رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره القصص، آیه 36
فَلَمَّا جَاءَهُمْ مُوسَى بِآیَاتِنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ

پس هنگامی که موسی آیات روشن ما را برای آنان آورد، گفتند: این جز جادویی ساختگی و دروغین نیست، و ما این [ادعای نبوّت و دعوت به توحید] را از پدران پیشین خود نشنیده ایم [که به ما گفته باشند کسی در میانشان به عنوان پیامبر و دعوت کننده به توحید آمده باشد!!]

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۷۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج البلاغه» ثبت شده است

حکمت 73 نهج البلاغه: خودسازی قبل از تربیت دیگران
(اخلاقى، تربیتى، مدیریّتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیرِهِ وَ لْیکنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن که به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آن که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آن که دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموزد.


شرح حکمت: 
کلام امام(علیه السلام) در اینجا مطابق ظاهر کلام، هم رئیس حکومت بر مردم را شامل مى شود و هم تمام کسانى را که به نوعى ارشاد و هدایت مردم را بر عهده مى گیرند. مردم سخنان کسى را که به گفتار خود پایبند و آثارش در زندگى او نمایان نیست، هرگز نمى پذیرند و به خود مى گویند: اگر او این سخنان را باور مى داشت نخست خودش به آن عمل مى کرد. مردم سخنان کسى را مى پذیرند که به گفته خود معتقد باشد و به تعبیر معروف: تا سخن از دل بر نیاید بر دل ننشیند و نشانه روشن این اعتقاد این است که به گفته خود عمل کند. هرگاه انسان نخست به تعلیم و تادیب خویشتن پردازد، تأثیر سخنانش بیشتر و عمیق تر است در حالى که اگر کسى تنها به تأدیب مردم پردازد و از خویش غافل بماند روزى فرا مى رسد که مردم از این امر آگاه مى شوند و از او روى برمى گردانند.


امیر مؤمنان على(علیه السلام) در خطبه 175 مى فرماید: «اى مردم به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتى ترغیب نمى کنم مگر این که خودم پیش از شما به آن عمل مى نمایم و شما را از هیچ معصیتى باز نمى دارم مگر این که خودم پیش از شما از آن دورى مى جویم».
امام سجاد(علیه السلام) مى فرمایند: « منافق دیگران را از بدى ها باز مى دارد; ولى خویشتن را باز نمى دارد و دیگران را به نیکى ها دعوت مى کند و خود بدان عمل نمى نماید».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 72: بی وفایی های دنیا
(اخلاقى، علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.
و درود خدا بر او، فرمود: روزگار، بدن ها را کهنه و آرزوها را نو مى سازد، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور مى کند. کسى که (تلاش کند و) به مواهب دنیا برسد خسته مى شود و کسى که به آن نرسد رنج مى برد.


شرح حکمت:
دو نکته مهم در سخن امام(علیه السلام) وجود دارد:
1. گذشت روزگار بدن ها را کهنه و فرسوده مى کند بنابراین باید کوشید در مقابل آنچه از دست مى رود چیزى به دست آورد تا گرفتار خسران نشود. آیات شریفه (وَالْعَصرِ * إنَّ الاْنْسَانَ لَفِى خُسْر) نیز به همین معنا اشاره دارد.
2. حرص بزرگسالان بر جمع مال و به دست آوردن مقام از جوانان بیشتر است و دلیلش آن است که انسان هر چه خود را به مرگ نزدیک تر مى بیند احساس مى کند وقت کمترى براى رسیدن به آرزوها در اختیار دارد. به عکس جوانان فکر مى کنند وقت طولانى براى رسیدن به آرزوها دارند. در حدیثی از پیامبر مى خوانیم: «انسان پیر مى شود ولى دو صفت در او جوان خواهد شد: حرص و آرزوهاى دور و دراز».

در حدیثى از امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى خوانیم که مى فرمود: دهر سه روز است و تو در میان این سه روز قرار گرفته اى: روزى که گذشت و آنچه در آن بودى که هرگز باز نمى گردد. اگر در آن روز عمل نیکى انجام داده اى از گذشتن آن غمگین نخواهى شد و از رفتن به استقبال آینده خوشحال خواهى بود و اگر کوتاهى و تقصیر در آن کرده اى از رفتنش شدیدا غمگین مى شوى و از کوتاهى خود حسرت مى خورى. روز دیگر همان است که تو امروز در آن از صبحگاهان آغاز کرده اى و نمى دانى به آخر مى رسانى یا نه و اگر آن را به آخر برسانى نمى دانى آیا بهره تو در آن همان کوتاهى و تقصیر همانند روز گذشته است یا نه. و روز سوم روزى است که در انتظار آن هستى و باز نمى دانى آیا در آن کوتاهى خواهى کرد یا نه (و هرگز نمى دانى آن را درک خواهى نمود یا نه) بنابراین آنچه را که الان در آن هستى غنیمت بشمار و فکر کن که غیر از امروز و امشب را در اختیار ندارى


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 71: کم گویی، نشانه عقل
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکلَامُ.
و درود خدا بر او، فرمود: هنگامی که عقل کامل گشت، سخن کم می شود .


شرح حکمت:
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «از زیاده گویى بپرهیز که عیب هاى نهانى تو را ظاهر مى سازد و کینه هاى آرام گرفته دشمنانت را بر ضد تو تحریک مى کند».

رسول خدا( صلى الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «انسان گاهى سخنى مى گوید که قصد بدى ندارد جز این که مى خواهد مردم را بخنداند و به سبب آن (از مقام خود) سقوط مى کند بیش از فاصله زمین و آسمان».

حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: « از نشانه هاىِ خوبىِ اسلامِ انسان، سخن نگفتن درباره امورى است که به او ارتباطى ندارد.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 70 نهج البلاغه: افراط و تفریط نتیجه جهل
(اخلاقى، علمى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.
و درود خدا بر او، فرمود: نادان را یا تندرو (افراط گر) یا کندرو (تفریط گر) مى بینى.


شرح حکمت:
راه صحیح به سوى مقصد، راه مستقیم است که ما پیوسته در نمازها هر روز خدا را مى خوانیم تا ما را بر آن راه ثابت بدارد. در اطراف راه مستقیم خطوط انحرافى فراوانى هست که پیدا کردن راه مستقیم از میان آن خطوط نیاز به دقت و علم و دانش دارد. به همین دلیل، جاهل غالبا گرفتار خطوط انحرافى یا در جانب زیاده روى مى گردد و یا در سوى کوتاهى و کندروى. این مسئله در تمام شئون زندگى اعم از فردى و اجتماعى و سیاسى و غیر آن دیده مى شود; در مسائل اخلاقی همچون اعتدال در بخشش مال، در مسائل اعتقادی اعتدال در باره جایگاه امامان امام علی می فرمایند: « به زودى دو گروه در مورد من هلاک و گمراه مى شوند: دوست افراطى که محبتش او را به غیر حق (غلو) مى کشاند و دشمن افراطى که به سبب دشمنى قدم در غیر حق مى نهد (و مرا کافر خطاب مى کند). بهترین مردم درباره من گروه میانه رو هستند از آنان جدا نشوید»

پیامبر میفرمایند: در روز قیامت حاکمی ( از حاکمان مسلمین) را می آورند که بیش از انچه دستور خداست عمل کرده. خداوند به او میگوید: بنده ی من چرا بیش از انچه دستور دادیم تازیانه بزنی زدی؟ آیا غضب تو بیشتر از غضب من است؟ ( کاسه داغ تر از آش ). حاکمی دیگر می اورند، خداوند به او میفرماید چرا کوتاهی کردی؟ عرض میکند : رحم به او کردم. خداوند میفرماید: ایا رحمت تو وسیع تر از رحمت من است؟ هر دو سپس راهی دوزخ میشوند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 69 نهج البلاغه: راضی بودن از سرنوشت
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا لَمْ یَکُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ مَا کُنْتَ.
و درود خدا بر او، فرمود: اگر به آنچه که مى خواستى نرسیدى، از آنچه هستى نگران مباش (و قانع باش).


شرح حکمت:
چندتا تفسیر مطرح شده :
1- کلام قرآن (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُم) .یعنی اگر به مقصد نرسیدی غمگین نشو، اگر نیت مادی باشد دنیای مادی بقایی ندارد و اگر معنوی باشد خداوند تلاشت را دیده و اجرت پیش خدا محفوظ است و داده می شود؛
2- اگر به مقصد نرسیدی دست از تلاش بر ندار؛
3- به همانی که هستی راضی باش تا مقامت پیش خداوند کم نشود؛
4- اگر به مقصدت نرسیدی به هرصورتی باشی تفاوتی نمیکند. مثل اینکه کسی موفقیتش را در یک شهری میدیده و حالا به آن نرسیده، بنابراین برایش فرقی ندارد دیگر به چه شهری برود چون همه شهرها نسبت به خواسته ی او یکسان است و نباید در این باره سختگیری کند. در همین رابطه علامه شوشتری نقل می کند: روزی زنی تنها یک پسر داشت و پسرش از دنیا رفت. آن مادر گفت من میخواستم پسرم زنده بماند حالا که از دنیا رفته دیگر مهم نیست چه کسی بعد از او زنده است و چه کسی از دنیا می رود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 68 نهج البلاغه: لزوم همراهی فقر با عفاف و غنا با شکر
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّکْرُ زِینَةُ الْغِنَى.
و درود خدا بر او، فرمود: خویشتن دارى و عفت زینت فقر و شکرگزارى زینت غناست.


شرح حکمت:
فقیر در معرض آفاتی مانند اظهار حاجت توام با ذلت، دست بردن به سوی اموال حرام، ناسپاسی در برابر خداوند قرار دارد.اما اگر خویشتن دار باشد عزت نفس خود را حفظ کرده آلوده به حرام نمیشود و زبان به ناشکری نمی گشاید.بنابراین عفت به معنای خویشتن داری،زینت فقر است. (خداوند در آیه ۲۷۳ بقره نیز به این موضوع اشاره می نماید)
معنای خاص عفت آن پاکدامنی در مقابل آلودگی های جنسی و معنای عام آن هرگونه خویشتن داری در برابر گناخ و کارهای زشت و پست است.

بهترین زینت غنا شکرگزاری است؛نه تنها شکر لفظی بلکه شکر عملی.ثروتمندانی که شکر عملی به جا می آورند، به نیازمندان کمک میکنند، درکارهای خیر سرمایه گذاری می نمایند، به آن هایی که وام میخواهند وام می دهند و حتی به کسانی که محتاجند و روی سوال ندارند به طور پنهانی کمک می کنند آن ها برترین زینت را در زندگی برای خود فراهم کرده اند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 67 نهج البلاغه: ارزش ایثار اقتصادى
(اخلاقى، اقتصادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: از اینکه عطایى که مى کنى، اندک است، شرمگین مشو که به راستى، محروم ( و ناامید) کردن کمتر از عطاى اندک است.


شرح حکمت:
بخشش کم( توام با عذرخواهی و ادب) حداقل دو فایده دارد: نخست همین مقدار کم مشکلی را حل میکند و دوم دست رد به سینه درخواست کننده نمیزند و روح سخاوت را در انسان پرورش میدهد‌.

پیامبر میفرمایند: هرکار نیکی صدقه است. پس صدقه را ترک نکنید هرچند به نیمی از یک دانه خرما باشد.خداوند این صدقه کوچک را پرورش میدهد و در قیامت به او بازمیگرداند درحالی که بزرگتر از کوه بزرگی است.

در شان نزول آیه۷۹ سوره توبه آمده است: روزی پیامبر به مسلمانان دستور جمع اوری کمک های غذایی برای سربازان اسلام ( جنگ تبوک) داد. در میان کمک کنندگان مرد فقیری به نام ابوعقیل بود که از آذوقه خانواده تقدیم پیامبر نمود. منافقان شروع به عیب جویی و تمسخر او کردند. آیه شریفه نازل شد" کسانی که از صدقات مومنانِ اطاعت کار عیب جویی می کنند، و آن هایی را که دسترسی جز به مقدار (ناچیز) تواناییشان ندارند مسخره می نمایند خدا آنها را مسخره می کند و برای آنان عذاب دردناکی است."


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 66 نهج البلاغه: درخواست نکردن از نااهلان

(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیرِ أَهْلِهَا.

و درود خدا بر او، فرمود: از دست رفتن حاجت بهتر از طلب کردن آن از نااهلان است!

شرح حکمت:
بى شک انسان ها در زندگى فردى و اجتماعى به یکدیگر نیازمندند. در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله و سلم) مى خوانیم که امیرمؤمنان در محضرش عرضه داشت: خداوندا مرا به احدى از خلقت نیازمند نکن. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: اى على! این سخن را مگو، زیرا هر انسانى نیازمند به دیگران است. امیر مؤمنان عرض کرد: اى رسول خدا! چگونه بگویم فرمود بگو: «خدایا مرا به انسان هاى شرور نیازمند مکن». على(علیه السلام)عرض کرد: «شرار خلق کیانند؟» فرمود: « کسانى که اگر چیزى ببخشند منت مى گذارند و هنگامى که منت مى گذارند بر انسان عیب مى گیرند».

در روایات اسلامى حاجت خواستن از تازه به دوران رسیده ها نهى شده است که قطعاً با منت و ذلت همراه است; در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که به یکى از یارانش فرمود: « دست خود را تا مرفق (آرنج) در دهان اژدها کنى براى تو بهتر از آن است که حاجت از کسى بطلبى که چیزى نداشته و سپس به نوایى رسیده است». این گونه اشخاص اگر چیزى به انسان بدهند سرمایه گرانبهاترى را از بین مى برند، آبى مى دهند و آبرویى مى برند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 65: ترک دوستان و تنهایى
(اخلاقى، اجتماعى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ.

و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.

شرح حکمت:
همین مضمون در نامه 31 که اندرزنامه امام به امام حسن مجتبى(علیه السلام) است به صورت دیگرى نقل شده فرمودند: «غریب کسى است که دوستى ندارد».
در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) نقل شده است که فرمود: «انسان به وسیله برادران (دینى) خود کثرت و فزونى مى یابد».
پیام این کلام حکمت آمیز این است که هر مسلمانى باید بکوشد و دوستان بیشترى براى خود فراهم سازد ولى مسلم است که هر کسى شایسته دوستى نیست بلکه باید دوستانى انتخاب کرد که کمک بر دین و دنیا باشند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 64 نهج البلاغه: غفلت از گذر عمر
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): أَهْلُ الدُّنْیَا کَرَکْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ.

و درود خدا بر او، فرمود: اهل دنیا چون کاروانى هستند که آنان را مى برند در حالى که در خوابند.

شرح حکمت:
مى دانیم دنیا مسیر آخرت است و در این مسیر منزلگاه هایى است که در آنجا باید زاد و توشه براى آخرت برگرفت تا هنگامى که انسان به مقصد مى رسد دستش خالى نباشد; ولى دنیاپرستانى که در تمام عمر به دنیا مشغول اند، همچون کسانى هستند که بر مرکب سوار و در خوابند و ساربان آنها را به سوى مقصد مى برد. انتهاى این مسیر همان مرگ است آنها زمانى که سیلى اجل در گوششان نواخته شود از این خواب غفلت بیدار مى شوند و تهى دست به سوى آخرت مى روند. همان گونه که در روایت معروف آمده است: « مردم در خوابند هنگامى که بمیرند از خواب بیدار مى شوند.»
به بیان دیگر انسان ها سرمایه دارانى هستند که وارد بازار دنیا مى شوند مدت این بازار ـ مانند بسیارى از بازارهاى جهانى محدود است ـ و سرمایه آنها ساعات و شب ها و روزهاى عمر آنهاست هرگاه در این مدت در خواب باشند سرمایه از دست مى رود و تجارتى حاصل نمى شود. به گفته شاعر:
سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم *** جز حسرت و اندوه متاعى نخریدیم


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 63 نهج البلاغه: ارزش شفاعت
(اخلاقى اجتماعى)
وَ قَالَ (علیه السلام): الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ.

و درود خدا بر او، فرمود: شفاعت کننده چونان بال و پَرِ درخواست کننده است.


شرح حکمت:
شفاعت بر دو گونه است: تکوینى و تشریعى; شفاعت تکوینى آن است که موجودات قوى تر این جهان به موجودات ضعیف تر براى پرورش و تکامل و نموّ کمک کنند، تابش آفتاب، ریزش باران و وزش نسیم نوعى شفاعت در عالم تکوین نسبت به پرورش گیاهان است. باغبان نیز در حدّ خود در مورد گیاهان و درختان شفاعت مى کند. این گونه شفاعت دامنه وسیعى در جهان هستى دارد. در عالم تشریع نیز انسان هایى که در درگاه خدا مقرب ترند افراد ضعیف و آلوده به گناه و وامانده در راه را کمک کرده آنها را به سرمنزل سعادت مى رساند. به یقین هر دو نوع شفاعت هنگامى مؤثر واقع مى شود که در شفاعت شونده قابلیت و لیاقت لازم وجود داشته باشد وگرنه به یک دانه فاسد گیاه هر قدر آفتاب بتابد و باران ببارد و نسیم بوزد گیاهى از آن نمى روید و همچنین انسانى که رابطه خود را با شفیعان به کلى قطع کرده شفاعت شافعان نفعى به حال او نخواهد داشت.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 62 نهج البلاغه: روش پاسخ دادن به ستایش ها و نیکى ها
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْکَ یَدٌ فَکَافِئْهَا بِمَا یُرْبِی عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِکَ لِلْبَادِئِ.

و درود خدا بر او، فرمود: هنگامى که به تو تحیتى (سلام و درود) گویند به صورتى بهتر پاسخ گوى و هرگاه هدیه اى براى تو فرستند آن را به صورت افزون تر پاداش ده. با این حال فضیلت از آن آغازگر است.

شرح حکمت:
اخلاق اسلامى مى گوید هیچ کار خوبى را نباید بدون پاداش گذاشت; خواه سخن احترام آمیزى باشد یا اقدام عملى، بلکه بهتر آن است که پاداش برترى داشته باشد

روزی کنیزی دسته گلی خدمت امام حسن (علیه السلام ) تقدیم کرد. امام فرمود: «تو براى خدا آزادى». امام در پاسخ فردی که گفت: «او فقط یک دسته گل به شما داد که قیمت چندانى ندارد شما او را آزاد کردید.؟!!» فرمودند: «خدا اینگونه ما را تربیت کرده است.» سپس امام آیه شریفه 86 نسا «َإذا حُیِّیتم بِتَحِیَّة... ( هر گاه شما را تحیت و سلامی گفتند شما نیز باید به تحیت و سلامی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید، که خدا به حساب هر چیزی کاملاً خواهد رسید.)» را تلاوت فرمود و افزود: «این که خدا فرموده به صورت بهتر پاداش دهید بهتر از آن همین بود که او را آزاد کنم.»

فضیلت و برتری برای شخص اول است چون بدون اینکه خدمتی به او شود عمل نیک کرده است ، در حالی که شخص دوم هر کاری کند جنبه پاداش عمل دارد. بنابراین شخص اول بر دوم برتری دارد. امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: «سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه حسنه آن از کسى است که سلام کرده و یک حسنه از آن کسى که پاسخ مى گوید.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 61 نهج البلاغه: شیرینى آزار زن
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ.
و درود خدا بر او، فرمود: زن عقربى است که گزیدنش شیرین است.


شرح حکمت:
شارحان نهج البلاغه در تفسیر این جمله اختلاف فراوان دارند بعضی چنین ترجمه نموده اند: زن گرچه همچون عقرب گزنده است; اما معاشرت با او داراى فواید و برکات و آثار مثبتى است که آن را جبران مى کند و به دلیل این آثار معاشرت با او مطلوب است. همان گونه که قرآن مجید هم به آن اشاره کرده مى فرماید: «از آیات خدا این است که براى شما همسرانى از جنس شما آفرید تا در کنار آنها آرامش پیدا کنید. (21 روم)» و در جایى دیگر مى فرماید: «زنان براى شما همچون لباس هستند و شما براى آنها همانند لباس (هر دو زینت هم هستید و هر دو سبب حفظ یکدیگر) (187 بقره)»
در این که اگر زن همچون عقرب باشد چگونه نیش زدن او شیرین است شاید از آن رو که در کنار نیش هاى او نوش هاى فراوانى نیز وجود دارد که نیش هاى او را قابل تحمل بلکه شیرین مى کند. با توجه به این که آنچه در مورد عقرب مناسب مى رسد نیش است نه معاشرت کردن. این تفسیر از تفسیر قبلی مناسب تر است.
این تعبیر برای همه ی زنان نیست، زیرا بسیارى از آنان داراى چنان ایمان و تربیت و اخلاقى هستند که هرگز همسرانشان از آنها نیشى احساس نمى کنند، بنابراین منظور این است که در طبیعت زن اگر تربیت کافى نداشته باشد و از ایمان و معرفت، روح او سیراب نشود حالت گزندگى به خود مى گیرد و این سخن حکیمانه براى همسران این گونه زنان این پیام را دارد که به دلیل فواید وجودى آنان نیش هاى آنها را تحمل کنند. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «یکى از حقوق زن بر مرد این است که اگر کار جاهلانه اى انجام دهد او را ببخشد و از او درگذرد».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 60 نهج البلاغه: ضرورت کنترل زبان
(اخلاقى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ.
و درود خدا بر او، فرمود: زبان، حیوانی است درنده، اگر رها شود می گزد .


شرح حکمت:
شک نیست که یکى از بزرگترین افتخارات انسان نطق و بیان است که به وسیله زبان انجام مى گیرد و به واسطه آن بر تمام جانداران ترجیح دارد.
در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که خداوند زبان را عذابى مى کند که هیچ یک از اعضاى بدن را با آن عذاب نمى کند. زبان عرضه مى دارد اى پروردگار تو مرا مجازاتى کردى که هیچ چیز را با آن مجازات نکردى خداوند به او مى فرماید: « سخنى از تو خارج شد و به شرق و غرب زمین رسید و به سبب آن خون بیگناهان ریخته شد و اموال مردم غارت گردید و نوامیس مردم بر باد رفت به عزت و جلالم سوگند تو را مجازاتى مى کنم که هیچ یک از اعضا را با آن مجازات نخواهم کرد».
قبلاً نیز گفته ایم که قسمت مهمى از گناهان کبیره و خطرناک (حدود سى گناه) با زبان انجام مى شود. زبانى خالى از قید و بند و بدون مانع و قانع در حالى که این زبان مى تواند بهترین وسیله خیر و سعادت باشد. به همین دلیل در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که ابوذر(رحمه الله) مى گفت: «ای طالب علم این زبان کلید خیر و شر است، بنابراین بر زبانت قفل و بند نه همان گونه که بر درهم و دینارت قفل و بند مى نهى».


Channel: @Ramzehayat

Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 59 نهج البلاغه: ارزش تذکّر دادن اشتباهات (پذیرش انتقاد)
(اخلاق اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ حَذَّرَکَ کَمَنْ بَشَّرَکَ.
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که تو را (از چیز خطرناکى) بترساند مانند کسى است که تو را (به امر خیرى) بشارت دهد.


شرح حکمت:
امام مى فرماید: کسى که تو را از خطر و ضرر قطعى یا احتمالى برحذر مى دارد مانند کسى است که تو را بشارت دهد به امورى که مایه خوشحالى توست. ممکن است بشارت تغییرى در سرنوشت افراد نداشته باشد; ولى تحذیرکننده همیشه پیش از خطر هشدار مى دهد و چه بسا سبب برطرف شدن خطرات مهمى مى گردد. پیام این گفتار حکیمانه مولا این است که هنگام ترساندن و برحذر داشتن نسبت به خطرات نه تنها ناراحت نشوید، بلکه آن را به منزله یک بشارت براى خود تلقى کنید.
امام باقر(علیه السلام) به یکى از یاران خود فرمودند: «از کسى پیروى کن که تو را مى گریاند ولى خیرخواه توست از کسى که تو را مى خنداند اما به تو دروغ مى گوید و حقایق را وارونه نشان مى دهد، پیروى مکن».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 58 نهج البلاغه: ریشه اصلى شهوات
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ.
و درود خدا بر او، فرمود: ثروت، ریشه شهوت هاست.


شرح حکمت:
بدیهى است که منظور از شهوت در اینجا هرگونه علاقه مفرط نفسانى و هوس آلود است. اعم از این که مربوط به شهوت جنسى باشد یا مقام یا تشریفات و زرق و برق دنیا و یا انتقام جویى و امثال آن. این نکته نیز روشن است که براى رسیدن به خواسته هاى نفسانى و هوا و هوس ها مال نقش اصلى را بازى مى کند و هر قدر فزونى یابد خطر افتادن در شهوات بیشتر است. اضافه بر این ثروت مایه غرور است و غرور ریشه اصلى بسیارى از گناهان، به علاوه مال هر چه بیشتر شود انسان را به خود مشغول تر مى سازد و طبعاً از یاد خدا و اطاعت حق باز مى دارد. روى این جهات سه گانه مى توان به عمق کلام امام پى برد.

در آیات مربوط به قارون آمده است: «در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را بطلب و بهره خویش را از دنیا فراموش مکن و همان گونه که خدا به تو نیکى کرده (به بندگان خدا) نیکى کن وهرگز در جستجوى فساد در زمین مباش که خدا مفسدان را دوست ندارد. (77 القصص)»

ابن عباس از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) یا امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل می کند: «نخستین درهم و دینارى که سکه آن در زمین زده شد شیطان نگاهى به آنها افکند هنگامى که آن را دید آنها را برگرفت و روى چشم خود گذارد سپس به سینه خود چسبانید آن گاه فریاد شادى کشید بار دیگر آن را به سینه خود چسبانید سپس خطاب به آنها گفت: شما نور چشمان من و میوه دل من هستید هرگاه بنى آدم شما را دوست دارند من به آن قانعم، هر چند بتى را پرستش نکنند (چه بتى بالاتر از شما) براى من همین بس که فرزندان آدم به شما عشق بورزند.»

کوتاه سخن آنکه مال ابزارى است مشترک مانند انرژى اتم که هم مى توان از آن بمب ویرانگر ساخت و هم به وسیله آن نیروى برق تولید کرد که دنیا را روشن سازد و کارخانه ها را به حرکت درآورد، هر چند این نیرو هنگامى که به دست ناصالحان بیفتد غالباً در جنبه هاى ویرانگر به کار گرفته مى شود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 57 نهج البلاغه: سرمایه قناعت
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ.
قال الرضی : و قد روی هذا الکلام عن النبی (صلى الله علیه وآله).
و درود خدا بر او، فرمود: قناعت مالى است که هرگز تمام نمى شود.
سیّد رضى مى گوید: این کلام از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نیز نقل شده است.


شرح حکمت:
در گفتار حکیمانه 44 که قبلاً گذشت امام (علیه السلام) در فضیلت قناعت پیشگان فرمود: « خوشا به حال کسى که (پیوسته) به یاد معاد باشد و براى روز حساب عمل کند. به مقدار کفایت قانع گردد و از خدا راضى باشد».
در خطبه 192 نیز امام در میان اوصاف انبیا این وصف برجسته را شمرده بود: « آنها داراى قناعتى بودند که دل ها و چشم ها را پر از بى نیازى مى کرد».
در بحارالانوار نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: « من در جستجوى توانگرى برآمدم ولى آن را جز در قناعت نیافتم (زیرا حرص، غالب توانگران را راحت نمى گذارد) بنابراین قناعت پیشه کنید تا غنى شوید».
این نکته نیز حائز اهمیت است که سرچشمه بسیارى از نارضایى هاى مردم و شکایت آنها از وضع زندگى کمبودها و فقر نیست، بلکه گاه مى بینیم همه چیز دارند اما باز ناله و فریاد مى کنند. عامل اصلى آن عدم قناعت و توقعات بى حد و حساب است و اگر همگى به مقدار نیاز قانع باشند آرامش بى مانندى در جامعه حاکم مى شود و بسیارى از پرونده هاى جنایى و تجاوز بر اموال برچیده خواهد شد و کرامت انسانى و پاکى دامان از گناه فراهم مى شود.
نقل می کنند مردی سقراط را در حال خوردن بعضى از سبزى هاى بیابان دید. به او گفت: اگر در خدمت پادشاه بودى نیاز به خوردن این نداشتى. سقراط گفت: اگر تو نیز این گونه غذا مى خوردى نیازمند نوکرى پادشاه نبودى.
شاعر مى گوید: گنج آزادگى و گنج قناعت گنجى است *** که به شمشیر میسر نشود سلطان را


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 56 نهج البلاغه: تهیدستى و تنهایى
(اخلاقى، اجتماعى)


وَ قَالَ (علیه السلام): الْغِنَى فِی الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِی الْوَطَنِ غُرْبَةٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: ثروتمندى در غربت، چون در وطن بودن است. و تهیدستى در وطن، غربت است.


شرح حکمت:
امام مى فرمایند: شخص غنى هر جا برود به موجب غنایش پیوندهاى محبت را با این و آن برقرار مى سازد و به سبب بذل و بخشش یاران و مددکارانى پیدا مى کند; ولى شخص فقیر حتى در وطن خویش دوستان و بستگان را از دست مى دهد و گاه به صورت موجودى فراموش شده در مى آید.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 55 نهج البلاغه: اقسام بردبارى
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَکْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ.
و درود خدا بر او، فرمود: شکیبایى دو گونه است: شکیبایى بر آنچه خوش نمى دارى و شکیبایى در آنچه دوست مى دارى.

شرح حکمت:
برخی از شارحان چنین معنا نموده اند: صبر بر دو قسم است صبر در برابر انجام کار خوبى که دوست ندارى و صبر بر ترک کار بدى که دوست دارى.
در واقع نوع اول اشاره به صبر در برابر مشکلات عبادت است و نوع دوم اشاره به شکیبایى در مقابل ترک معصیت.
قرآن مجید مى فرماید: «به یقین کسانى که گفتند: پروردگار ما خداى یگانه است سپس استقامت ورزیدند فرشتگان بر آنان نازل مى شوند و مى گویند: نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است. (30 فصلت)»
در جاى دیگر، قرآن مجید مى گوید: «فرشتگان بر بهشتیان از هر درى وارد مى شوند به آنها به خاطر صبر و استقامتشان درود مى گویند. چه نیکو است سرانجام آن سراى جاویدان. (23 و 24 رعد)»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 54 نهج البلاغه: ارزش عقل و ادب و مشورت
(اخلاقى، اجتماعى)


وَ قَالَ (علیه السلام): لَا غِنَى کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ.
و درود خدا بر او، فرمود: هیچ ثروت و بى نیازى همچون عقل، و هیچ فقرى همچون جهل و هیچ میراثى همچون ادب و هیچ پشتیبانى همچون مشورت نیست.


شرح حکمت:
رسول خدا فرمود: « خداوند هیچ نعمتى را برتر از عقل در میان بندگانش تقسیم نکرده است. خواب عاقل از شب زنده دارى جاهل (و عبادت شبانه او) برتر و روزه (مستحبى) نگرفتنش از روزه (مستحبى) جاهل برتر و توقفش از سفر جاهل (براى اطاعت پروردگار یا جهاد) مهم تر است و خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر این که عقلش کامل شد و عقل او برتر از عقول تمام امتش بود.»

منظور از عقل، همان گونه که در روایات اسلامى آمده همان هوش و فراستى است که انسان را به خدا و اطاعت او نزدیک مى کند و از زشتى ها دور مى سازد. از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره عقل سوال کردند و ایشان فرمودند: «عقل چیزى است که انسان به وسیله آن خدا را پرستش مى کند و بهشت را به دست مى آورد». راوى عرض کرد مى گویند معاویه عاقل است؟ فرمود: این نوعى شیطنت شبیه عقل است و عقل نیست.

منظور از ادب، حسن معاشرت با مردم و تواضع در برابر خلق و خالق و برخورد پسندیده با همه افراد است. معنى اصلى واژه ادب دعوت کردن است و از آنجایى که اخلاق نیک و برخورد شایسته مردم را به خوبى ها دعوت مى کند آن را ادب نامیده اند.

اسلام مى گوید: خداوند تمام علم و دانش و عقل را به یک یا چند نفر نداده بلکه در میان بندگان خدا تقسیم کرده است. اگر کسى مى خواهد به کمالِ علم و دانش و عقل برسد باید از افکار دیگران استفاده کند و چه بسا یک مشورت، جلوى خطاهاى بسیارى را مى گیرد؛ در روایات متعدد وارد شده باید طرف مشورت عاقل و خداترس و راستگو و راز نگه دار و شجاع و خیرخواه باشد تا بتوان از مشورت او بهره گرفت.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن