهد. پیامبر سه مرتبه فرمودند: «خدایا شاهد باش»، سپس فرمود: «اى گروه مسلمین؛ این (شخصى که روى دست من و نامش على بن ابى طالب علیه السلام است) ولى شماست پس از من، شما که حاضرید به غائبین برسانید.»

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «به خدا که على (علیه السلام) امین خدا بود بر خلقش و راز پنهانش و دینى که براى خود پسندیده بود. سپس وفات رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرا رسید، آن حضرت على (علیه السلام) را طلبید و به او فرمود: «اى على من می خواهم آنچه را که خدا مرا بر آن امین ساخته و به من سپرده، تو را بر آن امین سازم و به تو سپارم و آن راز پنهان خدا و علم خدا و مخلوق خدا و دینى است که براى خود پسندیده.»- امام باقر (علیه السلام) فرمود: «به خدا اى زیاد هیچ کس را در اینها شریک على نساخت»-.

حدیث شماره 6 باب مواردى که خداى عزوجل و رسولش بر ائمه علیهم السلام یکى پس از دیگرى تصریح کرده اند کتاب حجت اصول کافی

قسمت اول

 

ابى الجارود گوید شنیدم امام باقر (علیه السلام) می فرمودند: «خداى عزوجل پنج چیز بر بندگان واجب ساخت و آنها چهار چیزش را گرفتند و یکى را رها کردند.» عرض کردم قربانت گردم آنها را براى من نام می برید؟ فرمودند: «نماز؛ و مردم نمی دانستند چگونه نماز گزارند تا جبرئیل (علیه السلام) فرود آمد و گفت: اى محمد (صلی الله علیه و آله) آنان را از اوقات نمازشان آگاه کن. سپس زکات نازل شد و جبرئیل گفت: اى محمد  آنان را از زکاتشان آگاه کن چنان که از نمازشان آگاه کردی. سپس روزه نازل شد. چون روز عاشورا مى‏آمد، پیامبر (صلّى اللَّه علیه و آله) افرادی را به روستاهای اطرافش می فرستاد تا آن روز را روزه بگیرند. سپس ( وجوب روزه) ماه رمضان، میان شعبان و شوال نازل شد. سپس حج