رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره مومنون آیه 17

وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا کُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِینَ

و بی تردید بالای سرتان هفت آسمان [که هر یک بر فراز دیگری است] آفریدیم، و ما از آفریده ها بی خبر نیستیم.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۴۹۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اللهم عجل لولیک الفرج» ثبت شده است

حدیث شماره 8 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود یکى از دانشمندان یهود نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت اى امیرمؤمنان پروردگارت از چه زمانی بوده؟ فرمودند: «واى بر تو! از چه زمانى بوده را به چیزى گویند که زمانى نبوده؛ ولى به آنچه بوده، نگویند از کى بوده، او بدون پیشى، پیش از هر پیش است و بدون بعدى، پس از هر بعدى است و او را نهایت و پایانى نیست تا پایانش به انتها برسد، عرض کرد: آیا تو پیغمبرى؟ فرمود: «مادرت مرگت را بیند، همانا من بنده اى از بندگان رسول خدا هستم.»

حدیث شماره 7 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

زرارة گوید به حضرت باقر (علیه السلام) عرض کردم آیا خدا بوده و چیزى نبوده؟ فرمودند: «آرى خدا بوده و چیزى نبوده» گفتم پس کجا بوده؟ حضرت تکیه کرده بود، راست نشست و فرمود: «اى زراره سخن محالى پرسیدى، چون از مکان چیزى پرسیدى که مکان ندارد.»

حدیث شماره 6 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) به یهود گفت مسلمانان می پندارند علی در بحث و جدل از همه مردم توانا و داناتر است. اینک مرا نزد او ببرید تا شاید بتوانم سؤالی از او بپرسم و لغزش و خطای او را به اثبات رسانم. خدمت حضرت آمد و عرض کرد اى امیرمؤمنان مى خواهم از شما مسأله اى پرسم. فرمودند: «هر چه خواهى بپرس» گفت اى امیرمؤمنان پروردگار ما از کى بوده؟ فرمودند: «اى یهودى! «از کی بوده» را به کسی گویند که زمانی نبوده است، پس، از کی بوده آنجا درست است؛ ولى خدا موجود است بدون بودن پدید آمده اى، بوده است بدون هیچ کیفیتى. آرى اى یهودى! باز هم آرى اى یهودى! چگونه براى او قبلى باشد؟ در صورتى که او پیش از پیش است، بدون پایان و پایانش بی پایان است. پایان به او نرسد و پایان ها نزد او منقطع شوند و او پایان هر پایان است.» یهودى گفت: گواهى دهم که دین تو حق است و آنچه مخالف آن است باطل است.

حدیث شماره 5 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکى از دانشمندان یهود نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت اى امیرمؤمنان پروردگارت از چه زمانی بوده؟ فرمودند: «مادرت به عزایت نشیند، خدا چه زمانی نبوده تا گفته شود از چه زمانی بوده؟ پروردگارم بدون پیشى، پیش از هر پیشى بوده و بدون بعدى پس از هر بعدی خواهد بود. براى پایانش پایان و نهایتى نیست، پایان ها نزد او قطع شوند، پس او نهایت هر پایان است.» گفت یا امیرالمؤمنین تو پیغمبرى؟ فرمودند: «واى بر تو، من بنده اى از بندگان محمد(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) هستم.» و روایت شده که از آن حضرت سؤال شد پروردگار ما پیش از آنکه آسمان و زمینى آفریند، کجا بود؟ فرمودند: «کلمه کجا پرسش از مکان است و خدا بوده و مکانى نبوده.»

حدیث شماره 4 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

یهود اطراف رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) جمع شده و به او گفتند این مرد عالم است (مقصودشان امیرالمؤمنین علیه السلام بود) ما را نزد او ببر تا از او سؤال کنیم، آنگاه نزدش آمدند. به آنها گفته شد حضرت در خانه خویش است، منتظر شدند تا بیرون آمد. رأس الجالوت عرض کرد آمده ایم از شما پرسشى کنیم. فرمودند: «اى یهودى! هر چه از ذهنت می گذرد بپرس.» گفت از پروردگارت مى پرسم که از چه زمانى بوده است؟ فرمودند: «خداوند بدون پدید آمدن و بدون چگونگی بوده است. او همیشگى است، بدون کمیت و کیفیت زمانی، چیزى پیش از او نبوده و او پیش از پیش بوده بی آنکه پیشی باشد. او پایان و نهایتى ندارد، پایان از او منقطع است و او پایان هر پایان است. رأس الجالوت گفت بیائید برویم که او از آنچه هم درباره اش گویند، دانشمندتر است.

حدیث شماره 4 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

یهود اطراف رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) جمع شده و به او گفتند این مرد عالم است (مقصودشان امیرالمؤمنین علیه السلام بود) ما را نزد او ببر تا از او سؤال کنیم، آنگاه نزدش آمدند. به آنها گفته شد حضرت در خانه خویش است، منتظر شدند تا بیرون آمد. رأس الجالوت عرض کرد آمده ایم از شما پرسشى کنیم. فرمودند: «اى یهودى! هر چه از ذهنت می گذرد بپرس.» گفت از پروردگارت مى پرسم که از چه زمانى بوده است؟ فرمودند: «خداوند بدون پدید آمدن و بدون چگونگی بوده است. او همیشگى است، بدون کمیت و کیفیت زمانی، چیزى پیش از او نبوده و او پیش از پیش بوده بی آنکه پیشی باشد. او پایان و نهایتى ندارد، پایان از او منقطع است و او پایان هر پایان است. رأس الجالوت گفت بیائید برویم که او از آنچه هم درباره اش گویند، دانشمندتر است.

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف


تمام اتفاقات عجیب و غریبِ دنیا ، فقــط یک حرف دارد ؛
بشــر در نهایتِ ضعف است، و توانِ اداره‌ی دنیا را ندارد ....

وقت آن رسیده ... بخواهیم !
صادقانه بخواهیم ، باقی‌مانده‌ی خدا را در زمین ...

وقت موحّد شدن رسیده ؛
اعتماد به بشر را ، بفروشیم به؛ اعتماد به خدا!
دنیا سبز خواهد شـــد

واعظ: استاد شجاعی

اللهم عجل لولیک الفرج

فایل ویدوئی

حدیث شماره 3 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

مردى خدمت امام باقر (علیه السلام) آمد و عرض کرد به من بگو پروردگارت از کى بوده؟ امام فرمودند: «واى بر تو، به چیزى که در زمانى نبوده گویند، از کى بوده، همانا پروردگار تبارک و تعالى من، همیشه بوده و زنده است بدون چگونگى، و برای او «بود شد» به کار نمی رود (جمله «بود شد» نسبت به خدا غلط است زیرا این جمله را به کسى گویند که نباشد و سپس پیدا شود) و بودنش را چگونه بودن نباشد. مکانى ندارد، در چیزى نیست و روی چیزى قرار ندارد. برای منزلت خود مکانی پدید نیاورد، پس از آنکه چیزها را به عرصه وجود آورد نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی را هستی دهد ناتوان نبود. پیش از آنکه چیزی آفریند، ترسان نبود. شباهتی به آنچه در لفظ آید و به خاطر گذرد، ندارد. پیش از آنکه دست به آفرینش زند از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان نیز از آن جدا نباشد. همیشه بدون زندگى زنده است، پیش از آنکه چیزى آفریند پادشاه توانا بود و پس از ایجاد جهان هستى، پادشاه مقتدر است. براى او چگونگى و مکان و حدى نیست و به وسیله شباهت به چیزى شناخته نشود، هر چه بماند پیری به وجود او راه نیابد. او از چیزى نترسد بلکه تمام چیزها از ترس او قالب تهى کنند. زنده است بدون زندگی و از «بودنی» برخوردار است که نه به وصف درآید و نه چگونگی او را محدود سازد و نه مکانی که اقامتگاهش باشد و مجاور چیزی به شمار آید. بلکه زنده ایست (که با آثار قدرت و زندگى) شناخته شده و پادشاهى است که همیشه قدرت و پادشاهى دارد. آنچه را خواست به محض آنکه خواست با مشیت خود پدید آورد. نه محدود است و نه داراى اجزاء و فانى نگردد. او سر آغاز هستى است بدون کیفیت (هر چیز که آغاز چیز دیگر باشد براى او کیفیتى از آن حاصل شود جز آغاز بودن خداوند) و انجام هستى است بدون مکان (مؤخر بودن هر چیز واقع شدن اوست در مکانى عقب تر از پیشینیان جز ذات بارى که اولیت و آخریتش عین ذات اوست) همه چیز جز ذات او نابودشدنی است. (زیرا همه چیز به منزله سایه و پرتوى از وجود اوست که چون از ارتباط و تعلقشان به او صرف نظر شود جز نابودى چیزى نباشند)، آفرینش و حکم نافذ از آن اوست. پر خیر است پروردگار جهانیان. واى بر تو اى سؤال کننده، همانا پروردگار من اندیشه ها او را فرا نگیرد و شبهات بر او فرود نیابند و سرگردان نشود (همه چیز نزدش روشن و قطعى است) چیزى به نزدیکى او نرسد، پیش آمدها بر او وارد نشود و چیزی از او پرسیده و بازخواست نشود و بر چیزى پشیمان نگردد، چرت و خوابش نبرد، هر چه در آسمان ها و زمین و میان آنها و زیر خاک است از آن اوست.»

حدیث شماره 2 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

مردى از پشت رودخانه بلخ آمد و خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رسید و عرض کرد من از شما مسأله اى مى پرسم، اگر همان طور که می دانم پاسخ گویی به امامت تو اقرار خواهم کرد. امام فرمودند: «هر چه خواهى بپرس.» عرض کرد به من بگو پروردگارت از چه زمانی بوده و چگونه بوده و تکیه اش بر چیست؟ امام فرمود خداى تبارک و تعالى مکان را مکان قرار داد بی آنکه برای او مکانی باشد و چگونگی را پدید آورد بی آنکه خود دارای چگونگی باشد و بر قدرت خود تکیه دارد. آن مرد برخاست و سر آن حضرت را بوسید و گفت گواهى دهم که شایان پرستش جز خدا نیست و محمد فرستاده اوست و على وصى پیغمبر و سرپرست دعوت او پس از وى می باشد و شمائید پیشوایان راستگو و توئى جانشین بعد از آنها.

حدیث شماره 1 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

نافع بن ازرق به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد به من بفرمائید خدا از چه زمانى بوده؟ فرمودند: «مگر چه زمانى نبوده تا به تو گویم از چه زمانى بوده، منزه باد آنکه همیشه بوده و همیشه خواهد بود، یکتا و بى نیاز است، همسر و فرزند نگیرد.»

حدیث شماره 3 باب معبود کتاب توحید اصول کافی

 

عبد اللّه بن ابی نجران گوید به امام باقر علیه السلام نوشتم، یا زبانى عرض کردم: خدا مرا قربانت کند، ما مى توانیم بخشنده مهربان یگانه یکتاى بى نیاز را پرسش کنیم؟ فرمودند: «هر که تنها نام را، بدون آنکه بدان نامیده شده، بپرستد مشرک و کافر و منکر است و چیزى نپرستیده، بلکه خداى یگانه یکتاى بى نیازى را که به این نام ها نامیده شده، پرستش کن، نه خود نام ها را؛ زیر نام ها صفاتى هستند که خدا خود را به آنها ستوده است.»

حدیث شماره 2 باب معبود کتاب توحید اصول کافی

 

هشام حکم گوید از حضرت صادق (علیه السّلام) درباره نام های خدا و اشتقاق آنها پرسیدم که اللّه از چه مشتق است؟ فرمودند: «ای هشام! اللّه از «اله» مشتق است و اله، مألوهی (آنکه پرستیده شود) لازم دارد؛ و نام غیر صاحب نام است. پس کسی که نام را بدون صاحب نام بپرستد، به طور قطع کافر و چیزی را نپرستیده است و کسی که نام و صاحب نام را بپرستد باز هم کافر است و دو چیز را پرستیده است و هر که صاحب نام را پرستد نه نام را، این یگانه پرستى است. ای هشام! فهمیدی؟» عرض کردم بیشتر بفرمایید. فرمودند: «همانا خداوند نود و نه نام دارد. اگر هر نامی، همان صاحب نام باشد، باید هرکدام از نام ها خدایی جداگانه باشد؛ ولی خداوند معنایی است که این نام ها بر او دلالت کنند و همه نام ها غیر خود او باشند. ای هشام! نان، نامی برای چیزی است که خورده می شود و آب نامی برای چیزی است که نوشیده می شود و لباس، نامی برای چیزی است که پوشیده می شود و آتش، نامی برای چیزی است که می سوزاند. ای هشام! طوری فهمیدی که بتوانی دفاع کنی و در مبارزه با دشمنان ما و کسانی که همراه خدای بزرگ و والا چیزی دیگری می پرستند (و برای او شریک می گیرند) پیروز شوی؟» عرض کردم آری. فرمودند: «ای هشام! خدایت بدان سود دهد و پایدارت بدارد.» هشام گوید به خدا سوگند از زمانی که از آن مجلس برخاستم تا امروز کسی در بحث های توحید بر من چیره نشده است.

حدیث شماره 1 باب معبود کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق علیه السلام فرمود: «کسى که خدا از روى خیال خود بپرستد، کافر است و کسی که نام خدا را بدون صاحب نام پرستد، باز هم کافر است؛ کسى که نام و صاحب نام را با هم بپرستد، مشرک است؛ و کسی که صاحب نام را بپرستد و با صفت های که خود را به وسیله آن ستوده، نام ها را هم بر آن تطبیق دهد و دل بدان محکم کند و در نهان و آشکارش به زبان آورد، این ها یاران حقیقى امیرالمؤمنین علیه السلام مى باشند.» و در حدیث دیگر آمده است: «ایشان مؤمنان حقیقی هستند.»

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

برای یاری اش... باید آماده شد!

کسی که قلبش،
آماده پیوستن به امامش نیست؛
عاشقانه، به یاری اش نمی شتابد.

عشق...عنصر اصلی انتظار است

واعظ: استاد شجاعی

اللهم عجل لولیک الفرج

فایل ویدوئی

حدیث شماره 3 باب کمترین درجه خداشناسی کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق علیه السلام فرمودند: «همه کارهای خدا شگفت آور است، جز اینکه به اندازه ای که خود را به شما معرفى کرده، مسؤلتان دانسته است. (که او را به همان مقدار بشناسید و فرمان برید.)»

حدیث شماره 2 باب کمترین درجه خداشناسی کتاب توحید اصول کافی

 

طاهربن حاتم در زمانى که عقیده درست داشت (و افکار غلو آمیز نداشت) به امام نوشت، در خداشناسى مقدارى که به کمتر از آن اکتفا نشود چیست؟ حضرت به او پاسخ داد: «اینکه خدا همیشه دانا، شنوا و بیناست و آنچه را اراده نماید تحقّق یابد.» از امام باقر (علیه السّلام) از اندازه ای که در خداشناسی به کمتر از آن بسنده نشود، پرسیدند. فرمودند: «اینکه چیزى مانند و شبیه او نیست، همیشه دانا و شنوا و بیناست.»

حدیث شماره 1 باب کمترین درجه خداشناسی کتاب توحید اصول کافی

 

فتح بن یزید گوید از حضرت ابوالحسن (علیه السلام) درباره کمترین درجه خداشناسى پرسیدم، فرمودند: «اقرار به اینکه جز او خدائى نیست، مانندى و نظیرى ندارد، او قدیم است و پا برجا، موجود است و گم نشدنى و به یقین چیزى همانند او نیست.»

حدیث شماره 3 باب آنکه خدا را جز به خودش نتوان شناخت کتاب توحید اصول کافی

 

منصوربن حازم گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم با مردمى مناظره کردم و به ایشان گفتم: خداى جل جلاله، بزرگوارتر و ارجمندتر و گرامی تر است از اینکه به وسیله مخلوقش شناخته شود، بلکه بندگان به سبب خدا شناخته شوند. حضرت فرمود: «خدا تو را رحمت فرماید.»

حدیث شماره 2 باب آنکه خدا را جز به خودش نتوان شناخت کتاب توحید اصول کافی

 

از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد که پروردگارت را به چه شناختى؟ فرمودند: «به آنچه که خودش خود را برایم معرفى کرده.» عرض شد: چگونه خودش را به تو معرفى کرده؟ فرمود: «هیچ شکلی (صورتى) شبیه او نیست و با حواس درک نشود و با مردم مقایسه نشود، در عین دورى، نزدیک و در عین نزدیکى ،دور است. (با آنکه از رگ گردن به بندگانش نزدیک تر است، بندگان در نهایت پستى و او در نهایت علو است) برتر از از همه چیز است و گفته نشود چیزى برتر از اوست، جلو همه چیز است و نتوان گفت جلو دارد (پس او بودنش به معنى تقدم رتبه و علت بودن اوست نه جلو بودن مکانى) در همه چیز داخل است نه مانند داخل بودن چیزى در چیزى (بلکه به معنى احاطه علم و تدبیر و فیضش با جزاء ممکنات) از همه چیز خارج است نه مانند چیزى که از چیزى خارج باشد (بلکه به معنى شباهت نداشتن به هیچ چیز) منزه است آنکه چنین است و جز او چنین نیست، و او سر آغاز همه چیز است.»

حدیث شماره 1 باب آنکه خدا را جز به خودش نتوان شناخت کتاب توحید اصول کافی

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «خدا را به خدا و رسول را به رسالتش و صاحبان امر را به (آثار و اعمال او از قبیل) امر به معروف و دادگرى و نیکوکارى بشناسید.»

 

شرح:

مؤلف کتاب مرحوم کلینى (ره) فرماید: معنى سخن حضرت که فرمودند «خدا را به خدا بشناسید، این است که خدا اشخاص، انوار، جواهر و اعیان را خلق فرمود و مقصود از اعیان پیکرهاست (هر موجود جسمانى)و جواهر عبارت از ارواحند و خداى عزوجل شباهتى با جسم و روح ندارد و هیچ کس را در آفریدن روح حسّاس و درک کننده، نه دستوری بوده و نه وسیله ای و خدا در آفریدن ارواح و اجسام یکتا بوده است. پس وقتی کسی خدا را از شباهت به موجودات جسمانی و روحانی نفی کند، خدا را به خدا شناخته و وقتی او را به روح یا جسم (پیکر) یا نور تشبیه نماید، خدا را به خدا نشناخته است.

السلام علیک یا اباصالح المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف

 

باید،دور هم جمع شویم!
دستان خالی ما،اگر کنار هم باشند؛
خورشید را،از پس پرده بیرون میکشند.

خورشیدی که
تنها درمان دردهای من وتوست

واعظ: استاد شجاعی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

فایل صوتی



برگرفته شده از ramzehayat.ir