رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره یس آیه 35
لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْکُرُونَ

تا از میوه آن و آنچه دست هایشان به عمل می آورد [مانند شیره، کشمش، شربت و...] بخورند، آیا سپاس گزاری نمی کنند؟

طبقه بندی موضوعی

نوروز 1395 مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

صبر و نماز

طبق آیات 153 الی 157 شرط دوم کمک گرفتن از صبر و نماز است. که میان این دو، صبر اولاتر است.

خداوند بلندمرتبه در آیات 40 الی 43 دستوراتی را خطاب به قوم بنی­ اسرائیل می ­فرماید. سپس پروردگار عالمیان در آیه­ ی 44 بیان می­ نماید:

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۴۴﴾

آیا مردم را به نیکی (و ایمان به پیامبری که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت می‏ کنید، اما خودتان را فراموش می‏ نمائید با اینکه شما خودتان کتاب (آسمانی) را می ‏خوانید، آیا هیچ فکر نمی‏ کنید؟

به عبارت دیگر بزرگان این قوم مردم را به نیکی دعوت نموده در حالی که خودشان انجام نمی­ دادند.

نکته: «بر» همان اعمالی است که در آیه­ ی 177 ذکر شده است. در واقع عالمان قوم بنی ­اسرائیل نمی­ توانستند اعمال متقین را انجام دهند.

پروردگار عالمیان در آیه­ ی 45 به این افراد آموزش می­ دهد. چاره­ ی کار همان شرطی است که در آیه­ ی 153 ذکر شده است.

نکته: خداوند متعال در آیه­ ی 43 دستور به برپایی نماز می ­دهد و در آیه­ ی 45 به این افراد می ­فرماید برای اینکه بتوانید این عمل را انجام دهید، از نماز کمک بگیرید. بنابراین کمک گرفتن از نماز متفاوت است با به پا داشتن نماز.

در ادامه آیه­ ی 45 می­ فرماید این کمک گرفتن از صبر و نماز دشوار است مگر بر خاشعان، بنابراین اجرای شرط دوم تنها برای خاشعان میسر است. آیه­ ی 46 خاشعین را تعریف می­ نماید.

 

+ پیشاپیش سالی پر از شادی و نشاط همرا با حضور خداوند در لحظه لحظه زندگیتون آرزومندم و ان شاءالله بهترین اموری رو که خدا براتون صلاح میدونه رو همراه با خیر و عافیت و سلامتی و راحتی براتون رقم بزنه!

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژگی های که قرآن در آیه 151 برای الگو برشمرده است به این صورت است:

1. او باید از همه پاک ­تر بوده و دیگران را تزکیه نماید.

2. از همه عالم ­تر بوده و دیگران را کتاب و حکمت بیاموزد.

3. قطعاً هنگام طی کردن مسیر با مشکلاتی مواجه می ­شویم و کتاب تنها ما را کفایت نمی ­کند. خلیفه ­ی خداوند باید به ما آنچه را که نمی ­دانیم، آموزش دهد.

4. بینا­کننده مردم نسبت به حضور خداوند در سراسر وجودشان باشد.

نکته: حضرت ابراهیم در آیه­ ی 129 سوره ­ی مبارکه­ ی بقره وظایفی را برای رسول مشخص می ­نماید که با مقایسه ­ی آن آیه و آیه­ ی 151 می ­توان متوجه شد که امام (الگو) نسبت به نبی (راهنما) یک وظیفه بیشتر دارد و آن هم سومین وظیفه در میان وظایف فوق است. به عبارت دیگر امام در مسیر همراه انسان است، اما راهنما همراه انسان نیست.

نکته: با توجه به اینکه امام، رهبری مسیر را بر عهده دارد، می­ توان گفت در جامعه ­ی اسلامی، امام حاکمیت جامعه را نیز بر عهده دارد در حالی که ممکن است نبی در جامعه باشد، اما حاکم آن نباشد، مانند حضرت ادریس و حضرت طالوت (آیات 243 الی 252 سوره ­ی بقره). (پیامبرانی داشتیم که وظیفه انان حاکمیت جامعه تحت امرشون رو بر عهده نداشتند بعبارتی جز وظایفشون نبوده ولی بعضی از پیامبران همچون پیامبر مکرم اسلام حاکمیت جامعه پیروان دینشون رو هم بر عهده داشتند و جز ظایفشون بوده)

به عبارت دیگر در بخش قبل وجود الگو به اثبات رسید. آنچه که برای فرد حائز اهمیت است الگو شدن برای افراد همان لایه و لایه های پایین­ تر و شناخت و پیروی از الگوهای صحیح لایه ­های بالاتر است.

دانشجویی را در نظر بگیرید که در سال دوم مقطع کارشناسی در حال تحصیل است. فرض کنید هدف نهایی این دانشجو، دانشمند نمونه شدن در رشته ­ی تحصیلی خودش است. بنابراین الگوی غایی او در این جهت می ­شود یک دانشمند نمونه­ ی جهانی. در لایه­ ی پایین­ تر یکی از اساتید ممتاز دانشگاه می ­شود الگویش. لایه­ ی پایین­ تر استاد دانشگاه، لایه پایین ترش دانشجوی دکترا....

آیات شریفه 142 الی 152 این شرط را توضیح می ­دهند.

بسم الله الرحمن الرحیم

مجدداً همان فرد مسافر را در نظر بگیرید. آن فرد مقصد خویش را انتخاب نموده است. او پیش از حرکت به سمت مقصد باید مسیر درست را شناسایی کند(جهت صحیح را می ­توان به منزله ­ی راه مستقیم دانست و شناخت مسیر صحیح را به منزله­ ی هدایت. بنابراین هدایت به راه مستقیم به معنای شناسایی مسیر صحیح به سمت جهت درست است(... یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿۱۴۲﴾)).

سؤال: مسیر صحیح برای حرکت به سمت جهت درست چگونه شناخته می­ شود؟

مسیر زندگی با مسیر های زمینی تفاوتی اساسی دارد. مسیرهای زمینی صحیح را می­ توان از طریق تابلو های راهنما شناسایی نمود، اما شناسایی مسیر صحیح زندگی متفاوت است. در حقیقت برای شناسایی مسیر صحیح زندگی، الگو لازم است. به عبارت دیگر در این آیات، حضرت حق نه­ تنها الگوی حقیقی را توسط حضرت رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به عالمیان معرفی می ­نماید، بلکه تبعیت از او را نیز واجب می­ گرداند. در واقع تابعان راهنمای حقیقی می­ توانند امیدوار به هدایت الهی باشند(... وَلَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵۰﴾). لذا ذات اقدس اله در آیه­ ی 151 وظایف الگو را مشخص می­ نماید.

کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِّنکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُواْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۵۱﴾

همان طور که در میان شما فرستاده ‏اى از نوع خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما بخواند، و شما را تزکیه کند، و کتاب و حکمت بیاموزد، و آنچه نمی‏ دانستید به شما یاد دهد.

 

نکات مربوط به این آیه را ان شاءالله در پست آینده بیان خواهیم کرد

بسم الله الرحمن الرحیم

ت) ضد اخروی

ابزار به دست آوردن دنیا برای این افراد فاقد اهمیت است. این­ها اگر از عقوبت قانونی هراسی نداشته باشند از ابزاری مانند دزدی، کلاهبرداری و ... استفاده خواهند نمود. در حقیقت این­ها اعتقادی به زندگی پس از مرگ نداشته و معتقدند چند روز زندگی دنیا را باید غنیمت دانست. به عبارت دیگر این­ها بنده­ ی دنیا هستند.

ث) ضد دنیایی

چنین افرادی در دنیا حلال خداوند متعال را بر خود حرام می ­کنند تا به واسطه­ ی ریاضت نفس قدرت­های ماوراءالطبیعه پیدا کنند. افرادی مانند مرتاضان، درویش­ها، صوفی­ها و ... چنین جهتی دارند. این­ها هم دنیا را بر خود حرام کرده ­اند و هم از آخرت بهره ­ای ندارند.

ج) ضد الهی

کافران واقعی و دشمنان حقیقی اسلام همین­ها هستند. در حال حاضر صاحبان اصلی قدرت و ثروت در دنیا چنین انسان­هایی هستند. راجع به این افراد در جزءِ یک به صورت مبسوط صحبت شد.

با توجه به وجه ­های مختلف و جهت­ های موجود، انسان باید بهترین جهت را برای خود انتخاب نماید. لذا پروردگار عالمیان در ادامه ی آیه­ ی 148 می ­فرمایند:

... أَیْنَ مَا تَکُونُواْ یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۱۴۸﴾

«... هر کجا که باشید خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى ‏آورد در حقیقت ‏خدا بر همه چیز تواناست.»

بنابراین واضح است که بهترین جهت، جهت الهی است.

 

ان شاءالله ما نیز زندگ خود را به گونه ای تنظیم کنیم که در این جهت باشیم تا عاقبتمان به خیر شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

پروردگار عالمیان برای مسیر دو شاخص مطرح می­ نماید:

1- وجه

مسیر می ­تواند دارای وجوه متفاوتی باشد. وجوهی مانند وجه علمی، وجه اخلاقی، وجه اقتصادی، وجه عرفانی و ...

وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ... ﴿۱۴۸﴾

« و براى هر کسى قبله ‏اى است که وى روى خود را به آن [سوى] مى ‏گرداند پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید...»

2- جهت

با توجه به جهان هستی هر انسانی در زندگی خویش در شرایط و زمان­ های مختلف یکی از جهت­ های زیر را انتخاب می­ کند.

الف) جهت الهی

این افراد پروردگار عالمیان را از روی محبت عبادت می­ نمایند(عبادت آزادگان). این­ها مصداق آیه­ ی شریفه 207 سوره ­ی مبارکه­ ی بقره هستند.

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰۷﴾

«و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خداوند مى‏فروشد و خداوند نسبت به [این] بندگان مهربان است.»

پروردگار عالمیان نیز چنین بندگانی را بسیار دوست می­ دارد.

ب) جهت اخروی

این افراد برای آبادانی آخرت خویش تلاش می ­کنند. به عبارت دیگر چنین افرادی هنگام تعارض دنیا و آخرت، از دنیای خود برای آخرت خود می گذرند (عبادت تجار). چنین افرادی مصداق آیه­ ی 201 سوره­ ی مبارکه­ ی بقره می­ باشند.

پ) جهت دنیایی

همّ و غمّ این افراد به دست آوردن آسایش و رفاه دنیوی است. این­ها از اعتقادات خویش برای دنیایشان بهره می ­برند. به عنوان مثال صدقه می­ دهند تا ده برابر به دست آورند و یا زیارت می ­روند تا دنیایشان آباد شود. این­ ها پروردگار عالمیان را از ترس عقوبت اخروی عبادت می ­کنند (عبادت غلامان). در حقیقت این افراد در صورتی برای آبادی آخرتشان تلاش می­ کنند که به دنیایشان آسیبی نرسد. این­ ها مصداق آیه­ ی 200 سوره­ ی مبارکه­ ی بقره هستند.

ادامه دارد...

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا هیچ مردی رو شرمنده نکنه...

سخته

به خدا سخته

دستات بسته باشه و جلو بچه هات به مادرشون بزنن........

 

 

 

دعوتتون میکنم به صحبت و ابراز همدردی با مولامون صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف

یا فاطر بحق فاطمه عجل لولیک الفرج

التماس دعا

بسم الله الرحمن الرحیم

راه مستقیم، جهت صحیح، الگوی درست

به عنوان مثال فردی قصد مسافرت دارد. اولین قدم او در این راه انتخاب مقصد است. در دومین مرحله چگونگی رسیدن به مقصد را مشخص می­ کند و در مرحله­ ی بعدی برای رسیدن به مقصد اقدام می­ نماید.

پروردگار عالمیان در آیات شریفه 142 الی 152 سوره ­ی مبارکه بقره اولین دستوری که به مؤمنین می ­دهد انتخاب جهت صحیح است.

سؤال: چرا خداوند بلند مرتبه جهت را بیان نموده است نه هدف؟

پاسخ: حق انتها ندارد، لذا بیان هدف در این مورد بی­ معناست، اما این راه جهت دارد. بنابراین قبل از هر کاری باید جهت صحیح را مشخص نمود.

 

در این آیات ویژگی­ هایی مطرح می­ شود که به سادگی می­ توان متوجه شد که تغییر قبله، نماد دستوری کلی­ تر است.

1. عامل هدایت به راه مستقیم است(آیه­ ی 142).

2. عامل شناسایی مؤمنین از گمراهان است(آیه­ ی 143).

3. موجب خوشنودی حضرت رسول است(آیه­ ی 144).

4. حجت بر مردم است(آیه­ ی 150).

5. با تبعیت از آن، نعمت بر مردم تمام می­ گردد(آیه­ ی 150).

سؤال: جهت صحیح کدام است؟

پاسخ این سوال را انشاءالله در پست آینده خواهیم داد.

 

+ یکی از خوانندگان عزیز فرموده بودن چرا آیه شریفه 177 سوره مبارکه بقره رو همراه با ترجمه نگذاشتم که باید عرض کنم در مطالب ابتدایی وبلاگ در این پست ترجمه و نکات این آیه شریفه رو بیان کردیم. دوستانی که آن زمان با ما همراه نبودند اکنون می توانند مراجعه کنند و بخوانند.

 

++ ایام عید نورورز نزدیک هست، متاسفانه خرج های اضافی زیادی صورت میگیره که خیلیاش بجا نیست. توصیه می کنم حداقل این پست رو بخونید.

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه­ ی 177 سوره­ ی مبارکه­ ی بقره ابتدا اعمال نیک را بیان نموده، سپس در انتها می­ فرماید، تنها این­ ها متقین هستند.

به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که اطرافیانش او را خوشتیپ می­ نامند. طبیعتاً شخص برای به دست آوردن این صفت اعمالی را انجام می­ دهد، مثلاً لباس­ های تمیز، زیبا و مرتب می­ پوشد. بنابراین خوشتیپ بودن ویژگی آن شخص و لباس زیبا پوشیدن عمل آن شخص محسوب می­ شود.

آیات 3 و 4، ویژگی­ های متقین را بیان نموده و آیه­ ی 177، اعمال متقین.

بنابراین اکنون مشخص شده است که متقین چه کارهایی را انجام می دهند تا آن ویژگی ها را در خود به وجود آورند.

پیش از توجه به ویژگی­ ها و اعمال، سؤال اساسی که باید پرسیده شود این است که طبیعتاً اعمال متقین برای من نوعی که در آغاز راه قرار دارم ممکن است سخت و طاقت­ فرسا باشد. نقطه­ ی آغاز کجاست و چه کاری باید انجام داد تا بتوان موفق به انجام این اعمال و کسب این ویژگی­ ها شد؟

در آیات 143 الی 176 سوره­ ی مبارکه­ ی بقره، پروردگار عالمیان پنج شرط لازم را خطاب به تمامی مردم بیان می ­نماید. هر انسانی برای متقی شدن باید این پنج شرط را در خود داشته باشد. این پنج شرط نیز محدود به زمان و یا مکان خاصی نبوده و در همه­ ی حالات باید حفظ شوند.

بسم الله الرحمن الرحیم

از این پست به بعد یه سری توضیحات تکمیلی در مورد آیات شریفه 142 تا 177چرا باید نبممی ان شاءالله خواهیم داد. در ابتدا دو آیه شریفه از ابتدا این سوره را با هم می خوانیم.

متقین

با توجه به آیه ی دوم سوره مبارکه بقره قرآن خود را این گونه معرفی می نماید:

ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ﴿۲﴾

این است کتابى که در [حقانیت] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است.

قرآن کریم برای خود دو ویژگی مطرح می نماید:

1. قابلیت اطمینان مطلق: هیچ شکی در آن نیست.

2. هدایت برای متقین

در آیات 3 و 4 پنج ویژگی برای متقین ذکر شده است. سپس پروردگار عالمیان در آیه­ ی پنجم راجع به متقین چنین می­ فرماید:

أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵﴾

آنان را خداوند هدایت کرده، و آنهارستگارانند.

بنابراین این آیه برای متقین دو نتیجه ­ی قطعی قائل است.

1. آن­ها بر سبیل هدایت سوارند.

2. تنها آن­ها رستگارند.

بنابراین با توجه به این آیه روشن می­ شود که جزءِ متقین شدن چرا باید خواسته­ ی ما باشد(زیرا تنها آنان رستگارند).

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیح آیات شریفه 175 و 176:

این افراد در واقع همان منافقینی هستند که ویژگی ­هایشان در ابتدای سوره ذکر گردید. این­ها مایه­ ی اختلاف افکنی در قوانین الهی هستند، لذا سبب گمراهی افراد می­ شوند وگرنه خداوند متعال قوانین را به درستی و روشنی بیان نموده است.[آیات 175، 176]

خداوند متعال برای اولین بار در آیه 41 صریحاً به قوم بنی­ اسرائیل دستور می­ دهد که آیات الهی را به بهای ناچیز نفروشند. این دستور یکی از دستورات سه ­گانه قوم بنی ­اسرائیل است که خداوند متعال در ادامه، داستان تخلف آن­ها را از هر سه دستور بیان می ­نماید.

خداوند متعال در آیه 79 برای دومین بار همین داستان را مطرح می­ نماید. آیه 79 در میان آیات مربوطه به شرح حال کفران نعمت قوم بنی­ اسرائیل در زمان حاضر می پردازد. آیات 80 الی 123 نیز مربوط به کفران نعمت کتاب الهی و همچنین عدم ایمان آن­­ها به کتاب و ... مطرح می­ نماید، اما به طور مستقیم اشاره به فروختن حکم الهی نمی­ کند. در حقیقت می­ توان گفت که آیه 174 برای سومین بار است که به صورت مستقیم دستور می­ دهد حکم الهی را تغییر ندهید. یک بار در میان دستورات اولیه، دومین بار در میان آیات مربوط به کفران نعمت و سومین بار در میان آیات مربوط به احکام الهی. به عبارت دیگر تغییر سخن خداوند در هیچ سطح و جایگاهی جایز نبوده و عذابی شدید را در پی خواهد داشت.

نکته: تحریف کنندگان کلام الهی دچار سه عقوبت می شوند:

1. خداوند متعال با آنها سخن نمی­ گوید.

2. آنها را تزکیه نمی­ کند.

3. عذابی دردناک برای آنهاست.[آیه 174]

سخن نگفتن خداوند با آن­ها، همسنگ عذاب دردناک ذکر شده، از این عبارت می­ توان متوجه شد که محبوب حقیقی همه انسان­ ها، خداوند متعال است و دوری از این محبوب در روز قیامت برای کافرین بسیار دردناک خواهد بود.

 

ان شاءالله هیچ گاه به مرحله ای نرسیم که خداوند با ما دیگر سخن نگوید و از تزکیه اش محروممان نماید. و اگر به آن مرحله از گناه رسیدیم که از این نعمات محروم شدیم؛ خدوند به لطف و کرم خودش از گناهمان درگذرد و به راه راست همچون همیشه هدایتمان نمایید ان شاءالله!

بسم الله الرحمن الرحیم

أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَآ أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ ﴿۱۷۵﴾

آنان همان کسانى هستند که گمراهى را به (بهاى) هدایت و عذاب را به (ازاى) آمرزش خریدند پس به راستى چه اندازه باید بر آتش شکیبا باشند.

ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِی الْکِتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ ﴿۱۷۶﴾

اینها بخاطر آن است که خداوند کتاب (آسمانی) را به حق (و تؤام با نشانه‏ ها و دلائل روشن) نازل کرده، و آنها که در آن اختلاف می‏ کنند (و با کتمان و تحریف اختلاف به وجود آورند) در شکاف (و پراکندگی) عمیقی قرار دارند.

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلاَ یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۱۷۴﴾

کسانى که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده پنهان مى ‏دارند و بدان بهاى ناچیزى به دست مى‏ آورند، آنان جز آتش در شکم هاى خویش فرو نبرند و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذابى دردناک خواهند داشت.

با توجه به موقعیت آیه 174 و آیات قبلی می­توان نتیجه گرفت که منظور از پنهان نمودن قوانین الهی، تنها کتمان پیامبر مکرم اسلام و جانشینان او نیست، چنان­چه در آیات قبلی منظور این بود. در اینجا منظور هر قانونی از کتاب است. به عنوان مثال فرد برای ثروتمند شدن، حکم حلال بودن چیزی حرام را بدهد.

این آیه به روش کسب روزی نیز اشاره می­کند و به نوعی می­فرماید، علاوه بر آن­که نوع چیزی که می­خورید باید پاک و طیب باشد، روش به دست آوردن آن نیز باید صحیح باشد. لذا کسانی که از راه تغییر قوانین الهی و فروش آن­ها کسب ثروت  کنند، در واقع چیزی جز آتش را وارد شکم­های خود ن­می کنند. آنها واقعاً از رحمت خداوند متعال دورافتاده­اند.

نکته: چنان­چه در آیات 129 و 151 ذکر شد، یکی از وظایف انبیا و خلفای خداوند در زمین، تزکیه انسان­هاست. اما مطابق آیه 174، تحریف­ کنندگان قانون خداوند تزکیه نخواهند شد. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت که افراد با یادگیری احکام الهی از پیامبران (که به عنوان یکی دیگر از وظایف آنها در همان آیات ذکر گردیده) و عمل به آنها، تزکیه می­شوند. طبیعتاً افرادی که احکام را تغییر می­دهند، تزکیه نخواهند شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۱۷۳﴾

خداوند تنها (گوشت) مردار و خون و گوشت خوک، و آنچه نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن گفته شود، حرام کرده است (ولی) آن کس که مجبور شود (در موقع ضرورت برای حفظ جان خود از آن بخورد در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد گناهی بر او نیست، خداوند بخشنده و مهربان است.

حال در آیه 173 آنچه که خوردن آن حرام است به طور مشخص بیان می­شود.

1. مردار

2. خون

3. گوشت خوک

4. آنچه با نام غیر خداوند سر بریده شود

نکته: گوشت خوک هم­سطح مردار و خون قرار داده شده است. این موضوع به نوعی میزان حرمت این گوشت را می­رساند. شاید یکی از دلایل عدم فهم مردمان کشورهای غیراسلامی، شیوع خوردن گوشت خوک در میان آن­ها باشد.

نکته: آنچهبا نام غیر خداوند سر بریده می­شود، مانند گوشت خوک حرام است. به عبارت دیگر محبت به خداوند قطعاً تأثیرات شگرفی دارد.

نکته: کسی که مجبور به خوردن این موارد بشود، در حالی که این اجبار او از سر ستمگری و سرکشی او نباشد، اشتباهی مرتکب نشده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُلُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُواْ لِلّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿۱۷۲﴾

ای افراد با ایمان از نعمتهای پاکیزه ‏ای که به شما روزی داده ‏ایم بخورید و شکر خدا را بجا آورید اگر او را پرستش می ‏کنید.

خداوند متعال این بار مؤمنین را خطاب قرار داده و مجدداً جداگانه به آنها دستور به پاکیزه خواری می ­دهد. آنچه که خداوند متعال روزی مؤمنین می ­نماید، حلال است، لذا آیه تنها پاکیزه بودن را ذکر کرده است. پاکیزگی به این دلیل جداگانه آورده شده که خداوند متعال به مؤمنین از میان نعمات پاک فراوان، آزادی انتخاب داده است. پس آن­ها باید شکرگذار خداوند متعال بوده و حرص و طمع نورزیده و سعی نکنند از راه غیر صحیح روزی خود را زیاد نمایند.

نکته: خداوند متعال در انتهای آیه 172 می­فرماید، اگر تنها او را می ­پرستید، نفرموده اگر تنها او را اطاعت می­کنید. به عبارت دیگر همان­گونه که در آیه 21 نیز گفته شد، عبادت اطاعت عاشقانه است. بنابراین اگر تنها خداوند را دوست دارید و از او اطاعت می ­کنید، از روزی ­های پاکیزه بخورید.

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلاَ یَهْتَدُونَ ﴿۱۷۰﴾

و چون به ایشان گفته شود از آنچه خداوند نازل کرده است پیروى کنید، گویند خیر، ما از آنچه نیاکانمان را بر آن یافته ‏ایم پیروى مى ‏کنیم آیا اگر نیاکانشان چیزى نیندیشیده و راهى نیافته باشند [باز هم از آنان پیروى مى‏کنند؟]

وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُواْ کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِمَا لاَ یَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ ﴿۱۷۱﴾

مثال (تو) در دعوت کافران مثال کسی است که (گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر) صدا می‏ زند، ولی آنها چیزی جز سر و صدا نمی ‏شنوند (و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی‏ کنند) این کافران (در حقیقت) کر و لال و نابینا هستند و لذا چیزی نمی‏ فهمند!

در آیه 170 هنگامی که به این افراد گفته می ­شود از آنچه خداوند نازل نموده است، پیروی کنید، می ­گویند ما از دین هزاران ساله آباء و اجدادمان پیروی می­ کنیم. این­ ها همان­ هایی هستند که خوردنی ­هایشان حلال و پاکیزه نبوده و از دستورات شیطان پیروی کرده ­اند. لذا بدون ذره­ ای فکر و اندیشه از تبعیت سر باز می ­زنند.

نکته: می­ توان گفت این آیات (168 تا 176) به نوعی علت دستور محبت به خداوند متعال [آیات 163 تا 167] را روشن می ­نماید. این افراد قطعاً با دیدن عذاب مطابق آیه 167، از آباء و اجدادشان در صورت گمراه بودن بیزاری خواهند جست، اما دیگر دیر شده است.

خداوند بلند­مرتبه به این روشنی نقشه ­ها و مکر شیطان را مطرح می­ نماید و او را معرفی می­ کند، اما آن­گاه که می­ گوید: از این دستورات پیروی کنید، آنها در پاسخ می ­گویند از دین آباء­ و­ اجدادمان پیروی می ­کنیم. واضح است که این افراد ذره­ ای فکر نمی کنند و چنان­چه پیشتر نیز در آیه 18 مطرح شده بود، نه حرف حقی را می ­شنوند، نه چیز حقی را می ­بینند و نه قلب آن­ها توانایی تشخیص حق و باطل را دارد.[آیه 171]

نکته: می ­توان گفت یکی از ویژگی­ های کافرین (مغضوبین) بیزاری از خداوند یا جانشینان او در زمین است.

نکته: این عدم فهم احتمالاً ناشی از حرام ­خواری و خوردن چیزهای ناپاک به وجود آمده است. لذا می ­توان نتیجه گرفت که روزی حرام، خواسته یا ناخواسته، عدم فهم، کفر و غضب الهی را به همراه دارد.

 

ان شاءالله ما از جمله شنوندگان و عمل کندگان به فرمایشات و دستورات خداوند باشیم.