رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره یس آیه 69
وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنْبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِینٌ

و به پیامبر، شعر نیاموختیم و [شعرگویی] شایسته او نیست. کتاب [او] جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر [حقایق] نیست،

طبقه بندی موضوعی

حکمت 97 نهج البلاغه: ارزش یقین
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ سَمِعَ (علیه السلام)رَجُلًا مِنَ الْحَرُورِیةِ یتَهَجَّدُ وَ یقْرَأُ فَقَالَ :نَوْمٌ عَلَى یقِینٍ خَیرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِی شَک.
امام (علیه السلام) صداى یکى از خوارج را شنید که مشغول به عبادت شبانه است و قرآن تلاوت مى کند، فرمود: خواب توأم با یقین و ایمان، بهتر از نمازى است که همراه با شک باشد!


شرح حکمت:
«حَرُوریّه» گروهى از خوارج بودند که براى نخستین بار با امیر مؤمنان على(علیه السلام) اعلان مخالفت نمودند. آنها اهل عبادت شبانه و تلاوت قرآن بودند ولى مسیرى را که در عقیده اسلامى خود انتخاب کرده بودند آمیخته با شک بود. به همین دلیل امام مى فرماید خواب همراه با یقین بهتر از نماز همراه با شک است چون ایمان و یقین محکم انسان را به خدا نزدیک مى سازد و هیچ گونه انحرافى براى انسان پیش نمى آید.
شبی امیر مؤمنان و کمیل بن زیاد، در راه بازگشت از مسجد به خانه اى رسیدند که صداى تلاوت قرآن با صدایی گریه آور از آن شنیده مى شد.
امام(علیه السلام) نگاهى به کمیل کرد، فرمود: اى کمیل سر و صداى آن مرد تو را در شگفتى فرو نبرد زیرا این مرد اهل دوزخ است و در آینده به تو خبر خواهم داد. کمیل نخست از مکاشفه امیر مؤمنان(علیه السلام) نسبت به باطن او و سپس گواهى اش به دوزخى بودن این قارى قرآن با این که در حالت روحانى خوبى فرو رفته بود حیران ماند. مدتى گذشت تا زمانى که خوارج ضد على(علیه السلام) شوریدند و حضرت ناچار به جنگ با آنان شد. امام(علیه السلام) شمشیرى در دست داشت که با آن سرهایى از خوارج را بر زمین مى افکند. در این حال نوک شمشیر را بر یکى از آن سرها گذاشت و به کمیل که در کنارش ایستاده بود رو کرد و فرمود: اى کمیل این همان شخص است که آن شب با صوتی حزین قرآن میخواند.

وضع روحى و فکرى آنها را مى توان در چند جمله خلاصه کرد: افرادى سطحى نگر، کوتاه فکر، متعصب و بسیار جاهل بودند و چون به ظاهر عبادات و حفظ قرآن اهمیت مى دادند (به تعبیرى که از پیغمبر اکرم درباره آنها نقل شده: « قرآن را مى خواندند ولى از شانه هایشان بالاتر نمى رفت (نه به مغز و عقل آنها مى رسید و نه به آسمانها صعود مى کرد)».) خود را از مقربان درگاه خدا مى پنداشتند و جز خویش را کافر یا مردود درگاه الهى فرض مى کردند.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat