رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره الرحمن آیه 42
پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می‏کنید؟

طبقه بندی موضوعی

حکمت 37: نهی از تشریفات بیجا

(اخلاقى، سیاسى، تربیتى)
وَ قَالَ ( علیه السلام ) : وَ قَدْ لَقِیَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ فَقَالَ :
مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکُمْ وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی آخِرَتِکُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ.

این سخن را امام(علیه السلام) زمانى بیان فرمود که در مسیر حرکتش به شام کشاورزان و دهبانان شهر «انبار» با او ملاقات کردند (و به عنوان احترام) از مرکب پیاده شده و با سرعت پیش روى او حرکت کردند (و این مراسمى را که نشانه خضوع فوق العاده در برابر امراى ستمگر بود انجام دادند). امام(علیه السلام) فرمود: «این چه کارى بود که کردید؟» عرض کردند: این رسوم و آدابى است که ما امیران خود را با آن بزرگ مى داریم. امام(علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند زمامداران شما از این عمل بهره اى نمى برند و شما با این کار در دنیا مشقت زیاد بر خود هموار مى سازید و در قیامت بدبخت مى شوید. چه زیان بار است مشقتى که به دنبال آن عقاب الهى باشد و چه پرسود است آرامشى که با آن امان از آتش دوزخ فراهم گردد.


شرح حکمت :
امام صادق می فرماید: روزی امیرمومنان سوار بر مرکب به سمت اصحابش رفت. اصحاب درخواست داشتن در کنار امام یا پشت سر ایشان پیاده حرکت کنن و حضرت نپذیرفت. ایشان فرمودند راه رفتن پیاده در کنار یا پشت سر سواره موجب غرور و خودبرتربینی سواره و خواری و ذلت پیاده میشود.
دهقان هاى شهر انبار علاوه بر این کار اسب ها و غذاهاى خوب براى امام و لشکریان و علف بسیار براى مرکب هاى آنها را به عنوان هدیه آورده بودند و امام افزون بر این که مراسم ذلت بار آنها را تخطئه کرد افزود: اما این چهارپایانى که آورده اید ما مى پذیریم; ولى به عنوان خراجتان قبول مى کنیم و غذاهایى را هم که آورده اید در صورتى مى پذیریم که قیمت آن را از ما بگیرید.
هدف امام این بوده که این سنت نادرست آنها را بشکند؛ که براى در امان ماندن از شر امرا براى آنان هدایایى مى بردند و روشن سازد که حکومت اسلامى همچون حکومت سلاطین جبار نیست.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 36 نهج البلاغه: زیان آرزوهاى طولانی
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که آرزویش را طولانى کند اعمال بد انجام مى دهد.


شرح حکمت:
در حدیثى قدسى که در کتاب شریف کافى آمده مى خوانیم: خداوند به موسى بن عمران فرمود: «ای موسی آرزوهایت را در دنیا طولانى مکن که مایه قساوت قلب تو مى شود و شخص قسىّ القلب سنگدل از من دور خواهد بود».
روشن است، قساوت و سنگدلى ناشى از فراموش کردن ذکر خدا و یاد مرگ و قیامت است و افرادى که گرفتار آرزوهاى دراز هستند هم خدا را فراموش مى کنند و هم مرگ و قیامت را.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرمایند: « قسم به آن کسى که جان محمد به دست اوست هرگز پلک هاى چشم من به هم نخورد مگر این که گمان مى بردم که پیش از آنکه پلک ها به روى هم بیایند قبض روح شوم». منظور از گمان داشتن همان آماده بودن است.

قرآن مجید هم مى فرماید: « شیطان چنین گفته که از بندگان خود سهم معینى خواهم گرفت; آنها را گمراه مى کنم و به آرزوها سرگرم مى سازم و به آنها فرمان مى دهم... شیطان به آنها وعده هاى دروغین مى دهد و به آرزوها سرگرم مى سازد و جز فریب و نیرنگ به آنها فرمان نمى دهد. (120-118 نساء)»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 35 نهج البلاغه: ضرورت موقعیّت شناسى
(اخلاق اجتماعى)


وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا یَکْرَهُونَ قَالُوا فِیهِ بِمَا لَا یَعْلَمُونَ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که به کارهایى که مردم را خوشایند نیست بشتابد، مردم آنچه را نمى دانند در حق او مى گویند.


شرح حکمت:
پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «در مدینه اقوامى داراى عیوبى بودند آنها از ذکر عیوب مردم سکوت کردند، خداوند هم مردم را از ذکر عیوب آنها ساکت کرد. آنها از دنیا رفتند در حالى که مردم آنها را از هرگونه عیب پاک مى دانستند و (به عکس) در مدینه اقوام (دیگرى) بودند که عیبى نداشتند ولى درباره عیوب مردم سخن گفتند خداوند براى آنها عیوبى آشکار ساخت که پیوسته به آن شناخته مى شدند تا از دنیا رفتند.»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

#نهج_البلاغه
حکمت 34: راه بى نیازى
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْکُ الْمُنَى.

و درود خدا بر او، فرمود: شریفترین و با ارزشترین نوع بى نیازى، فرو نهادن و کنار گذاشتن آرزوهاست.


شرح حکمت:
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: « سودمندترین دارو(ى اضطراب و نگرانى) ترک آرزوهاى دور و دراز است.»
امام علی (علیه السلام) مى فرمایند: « هیچ گنجى بى نیاز کننده تر از قناعت نیست (همان قناعتى که نقطه مقابل آرزوهاى طولانى محسوب مى شود).»
امام هادى(علیه السلام) می فرمایند: «غنا و توانگرى آن است که دامنه آرزو را کم کنى و به آنچه خدا به تو داده است خرسند باشى و فقر آن است که نفس آدمى سیرى ناپذیر و شدیدا (از رسیدن به همه آرزوها) نومید باشد.»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 33 نهج البلاغه: اعتدال در بخشش و حسابرسى

(اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): کنْ سَمْحاً وَ لَا تَکنْ مُبَذِّراً وَ کنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکنْ مُقَتِّراً.
و درود خدا بر او، فرمود: سخاوتمند باش و در این راه اسراف مکن و در زندگى حساب گر باش و سخت گیر مباش.

شرح حکمت:
قرآن مجید مى فرماید: «و حقّ خویشاوندان و حقّ تهیدست و در راه مانده را بپرداز، و هیچ گونه اسراف و ولخرجی مکن. * بی تردید اسراف کنندگان و ولخرجان، برادران شیاطین اند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. (26 و 27 اسرا)»
در جاى دیگر درباره صفات والاى بندگان برگزیده و عباد الرحمان مى فرماید: «آنها کسانى هستند که هنگامى که انفاق مى کنند نه اسراف مى کنند و نه بخل و سخت گیرى دارند و در میان این دو، حد اعتدال را رعایت مى کنند. (67 فرقان)»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 32 نهج البلاغه: بهتر از خوب و بدتر از بد
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): فَاعِلُ الْخَیرِ خَیرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ.

و درود خدا بر او، فرمود: انجام دهنده کار نیک از کار نیکش بهتر است و انجام دهنده کار بد از کار بدش بدتر.

شرح حکمت:
امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند: « نیت مؤمن از عملش بهتر است، زیرا کارهاى خیرى در دل دارد که نمى تواند آنها را انجام دهد و نیت کافر بدتر از عمل اوست، زیرا کارهاى بدى در سر دارد که توان آن را ندارد.»
بعضی ذیل این حکمت ذکر کرده اند که هر کس کار خیرى انجام مى دهد معمولا عوامل بازدارنده اى از جمله هوا و هوس ها را در دل دارد و در برابر آنها مقاومت مى کند و آن عوامل را به عقب مى راند و کار خیر را انجام مى دهد به همین دلیل از کارش با ارزش تر است و به عکس کسى که کار بدى انجام مى دهد نیز عوامل بازدارنده از قبیل فطرت الهى، اوامر و نواهى آسمانى در برابر اوست ولى پشت پا به همه آنها مى زند و به سراغ شر مى رود. به همین دلیل از عملش بدتر است.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31 نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت ششم حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ:
..... وَ الشَّک عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى التَّمَارِی وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَیدَناً لَمْ یصْبِحْ لَیلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَینَ یدَیهِ نَکصَ عَلَى عَقِبَیهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِی الرَّیبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِک الشَّیاطِینِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَکةِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ هَلَک فِیهِمَا.
قال الرضی : و بعد هذا کلام ترکنا ذکره خوف الإطالة و الخروج عن الغرض المقصود فی هذا الکتاب.


و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)

2- شناخت اقسام کفر و شک:

.... و شک نیز بر چهار پایه استوار است: بر «مراء» (گفت و گو کردن در چیزى است که شک و تردید در آن وجود دارد و به جایى نمى رسد)، ترس (از کشف حقیقت) ،تردید (در تصمیم گیرى)، و تسلیم (خودباختگى).
آن کس که گفت و گوى بى حاصل را عادت خود قرار دهد، ظلمت و تاریکى شب هاى شک او را به روشنایى روزِ یقین نمى رساند و آن کس که از حقایق پیش روى خود وحشت کند (و از تصمیم گیرى صحیح بپرهیزد) به قهقرا باز مى گردد و آن کس که در تردید و دودلى باشد (و در تصمیم گیرى وسواس به خرج دهد) زیر سم شیاطین له مى شود و کسى که در برابر عوامل هلاکت خویش در دنیا و آخرت تسلیم گردد (و به مبارزه بر ضد اسباب شک و شبهه بر نخیزد) در هر دو جهان هلاک خواهد شد.
مرحوم سیّد رضى پس از پایان این حدیث مى گوید: بعد از این کلام، سخنان دیگرى بوده که ما از بیم اطاله سخن و خارج شدن از هدف اصلى در این باب، از آنها صرف نظر کردیم.


شرح حکمت:
انسان در آنچه مربوط به مبدأ و معاد است باید بدون ترس و وحشت به جستجوگری برخیزد تا به پیش رود و اگر در این مورد کوتاهی کند عقب گرد خواهد کرد و آنچه را دارد نیز از دست می دهد.
مى دانیم شیاطین جن و انس سعى دارند از طریق شبهه افکنى، افراد را در عقاید دینى خود به شک و تردید بکشانند. اگر انسان در مقابل آنها حالت تهاجم منطقى بگیرد بر آن شبهات غالب مى شود و عقاید حق را مى پذیرد; اما افراد ترسو و بزدل در حالت انفعالى قرار مى گیرند و همچون پر کاهى که در مقابل تندباد قرار گیرد هر روز به سویى کشیده مى شوند و نمى توانند عقیده حق را برگزینند.

ارکان نفاق:
در بخش دیگرى از این روایت مهم که در کتاب کافى و بعضى منابع دیگر ذکر شده، ارکان نفاق و صفات منافقان مشروحاً آمده است و در آغاز آن مى فرماید: «نفاق (نیز) بر چهار پایه استوار است: بر هواى نفس، سستى و تهاون، تعصب و طمع»; سپس براى هوا چهار شعبه: (بغى، عدوان، شهوت و طغیان) و براى سستى و تهاون چهار شعبه: (مغرور شدن، آرزوهاى دور و دراز، ترس از غیر خدا و مماطله و سستى) و براى حفیظة (تعصب) چهار شعبه ذکر شده: «کبر، تفاخر، خودبزرگ بینى و عصبیت» و براى طمع نیز چهار شاخه آمده است: (شادى (از زر و زیور دنیا)، خودباختگى، لجاجت و فزون طلبى).

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31 نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت پنجم حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ:
..... وَ الْکُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ .
وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّیْغِ وَ الشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ کَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّیِّئَةُ وَ سَکِرَ سُکْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَیْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَیْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ


و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)

2- شناخت اقسام کفر و شک:
و کفر بر چهار پایه قرار دارد: تعمق (رفتن به دنبال اوهام به گمان کنجکاوى از اسرار) و ستیزه جویى و جدال، و انحراف از حق (به سبب هوا و هوس ها و تعصب ها) و شقاق (و دشمنى با حق و لجاجت در برابر آن). آن کس که تعمق و کنجکاوى نادرست پیشه کند هرگز به حق باز نمى گردد. آن کس که بر اثر جهل، بسیار به نزاع و ستیز برخیزد، نابینایى او نسبت به حق پایدار خواهد ماند و کسى که از راه حق منحرف شود (و به دنبال هوس ها برود) خوبى در نظرش بدى و بدى نزدش خوبى جلوه مى کند و گرفتار مستى گمراهى مى شود و آن کس که به عناد و لجاج پردازد راههای رسیدن (به حق) براى او ناهموار مى گردد و کارها بر او سخت و پیچیده مى شود و در تنگنایى که خارج شدن از آن مشکل است گرفتار خواهد شد.


شرح حکمت:
امام باقر(علیه السلام) مى فرمایند: «درباره آفرینش خداوند سخن بگویید (و بیندیشید) و درباره ذات او سخن مگویید (و نیندیشید) زیرا بحث و گفت و گو در این باره چیزى جز بر حیرت انسان نمى افزاید».
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «(قضا و قدر) راه تاریکى است در آن پا ننهید و دریاى ژرفى است در آن وارد نشوید و سرّ الهى است، براى پى بردن به آن خود را به زحمت نیفکنید».
امام على بن الحسین(علیهما السلام) فرمودند: «خداوند متعال مى دانست در آخر الزمان اقوامى مى آیند که در مسائل (مربوط به ذات و صفات خدا) تعمق و دقت مى کنند، از این رو سوره «توحید» و آیات آغازین سوره «حدید» تا (عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ) را نازل فرمود. پس هرکس ماوراى آن را بطلبد هلاک مى شود».

حدیث معروفى هم در کلمات پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده و هم در سخنان على(علیه السلام) که مى فرمایند: «خطرناک ترین چیزى که بر شما از آن بیمناکم دو چیز است: پیروى از هواى نفس و آرزوهاى دور و دراز، زیرا پیروى از هوا انسان را از حق باز مى دارد و آرزوهاى دور و دراز سبب فراموشى آخرت مى گردد»
به این ترتیب امام(علیه السلام)، کافران را گروهى محجوب از حق مى شمرد و حجاب آنها را عمدتا در چهار چیز خلاصه مى کند: تعمق و کنجکاوى ناصواب، ستیزه جویى با حق، انحراف به سبب هواپرستى و عناد و لجاج و تعصب.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت چهارم حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ:
..... وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ وَ الصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْکرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْکافِرِینَ وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یوْمَ الْقِیامَةِ .

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)
1- شناخت پایه هاى ایمان:

....... و جهاد (نیز) چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهى از منکر، صدق و راستى در معرکه هاى نبرد، و دشمنى با فاسقان. آن کس که امر به معروف کند پشت مؤمنان را محکم ساخته و آن کس که نهى از منکر کند بینى کافران (و منافقان) را به خاک مالیده و کسى که صادقانه در میدان هاى نبرد با دشمن (و هرگونه مقابله با آنها) بایستد وظیفه خود را (در امر جهاد) انجام داده و کسى که فاسقان را دشمن دارد و براى خدا خشم گیرد خداوند به خاطر او خشم و غضب مى کند (و او را در برابر دشمنان حفظ مى نماید) و روز قیامت وى را خشنود مى سازد.


شرح حکمت:
امام به هر چهار محور جهاد: جهاد با قلب، با زبان، با عمل و با اسلحه در میدان نبرد اشاره مى کند که جهادى است فراگیر و شامل تمام مصداق ها.

امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى فرمایند: «اساس شریعت و دین امر به معروف و نهى از منکر و اجراى حدود الهى است». در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: «امر به معروف برترین اعمال بندگان خداست».

قرآن مجید صادقان را در سوره بقره آیه 177 چنین معرفى مى کند: «نیکى (تنها) این نیست که (به هنگام نماز) روى خود را به سوى مشرق یا مغرب کنید (و تمام در فکر تغییر قبله باشید) بلکه نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا ایمان داشته باشد... و در برابر مشکلات و بیمارى ها و در میدان جنگ استقامت به خرج دهد. آنها کسانى هستند که راست مى گویند و آنها پرهیزگارانند».

موسى(علیه السلام) از خداوند سؤال کرد: چه کسانى را روز قیامت که سایه اى جز سایه تو نیست در سایه عرشت قرار مى دهى؟ خداوند به او وحى فرمود و گروهى را برشمرد از جمله فرمود: «کسانى که به سبب حلال شمردن محارم الهى خشمگین مى شوند همچون پلنگى که مجروح شده است».

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است هنگامى که دو فرشته مأمور شدند شهرى از معصیت کاران را زیر و رو کنند پیرمردى را دیدند که به دعا و تضرع در پیشگاه الهى مشغول است یکى از آن دو فرشته به دیگرى گفت: مگر این پیرمرد دعا کننده را نمى بینى؟ بار دیگر از خدا کسب تکلیف کنیم خطاب آمد که بروید و دستور مرا انجام دهید و در بیان علت آن فرمود: «این مردى است که هرگز چهره اش به دلیل خشم بر معصیتِ معصیت کاران دگرگون (و سرخ) نمى شد».

منظور از جمله «غَضِبَ اللهُ لَهُ وَأرْضاهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ» این است که اگر ستمى به او برود و حقى از او ضایع شود خداوند به سبب آن خشمگین مى شود و اگر در دنیا جبران نکند در قیامت او را خشنود خواهد ساخت.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت سوم حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ:
..... وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُکمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُکمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یفَرِّطْ فِی أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِی النَّاسِ حَمِیداً

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)
1- شناخت پایه هاى ایمان:

....... و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است: فهم دقیق، علم و دانش عمیق، قضاوت صحیح و روشن؛ و حلم و بردبارى راسخ. کسى که درست بیندیشد به اعماق دانش آگاهى پیدا مى کند و کسى که به عمق علم و دانش برسد از سرچشمه احکام شریعت، سیراب مى گردد و آن کس که حلم و بردبارى پیشه کند گرفتار تفریط و کوتاهى در امور خود نمى شود و در میان مردم با آبرومندى زندگى خواهد کرد.


شرح حکمت:

امام(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر مى فرمایند: «(کسی را برای قضاوت برگزین که) .......... برخورد مخالفان و خصوم با یکدیگر او را به خشم و لجاجت وا ندارد و در لغزش و اشتباهاتش پافشارى نکند و هنگامى که خطایش بر او روشن شود بازگشت به سوى حق بر او مشکل نباشد و نفس او به طمع تمایل نداشته باشد و در فهم مطالب به اندک تحقیق اکتفا نکند و تا پایان پیش رود و در شبهات از همه محتاط تر باشد و در تمسک به حجت و دلیل از همه بیشتر پافشارى کند و با مراجعه مکرر اطراف دعوا کمتر خسته شود و در کشف حقایق امور شکیباتر باشد و به هنگام آشکار شدن حق در انشاى حکم از همه قاطع تر باشد. او باید از کسانى باشد که ستایش فراوان، او را مغرور نسازد (و فریب ندهد) و مدح و ثناى بسیار او را به ثنا خوان و مدح کننده متمایل نکند و البته این گونه افراد کم اند».
این جمله ها تنها مربوط به مقام قضاوت نیست، بلکه ناظر به تمام قضاوت هاى اجتماعى و زندگى مادى و معنوى است

در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) آمده است که فرمود: « آدم بردبار نزدیک است به مقام نبوت برسد».
امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: «حلم و بردبارى را بیاموزید (و آن را تمرین کنید) زیرا دوست مؤمن و وزیر اوست».
امام صادق(علیه السلام) نیز در صفات مؤمن مى فرماید: «نه در بردبارى او کاستى است و نه در اندیشه اش سستى».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31 نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت دوم حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ:
..... وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِکْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِینَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَکَأَنَّمَا کَانَ فِی الْأَوَّلِینَ

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)
1- شناخت پایه هاى ایمان:

....... و یقین نیز بر چهار پایه استوار است: بینش زیرکانه، دریافت حکیمانه واقعیّت ها، پند گرفتن از حوادث روزگار، و پیمودن راه درست پیشینیان. هر که از روى هوشمندى نگرد، حکمت بر وى آشکار شود و هر که از حکمت بر وى آشکار شود، آموخته است که چگونه از حوادث عبرت گیرد و هر که عبرت گرفتن را آموزد، گویى با گذشتگان در گذشته، زیسته است.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 31 نهج البلاغه: ارکان ایمان و کفر و شک
(اخلاقى، سیاسى)

قسمت اول حکمت

وَ سُئِلَ (علیه السلام)عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ: الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَیرَاتِ

و درود خدا بر او، فرمود: (از ایمان پرسیدند، امام پاسخ فرمودند)
1- شناخت پایه هاى ایمان:

ایمان بر چهار پایه استوار است: بر «صبر» و «یقین» و «عدالت» و «جهاد». صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد. بر اشتیاق (به بهشت) و ترس (از دوزخ)، پارسایى (بى اعتنایى به دنیا) و انتظار (انتظار مرگ). آن کس که مشتاق بهشت باشد، شهوات و تمایلات سرکش را به فراموشى مى سپارد و آن کس که از آتش جهنم بیمناک باشد از گناهان دورى مى گزیند و کسى که زاهد و بى اعتنا به دنیا باشد مصیبت ها را ناچیز مى شمرد و آن کس که انتظار مرگ را مى کشد براى انجام اعمال نیک سرعت مى گیرد.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

بسم الله الرحمن الرحیم

میلاد با سعادت حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام جعفر صادق (علیه السلام) را خدمت همه سروران گرامی تبریک و تهنیت عرض میکنم.

من ادم خاطره بازی هستم تو فکر گذشته رمزحیات بودم یادم اومد بچه ها میگفتن مطالب دکتر از دید و زاویه جدید و قشنگی نوشته شده و کامل ارتباط آیات رو میشه فهمید فقط کمی روانتر و عامیانه تر بشه عالی میشه این بود که ما در این برهه ویراستاری هم تجربه کردیم و حتی المقدور مطالب دکتر رو به زبان محاوره ویرایش میکردم. از جمله ویژگی های خوب نوشتار دکتر این بود با مثالهایی محتوا و منظور ایات رو برام روشن تر میساخت و هر از چند گاهی یک مروری بر مجموع آیات گذشته میکرد و جمع بندی میکرد که فهم دقیق تری رو دست ادم میداد.

من داشتم مطالب قدیم رو میخوندم؛ این پست رو که در جواب یک سری از خواننده ها در مورد چرایی هدف ما از این مدل فعالیت ها بود، دیدم. خیلی این مطلب رو دوست دارم و خوندن مجددش خالی از لطف نیست.

با هم مطلب زیر رو که به قلم دکتر نوشته شده رو میخوانیم:

 

روزی از روزها به سه دوست و همکار مأموریتی می دهند. این سه دوست برای انجام وظیفه ی خود باید به مشهد سفر می کردند. یکی از این افراد به جای مشهد، سواحل مدیترانه را برای خود به عنوان مقصد انتخاب می کند. او وسایل خویش را برای این مقصد فراهم نموده و برای رسیدن به آن تلاش می کند. دیگری در اداره ی خود نشسته و از محاسن این مأموریت و فواید آن سخن ها گفته و به این واسطه سرخوش شده و غافل از انجام مأموریت. اما نفر آخر نه تنها به درستی مشهد را به عنوان مقصد خویش انتخاب می کند بلکه برای رسیدن به آن برنامه ریزی نموده و حرکت می نماید. این افراد اگر چه در ابتدا دوست و همکار بودند، اما به محض اعلام مأموریت راهشان از یکدیگر جدا می گردد.

 

شخصیت هر کدام از این افراد بیانگر سه اصطلاح پرکاربرد در جهان واقع است:

1. آرزو

انسان های با آرزوهای دور و دراز، در واقع جهت و مقصد خود را اشتباه انتخاب نموده اند. این افراد به جای رنگ و بوی خدایی گرفتن، رنگ و بوی دنیا می دهند. دغدغه ی اصلی اینها رسیدن به رفاه و آسایش دنیایی بدون در نظر گرفتن آخرت است. اینها مصداق آیه ی 200 در سوره ی مبارکه ی بقره هستند.

2. شعار

گروه دوم مصداق آیه ی 44 سوره ی مبارکه ی بقره هستند. این ها به جای تلاش برای آماده نمودن حلوا و خوردن آن، سعی می کنند پیرامون شیرینی حلوا سخن گفته و از این صحبت احساس شیرینی را خیال کنند. این ها به جای تلاش برای ساختن خوشبختی، آن را برای خود خیال می کنند. به عبارت دیگر این ها هنگام نقد جامعه و دنیا، نیمه ی خالی آن را دیده و هنگام نقد خود، به نقاط قوت خود اشاره می مایند. دنیا و خلق دست در دست هم داده اند تا مانع خوشبختی این ها شوند. این ها به مرور زمان ظاهری بزرگ تر یافته و باطنی تهی تر. این ها غافلند از اینکه «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى(نجم39)»

3. آرمان

این ها یافته اند که خوشبختی نزد خالق خوشبختی هاست. این ها فهمیده اند که قوانین هستی نه تنها خوشبختی را از کسی صلب ننموده بلکه دست در دست یکدیگر داده اند تا به کسی که برای به دست آوردن خوشبختی تلاش می کند یاری رسانند. این ها نه تنها هدف و جهت درستی انتخاب نموده اند بلکه در این راستا قدم برداشته و برای رسیدن به خوشبختی تلاش می کنند.

 

با این توجه من و دوستانم سعی کردیم آرمان های خود را به درستی انتخاب نماییم. به همین خاطر نیاز داشتیم جهت درست را شناسایی نموده و برنامه ریزی صحیح را برای گام نهادن در این مسیر بیاموزیم. ابزارهای یادگیری خود را در سه دسته ی زیر یافتیم.

الف) تجربه: آموختن از وقایعی است که در طول زندگیمان رخ می دهد.

ب) عبرت: آموختن از رخدادهای زندگی اطرافیانمان است.

پ) مطالعه و شاگردی.

فرض کنید شخصی می خواهد مساحت زیر یک نمودار سینوسی را محاسبه نماید. اگر او با ابزاری به عنوان انتگرال آشنا نباشد، نمی تواند این مساحت را به دست آورد. نه تجربه و نه عبرت، هیچ کدام از این ها نمی توانند چنین ابزاری را آموزش دهند، اما مطالعه می تواند.

به عبارت دیگر از طریق مطالعه قوانین حاکم بر نفس و هستی یاد گرفته می شود. بنابراین مطالعه روشی به مراتب قدرتمندتر و سریع تر از دو روش دیگر است.

 

والعاقبة للمتقین

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و ادب خدمت همه خوانندگان عزیز و گرامی؛

حسب امر بزرگواری قصد دارم در این نوشتار توضیحی در مورد شکل گیری رمزحیات و روندی که طی کرده رو ارائه بدهم.

میشه گفت حدودا دوسال پیش بود یعنی پاییز 94 که من مشغول جمع آوری پایان نامه ارشدم بود و به حدی از مشکلات و سختی ها در روند انجام پایان نامه ام رسیده بودم که فوق العاده احساس خستگی و اشفتگی میکردم. خب از زمان کارشناسی ما یه وبلاگی داشتیم با بچه ها هم ورودیمون و اشناییت مختصری با وبلاگ داشتم و اون شب به سرم زد که وبلاگی بزنم و کمی بنویسم و با نوشتن خودمو خالی کنم. تو بلاگفا شروع کردم به نوشتن به آدرس afkarenagofteh.blogfa.com مدتی مینوشتیم و هرچه تو دلم بود رو میگفتم، از اذیتهایی که دانشگاه بهم میکرد از کمک نکردنای استادم و از آنچه که دوست داشتم که بیشتر مطالب مذهبی بود و به مناسبتهای ولادت و شهادت ائمه علیهم السلام بیشتر می نوشتم. با این که وبلاگ تازه تاسیسی داشتم اما همین مطالب مذهبی، خوب گل کرد و خواننده ها خوششون اومد و من هم بعد اون که دیدم بچه ها استقبال خوبی از این مدل مطالب دارند سعی کردم بیشتر در این زمینه ها بنویسم تا اینکه بلاگفا بهم خورد و کل مطالب من پاک شد و اومدیم با همون ادرس، وبلاگی تو بیان ایجاد کردیم که الان بعد اینکه دامین رمزحیات رو گذاشتم رو وب، کس دیگه ای که نمیشناسمش هم با ادرس afkarenagofteh.blog.ir رفت وبلاگ زد.

یکی از لطفهایی که خداوند در حق من کرد این بود که در دوران ارشد با چندین انسان وارسته و عالم آشنا شدم. افرادی که برام الگو شدن، دانشجویان دکترای مهندسی برق و عمران که جدایی از تبحر خاص خودشون در رشته تخصصی شون افراد مومن و باتقوایی بودند، در یک کلام آدمای فوق العاده ای بودند. یکی از این بزرگواران جناب دکتر م.ش بود که ایشون خودشون قرآن رو به همراه ترجمه و تفسیرش میخوندن و بعد آنچه که دستگیرش میشد رو یادداشت برمیداشتن و گاهی در سفرهای درون شهری که باهم داشتیم برای من نکات قرآنی که استخراج کرده بودند رو بیان میکردند که برام بسیار جالب و شیوا بودند. پس از اینکه دیدم خوانندگان از مطالب مذهبی استقبال خوبی کردن و مشتاق این جور مطالب هستند از دکتر تقاضا کردم تا آنچه که تاکنون یادداشت برداشته اند رو در اختیار من قرار بدهند تا در وبلاگم برا خواننده ها بذارم. نزدیک دو جز رو دکتر طی دوسال یادداشت برداشته بود و در اختیار من قرار داد و من هم هر روز به صورت مطالب تا حد امکان کوتاه در وبلاگ قرار میدادم. در این مدت خواننده ها باورشون نمیشد که یک دکتر برق این ها رو نوشته و سر هیمن موضوع با اشتیاق بیشتری مطالب رو دنبال میکردن و در هیمن حین من بنظرم رسید دیگه افکار ناگفته اسم برازنده ای برا اینجا نیست وبدلیل اینکه به این باور رسیده بودم قرآن برا همه شئون زندگی راهکار داده اسم رمزحیات رو برا اینجا انتخاب کردم و همزمان صفحه اینستاگرام و کانال رمزحیات هم با محوریت همین مطالب قرآنی نوشته شده توسط دکتر، با کمک محمدرضا دوست مشترک من و دکتر راه انداختیم. از برکات دیگه ای که اینجا داشت این بود وبلاگ یک روز بدون گناه رو با همکاری بچه های بیان تاسیس کردیم. خلاصه مطالب رمز حیات کم کم به اواخر جز دو رسید و من باید میرفتم خدمت سربازی و دو ماهی آموزشی بودم و به نت دسترسی نداشتم، برای اینکه رمزحیات نخوابه از یکی از بلاگرها، سرکار خانم شکیبا درخواست کردم که در این مدت ادامه مطالب رو قرار بدهند که ایشان نیز این زحمت را تقبل کردند. تا اینکه مطالب جز دوم تموم شد و دکتر هم هنوز جز سوم رو تموم نکرده بودن و برا همین با توجه به اینکه منم درگیری های خدمت سربازی رو داشتم رمز حیات برا مدتی به صورت تعطیل دراومد تا اینکه حدود 60 روز پیش دوستی درخواست کرد ازم تا روزانه حکمتهای نهج البلاغه رو در اختیارش قرار بدم که به نظرم رسید چقدر عالی هست که این حکمتها رو در رمزحیات قرار بدم و به این صورت مجددا رمز حیات شروع به فعالیت کردش و اینجوری شد که باز توفیق شد در خدمت شما بزرگواران باشیم.

در اینجا خداوند را بابت همه لطفهایی که در این زمینه بمن کرد و من نالایق رو وسیله ای برای نشر معارف قرآنی و نهج البلاغه قرار داد سپاسگزارم و همچنین از شما خواننده های عزیز که در این دوسال با ما همراه بودید تشکر میکنم. بر خودم لازم میدونم تا از همه دوستان و بزرگوارانی که در این مسیر به ما کمک کردند به ویژه جناب دکتر مراتب تقدیر و سپاس خودم رو ابراز بدارم و از خداوند متعال برای همه خیر همراه با عافیت مسئلت می نمایم.

اللهم عجل لولیک الفرج

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اگر سعادت یار باشد و توفیق الهی نصیبمان شود عازم زیارت بارگاه منور امام رضا علیه السلام هستم.

لذا ضمن طلب حلالیت به اطلاع میرساتم تا هفته اینده اینجا به روزرسانی نمی شود.

ان شاءالله دعاگوی همه شعیان مرتضی علی خواهم بود.

یاعلی مدد

حکمت 30 نهج البلاغه: مغرور نشدن از ستارالعیوبی خداوند
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْحَذَرَ الْحَذَرَ، فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتَّى کَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ.

و درود خدا بر او، فرمود: از خشم خدا حذر کنید، از خشم خدا حذر کنید، که به خدا سوگند، هر آینه و به تحقیق او ، گناهان شما را چنان مى پوشاند که گویى آنها را آمرزیده است. (اما به هوش باشید، و در گناه کردن، اصرار نورزید)


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 29 نهج البلاغه: گذر عمر و نزدیک شدن مرگ
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام) : إِذَا کُنْتَ فِی إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِی إِقْبَالٍ فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى .

و درود خدا بر او، فرمود: زمانى که تو در حال پشت کردن به دنیا هستى (و رو به مرگ مى روى) و مرگ در حال رو کردن به تو است.پس چه شتابان است رسیدن تو و مرگ به یکدیگر.


شرح حکمت:
قرآن مجید خطاب به قوم یهود مى فرماید: «(قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ); بگو آن مرگى که (به پندار خود) از آن فرار مى کنید به یقین با شما ملاقات خواهد کرد سپس به سوى کسى باز مى گردید که از پنهان و آشکار باخبر است و شما را از آنچه انجام مى دادید باخبر مى سازد».
امام(علیه السلام) فرموده است: «نَفَس هاى انسان گام هاى او به سوى مرگ اوست».
در نامه 27 امام(علیه السلام) مى فرماید: «شما رانده شدگان و تعقیب شدگان مرگ هستید (و صید شدگان به وسیله آن) اگر بایستید شما را دستگیر خواهد کرد و اگر فرار کنید به شما خواهد رسید و مرگ از سایه شما به شما همراه تر است و با موى پیشانى شما گره خورده و دنیا در پشت سر شما به سرعت در هم پیچیده مى شود (و پایان عمر دور نیست)».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 28 نهج البلاغه: زهد واقعی
(اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ (علیه السلام): أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ.

و درود خدا بر او، فرمود: برترین نوع پارسایى (زهد) مخفى داشتن پارسایى است.

شرح حکمت:
زاهد واقعى آن کس نیست که به سراغ دنیا رفته، ولى چون آن را به چنگ نیاورده ناچار لباس زهد به خود پوشیده است تا مردم به آنها اقبال کنند و گاه آنها را مستجاب الدعوه پندارند. زاهد واقعى کسى است که دنیا به سراغش آمده و او آن را نپذیرفته و زندگى زاهدانه را بر نعیم دنیا ترجیح داده است. همان گونه که امیر مؤمنان على(علیه السلام) در خطبه 32 از خطب نهج البلاغه مى فرماید: « بعضى از آنها کسانى هستند که ناتوانى اشان آنها را از رسیدن به جاه و مقام بازداشته و دستشان از همه جا کوتاه شده آنگاه خود را به زیور قناعت آراسته و به لباس زاهدان زینت بخشیده اند در حالى که در هیچ زمان نه در شب و نه در روز در سلک زاهدان راستین نبوده اند».

امیر مؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر زهد از آیه شریفه (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ) استفاده کرده است و مى فرماید: «تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است، خداوند سبحان مى فرماید: بر گذشته تأسف نخورید و نسبت به آنچه به شما داده است دلبند و شاد نباشید».
امام(علیه السلام) در روایت دیگرى مى فرماید: «زهد و پارسایى کمیاب ترین چیزها و ارزشمندترین آنهاست همگان آن را مى ستایند ولى اکثر مردم به آن عمل نمى کنند».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 27: روش مقابله با بیماری ها

(بهداشتى، درمانى)


وَ قَالَ (علیه السلام): إمْشِ بِدَائِکَ مَا مَشَى بِک.
و درود خدا بر او، فرمود: با بیمارى ات همراهى کن مادامى که با تو همراهى مى کند.

شرح حکمت:
اشاره به این که تا زمانى که بیمارى فشار شدید نیاورده بگذار بدنت بدون نیاز طبیبان و دارو آن را دفع کند.
بعضى از شارحان، براى این حدیث به جاى این معناى طبى و درمانى مفهوم اخلاقى ذکر کرده اند و گفته اند: انسان باید در برابر حوادث و مشکلات و بیمارى ها خویشتن دار باشد و تا مى تواند با مشکلات بسازد و زبان به شکایت نگشاید که با روح رضا و تسلیم سازگار نیست.

در حدیثى از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هیچ دارویى نیست مگر این که دردى را تحریک مى کند و هیچ چیز در بدن سودمندتر از امساک (خودداری؛ نخوردن غذا) جز نسبت به چیزى که به آن نیاز دارد نیست».
همچنین از همان امام(علیه السلام) مى خوانیم: « از معالجه طبیبان پرهیز کنید تا زمانى که بیمارى به شما فشار نیاورده است».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 26 نهج البلاغه: رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون
(علمى، اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ.

و درود خدا بر او، فرمود: هیچ کس چیزى را در دل پنهان نمى کند مگر این که در سخنان بى اندیشه اى که از او صادر مى شود و در صفحه صورتش، آشکار مى گردد.

شرح حکمت:
در قرآن مجید درباره منافقان مى خوانیم: « آیا کسانى که در دل هایشان بیمارى (نفاق) است گمان کردند خداوند کینه هایشان را آشکار نمى سازد * و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم تا آنان را با قیافه هایشان بشناسى، هرچند مى توانى آنها را از طرز سخنانشان شناسایى کنى و خداوند اعمال شما را مى داند». (29 و 30 محمد)
از سوی دیگر قرآن درباره یاران صدیق پیامبر مى فرماید: (سیماهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ) (29 فتح) این اثر سجده لازم نیست که حتما به صورت پینه هاى پیشانى باشد، بلکه نورانیت درون سبب نورانیت برون مى شود.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat