رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره واقعه آیه 81
أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ

آیا این سخن را (این قرآن را با اوصافی که گفته شد) سست و کوچک می‏شمرید؟

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۲۰۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج البلاغه» ثبت شده است

حکمت 189 نهج البلاغه: نجات در شکیبایی، هلاک در بیتابی
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ ینْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَکهُ الْجَزَعُ.
و درود خدا بر او، فرمود: هر کس شکیبایى او را نجات ندهد، بیتابى او را هلاک مى سازد.

شرح حکمت:
هلاکت و نجات در این جمله شامل هم دنیا و هم آخرت می گردد.
به یقین در طول زندگى هرکس، حوادث دردناک و غم انگیزی رخ می دهد. عکس العملى که انسان مى تواند در چنین شرایطی از خود نشان دهد شامل:
1. صبر و تحمل و شکرگزارى به درگاه خدا و دقت در یافتن راه نجات از آن مشکل یا مصیبت؛
2. جزع و بى تابى؛ که هم اعصاب انسان را در هم مى کوبد و او را گرفتار بیمارى هاى مختلف کرده و گاه به مرگ مى کشاند و هم سبب ناشکرى به درگاه خداوند مى شود.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمودند: «کسی که از شیعیان ما مبتلا به مصیبتى شود و شکیبایى کند پاداش هزار شهید را دارد.» حضرت باز در حدیثی دیگر مى فرمایند: «هیچ فرد باایمانى نیست مگر این که به بلایى مبتلا مى شود و آنچه را انتظار آن مى کشد (اى بسا) از آن هم شدیدتر است. هرگاه بر بلایى که در آن است شکیبایى کند، خدا او را از بلایى که انتظارش مى کشد برکنار مى دارد و اگر بى تابى نماید بلاها یکى پس از دیگرى بر سر او مى آید تا صبر و شکیبایى پیشه کند.»
در حدیثى از امام هادى(علیه السلام) مى خوانیم: «مصیبت براى انسان صابر یکى است و براى انسان ناشکیبا دوتاست.»
در روایتى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) اشاره شده است که بسیارى از مشکلات پایانى دارد و به تعبیر ما از این ستون تا آن ستون فرج است. نباید انسان خیال کند که همیشه مشکل به یک حال باقى مى ماند «مشکلات غم انگیز پایانى دارد.»

حسـ ـن

حکمت 188 نهج البلاغه: نتیجه مقابله با حق
(اخلاقى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ.
و درود خدا بر او، فرمود: آن کس که در برابر حق قد علم کند (و به مبارزه برخیزد) هلاک خواهد شد.

شرح حکمت:

حق به معناى واقعیت هاى ثابت است و واقعیت ها آثارى دارد و هر چه با آثارش به مخالفت برخیزند از میان نمى رود، از این رو سرانجام بر انسان غلبه مى کند و او را در هم مى شکند. امام در حکمت 408 نیز مى فرمایند: «آن کس که با حق بجنگد حق او را بر زمین خواهد کوبید.»
قرآن مجید نیز درباره حق و باطل چنین مى فرماید: «بلکه ما حق را بر باطل مى کوبیم و آن را هلاک مى سازد و این گونه باطل محو و نابود مى شود. (18 انبیاء)»
منظور از «حق» در این حکمت خداشناسى و آیین اسلام و فروع دین و حقوق الله و حقوق الناس به طور عام است، زیرا حق در اصل به معناى مطابقت و هماهنگى با واقع و نقطه مقابل آن «باطل» است. به همین دلیل به ذات پاک خداوند، به طور مطلق «حق» اطلاق مى شود چون واقعیتى است انکارناپذیر.
در کتاب «وجوه القرآن» براى کلمه حق موارد استعمال دوازده گانه اى در قرآن مجید ذکر شده است: حق به معناى ذات پاک خداوند و به معناى قرآن، اسلام، توحید، عدل، صدق، طرز صحیح، علانیه، شایستگى، واجب شدن، وام و بهره و براى هر کدام از اینها آیه اى از آیات قرآن مجید را شاهد آورده است.

حسـ ـن

حکمت 187 نهج البلاغه: نزدیک بودن رحلت از دنیا
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الرَّحِیلُ وَشِیکٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: کوچ کردن (از دنیا به آخرت) نزدیک است.

شرح حکمت:
قرآن مجید می فرماید: «(اى پیامبر!) زندگى دنیا را براى آنان به آبى تشبیه کن که از آسمان فرو مى فرستیم; و به وسیله آن، گیاهان زمین (سرسبز مى شود و) در هم فرو مى رود; امّا بعد از مدتى مى خشکد; به گونه اى که بادها آن را به هر سو پراکنده مى کند; و خداوند بر همه چیز تواناست! (45 کهف)» در آیه دیگرى از قرآن مجید مى خوانیم که روز قیامت از گنهکاران سؤال مى شود: «از جهت شمار سال ها چه مدت در زمین درنگ داشتید؟ می گویند: روزی یا بخشی از روزی، ولی [ای پرسنده!] از شمارندگان [پیشگاه خود] بپرس. [خدا] می فرماید: اگر معرفت و شناخت می داشتید [می دانستید که] جز اندکی درنگ نکرده اید، آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم، و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟ (112 - 115 مومنون)»
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرمایند: « دنیا ساعتى بیش نیست این ساعت را در مسیر اطاعت خدا قرار دهید.»
امام سجاد (علیه السلام) مى فرمایند: «تمام آنچه در شرق و غرب جهان، دریاها و صحراها، دشت ها و کوه ها آفتاب بر آن مى تابد در نزد اولیاء الله و عارفان به حق خدا همچون بازگشت سایه هاست.» همان گونه که سایه هایى که به سوى غروب مى رود به سرعت برچیده مى شوند، عمر دنیا نیز چنین است.
نوح پیغمبر (علیه السلام) می فرماید: «دنیا را همچون خانه اى یافتم که از یک در وارد شدم و از در دیگر خارج!»

حسـ ـن

حکمت 186 نهج البلاغه: آینده سخت ستمکاران
(اخلاقى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لِلظَّالِمِ الْبَادِی غَداً بِکَفِّهِ عَضَّةٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: آنکه نخست دست به ستم گشاید، (در قیامت) انگشت ندامت به دندان خواهد گزید.

شرح حکمت:
حکمت اشاره به این آیه قرآن دارد که مى فرماید: «و (همان) روزى که ستمکار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان مى گزد و مى گوید: اى کاش با رسول (خدا) راهى بر گزیده بودم. (27 فرقان)»
امام موسى بن جعفر(علیه السلام) در مورد دو نفر که به هم دشنام مى دادند فرمودند: «در آن کس که ابتدا کرده ظالم تر است و گناه او و گناه نفر دیگر بر اوست مادامى که مظلوم از حد تعدى نکند.»
درباره ندامت ظالم و عاقبت کار او، رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «ستمگرى پشیمانى است».
در حکمت 341 و 241 امام علی(علیه السلام) جملاتی با چنین مضمونی بیان می فرمایند که روزى که خداوند از ظالم انتقام مى گیرد بسیار شدیدتر است از روزى است که ظالم به مظلوم ستم مى کند.
در مورد تجسم اعمال در روز قیامت از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که فرمودند: «از ظلم بپرهیزید که در روز قیامت ظلمت و تاریکى است».
از جمله گناهانى که کیفر و عقوبت آن در این دنیا دامان انسان را مى گیرد ظلم است، همان گونه که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «هیچ کس به دیگرى ستم نمى کند مگر این که خداوند انتقام او را در جان یا مال او خواهد گرفت».
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند: « چیزى که ثواب آن بسیار زود به انسان مى رسد نیکوکارى است و چیزى که مجازات آن زود دامن انسان را مى گیرد ظلم و ستم است»

حسـ ـن

حکمت 185 نهج البلاغه: دروغ و گمراهی در امام راه ندارد
(اخلاقی)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِّبْتُ وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی.
و درود خدا بر او، فرمود: نه دروغ گفته ام و نه دروغ شنیده ام، نه گمراه شده ام و نه کسی به وسیله من گمراه شده است .



شرح حکمت:
اشاره به این موضع دارد که که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) اخبار غیبى فراوانى مربوط به حوادث آینده بود را به امام على(علیه السلام) داده بودند و امام(علیه السلام) نیز آنها را در حوادث مختلف بازگو مى کرد و هر گاه کسى در آن تردید مى نمود مى فرمودند: «نه من دروغ مى گویم و نه آن کسى که به من خبر داده دروغ گفته است.»
در تاریخ آمده است که فردی به نام مخدج به تقسیم غنایم جنگی توسط رسول الله معترض و مدعی شد که پیامبر عدالت را رعایت نمی کند. به دنبال این رخداد آیه 58 سوره توبه نازل شد: «و در میان آنها کسانى هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده مى گیرند اگر سهمى از آن (غنایم) به آنها داده شود راضى مى شوند و اگر چیزى به آنها داده نشود خشمگین مى شوند (هر چند حقى نداشته باشند)» در این ماجرا پیامبر به یکی از اصحاب خود که قصد جان مخدج را کرده بود، فرمودند: «او را رها کن او در آینده پیروانى پیدا خواهد کرد که از دین خدا خارج مى شوند، همان گونه که تیر از کمان رها مى شود. آنها گروهى خواهند بود که (به ظاهر) نماز و روزه خود را در برابر نماز و روزه آنان ناچیز خواهید شمرد. قرآن (بسیار) مى خوانند ولى از شانه و گلوگاهشان فراتر نمى رود.»
امیرمؤمنان به پیروان خود پیش از جنگ نهروان خبر داده بود که آن مرد در میان خوارج است و کشته خواهد شد; ولى بعد از جنگ جسد او را پیدا نکردند. امام(علیه السلام) فرمود: «نه من دروغ گفته ام و نه آن کسى که به من خبر داده به من دروغ گفته است» ناگهان مردى آمد عرض کرد: اى امیرمؤمنان جنازه او را یافتیم. امام(علیه السلام) به سجده افتاد و خدا را شکر گفت.

حسـ ـن

حکمت 184 نهج البلاغه: حق مداری امام علیه السّلام
(اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا شَککتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: از آن زمان که حق به من نشان داده شده، هرگز در آن شک و تردید نکردم.

شرح حکمت:
از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردند چه چیزى ایمان را در انسان ثابت نگه مى دارد، فرمودند: «آن چیزى که ایمان را در انسان ثابت مى دارد پرهیزگارى و آن چیزى که ایمان را از او خارج مى کند طمع است.»
لذا برای اینکه بتوانیم در عقاید خود راسخ باشیم، علاوه بر دریافت آنها از منبع مطمئن، باید خودسازی نموده تا کاخ ایمان ما با طوفان وسوسه های شیطانی ویران نشود.
امام علی(علیه السلام) در تمام خطبه های خود با قاطعیت تمام در مورد مسائل مختلف از اعتقادات گرفته تا اخلاق و اعمال و احکام سخن مى گوید و این قاطعیت نشانه اعتقاد تزلزل ناپذیر امام در تمام این مسائل است. در خطبه 189 نهج البلاغه مى فرمایند: «بعضى از ایمان ها ثابت و مستقر در دل هاست و بعضى دیگر ناپایدار و عاریتى است که در میان قلب و سینه تا سرآمدى معلوم قرار دارد». این سخن اشاره به آیه قرآن است که مى فرماید: «و کسى است که شما را از یک انسان آفرید (و شما از نظر ایمان یا آفرینش دو گروه مختلف هستید:) پایدار و ناپایدار(۸۹انعام)». یکى از تفسیرهاى این آیه شریفه همان است که در کلام امام صادق(علیه السلام) آمده که مى فرماید: «مستقر به معناى ایمان ثابت است و مستودع ایمان عاریتى است.»

حسـ ـن

حکمت 183 نهج البلاغه: حق بیش از یکی نیست
(اخلاقى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلَّا کَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلَالَةً.
و درود خدا بر او، فرمود: هیچ گاه دو دعوت متضاد وجود ندارد مگر اینکه یکی از آن دو ضلالت و گمراهی است.

شرح حکمت:
سایر امامان اهل بیت(علیهم السلام) نیز همین معنا را در سخنان نورانى شان دنبال کرده و با صراحت فرموده اند: همیشه حق یکى است و آنچه در نقطه مقابل آن باشد باطل است و همه با هم باید بکوشند و حق را پیدا کنند. قرآن مجید بعد از بیان احکامی ده گانه در سوره انعام مى فرماید: «این راه مستقیم من است از آن پیروى کنید و از راه هاى پراکنده (و انحرافى) پیروى نکنید که شما را از راه او دور مى سازد; این چیزى است که خداوند شما را به آن سفارش مى کند، تا پرهیزگارى پیشه کنید (153 انعام)». در این آیه راه خدا یکى معرفى شده و راه هاى منحرف و بیگانه از خدا متعدد و پراکنده، زیرا صراط مستقیم به صورت مفرد و طرق انحرافى به شکل جمع آورده شده است.

حسـ ـن

حکمت 182 نهجالبلاغه: شناخت جایگاه سخن و سکوت
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.
و درود خدا بر او، فرمود: در خاموش بودن از اظهار حکمت و دانش، خیرى نیست به همانگونه که در گفتن سخنان جاهلانه و بى ارزش خیرى یافته نمى شود.

شرح حکمت:
از امام سجاد على بن الحسین(علیه السلام) سؤال شد که سخن گفتن افضل است یا سکوت؟ فرمود: «هر کدام از این دو آفاتى دارد هرگاه از آفات سالم باشند سخن گفتن از سکوت افضل است» عرض کردند: اى پسر رسول خدا چگونه است (که سخن گفتن افضل باشد)؟ امام(علیه السلام) فرمود: «خداوند پیامبران و اوصیاى آنها را به سکوت مبعوث نکرد، بلکه مبعوث کرد تا با مردم سخن بگویند (و پیام خدا را به آنها برسانند)». حضرت در پایان این حدیث به نکته جالبى اشاره کرده فرمود: « حتى هنگامى که مى خواهى فضیلت سکوت را بیان کنى با کلام بیان مى کنى و هرگز فضیلت کلام را با سکوت بیان نخواهى کرد»
در حدیث دیگرى از امام صادق از پدرانش از امیرمؤمنان على(علیهم السلام) چنین آمده است: «تمام نیکى ها در سه خصلت جمع شده است: نگاه کردن و سکوت و سخن گفتن. هر نگاهى که در آن عبرت نباشد سهو و بیهوده است و هر سکوتى که در آن فکر نباشد غفلت و بى خبرى است و هر کلامى که در آن یاد خدا نباشد لغو است». و در پایان اضافه فرمود: « خوشا به حال کسانى که نگاهشان عبرت، سکوتشان فکر و کلامشان ذکر باشد»
قرآن مجید نیز کرارا به مسئله تکلم به حق اشاره کرده و اهل کتاب را بر کتمان حق و سکوت سرزنش مى کند; از جمله مى فرماید: «(به خاطر بیاورید) هنگامى را که خدا، از کسانى که کتاب آسمانى به آنها داده شده، پیمانى گرفت که حتماً آن را براى مردم آشکار سازید و کتمان نکنید! (187 آل عمران)»



حسـ ـن

حکمت 181 نهج البلاغه: ارزش دوراندیشى و پرهیز از کوتاهى
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): ثَمَرَةُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ.
و درود خدا بر او، فرمود: حاصل کوتاهى، پشیمانى؛ و حاصل دوراندیشى، سلامت است.

شرح حکمت:
«تفریط» در این کلام به معناى ترک دوراندیشى و تدبیر در امور و انحراف از حق است. بسیار مى شود که انسان به امورى به دیده حقارت مى نگرد و سرانجام ضربه سنگینى از ناحیه آن مى خورد. در تاریخ دیده ایم که گاه دشمنانى که به نظر کوچک مى آمدند حکومتى را زایل کردند. منظور از سلامت در عبارت بالا تنها سلامت دین نیست، بلکه سلامت دنیا، جسم، خانواده، کسب و کار و سلامت جامعه را نیز شامل می شود.
در این باره قرآن مجید می فرماید: «و از بهترین دستورهایى که از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پیروى کنید پیش از آن که عذاب الهى ناگهان به سراغ شما درآید در حالى که از آن آگاه نیستند. (این دستورها براى آن است که) مبادا کسى روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهى هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم واز مسخره کنندگان (آیات او) بودم. (55 و 56 زمر)»
امام هادى(علیه السلام) مى فرمایند: «افسوس هاى ناشى از تفریط را به یاد آور تا به دوراندیشى اهمیت دهى.»
امام على بن ابى طالب(علیه السلام) می فرمایند: «تدبیر پیش از عمل تو را از پشیمانى (بعد از عمل) ایمن مى سازد.» در حدیث دیگرى حضرت می فرمایند: «کسى که دوراندیش باشد و پایان کار را ببیند از گرفتارى ها و مصائب سالم خواهد ماند». نیز می فرمایند: «حزم همان عاقبت نگرى و مشورت با صاحبان فکر و اندیشه است».

حسـ ـن

حکمت 180 نهج البلاغه: طمع ورزی و بندگی
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: طمع ورزى، بردگى همیشگى است.

شرح حکمت:
طمع علاقه شدید به امور مادی است که در دست دیگران می باشد و انسان طماع، فردی ضعیف و فاقد اعتماد به نفس است که به خدا و رزاقیت او امید نداشته، لذا از طریق وابستگی به دیگران و دراز کردن دست نیاز به سوی آنها، به مقصود خود می رسد. در مقابل این صفت رذیله صفت قناعت آمده است که به قطع امید از آنچه در دست دیگران است، اشاره دارد.
همچنین شخص طماع چون اسیر خواسته های خویش است، به درستی نمی تواند بیاندیشد و برای رسیدن به اهداف خود ممکن است کارهای خلاف را توجیه کند، به همین دلیل امام(علیه السلام) شخص طماع را برده ای میداند در برابر کسی که از او طمع دارد. در زیر به برخی روایات اشاره شده است:
۱- امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «چه بد انسانى است آن کس که طمعى دارد که وى را به هر سو مى کشاند و چه بد انسانى است کسى که علاقه به چیزى دارد که سبب ذلت او مى شود».
۲- امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید: «تمام خوبى ها را در قطع امید از آنچه در دست مردم است دیدم».
۳- امام صادق(علیه السلام) در جواب این سؤال که چه چیز ایمان را در قلب راسخ و ثابت مى دارد می فرمایند: «الْوَرَعُ» (تقوا و پرهیزگارى) و در پاسخ این پرسش که چه چیز ایمان را از قلب انسان خارج مى کند فرمودند: «الطَّمَعُ»..
۴- رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «طمع علم و دانش را از دل هاى دانشمندان دور مى سازد».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 178 نهج البلاغه: روش نابود کردن بدى ها
(اخلاقى، سیاسى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ.
و درود خدا بر او، فرمود: بدى را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود، ریشه کن نما.

شرح حکمت:
این کلام امام (علیه السلام) دو دلیل دارد:
1. هر گاه انسان نیات بدی درباره دیگران داشته باشد در افعال و چهره او نمایان می شود، لذا دیگران نیز در برابر او موضعی مشابه می گیرند‌ و بر عکس این مطلب نیز صادق می باشد که اگر شخص اعمالی پاک و بدون بدخواهی داشته باشد، دیگران نیز چنین دیدی نسبت به او خواهند داشت.
2. اشاره به ضرب المثل«دل به دل راه دارد» دارد که اگر قلب کسی مملو از بدخواهی به دیگران باشد، این پیام قلبش به دیگران منتقل و آنها نیز مقابله به مثل می کنند.
این معنى علاوه در رابطه بین انسان ها، در رابطه انسان با خدا نیز مشاهده می شود. امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: «هر کس مى خواهد بداند چه مقام و منزلتى نزد خدا دارد به منزلت خداوند نزد خود بنگرد، زیرا خدا منزلت بنده را همان گونه قرار مى دهد که بنده منزلت خدا را در دل و جان خود قرار داده است.»
یکى از یاران امام رضا (علیه السلام) به حضرت عرضه داشت: فدایت شوم مى خواهم بدانم من نزد تو چگونه ام؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمودند: «نگاه کن ببین من در نزد تو چگونه ام.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 178 نهج البلاغه: روش نابود کردن بدى ها
(اخلاقى، سیاسى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ.
و درود خدا بر او، فرمود: بدى را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود، ریشه کن نما.

شرح حکمت:
این کلام امام (علیه السلام) دو دلیل دارد:
1. هر گاه انسان نیات بدی درباره دیگران داشته باشد در افعال و چهره او نمایان می شود، لذا دیگران نیز در برابر او موضعی مشابه می گیرند‌ و بر عکس این مطلب نیز صادق می باشد که اگر شخص اعمالی پاک و بدون بدخواهی داشته باشد، دیگران نیز چنین دیدی نسبت به او خواهند داشت.
2. اشاره به ضرب المثل«دل به دل راه دارد» دارد که اگر قلب کسی مملو از بدخواهی به دیگران باشد، این پیام قلبش به دیگران منتقل و آنها نیز مقابله به مثل می کنند.
این معنى علاوه در رابطه بین انسان ها، در رابطه انسان با خدا نیز مشاهده می شود. امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: «هر کس مى خواهد بداند چه مقام و منزلتى نزد خدا دارد به منزلت خداوند نزد خود بنگرد، زیرا خدا منزلت بنده را همان گونه قرار مى دهد که بنده منزلت خدا را در دل و جان خود قرار داده است.»
یکى از یاران امام رضا (علیه السلام) به حضرت عرضه داشت: فدایت شوم مى خواهم بدانم من نزد تو چگونه ام؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمودند: «نگاه کن ببین من در نزد تو چگونه ام.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 177 نهج البلاغه: روش برخورد با بدکاران
(اخلاق اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): ازْجُرِ الْمُسِی ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ.
و درود خدا بر او، فرمود: با پاداش دادن به نیکوکاران، بدکاران را از کار زشت، بازدار.

شرح حکمت:
براى بازداشتن بدکاران از کار بد راه هاى مختلفى است:
1. مجازات بدکار؛ که در قرآن و کتاب حدود و تعزیرات اسلامى، احکام گسترده آن آمده است و در تمام دنیا این گونه مجازات ها معمول است.
2. نیکی به بدکاران به منظور بازداشت آنها از کار؛ قرآن مجید مى فرماید: «بدی را با نیکى دفع کن ناگهان (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است گویى دوستى گرم و صمیمى است.(34 فصلت)»
3. تشویق نیکوکاران: هنگامى که بدکاران این صحنه را ببینند، گروهى دست از کار بد مى کشند به امید این که پاداش نیکوکاران نصیب آنها گردد. قرآن مجید در آیات فراوانى پاداش هاى عظیمى براى مؤمنان صالح در روز قیامت و حتى پاداش هاى مادى دنیوى مانند غنائم جنگی برای جنگجویان بیان مى کند.
البته هر یک از این سه روش مربوط به گروه خاصى است و همه اینها در همه موارد جواب نمى دهند. مدیران جامعه باید کاملاً بیدار باشند و افراد را به خوبى بشناسند و بدانند هر فردى یا هر گروهى را با کدام یک از این طرق باید از کار بد بازداشت.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 176 نهج البلاغه: سعه صدر، لازمۀ ریاست
(اخلاقى، مدیریتی)

وَ قَالَ (علیه السلام): آلَةُ الرِّیَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ.
و درود خدا بر او، فرمود: وسیله ریاست، سعه صدر (و تحمل بسیار) است.

شرح حکمت:
این حکمت اشاره به این موضوع دارد که کسى که به مقام ریاست مى رسد خواه ریاست معنوى باشد یا مادى اولا با مخالفت هایى از سوى رقیبان روبرو مى شود و از سویى دیگر انتظارات بسیاری از سوى مردم در برابر او آشکار مى گردد. همچنین براى انجام امور خود نیاز به همراهان و مشاورانى دارد که گاه از آنها خطاها و خیانت هایى سر مى زند و گاه مشکلاتى غیر منتظرانه براى حوزه ریاست او به وجود مى آید. در برابر این امور اگر داراى سعه صدر و بردبارى توأم با تدبیر همراه با شجاعت نباشد ادامه کار براى او بسیار مشکل خواهد شد.
نمونه این سعه صدر را می توان در زندگی پیامبر (صلى الله علیه وآله و سلم) در داستان فتح مکه مشاهده ‌نمود که بعد از پیروزی بر بت پرستان مکه که انواع جنایتها را بر پیغمبر و‌ خاندان ایشان روا داشته بودند، فرمان عفو عمومی صادر را نمودند و فرمودند: امروز روز رحمت است نه انتقام. همچنین در زندگى امیرمؤمنان على(علیه السلام) و ائمه معصومین نیز این صحنه هاى فراوان دیده مى شود; محبتى که على(علیه السلام) درباره قاتل خود در واپسین ساعات عمرش ابراز کرد همه جا معروف است.
باید به این نکته توجه داشت که مسئله سعه صدر با مسامحه و سهل انگارى متفاوت است؛ سعه صدر یعنی براى انجام مدیریت صحیح گاه انسان لازم است موضوعاتى را ندیده بگیرد و به خطاکار فرصت دهد تا خویشتن را اصلاح کند. ولى مسامحه و سهل انگارى این است که انسان مدیریت صحیح را رها کند و در برابر حوادث و اشخاص خطاکار بى تدبیرى نشان دهد، بنابراین سعه صدر به مدیریت صحیح و مسامحه به ترک مدیریت صحیح باز مى گردند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 175 نهج البلاغه: راه درمان ترس
(اخلاقى، علمى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: هنگامى که از چیزى مى ترسى، خود را در آن بیفکن، زیرا گاهى ترسیدن از چیزى، از خود آن سخت تر است.

شرح حکمت:
بارها این مطلب تجربه شده است که انسان هنگامى که از چیزى مى ترسد پیوسته در اضطراب و پریشانى و ناراحتى است; اما هنگامى که انسان خود را در آن مى افکند مى بیند بسیار راحت تر از آن بود که فکر مى کرد. دلیل این مشکل روانى روشن است، زیرا اولاً تا انسان وارد چیزى نشده پیوسته در پریشانى و وحشت به سر مى برد; اما هنگامى که خود را در آن افکند ممکن است در چند دقیقه پایان یابد. ثانیاً تا انسان به سراغ مطلبى که از آن مى ترسد نرود احتمالات گوناگون مى دهد که بسیارى از آن احتمالات بیش از واقعیتى است که در آن امر مخوف وجود دارد. به همین دلیل درد و رنج انسان افزایش مى یابد. ازاین رو بعضى از علماى اخلاق در کتب اخلاقى براى درمان رذیله ترس پیشنهاد مى کنند انسان در صحنه هاى رعب آور وارد شود.
ولى به هر حال این سخن بدان معنا نیست که انسان بى مطالعه خود را به خطر بیفکند، بلکه به مواردى مربوط است که انسان ترس بیجا به چیزى دارد و همین مانع پیشرفت برنامه هاى او مى شود. در این گونه موارد باید با مطالعه و مشورت وارد عمل شد تا ترس فرو ریزد و شجاعت اقدام به عمل حاصل شود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 206 نهج البلاغه: نتیجه بردبارى
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام) : أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ.
و درود خدا بر او، فرمود: نخستین نتیجه اى که شخص بردبار از بردبارى خود مى برد این است که مردم در برابر جاهل و نادان از وى حمایت خواهند کرد.

شرح حکمت:
بعضى «حلم» را به معناى خویشتن دارى به هنگام هیجان غضب دانسته اند.
قرآن مجید درباره بندگان خاص خدا مى فرماید: «و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى گویند (و با بى اعتنایى و بزرگوارى مى گذرند.) (63 فرقان)»
در جایى دیگر خداوند به پیامبرش دستور مى دهد که: «(به هر حال) با عفو و مدارا رفتار کن، و به کارهاى شایسته دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مکن)! (199 اعراف)»
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند: « آیا به شما خبر دهم کدام یک از شما از نظر اخلاق به من شبیه ترید؟» عرض کردند: آرى اى رسول خدا! فرمود: «آن کس که از همه خوش اخلاق تر و بردبارتر و نیکوکارتر به خویشاوندان خود و باانصاف تر در حال غضب و خشنودى است.»
امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرمایند: «شجاع ترین مردم کسى است که با نیروى حلم، بر جهل (جاهلان) غالب آید» در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: « برترین اخلاق مردان با شخصیت حلم و بردبارى است.»
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: « حلم براى یارى انسان کافى است.»
امام صادق(علیه السلام) خطاب به فردی فرمودند: «حلم و بردبارى تو باید به قدرى باشد که اگر کسى به تو بگوید اگر سخن نسنجیده اى درباره من بگویى ده برابر آن به تو مى گویم، تو در جواب بگویى اگر تو ده سخن ناسنجیده بگویى من یکى نخواهم گفت.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 174 نهج البلاغه: ارزش خشم در راه خدا
(اخلاق سیاسى، عقیدتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَى قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ.
و درود خدا بر او، فرمود: آن که براى خدا نیزه خشم را تیز کند، بر کشتن سخت ترین اهل باطل قوى گردد.

شرح حکمت:
اشاره به این دارد که راه رسیدن به پیروزى در مقابل دشمنان سرسخت و نیرومند دو چیز است: آمادگى کامل و خلوص نیت و توکل بر خدا. هرگاه این دو با هم جمع شوند سرسخت ترین دشمنان را مى توان به وسیله آن به زانو در آورد.
قرآن مجید روى هر دو عامل تکیه کرده در یک جا مى فرماید: «براى مقابله با آنها (دشمنان)، هر چه در توان دارید از نیرو و... آماده سازید. (60 انفال)» در جاى دیگر مى فرماید: «هرگز سست نشوید! و غمگین نگردید; و شما برترید اگر ایمان داشته باشید. (139 آل عمران)»
منظور از «غضب» در اینجا خشم هاى زودگذر بى دلیل نیست بلکه منظور قوت اراده و تصمیم جدى براى مبارزه با دشمن آن هم براى خدا، تقویت آیین و دفاع از بندگان اوست. لذا قرآن مجید خشمگین شدن موسى بعد از بازگشت از کوه طور و مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائیل را به شکلى مثبت و کارى صحیح بیان می کند. (86 طه)
در روایتى آمده است که خداى متعال به موسى(علیه السلام) گفت: «آیا هرگز براى من کارى انجام داده اى؟ موسى عرض کرد: براى تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام و صدقه داده ام. خداوند متعال به او فرمود: اما نماز براى تو نشانه ایمان است و روزه سپرى سپر آتش و انفاق سایه اى در محشر و ذکر خدا نور است کدام عمل را براى من بجا آورده اى اى موسى! عرض کرد: خداوندا! خودت مرا در این مورد راهنمایى فرما. فرمود: آیا کسى را براى من دوست داشته اى و براى من کسى را دشمن داشته اى؟ در اینجا بود که موسى(علیه السلام) دانست بهترین اعمال، دوستى براى خدا و دشمنى براى خداست»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 173 نهج البلاغه: ارزیابی نظریه ها
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ.
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که از آراى مختلف استقبال کند (و نظرات متفاوت را بررسى نماید) موارد خطا را خواهد شناخت.

شرح حکمت:

بعضى از مسائل بدیهى است و به همین دلیل مورد اختلاف نیست اما بسیارى از مسائل نظرى پیچیده و آراء مختلفى در آن اظهار شده است. در این گونه مسائل هرگز نباید انسان به تنهایى تصمیم گیرى کند بلکه عقل مى گوید: باید آراى دیگران را به ضمیمه استدلالات آنها بررسى کند تا بتواند آنچه را به حقیقت نزدیک تر است انتخاب نماید. همان چیزى که قرآن مجید به آن دستور داده مى فرماید: «پس بندگان مرا بشارت ده. همان کسانى که سخنان را مى شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند، آنان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند. (17 و 18 زمر)»
از امام علیه السلام خطاب به فرزندشان، نقل شده است: «آراى عالمان یکى را در کنار دیگرى قرار ده سپس آن رأى را که به حقیقت نزدیک تر و از خطا دورتر است انتخاب کن». نیز حضرت در جای دیگر می فرمایند: «شایسته است که انسان عاقل آراء سایر عقلا را در کنار رأى خود قرار دهد و علوم حکیمان را به علم خود بیفزاید (و برترین را انتخاب کند)».
به همین جهت از استبداد به رأى در روایات اسلامى شدیداً نکوهش شده است.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 172 نهج البلاغه: دشمنی با ندانسته ها
(اخلاقى، علمى)
وَ قَالَ (علیه السلام): النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا.
و درود خدا بر او، فرمود: مردم دشمن چیزی هستند که آن را نمی دانند.

شرح حکمت:
امام(علیه السلام) در این گفتار، اشاره به یکى از آثار خطرناک جهل کرده اند. منشأ این دشمنی را می توان به چند دسته تقسیم نمود:
1. اشخاص نادان احساس نقص در خود مى کنند و همین احساس سبب مى شود که نسبت به آنچه نمى دانند دشمنى به خرج دهند تا از این طریق نقص خود را برطرف سازند.
2. هرگاه انسان از اسرار چیزى بى خبر باشد به قضاوت عجولانه مى پردازد و در این قضاوت عجولانه با آنچه نمى داند به دشمنى بر مى خیزد.
3. جهل همچون ظلمات است و انسان هنگامى که در ظلمات قرار گیرد هر سایه اى که از دور مى بیند، آن را حیوانى درنده مى پندارد و هر آوازى مى شنود آن را نشانه حمله دشمنى مى شمرد.
ایجاد دوستی و آشنایی و بالابردن سطح آگاهی و اتحاد در بین مردم از جمله راهکارهای مفید در از بین بردن جهل می باشد.
قرآن مجید مى فرماید: «(ولى آنها از روى علم و دانش، قرآن را انکار نکردند) بلکه چیزى را تکذیب کردند که آگاهى از آن نداشتند. (39 یونس)»
امیرمؤمنان على(علیه السلام) در حدیث دیگرى در همین زمینه مى فرماید: «به آنچه نمى دانید دشمنى نکنید، زیرا بیشتر دانش ها در امورى است که شما نمى دانید». نیز در حدیث دیگرى مى فرمایند: «کسى که چیزى را نمى داند آن را نکوهش مى کند.»
داستان خضر نبی و موسی پیامبر نمونه ای از این قضیه می باشد.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 171 نهج البلاغه: ره آورد شوم حرام خوارى
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): کمْ مِنْ أَکلَةٍ مَنَعَتْ أَکلَاتٍ.
و درود خدا بر او، فرمود: بسیار مى شود که یک وعده غذا (غذاى نامناسب) از وعده هاى فراوان غذا (غذاى خوب) جلوگیرى مى کند.

شرح حکمت:
این حکمت اشاره به افراط در کارها دارد که این افراط ممکن است شخص را از همان کار در آینده به کلی باز دارد، مانند بیش از حد تناول کردن غذا که سبب بیماری شده و انسان روزهای متوالی یا میل به غذا ندارد یا طبیب او را از خوردن غذاهای خاص مانند چرب و شیرین، باز می دارد. یا اینکه دیگری را آنقدر به عبادت دعوت کنند که برای همیشه از عبادت بیزار می گردد.
امام می فرمایند:« چه بسا یک‌ ساعت هوسرانی که موجب اندوه طولانی( برای سالیان دراز) می شود.»
جمعی از شارحان این گفتار حکیمانه را به عنوان دستور طبی مطرح نموده اند. اگر منظور آنها بدین معنی است که این سخن علاوه بر شامل شدن تمام مسائل مربوط به زندگی مادی، دستوری طبی نیز است بحثی در آن نیست اما اگر بخواهند آن را منحصر به دستور طبی بدانند، اشتباه است. لذا بسیاری از محققان این سخن را ضرب المثلی تلقی کرده اند که در موارد مختلف از آن استفاده می شود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن