رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره واقعه آیه 9
وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ

و گروهی ناراستان، اصحاب شومی و شقاوتند که چقدر روزگارشان (در دوزخ) سخت است.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۱۴۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج البلاغه» ثبت شده است

حکمت 135 نهج البلاغه: اثر دعا، توبه، استغفار، شکر
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أُعْطِیَ أَرْبَعاً لَمْ یُحْرَمْ أَرْبَعاً مَنْ أُعْطِیَ الدُّعَاءَ لَمْ یُحْرَمِ الْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِیَ التَّوْبَةَ لَمْ یُحْرَمِ الْقَبُولَ وَ مَنْ أُعْطِیَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ وَ مَنْ أُعْطِیَ الشُّکْرَ لَمْ یُحْرَمِ الزِّیَادَةَ.
 قال الرضی : و تصدیق ذلک کتاب الله قال الله فی الدعاء ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ و قال فی الاستغفار وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِیماً و قال فی الشکر لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ و قال فی التوبة إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى را که چهار چیز دادند، از چهار چیز محروم نباشد، با دعا از اجابت کردن، با توبه از پذیرفته شدند، با استغفار از آمرزش گناه، با شکرگزارى از فزونى نعمت ها

شرح حکمت:
سید رضی ذیل این حکمت می فرماید: تصدیق و تأیید این گفتار (درباره امور چهارگانه و نتایج آن) در قرآن مجید است. خداوند در مورد دعا مى فرماید: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم (60 مومن)»، درباره استغفار مى فرماید: «هرکس کار بدى انجام دهد یا بر خویشتن ستم روا دارد سپس از خداوند آمرزش طلب کند خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت (110 نساء)»، درباره شکر مى فرماید: «هرگاه شکر نعمت به جا آورید نعمت را بر شما افزون مى کنم (7 ابراهیم)»، و درباره توبه مى فرماید: «توبه (و بازگشت به رحمت خداوند) براى کسانى است که کار بدى از روى جهالت انجام مى دهند سپس به زودى توبه مى کنند و به سوى خدا باز مى گردند آنها کسانى هستند که خداوند توبه آنها را مى پذیرد و خداوند دانا و حکیم است (17 نساء)».
«توبه» ندامت از گذشته و بازگشت به سوى خداست و «استغفار» یکى از شرایط آن است و در واقع ذکر استغفار بعد از توبه در کلام امام(علیه السلام) از قبیل ذکر خاص بعد از عام است.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 134 نهج البلاغه: حقوق دوستان
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا یَکُونُ الصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلَاثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ.
و درود خدا بر او، فرمود: دوست، دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام که حضور ندارد، و پس از مرگ.


شرح حکمت:
بعضى هستند که در حضور دوست به سبب شرم و حیا رسم دوستى را به جا مى آورند; ولى به هنگامى که آنها غائب باشند خود را از آن خلاص مى کنند و به اصطلاح «حفظ الغیب» ندارند و از آن فراتر هنگامى که دوستشان از دنیا برود و دست او از همه چیز کوتاه گردد و امید خدمتى از او نداشته باشند او را فراموش مى کنند; نه به سراغ همسر و فرزند او مى روند که اگر مشکلى دارند حل کنند، نه در جمع دوستان زنده یادى از او مى کنند و نه کار خیرى براى او انجام مى دهند.
امام علی (علیه السلام) مى فرمایند: «راستگو کسى است که عیوب تو را براى تو بگوید و اندرز دهد و در غیبتت مراتب دوستى را حفظ کند و تو را بر خود (در حل مشکلات) مقدم شمرد».
دوست آن باشد که گیرد دست دوست *** در پریشان حالى و درماندگى


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 133 نهج البلاغه: اقسام مردم و دنیا
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): الدُّنْیَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِیهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِیهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا.
و درود خدا بر او، فرمود: دنیا سراى عبور است نه سراى اقامت و مردم در دنیا دو گونه اند: بعضى خود را فروختند و خویش را هلاک کردند و بعضى خود را خریدند و آزاد کردند.

شرح حکمت:
امام سجاد(علیه السلام) از حضرت مسیح نقل کرده است که مى گوید: «دنیا به منزله پلى است، از آن عبور کنید و به فکر آباد کردن آن (و خانه ساختن بر آن) نباشید».
در ادامه به سرمایه وجود انسان که عمر و حیات و زندگی است اشاره می کند. لذا اگر به متاع اندک دنیا و لذات و هوس های آلوده فروخته شود، موجب هلاکت خویش می شود زیرا در سرای دیگر جایگاه امنی ندارد و اگر اطاعت پروردگار را کند، از اسارت شیطان آزاد شده و عمر خود را خریداری کرده است.
در واقع آزادی حقیقی در پیروی از فرمان خداست و هر آنچه را غیر از این دیگران آزادی می نامند، اسارت در چنگال هوا و هوس و خواسته های شیطان است، لذا باید امیر نفس خویش بود نه اسیر.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «به دنیا همچون زاهدى که مى خواهد از آن جدا شود نگاه کن نه همچون عاشق دلداده».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 132 نهج البلاغه: ضرورت یاد مرگ
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ لِلَّهِ مَلَکاً یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ لِدُوا لِلْمَوْتِ وَ اجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ.
و درود خدا بر او، فرمود: همانا فرشته اى است از فرشتگان خدا که در هر روز فریاد مى زند که بزایید (یا فرزند به دنیا بیاورید) براى مردن و (مال) بیندوزید، براى فانى شدن و بسازید، براى ویران گردیدن.


شرح حکمت:
در حقیقت امام روى سه چیز از مهم ترین مواهب زندگى دنیا انگشت گذارده و سرانجام همه آنها را روشن ساخت: فرزندان که عزیزترین سرمایه انسان اند و اموال که براى آن زحمت فراوان مى کشد و بناهاى مجلل که گاه قسمت عمده عمر خود را صرف آن مى کند. امام مى فرماید: هیچ یک از اینها بقا و دوامى ندارد و سرانجام گرد و غبار فنا بر روى همه آنها مى نشیند تنها چیزى که براى انسان باقى مى ماند اعمال خیر و نیکى هاست که نزد خدا ذخیره مى شود.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 131 نهج البلاغه: خوبی های دنیا
(اخلاقى، اجتماعى)

قسمت دوم حکمت

وَ قَالَ (علیه السلام): .... إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِکَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ اکْتَسَبُوا فِیهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّةَ فَمَنْ ذَا یَذُمُّهَا وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَیْنِهَا وَ نَادَتْ بِفِرَاقِهَا وَ نَعَتْ نَفْسَهَا وَ أَهْلَهَا فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلَائِهَا الْبَلَاءَ وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِهَا إِلَى السُّرُورِ رَاحَتْ بِعَافِیَةٍ وَ ابْتَکَرَتْ بِفَجِیعَةٍ تَرْغِیباً وَ تَرْهِیباً وَ تَخْوِیفاً وَ تَحْذِیراً فَذَمَّهَا رِجَالٌ غَدَاةَ النَّدَامَةِ وَ حَمِدَهَا آخَرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ذَکَّرَتْهُمُ الدُّنْیَا فَتَذَکَّرُوا وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُوا.

و درود خدا بر او، (شنید مردى دنیا را نکوهش مى کند.) فرمود:
.
.
.
2. خوبیها و زیباییهاى دنیا:
دنیا سراى صدق و راستى است براى آن کس که به راستى با آن رفتار کند، و جایگاه عافیت است براى کسى که از آن چیزى بفهمد، و سراى بى‌نیازى است براى آن کس که از آن توشه برگیرد، و محلّ موعظه و اندرز است براى کسى که از آن اندرز گیرد. دنیا مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان پروردگار، و محل نزول وحى الهى، و تجارت خانه اولیاى الهى است. آنها در دنیا رحمت خدا را به دست آورده و بهشت را از آن بهره گرفتند. با این حال (که براى تو شرح دادم) چه کسى دنیا را نکوهش مى‌کند؟ دنیا جدایى خود را اعلام داشته و فراق خویش را با صداى بلند خبر داده و از مرگ خود و اهلش همه را با خبر ساخته است. دنیا بانمونه‌اى از بلاهایش بلاهاى (آخرت) را به آنها نشان داده و با صحنه‌هایى از سرور و خوشحالى‌اش به سرور (آخرت) متوجه ساخته است (در حالى که همه مى‌دانند نه بلاى آخرت قابل مقایسه با بلاى دنیا و نه سرور آخرت شایسته مقایسه با سرور دنیاست). شامگاه با عافیت و خوشی رفت و بامداد با ناگواری و فاجعه برگشت (این تضاد حالات دنیا) برای تشویق و بیمناک ساختن و ترساندن و برحذر داشتن است، با این اوصاف، گروهى آن را در «روز پشیمانى» (روز قیامت) نکوهش مى‌کنند و گروه دیگرى در آن روز آن را مدح و ستایش مى‌نمایند؛ همان گروهى که دنیا به آنها تذکر داد و متذکر شدند و براى آنها (با زبان حال) سخن گفت و تصدیقش کردند و به آنان اندرز داد و اندرزش را پذیرا شدند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 131 نهج البلاغه: خوبی های دنیا
(اخلاقى، اجتماعى)

قسمت اول حکمت

وَ قَالَ (علیه السلام): وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلًا یَذُمُّ الدُّنْیَا أَیُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْیَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا الْمَخْدُوعُ بِأَبَاطِیلِهَا أَ تَغْتَرُّ بِالدُّنْیَا ثُمَّ تَذُمُّهَا أَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَیْهَا أَمْ هِیَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَیْکَ مَتَى اسْتَهْوَتْکَ أَمْ مَتَى غَرَّتْکَ أَ بِمَصَارِعِ آبَائِکَ مِنَ الْبِلَى أَمْ بِمَضَاجِعِ أُمَّهَاتِکَ تَحْتَ الثَّرَى کَمْ عَلَّلْتَ بِکَفَّیْکَ وَ کَمْ مَرَّضْتَ بِیَدَیْکَ تَبْتَغِی لَهُمُ الشِّفَاءَ وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الْأَطِبَّاءَ غَدَاةَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ دَوَاؤُکَ وَ لَا یُجْدِی عَلَیْهِمْ بُکَاؤُکَ لَمْ یَنْفَعْ أَحَدَهُمْ إِشْفَاقُکَ وَ لَمْ تُسْعَفْ فِیهِ بِطَلِبَتِکَ وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِکَ وَ قَدْ مَثَّلَتْ لَکَ بِهِ الدُّنْیَا نَفْسَکَ وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَکَ ...

و درود خدا بر او، (شنید مردى دنیا را نکوهش مى کند.) فرمود:
1. توبیخ نکوهش کننده دنیا:
اى کسى که نکوهش دنیا مى‌کنى (و دنیا را به خدعه و نیرنگ و فریبندگى متهم مى‌سازى) تو خودت تن به غرور دنیا داده‌اى و به باطل‌هاى آن فریفته شده‌اى (عیب از توست نه از دنیا) تو خود فریفته دنیا شده‌اى سپس دنیا را مذمت مى‌کنى (و گناه را به گردن آن مى‌افکنى؟) تو ادعا مى‌کنى که دنیا بر تو جرمى روا داشته یا دنیا چنین ادعایى بر تو دارد؟ چه زمانى دنیا تو را به خود مشغول ساخت، یا کى تو را فریب داد؟ آیا به محلى که پدرانت به خاک افتادند و پوسیدند تو را فریب داده؟ یا به خوابگاه مادرانت در زیر خاک؟ چه‌قدر با دست خود به بیماران پرداختى و چه‌قدر آنها را پرستارى کردى؟ درخواست شفا براى آنها مى‌کردى و از طبیبان، راه درمان آنها را مى‌خواستى، در آن روزهایى که داروىِ تو به حال آنها سودى نداشت و گریه تو فایده‌اى نمى‌بخشید، و دلسوزى آمیخته با ترس تو براى هیچ یک از آنها سودى نداشت و کوشش‌ها و کمک‌هایت براى آنها نتیجه‌اى نمى‌داد و با نیرویت دفاعى از آنها نکردى (و سرانجام با همه این تلاش و کوشش‌ها مرگ گریبانشان را گرفت و به همه چیز پایان داد). دنیا با این نمونه‌ها (که براى تو گفتم) وضع تو را نیز مجسم ساخته و با قربانگاه‌هاى او (براى دیگران)، قربانگاه تو را (به تو نشان داده.).....


شرح حکمت:
امام(علیه السلام) احساس فرمود که (مردی که دنیا را نکوهش می کند) مرد ریاکارى است و نکوهش او از دنیا نوعى اظهار قدس و تقواست بى آنکه صاحب تقدس و تقوا باشد. بخش اول درباره این است که وصف دنیا به فریب کار بودن توصیف بى دلیلى است، زیرا اگر چشم عبرت بین باشد نشانه هاى بى وفایى دنیا در همه جاى آن آشکار است.
«مُتَجَرِّم» به کسى مى گویند که ادعاى جرم بر کسى دارد و منظور امام(علیه السلام) این است که تو از دنیا شکایت مى کنى که بر تو ستم کرده و تو را فریفته در حالى که دنیا باید از تو شکایت کند که مواهبش را به باطل هزینه کرده اى.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 130 نهج البلاغه: ناپایداری دنیا و اهمیت تقوا
(اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ (علیه السلام): وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّینَ فَأَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظَاهِرِ الْکُوفَةِ: یَا أَهْلَ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ یَا أَهْلَ التُّرْبَةِ یَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِی الْکَلَامِ لَأَخْبَرُوکُمْ أَنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى.

و درود خدا بر او، فرمود: (امام علیه السّلام، وقتى از جنگ صفین برگشت و به قبرستان پشت دروازه کوفه رسید رو به مردگان کرد.) اى ساکنان خانه هاى وحشت زا، و محلّه هاى خالى و گورهاى تاریک، اى خفتگان در خاک، اى غریبان، اى تنها شدگان، اى وحشت زدگان، شما پیش از ما رفتید و ما در پى شما روانیم، و به شما خواهیم رسید. اما خانه هایی که از خود گذاشتید و رفتید، پس از شما آمدند و در آنها مسکن گزیدند و شوهرها زن انتخاب کردند و زن ها شوهر و امّا اموال شما در میان دیگران تقسیم شد. این بود خبری که ما زندگان برای شما داشتیم، حال خبر شما برای ما چیست؟ (سپس به اصحاب خود رو کرد و فرمود) بدانید که اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر مى دادند که: بهترین توشه، تقوا است.


شرح حکمت:
در واقع امام(علیه السلام) انگشت روى مهم ترین مسائل زندگى انسان ها گذاشته که براى بدست آوردن آن تلاش مى کنند; خانه هاى مرفه، همسران خوب و اموال فراوان. همان چیزى که در آیه 14 سوره آل عمران آمده است که اینها وسایل گذران زندگى دنیاست و سرانجام کار انسان نیست.
خداوند در قرآن می فرماید: «و زاد و توشه تهیه کنید و بهترین زاد و توشه، پرهیزگارى است و از (مخالفتِ) من بپرهیزید اى خردمندان. (197 بقره)»
تقوا به معناى احساس مسئولیت در برابر فرمان خداست که نتیجه آن انجام واجبات و ترک محرمات است. یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) مى گوید: خدمت امام(علیه السلام) بودم سخن از اعمال به میان آمد من گفتم:
عمل من بسیار ضعیف و کم است. امام(علیه السلام) فرمود: «از این سخن خوددارى کن و استغفار نما که اعمال کم آمیخته با تقوا بهتر از اعمال زیاد بدون تقواست. انسانی که اطعام طعام می کند و در خانه او روی نیازمندان باز است اما هنگامی ک دری از حرام به سوی او گشوده می شود،وارد آن می شود. این عملی است بدون تقوا. شخص دیگرى ممکن است این گونه کارهاى خیر را انجام ندهد اما هنگامى که درِ حرام به روى او گشوده شود وارد نگردد (گرچه اعمال کمى دارد; اما آمیخته با تقواست).»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 129 نهج البلاغه: شناخت عظمت پروردگار
(اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): عِظَمُ الْخَالِقِ عِنْدَکَ یُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فِی عَیْنِکَ.
عظمت آفریدگار در نظر تو، مخلوق را در چشمت کوچک مى کند.

شرح حکمت:
اگر انسان دوران کودکی خود را کنار حوضی گذرانده باشد،هنگامیکه به کنار استخری می رود،استخر در نظرش بسیار جلوه می کند.اما اگر در کنار دریا بزرگ شده باشد،استخر برایش کوچک است. لذا کسانی که ذات پاک خداوند را باعظمت شناخته باشند،مشاهده قدرتهای مخلوقات در نظرشان جلوه نخواهد کرد.
اگر مى بینیم امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: «به خدا سوگند اگر اقلیم هاى هفت گانه جهان را (در گذشته تمام دنیا را به هفت بخش که هر کدام نام اقلیم داشت تقسیم مى کردند) با آنچه در زیر افلاک قرار دارد به من بدهند که درباره مورچه اى ستم کنم و پوست جویى را از دهانش بیرون بکشم چنین کارى را نخواهم کرد». دلیل این کلام امام(علیه السلام) همین است که خدا را با عظمت فوق العاده اى شناخته و تمام دنیا در نظر او از پوست یک جو یا از برگ درختى که در دهان ملخى باشد کوچک تر جلوه مى کند.

+میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خدمت همه عزیزان مبارک باد!


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 128 نهج البلاغه: تأثیر عوامل زیست محیطى در سلامت
(عملى، بهداشتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِی أَوَّلِهِ وَ تَلَقَّوْهُ فِی آخِرِهِ فَإِنَّهُ یَفْعَلُ فِی الْأَبْدَانِ کَفِعْلِهِ فِی الْأَشْجَارِ أَوَّلُهُ یُحْرِقُ وَ آخِرُهُ یُورِقُ.
و درود خدا بر او، فرمود: از سرما در آغاز آن (در پاییز) بپرهیزید و در آخرش (نزدیک بهار) از آن استقبال کنید، زیرا در بدن‌هاى شما همان مى‌کند که با درختان انجام مى‌دهد؛ آغازش مى‌سوزاند و آخرش مى‌رویاند و برگ مى‌آورد.

شرح حکمت:
بوعلى سینا در کتاب طبى خود، قانون، نیز به همین نکته اشاره کرده مى گوید: «بدن ها از سرماى بهار آن احساسى را ندارند که از سرماى پاییز مى کنند، زیرا هنگام سرماى بهار، بدن عادت به سرماى زمستان کرده و ازآن رو از آن آزار نمى بیند; ولى به هنگام سرماى پاییز بدن که عادت به گرما دارد از آن آزار فراوان مى بیند». البته خداوند ورود در فصول مختلف را تدریجى قرار داده تا مشکلات انتقال به حداقل برسد.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 127 نهج البلاغه: نکوهش کوتاهی در بندگی
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ قَصَّرَ فِی الْعَمَلِ ابْتُلِیَ بِالْهَمِّ وَ لَا حَاجَةَ لِلَّهِ فِیمَنْ لَیْسَ لِلَّهِ فِی مَالِهِ وَ نَفْسِهِ نَصِیبٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: کسى که در عمل کوتاهى کند به اندوه گرفتار مى شود و خدا به کسى که در مال و جانش نصیبى براى او (جهت انفاق در راه خدا) نیست اعتنایى ندارد.


شرح حکمت:
اندوه و غم را می توان به سه منظور زیر بیان کرد:
۱-غم و اندوه در آستانه انتقال از این دنیا است که چشم برزخی داشته و سرنوشت رقت بار خود را دیده و از خدا درخواست بازگشت به دنیا و انجام عمل صالح در قبال کوتاهی های خود را می کند (99 و 100 مومنون).
۲-غم و اندوه در سرای آخرت، با توجه به آیه 56 سوره مبارکه زمر «اى افسوس بر من از کوتاهى هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم».
۳- اندوه و غم در دنیا که با بیداری و مشاهده کوتاهی های خود افسوس می خورد که چرای سرای آخرت خود را ویران و دیگران با انجام اعمال صالح آباد کرده اند.

ادامه حکمت در مورد بذل جان و مال در راه خداست. جان و‌مال از سوی خداست و بذل آنها در واقع خدمت به خود انسان است. جمله «لا حاجة...» با توجه به این که خدا به هیچ کس نیاز ندارد کنایه از بى اعتنایى است و منظور از بى اعتنایى این است که خدا آنها را از مواهب خاص و عنایات ویژه اش محروم مى سازد. این تعبیر مانند بیان کنایه آمیز دیگرى است که در آیه 67 سوره «توبه» درباره منافقان آمده است: «آنها خدا را فراموش کردند و خداوند نیز آنها را فراموش نمود» یعنى از رحمت خود محروم ساخت.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 126 نهج البلاغه: تعجب از شش گروه
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): عَجِبْتُ لِلْبَخِیلِ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَکَبِّرِ الَّذِی کَانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَةً وَ یَکُونُ غَداً جِیفَةً وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اللَّهِ وَ هُوَ یَرَى خَلْقَ اللَّهِ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِیَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَرَى الْمَوْتَى وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَنْکَرَ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى وَ هُوَ یَرَى النَّشْأَةَ الْأُولَى وَ عَجِبْتُ لِعَامِرٍ دَارَ الْفَنَاءِ وَ تَارِکٍ دَارَ الْبَقَاءِ.

و درود خدا بر او، فرمود: (1) در شگفتم از بخیل: به سوى فقرى مى شتابد که از آن مى گریزد، و سرمایه اى را از دست مى دهد که براى آن تلاش مى کند. در دنیا چون تهیدستان زندگى مى کند، امّا در آخرت چون سرمایه داران محاکمه مى شود. (2) و در شگفتم از متکبّرى که دیروز نطفه اى بى ارزش، و فردا مردارى گندیده خواهد بود، (3) و در شگفتم از آن کس که آفرینش پدیده ها را مى نگرد و در وجود خدا تردید دارد، (4) و در شگفتم از آن کس که مردگان را مى بیند و مرگ را از یاد برده است، (5) و در شگفتم از آن کس که پیدایش دوباره را انکار مى کند در حالى که پیدایش آغازین را مى نگرد، (6) و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنى را آباد مى کند، امّا جایگاه همیشگى را از یاد برده است.


شرح حکمت:
این موارد شش گانه اى که امام(علیه السلام) از همه آنها در شگفتى فرو مى رود بخشى از تناقض هایى است که انسان در زندگى گرفتار آن است و گاه زندگى یک انسان را مجموعه اى از این تناقض ها و تضادها تشکیل مى دهد و عامل اصلى آن پیروى از هواى نفس و گوش فرا ندادن به فرمان عقل است. قرآن مجید درباره دنیا و آخرت تعبیرات بسیار پر معنایى دارد از جمله در آیه 64 سوره عنکبوت مى خوانیم: «این زندگى دنیا چیزى جز سرگرمى و بازى نیست و فقط سراى آخرت، سراى زندگى (واقعى) است، اگر مى دانستید». در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «دنیا منتقل مى شود و فانى مى گردد اگر (فرضا) براى تو باقى بماند تو براى او باقى نمى مانى».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 125 نهج البلاغه: امام و شناساندن اسلام
(معنوى، اعتقادى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ یَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِی الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیَقِینُ وَ الْیَقِینُ هُوَ التَّصْدِیقُ وَ التَّصْدِیقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ.
و درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان مى شناسانم که پیش از من کسى آنگونه معرّفى نکرده باشد. اسلام همان تسلیم در برابر خدا و تسلیم همان یقین داشتن، و یقین اعتقاد راستین، و باور راستین همان اقرار درست، و اقرار درست انجام مسئولیّت ها، و انجام مسئولیّت ها همان عمل کردن به احکام دین است.

شرح حکمت:
امام (علیه السلام) در شش جمله به تعریف اسلام پرداخته اند:
1. اسلام تسلیم در برابر فرمان خدا و دستورات پیغمبر اکرم و امامان معصوم(علیهم السلام) و تسلیم در برابر فرمان عقل و فطر است.
2. بدون ایمان و یقین، تسلیم حاصل نمى شود و در واقع «تسلیم» از لوازم «یقین» است.
3. منظور از «تصدیق» (اعتقاد راستین) در اینجا علمى است که از مقدمات یقینى حاصل مى شود و تا این علم حاصل نگردد «یقین» پیدا نمى شود و تا یقین حاصل نگردد، تسلیم که روح اسلام است نیز حاصل نخواهد شد و در واقع اعتقادى که نام یقین بر آن گذارده ایم نتیجه علمى است که به صورت تصدیق در مى آید.
4. تصدیق قلبى به تنهایى کافى نیست، باید با زبان نیز اقرار شود و به صورت شهادتین که بیان ارکان اسلام است درآید.
5. منظور از «اداء» در اینجا احساس مسئولیت و آماده شدن و عزم را جزم کردن بر انجام عمل است، زیرا اگر اقرار از دل برخیزد آمادگى براى انجام وظائف و اداى مسئولیت ها را ایجاد خواهد کرد. در غیر این صورت اقرار، اقرار دروغین است.
6. کسى که عزم خود را بر اداى مسئولیت ها جزم مى کند بلافاصله وارد صحنه عمل مى گردد و اعمال صالحى بر طبق احساس مسئولیت درونى برخاسته از اقرار واقعى و تصدیق و یقین و تسلیم انجام مى دهد.
امام در نامه خود به مالک می فرمایند: «بهترین ذخیره ها را نزد خود ذخیره عمل صالح قرار بده».
بنابراین کسانى که به نام اسلام قناعت مى کنند یا تنها به ایمان قلبى و اقرار زبانى قانع هستند و یا تنها به بعضى از ظواهر اسلام پایبندند از حقیقت اسلام دورند و در بیراهه مى روند و خیال مى کنند در مسیر حقند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 124 نهج البلاغه: تفاوت غیرت زن و مرد
(علمى، اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): غَیْرَةُ الْمَرْأَةِ کُفْرٌ وَ غَیْرَةُ الرَّجُلِ إِیمَانٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: غیرت و تعصب زن (در مقابل شوهر) کفر است و غیرت و تعصب مرد (در برابر زن) ایمان است.

شرح حکمت:
«غیرت» حالتى است که انسان را وادار مى کند از ورود دیگران در حریم زندگى شخصى او جلوگیرى کند، افتخارات او را سلب ننماید، مواهبش را از دستش نگیرد و متعرض نوامیس او نشود و منظور از «غیرت زن» در کلام حکیمانه بالا همان حسادتى است که نسبت به زوجه دیگر همسرش پیدا مى کند و منظور از «غیرت مرد» در کلام بالا ممانعتى است که مرد از ورود دیگرى به حریم خانواده و ناموس خود به عمل مى آورد. کفر زن در اینجا همان بى اعتنایى به دستور خدا یعنى جواز تعدد زوجات در موارد لازم است.
پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: « پدر من ابراهیم غیرت مند بود و من از او غیرت مندترم. خداوند بینى کسانى از مؤمنین را که غیرت ندارند بر خاک بمالد».
مفهوم غیرت گسترده است و تمام مواهب و ارزش هاى الهى را که باید از آن دفاع کرد شامل مى شود، بنابراین دفاع از وطن و آبرو و حیثیت و از آن مهم تر دفاع از دین و آیین نیز از مصادیق غیرت است.
این نکته نیز شایان دقت است که گاهى افراد در مسائل ناموسى و غیر آن گرفتار وسواس مى شوند و به نام «غیرت» به هر کسى بدبین شده و عکس العمل نشان مى دهند. در نامه 31 نهج البلاغه در وصیت امام علی به امام حسن(علیهما السلام) نیز به همین موضوع اشاره شده که غیرت بیجا گاه سبب مى شود انسان هاى درست کار به نادرستى کشیده شوند. آنجا که مى فرماید: «برحذر باش از این که در جایى که نباید غیرت به خرج دهى اظهار غیرت کنى (و کار به سوء ظن ناروا بینجامد) زیرا این غیرت بى جا و سوء ظن نادرست، زن پاک دامن را به ناپاکى و بى گناه را به آلودگى ها سوق مى دهد».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 123 نهج البلاغه: الگوهاى کامل انسانیّت
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِی نَفْسِهِ وَ طَابَ کَسْبُهُ وَ صَلَحَتْ سَرِیرَتُهُ وَ حَسُنَتْ خَلِیقَتُهُ وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَکَ الْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ وَ عَزَلَ عَنِ النَّاسِ شَرَّهُ وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ وَ لَمْ یُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ.

و درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال کسى که در نزد خود کوچک (و متواضع) است (و در نظر مردم بزرگ و عزیز) و کسى که کسب و کار او طیّب و حلال باشد و باطنش پاک و صالح، کسى که اخلاق او نیکو باشد و اموال اضافى خود را در راه خدا انفاق کند و کسى که سخنان زائد زبانش را نگه مى‌دارد و آزار او به مردم نمى‌رسد و آن کس که سنت (پیامبر) براى او کافى است و بدعتى از او سر نمى‌زند.
سید رضی: (برخى حکمت 123 و 122 را از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نقل کرده اند.)

شرح حکمت:
امام (علیه السلام) هشت فضیلت را برشمرده است:

1- خوار ساختن نفس در برابر خدا به دلیل نیاز و حاجتى که به او دارد و همچنین توجه به سرانجام کار و عالم آخرت.
2- کسب حلال، از راه درستى که شایسته است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسى که خوشحال مى شود از این که دعایش مستجاب گردد، باید کسب خود را پاک و حلال کند».
3- نیت پاک براى خدا و پاک داشتن درون از نیتهاى فاسد در رفتار با مردم.
4- خوش خویى و آراستگى به فضایل اخلاقى. پیامبر اکرم می فرمایند: «حسن خلق نصف دین است»
5- انفاقِ مالى که از حد نیاز بیشتر است در راهى شایسته از راههاى نزدیکى به خدا، و این همان فضیلت بخشندگى است.
6- خوددارى از پرگویى یعنى پرهیز از سخن گفتن زیاد بر آنچه که شایسته است، یعنى خاموشى در جاى خود. پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «هیچ کس از گناهان محفوظ نمى ماند مگر این که زبانش را حفظ کند».
7- دور داشتن بدى و شرارت از مردم که همان عدالت و یا لازمه عدالت است. در احادیث مکرّر آمده است که: با ایمان کسى است که مسلمانان از شر او در امان باشند.
8- پایبندى به سنّت خدا و پیامبر (ص) و فاصله نگرفتن از آنها به طرف آنچه که بدعت در دین و ناشایست است. رسول اکرم می فرمایند: «بدعت گزاران بدترین مخلوقات خدا و بدعت گزار نکوهیده ترین خلق است»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

#نهج_البلاغه
حکمت 122: نکوهش غفلت از مرگ
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ تَبِعَ جِنَازَةً فَسَمِعَ رَجُلًا یَضْحَکُ فَقَالَ کَأَنَّ الْمَوْتَ فِیهَا عَلَى غَیْرِنَا کُتِبَ وَ کَأَنَّ الْحَقَّ فِیهَا عَلَى غَیْرِنَا وَجَبَ وَ کَأَنَّ الَّذِی نَرَى مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ عَمَّا قَلِیلٍ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ نُبَوِّئُهُمْ أَجْدَاثَهُمْ وَ نَأْکُلُ تُرَاثَهُمْ کَأَنَّا مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ ثُمَّ قَدْ نَسِینَا کُلَّ وَاعِظٍ وَ وَاعِظَةٍ وَ رُمِینَا بِکُلِّ فَادِحٍ وَ جَائِحَةٍ.

و درود خدا بر او، (در پى جنازه اى مى رفت و شنید که مردى مى خندد.) فرمود: گویى مرگ در دنیا، بر کسانى غیر ما، مقدر گشته است، و گویى حق (یعنى مرگ که حق است) بر کسانى غیر ما واجب شده و گویى مردگانى را که مى بینیم مسافرانى هستند که به زودى به سوى ما باز مى گردند. جسدهایشان را در خاک نهان مى سازیم و ارث ایشان را مى خوریم (اما از آنچه براى آنان پیش آمده عبرت نمى گیریم) از این گذشته به راستى هر مرد و زن از دنیا رفته اى و پندى را که هر یک به ما مى دهد، فراموش کردیم و (در نتیجه آن،) خود را هدف حوادث سنگین و آفات نابود کننده قرار داده ایم.

شرح حکمت:
افراد غافل و بى خبرى هستند که چون نام مرگ برده مى شود فورا مى گویند: بس کنید. خدا چنان روزى را نیاورد. و یا چون از کنار قبرستان رد مى شوند روى خود را بر مى گردانند! فارغ از این که اگر ما از مرگ غافل شویم او از ما غافل نمى شود و به گفته امام(علیه السلام): «غافل مى شوید از چیزى که هرگز از شما غافل نمى شود و چگونه طمع دارید در چیزى که هیچ گاه به شما مهلت نمى دهد»
امام على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى فرماید: «این واعظ براى شما کافى است که همه روز مردگانى را مى نگرید که آن ها را به سوى گورهایشان مى برند بى آنکه خودشان بخواهند». در روایات متعددى این تعبیر از پیشوایان معصوم(علیهم السلام) نقل شده است: «براى وعظ و اندرزِ انسان ها مرگ کافى است».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 121 نهج البلاغه: ارزیابى عمل‏ها
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام) : شَتَّانَ مَا بَیْنَ عَمَلَیْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ یَبْقَى أَجْرُهُ.
و درود خدا بر او، فرمود: تفاوت زیادیست مابین این دو کار: کارى که لذتش از میان مى رود و رنج آن باقى مى ماند، و کارى که رنج آن برطرف مى شود و پاداش و مزدش، باقى مى ماند.

شرح حکمت:
اعمال گناه آلود داراى لذتى موقتى و ناپایدار است که به زودى زایل مى گردد ولى عواقب بد آن هم در دنیا و هم در آخرت دامان انسان را مى گیرد. ولى به عکس، انسانى که به سراغ بندگى خدا مى رود و در میدان جهاد با نفس و جهاد با دشمن حاضر مى شود، هر چند با مشکلاتى روبرو مى گردد; اما این مشکلات تدریحا از بین مى رود و اجر و پاداش دنیوى و اخروى آن باقى مى ماند. این همان چیزى است که قرآن به آن اشاره کرده مى فرماید: «(مَا عِنْدَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِنْدَ اللهِ بَاق); آنچه نزد شماست از میان مى رود، و آنچه نزد خداست باقى مى ماند».
در خطبه 176 نیز این جمله را امام (علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) نقل مى کنند: «بهشت در میان ناراحتى ها احاطه شده و دوزخ در میان شهوات».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 120 نهج البلاغه: ویژگى هاى قبایل قریش
(علمى، اجتماعى، تاریخى)

وَ سُئِلَ (علیه السلام) عَنْ قُرَیْشٍ فَقَالَ: أَمَّا بَنُو مَخْزُومٍ فَرَیْحَانَةُ قُرَیْشٍ نُحِبُّ حَدِیثَ رِجَالِهِمْ وَ النِّکَاحَ فِی نِسَائِهِمْ وَ أَمَّا بَنُو عَبْدِ شَمْسٍ فَأَبْعَدُهَا رَأْیاً وَ أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا وَ أَمَّا نَحْنُ فَأَبْذَلُ لِمَا فِی أَیْدِینَا وَ أَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِ بِنُفُوسِنَا وَ هُمْ أَکْثَرُ وَ أَمْکَرُ وَ أَنْکَرُ وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ.

از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره (چند قبیله منشعب از) قبیله قریش سؤال شد. در جواب فرمودند: اما بنى مخزوم گل خوشبوى قریشند، گفتار مردانشان، و ازدواج با زنانشان را دوست داریم. اما فرزندان عبد شمس (که بنى امیه از همینها هستند) دوراندیش تر، و موقع حوادث نیرومندترند. و اما ما بنى هاشم از آنچه در دست داریم بخشنده تر، و به وقت بذل جان سخاوتمندتریم. فرزندان عبد شمس در عدد بیشتر و مکارتر و بد کردارترند، و ما فصیح تر و خیر خواه تر و خوشروتریم.

شرح حکمت:
جمله «أَبْعَدُهَا رَأْیاً» و «أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا» دو تفسیر دارد:
۱-به شکل مدح که بیانگر افکار عمیق و دورنگری است و نسبت به آنچه در اختیار دارند شجاعانه دفاع می کنند.
۲- به شکل دو وصف مذموم که جمله «أَبْعَدُهَا رَأْیاً» یعنی دورترین قبایل قریش از حقند و «أَمْنَعُهَا لِمَا وَرَاءَ ظُهُورِهَا» به معنای بخیل ترین افراد نسبت به آنچه در اختیار دارند، است.
با توجه به شواهد تاریخی تفسیر دوم برای فرزندان عبد شمس که دارای افرادی چون ابوسفیان و معاویه و... است،مناسب تر است.
در ادامه حکمت امام به بیان خصوصیات بنی هاشم‌می پردازد که عبارتند از:
۱-فصاحت: نمونه بارز پیامبر،نهج البلاغه امام علی،دعای عرفه امام حسین،صحیفه سجادیه امام سجاد و...
۲- خیرخواهی درباره اسلام: همچون داستان کربلا که تا پای جان برای دفاع از اسلام ایستادگی کردند
۳- زیبایی صورت
۴- بذل و بخشش: دادن انگشتر گران قیمت در رکوع نماز توسط امام علی،بخشیدن پیراهن شب عروسی حضرت فاطمه توسط ایشان به فقیر، تقسیم اموال امام حسن بین فقرا و...
در این حکمت امام قبیله ای را زیر سوال نبرده زیرا حکم‌های عام ناظر به عموم نیست بلکه ناظر به غالب افراد است.مثلا جوانان سرکش هستند،منظور همه جوانان نیستند بلکه غالب اینگونه اند ودیگر اینکه بیان صفات مخفی اشکال دارد نه صفات آشکار. و درآخر این حکمت به برتری ارزش های اخلاقی نسبت به کثرت افراد می پردازد.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 119 نهج البلاغه: ضرورت شناخت دنیا
(اخلاقى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام): مَثَلُ الدُّنْیَا کَمَثَلِ الْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّهَا وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِی جَوْفِهَا یَهْوِی إِلَیْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ یَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ.
و درود خدا بر او، فرمود: مثل دنیا مانند مثل ماری (خوش خط و خال) است که دارای پوست و گوشتی نرم است در حالی که زهر کشنده ای درون آنست، شخص نادان به آن میل می کند و خردمند عاقل از آن اجتناب می نماید.

شرح حکمت:
طبیعت دنیا داراى این دو ویژگى ظاهرى فریبنده و باطنى خطرناک است؛ کاخ ها، زر و زیورها، لباس ها، غذاهاى رنگارنگ و عیش و نوش ها مظاهر جذاب دنیاست; ولى در درون، غفلت، بى خبرى از خدا آلوده شدن به انواع گناهان را براى به دست آوردن یا حفظ آن با خود دارد.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرمایند: «دنیا را به اهل آن واگذارید، زیرا کسى که بیش از نیاز خود از آن برگیرد در واقع مرگ خود را از آنجا که نمى داند تسریع کرده است».
در حدیث دیگرى از آن حضرت مى خوانیم: « هیچ کس از اولین و آخرین نیست مگر این که روز قیامت آرزو مى کند که اى کاش جز به اندازه نیاز از دنیا به او داده نشده بود».
دنیاى ممدوح و محبوب و به تعبیر روایت امام سجاد(علیه السلام) «دنیاى بلاغ» (دنیایى که انسان را به هدف مى رساند) محسوب مى شود. در حدیثى مى خوانیم: شخصى خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: به خدا ما دنیا را دوست داریم و علاقه مندیم به ما داده شود. امام(علیه السلام) به او فرمود: دنیا را دوست دارى؟ مى خواهى با آن چه کنى؟ عرض کرد: زندگى خودم و خانواده ام را تأمین کنم، با آن صله رحم به جا آورم، در راه خدا صدقه دهم و حج و عمره به جا آورم. امام(علیه السلام) فرمود: « این طلب دنیا نیست بلکه طلب آخرت است».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 118 نهج البلاغه: استفاده از فرصت ها
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): إِضَاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن فرصت مایه غم و اندوه است.

شرح حکمت:
حدیث معروفى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه «(وَلاَ تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا); نصیبت را از دنیا هرگز فراموش نکن (77 قصص)» آمده که فرمود: «سلامتى و توانایى و فراغت بال و جوانى و نشاطت را فراموش نکن و به وسیله آن سعادت آخرت را تحصیل نما».
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «پروردگار شما در دوران زندگانى تان نسیم هاى سعادتى در اختیار شما مى گذارد از آن نسیم ها استفاده کنید و خود را در معرض آن قرار دهید». این نسیم هاى سعادت همان فرصت هاى گرانبهاست که در دوران زندگى براى انسان گه گاه حاصل مى شود.
در حدیث دیگرى امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرمایند: «اى مردم هم اکنون هم اکنون (به پا خیزید) پیش از آنکه (فرصت ها از دست برود و) پشیمان شوید و پیش از آنکه (به فرموده قرآن مجید) کسى بگوید: افسوس بر من از کوتاهى هایى که در اطاعت از فرمان خدا کردم».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن

حکمت 117 نهج البلاغه: پرهیز از افراط و تفریط در دوستى با امام علیه السّلام
(اعتقادى، اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): هَلَکَ فِیَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ.
و درود خدا بر او، فرمود: دو تن به خاطر من به هلاکت رسیدند: دوست افراط کننده، و دشمن دشنام دهنده.

شرح حکمت:
با توجه به حکمت دو‌گروه در گمراهی هستند:
۱-گروهی که محبت آنها به اولیای خدا از حد اعتدال خارج شده و ‌امام را به مقام نبوت و الوهیت برسانند، مانند غلات که حضرت علی را برتر از پیغمبر بلکه خدا مى دانستند و مى گفتند: خداوند در جسم على(علیه السلام) حلول کرده، زیرا صفاتش صفات خدایى است. لذا حضرت جمعى از آنان را توبه داد و چون توبه نکردند فرمان مرگ آنها را صادر کرد.
بى شک محبت اولیاء الله از ارکان ایمان است و همان سبب پیروى بى قید و شرط از آنان و در نتیجه سبب نجات در دنیا و آخرت مى شود، اما غلو در آن سبب گمراهی می شود. امام صادق(علیه السلام) میخوانیم که در پاسخ کسى که مى گفت: خداوند محمد و على را آفریده و تمام کارها را به دست آنها سپرده، آفرینش به دست آنهاست و...، فرمود: این دشمن خدا دروغ گفته است، آیه سوره «رعد» را براى او بخوانید که میفرماید: «آنها براى خدا شریکانى قرار داده اند که اعتقاد داشتند این همتایان نیز مانند خدا مى آفرینند... بگو خداوند خالق همه چیز است و او یگانه پیروز است»۰
۲-در مقابل گروه اول،گروهی هستند که نه تنها محبت به اولیای خدا نداشته بلکه دشمنی و کینه دارند، مانند خوارج که آن حضرت را (نعوذ بالله) لعن و نفرین مى کردند و واجب القتل مى دانستند.
لذا امام(علیه السلام) در خطبه 127 فرمود: «بهترین مردم در مورد من گروه میانه رو هستند، هرگز از آنها جدا نشوید.»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حسـ ـن