رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره الرحمن آیه 9
وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ

و ترازو را به عدالت برپا دارید و از ترازو مکاهید؛

طبقه بندی موضوعی

حکمت 54 نهج البلاغه: ارزش عقل و ادب و مشورت
(اخلاقى، اجتماعى)


وَ قَالَ (علیه السلام): لَا غِنَى کَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ کَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ کَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ کَالْمُشَاوَرَةِ.
و درود خدا بر او، فرمود: هیچ ثروت و بى نیازى همچون عقل، و هیچ فقرى همچون جهل و هیچ میراثى همچون ادب و هیچ پشتیبانى همچون مشورت نیست.


شرح حکمت:
رسول خدا فرمود: « خداوند هیچ نعمتى را برتر از عقل در میان بندگانش تقسیم نکرده است. خواب عاقل از شب زنده دارى جاهل (و عبادت شبانه او) برتر و روزه (مستحبى) نگرفتنش از روزه (مستحبى) جاهل برتر و توقفش از سفر جاهل (براى اطاعت پروردگار یا جهاد) مهم تر است و خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نکرد مگر این که عقلش کامل شد و عقل او برتر از عقول تمام امتش بود.»

منظور از عقل، همان گونه که در روایات اسلامى آمده همان هوش و فراستى است که انسان را به خدا و اطاعت او نزدیک مى کند و از زشتى ها دور مى سازد. از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره عقل سوال کردند و ایشان فرمودند: «عقل چیزى است که انسان به وسیله آن خدا را پرستش مى کند و بهشت را به دست مى آورد». راوى عرض کرد مى گویند معاویه عاقل است؟ فرمود: این نوعى شیطنت شبیه عقل است و عقل نیست.

منظور از ادب، حسن معاشرت با مردم و تواضع در برابر خلق و خالق و برخورد پسندیده با همه افراد است. معنى اصلى واژه ادب دعوت کردن است و از آنجایى که اخلاق نیک و برخورد شایسته مردم را به خوبى ها دعوت مى کند آن را ادب نامیده اند.

اسلام مى گوید: خداوند تمام علم و دانش و عقل را به یک یا چند نفر نداده بلکه در میان بندگان خدا تقسیم کرده است. اگر کسى مى خواهد به کمالِ علم و دانش و عقل برسد باید از افکار دیگران استفاده کند و چه بسا یک مشورت، جلوى خطاهاى بسیارى را مى گیرد؛ در روایات متعدد وارد شده باید طرف مشورت عاقل و خداترس و راستگو و راز نگه دار و شجاع و خیرخواه باشد تا بتوان از مشورت او بهره گرفت.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 53 نهج البلاغه: حقیقت سخاوت

(اخلاقى، اقتصادى، اجتماعى)


وَ قَالَ (علیه السلام): السَّخَاءُ مَا کانَ ابْتِدَاءً فَأَمَّا مَا کانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَیاءٌ وَ تَذَمُّمٌ.
و درود خدا بر او، فرمود: بخشندگى حقیقى آن است که بدون درخواست طرف بوده باشد و اما آنچه در برابر درخواست باشد به علت شرمندگى از درخواست کننده و ترس از نکوهش دیگران است.

شرح حکمت:
قرآن مجید در سوره بقره در مورد اهمیت انفاق و آثار و برکات آن، به کسانی تاکید می کند که روی سوال ندارند و به دلیل عفت و مناعت طبع، مردم آنها را در زمره اغنیا می دانند؛ میفرماید:« ... و از شدت خویشتن داری، افراد ناآگاه آنها را بینیاز می پندارند، اما آنها را از چهره هایشان میشناسی و هرگز با اصرار چیزی از مردم نمیخواهند و هرچیزی درراه خدا انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است.( ۲۷۳ )»

پیامبر اکرم میفرمایند: سخاوت صفت بزرگ خداست.

امام صادق میفرمایند: گروهی از یمن خدمت رسوال خدا آمدند. ومیان آنها مردی بود در مکالمه با پیامبر درشت گویی میکرد. پیامبر خشمگین شد و چهره در هم کشید.جبرئیل نازل شد و عرض کرد: پروردگارت به تو درود فرستاد و میگوید: این مرد سخاوتمندی است که پیوسته اطعام میکند.خشم پیامبر فرو نشست سخن خدا را به آن مرد بازگو نمود و فرمود اگر سخاوتمند نبودی تو را طرد میکردم تا عبرتی برای دیگران باشی. آن مرد گفت: آیا پروردگار تو سخاوت را دوست دارد؟ پیامبر فرمود: آرى. آن مرد شهادتین بر زبان جارى کرد و مسلمان شد و گفت: به خداوندى که تو را به حق مبعوث کرده هرگز کسى را از مالم محروم نساختم.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 52 نهج البلاغه: گذشت و توانایى
(اخلاقى، سیاسى)


وَ قَالَ (علیه السلام): أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ.
و درود خدا بر او، فرمود: شایسته ترین مردم به عفو، قادرترین آنها به مجازات است.

شرح حکمت:
اینکه می فرمایند شایسته ترین مردم به عفو قادرترین آنها بر مجازات است به دلیل این است که هر چه قدرت بر مجازات بیشتر باشد عفو و گذشت اهمیت بیشتر پیدا می کند و این عفو بر اثر ضعف و ناتوانی نیست‌. یکی از عوامل ادامه نزاع ها در بین فرزندان و خانواده که ده ها سال ادامه می یابند عدم گذشت است. در حالی که گذشت و بزرگواری در همان ابتدا، نزاع را برای همیشه پایان می دهد و شخص خطاکار را به تجدید نظر در کار خود و جبران خطا وا میدارد که برکات آن بر کسی پوشیده نیست. پیامبر اکرم و امامان نیز از این روش، دشمنان رو به زانو درمی آوردند و یا به دوستان فداکار بدل می کردند. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله و سلم) می فرمایند: «برشما باد به عفو و بخشش، زیرا چیزی جز عزت به انسان نمی افزاید، عفو کنید تا خداوند شما را عزت دهد.» البته دستور عفو شامل کسانی نمی شود که از عفو سوءاستفاده کرده و برجسارت خود می افزایند. آنها را جز کیفر و عقوبت اصلاح نمی کند‌.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 51 نهج البلاغه: همراهی دنیا
(اخلاقى، سیاسى)
وَ قَالَ (علیه السلام): عَیبُک مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَک جَدُّک.
و درود خدا بر او، فرمود: عیب تو تا آن گاه که روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است.

شرح حکمت:
امام در واقع در این عبارت کوتاه به چند نکته اشاره فرموده است:
1. هنگامى که دنیا به کسى اقبال کند تمام عیوب او را به فراموشى مى سپارند، بلکه گاهى عیب را حُسن معرفى مى کنند و به عکس، هنگامى که دنیا به کسى پشت کند صفات برجسته او را نادیده مى گیرند، بلکه گاهى عیب مى شمرند.
2. انسان باید تنها نگاه به سخنان مردم نکند و بکوشد عیوب خویش را که از چشم آنها به سبب اقبال دنیا پنهان شده، دریابد و نیز محاسن و صفات نیک خود را که به دلیل پشت کردن دنیا به او در نظر مردم ناچیز شمرده مى شود کم نشمرد.
3. از زوال نعمت ها نگران نشود شاید خداوند مى خواهد بدین وسیله عیوب او را روشن سازد تا براى برطرف کردن آن بکوشد که این خود نعمتى از سوى پروردگار محسوب مى شود.
4. به هنگام اقبال دنیا به انسان، مغرور نشود و خود را برىء از عیوب نداند، چرا که مردم عیوب او را نادیده مى گیرند و اى بسا از وى چنان تمجید کنند که سبب غرور او گردد.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 50 نهج البلاغه: راه جذب دلها
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ.
و درود خدا بر او، فرمود: دل هاى مردم گریزان است، به کسى روى آورند که خوشرویى کند.


شرح حکمت:
اشاره به اینکه انسان، نسبت به کسانى که نمى شناسد نوعى احساس بیگانگى مى کند; ولى اگر طرف مقابل از طریق محبت وارد شود در برابر او رام مى شود.
از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «سه چیز است که محبت انسان را نسبت به برادر دینى اش صفا مى بخشد: با چهره گشاده با او روبرو شود و در مجلس جاى مناسب به او دهد و او را به محبوب ترین نام هایش صدا بزند».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 49 نهج لبلاغه: شناخت بزرگوار و پست فطرت
(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ (علیه السلام): احْذَرُوا صَوْلَةَ الْکرِیمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِعَ.

و درود خدا بر او، فرمود: از حمله افراد با شخصیت به هنگام نیاز و گرسنگى، و از حمله افراد پست به هنگام سیرى حذر کنید.

شرح حکمت:
جمعى گرسنگى را کنایه از هرگونه نیاز و یا تحت فشار و ظلم واقع شدن دانسته اند بدین ترتیب معناى جمله چنین مى شود: افراد بزرگوار و با شخصیت تنها هنگامى دست به حمله مى زنند که به آنها ستم شود و یا نیاز مبرم براى ادامه حیات پیدا کنند که در این صورت براى گرفتن حق خود و دفاع در مقابل ظالمان غیرت آنها به جوش مى آید و حمله جانانه اى مى کنند; ولى لئیمان هنگامى که به نوایى برسند و بر مراد خویش سوار گردند طغیان مى کنند و افراد بى گناه را مورد حمله قرار مى دهند همچون حیوانات درنده اى که پس از سیرى، مست مى شوند.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 48 نهج البلاغه: رازدارى و پیروزى
(اخلاقى، سیاسى)
وَ قَالَ (علیه السلام): الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْیِ وَ الرَّأْیُ بِتَحْصِینِ الْأَسْرَارِ.

و درود خدا بر او، فرمود: پیروزى در دوراندیشى، و دور اندیشى در به کار گیرى صحیح اندیشه، و اندیشه صحیح به راز دارى است.

شرح حکمت:
شخصى به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: اى رسول خدا! به من سفارشى کن. فرمود: اگر بگویم مى پذیرى؟ عرض کرد: آرى! پیامبر این جمله را سه بار تکرار کرد و در هر سه بار آن مرد گفت: آرى اى رسول خدا! پیامبر فرمود: «من به تو سفارش مى کنم هنگامى که تصمیم بر انجام کارى گرفتى در عاقبت آن بیندیش اگر کار صحیحى بود انجام ده و اگر گمراهى بود از آن خوددارى کن».
به یقین هشیاری و دوراندیشى ایجاب مى کند که انسان افزون بر استفاده از فکر خویش، از افکار دیگران نیز بهره بگیرد، همان گونه که در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم که فرمود: «از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پرسیدند حزم (هشیاری) و دوراندیشى چیست؟ فرمود: مشورت با صاحب نظران و پیروى از آنها».
در حدیث دیگرى که از امام(علیه السلام) در غررالحکم نقل شده مى خوانیم: « راز تو اسیر توست; اما اگر آن را افشا کردى تو اسیر آن مى شوى».

از بعضى روایات معصومین استفاده مى شود که اسرارتان را حتى به همه دوستان هم نگویید، زیرا احتمال تغییر حالت در آنان وجود دارد.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 47 نهج البلاغه: معیار صداقت و شجاعت و عفت
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیرَتِهِ.

و درود خدا بر او، فرمود: ارزش مرد به اندازه همّت اوست، و راستگویى او به میزان جوانمردى اش، و شجاعت او به قدر ننگى است که (از کار زشت و ناشایست) احساس مى کند، و پاکدامنى او به اندازه غیرت اوست.


شرح حکمت: 
امام علی علیه السلام می فرمایند: « هیچ چیز انسان را به مانند همت او بلندمقام نمى کند و هیچ چیز، او را مانند شهوتش پست نمى سازد.»

انسان با شخصیت این کار را براى خود ننگ مى داند که به دیگران دروغ بگوید. اضافه بر این، غالبا دیده شده است که دروغ ها بعد از مدتى فاش مى گردد; انسان با شخصیت حاضر نمى شود کارى انجام دهد که در آینده آبروى او را ببرد. در حدیثی امام علی میفرمایند: «راستگویی سبب عزت است.»
روزی امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش سفارش کرد به صفاتی که علی علیه السلام داشتن دقت کن. «زیرا على تنها به این سبب به آن مقام نزد پیغمبر رسید که در سخن گفتن، صادق بود و در اداى امانت امین.»

امام باقر علیه السلام فرمودند: «هیچ کس خدا را عبادتی بهتر از این نداشته که عفت را در مورد شکم و امور جنسی رعایت کند.» امام علی علیه السلام نیز فرمودند: «شخص باغیرت هرگز زنا نمی کند.»


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 46 نهج البلاغه: ارزش پشیمانى و زشتى مغرور شدن

(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): سَیئَةٌ تَسُوءُک خَیرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُک.

و درود خدا بر او، فرمود: کار بدى که تو را ناراحت (و پشیمان) مى سازد نزد خدا بهتر است از کار نیکى که تو را مغرور مى کند.


شرح حکمت:
دلیل آن روشن است، زیرا انسان معصیت کارى که از عمل زشت خود ناراحت مى شود به سوى پشیمانى و توبه و جبران آن گام بر مى دارد حال آنکه آن کس که از کار نیک خود مغرور مى گردد گامى به سوى ریاکارى بر مى دارد. توبه آثار شوم آن معصیت را مى شوید در حالى که غرور عُجب و ریا از کارهاى نیک، انسان را به پرتگاه گناهان کبیره مى کشاند.

امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: « روزی خداوند به داود وحی فرستاد: گنهکاران را بشارت و صدیقین را بیم ده. داود علت را پرسید. خداوند فرمود: گنهکاران را بشارت ده که توبه ان ها میپذیرم و از گناهانشان میگذرم و صدیقین را بیم ده که از عملشان مغرور نشوند.»
در حدیث دیگرى از آن حضرت چنین آمده است که مى فرماید: دو نفر وارد مسجد شدند یکى عابد بود و دیگرى فاسق اما هنگامى که از مسجد خارج مى شدند فاسق، جزء صدیقان شده بود و عابد از فاسقان. سپس فرمود: این بدان رو است که چون عابد وارد مسجد شد به عبادت خود مى بالید و در این فکر بود و فاسق هنگامى که وارد شد فکرش در پشیمانى بود و پیوسته از گناهان خویش استغفار مى کرد.
این سخن را با حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پایان مى دهیم: خداوند به آن حضرت وحى فرستاد که بعضى از بندگان من در مسیر عبادت تلاش مى کند و شب از خواب خوش و بستر لذت بخش بر مى خیزد و مشغول عبادت مى شود و خود را در عبادت من به سختى و تعب مى اندازد. گاه من او را یک شب یا دو شب گرفتار خواب مى کنم تا در مسیر صحیح گام بردارد، زیرا هنگامى که به خواب مى رود و صبح بیدار مى شود نسبت به خود خشمگین است و خود را سرزنش مى کند و اگر او را در آنچه از عبادت من مى خواهد آزاد بگذارم، چه بسا عُجب و خودپسندى به او عارض شود و از این راه حالتى به او دست دهد که هلاکش در آن است.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 45 نهج البلاغه: حبّ علی، معیار ایمان

(اخلاقى، انسان شناسى، سیاسى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِی هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِی مَا أَبْغَضَنِی وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی وَ ذَلِکَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ( صلى الله علیه وآله ) أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُکَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّکَ مُنَافِقٌ.

و درود خدا بر او، فرمود: اگر با این شمشیرم به بالاى بینى مومن بزنم تا مرا دشمن بدارد، مرا دشمن نخواهد داشت و اگر دنیا و همه ثروتهاى آن را بر روى منافق بریزم تا مرا دوست بدارد، دوست نخواهد داشت. علت چنین امرى این است که حکم خدا جارى شده و بر زبان پیامبر امى (صلى الله علیه و آله و سلم) گذشته است که او فرمود: اى على، مومن هرگز تو را دشمن نخواهد داشت، و منافق هم هیچگاه تو را دوست نخواهد داشت.


شرح حکمت:
خیشوم به معناى نقطه بالاى بینى است که اگر قطع شود در واقع تمام بینى قطع شده
اینکه امام این جمله را می فرماید برای این علت هست که مومن میداند به یقین می داند در کار امام مصلحتی است و منافق به قدری تعصب و عداوت دارد که حتی اگر تمام دنیا را به پایش بریزی باز از راه زشت و انحراف خود برنمیگردد.
مرحوم کلینی در کتاب کافی نقل میکند که در اطراف مدینه مردی سیاه پوست دید که در مشغول آبیاری بود در حالی که ۴ انگشت نداشت.از او پرسیدن چه کسی انگشتانت را قطع کرده؟ گفت بهترین مردم دنیا. در ادامه میگوید ما هشت نفر بودیم دست به سرقت زدیم ما را دستگیر و نزد علی بن ابیطالب بردند.امام پرسیدند از حرام بودن سرقت باخبر بودید؟ گفتیم میدانستیم. دستور داد ۴ انگشت ما را به عنوان حد سرقت قطع کنند. سپس دستور داد ما را در خانه ای بردند و از ما پذیرایی و روغن و عسل جهت تقویت به ما بدهند تا جای زخم ها خوب شود. امام فرمود اگر توبه کنید انگشتان شما در بهشت به شما باز میگردد و اگر چنین نکنید در دوزخ به شما باز میگردد.
در داستان ابن ملجم قاتل امام على بن ابى طالب(علیه السلام) نیز مى خوانیم: هنگامى که ضربه اى بر سر مبارک آن حضرت وارد ساخت او را خدمت على آوردند. به او فرمود: اى دشمن خدا مگر من به تو نیکى نکردم؟ گفت: آرى به من نیکى کردى. فرمود پس چه چیزى باعث شد که این جنایت را انجام دهى؟ گفت چهل روز شمشیر خود را تیز کردم و از خدا خواستم با ان بدترین خلق خدا را به قتل برسانم.امام فرمود دعای تو مستجاب شد تو را با همین شمشیر خواهند کشت و تو بدترین خلق خدایی.

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 44 نهج البلاغه: ارزش آخرت گرایى

(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام) : طُوبَى لِمَنْ ذَکَرَ الْمَعَادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ.

و درود خدا بر او، فرمود: خوشا به حال کسى که به یاد معاد باشد و براى روز حساب کار کند، و به آنچه براى گذراندن زندگى او کافى است، قناعت نماید و از خدا (و آنچه خدا براى او خواسته) راضى باشد.

شرح حکمت:
شخصى از امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد مرا درباره ایمان آگاه نمی سازی که آیا گفتار است و کردار، یا گفتار بدون کردار؟ امام پاسخ فرمودند: «ایمان همه عمل و کردار است، و گفتار بخشی از این عمل است.»

در حدیثی از پیامبر نقل شده که روزی ایشان با اصحابش از بیابانی میگذشت به ساربانی رسیدن و از او درخواست شیر در مقابل وجه کردند. ساربان بخل ورزید و گفت هرچه شیر داریم برای قبیله است و به دیگری نمیرسد. پیامبر در حق او دعا کرد: خداوندا مال و فرزندانش را افزایش ده. چوپان دیگری هم همین درخواست را از پیامبر دریافت کرد و اینبار چوپان هرچه شیر داشت به عنوان هدیه تقدیم کرد. پیامبر در حقش چنین دعا کردند: خداوندا به حد کفاف به او مرحمت کن. بعضی یاران تعجب کردند و پیامبر در پاسخ فرمودند: مقدار کم که برای زندگی انسان کافی باشد بهتر از مقدار زیادی است که انسان را از یاد خدا غافل می کند.

امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند: « برترین طاعت الهى صبر و شکیبایى و رضایت و خشنودى از خداست; چه در امورى که بنده او دوست دارد یا دوست ندارد و هیچ بنده اى از مقدرات الهى در آنچه دوست دارد یا دوست ندارد راضى نمى شود مگر این که در هر دو صورت خیر اوست».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 43 نهج البلاغه: وصف یاری شایسته
(تاریخى، تربیتى)

وَ قَالَ (علیه السلام) فِی ذِکرِ خَبَّابِ بْنِ الْأَرَتِّ :یرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَائِعاً وَ قَنِعَ بِالْکفَافِ وَ رَضِی عَنِ اللَّهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً.

در یاد یکى از یاران، «خبّاب بن أرت» فرمود: خدا خبّاب بن أرت را رحمت کند، با رغبت مسلمان شد، و از روى فرمانبردارى هجرت کرد، و با قناعت زندگى گذراند، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى کرد.

شرح حکمت:
قرآن مجید درباره گروهى از مؤمنان راستین مى فرماید: «(رَضِىَ اللّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه); هم خدا از آنها راضى بود و هم آنها از خدا» و درباره صاحبان نفس مطمئنه مى فرماید: «(راضِیَةً مَرْضِیَّةً); هم آنها از خدا خشنود بودند و هم خدا از آنها خشنود».

صفات بالا نشان مى دهد چه کسانى مى توانند محبوب اولیاء الله باشند و چه صفاتى انسان را به خدا و معصومان (علیهم السلام) نزدیک مى کند.
ان شاءالله با نظر خود ائمه ما نیز به این مقام ها نزدیک بشیم...


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 42 نهج البلاغه: بیمارى سبب ریزش گناهان
(اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ (علیه السلام) لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِی عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا: جَعَلَ اللَّهُ مَا کَانَ مِنْ شَکْوَاکَ حَطّاً لِسَیِّئَاتِکَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِیهِ وَ لَکِنَّهُ یَحُطُّ السَّیِّئَاتِ وَ یَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِی الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَیْدِی وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّیَّةِ وَ السَّرِیرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ.

و به یکى از یارانش که بیمار بود فرمود:
خدا آنچه را که از آن شکایت دارى (بیمارى) موجب کاستن گناهانت قرار داد، در بیمارى پاداشى نیست امّا گناهان را از بین مى برد، و آنها را چونان برگ پاییزى مى ریزد، و همانا پاداش در گفتار به زبان، و کردار با دست ها و قدم هاست (و بیمارى نه از گفتار و نه از کردار است)، و خداى سبحان به خاطر نیّت راست، و درون پاک، هر کس از بندگانش را که بخواهد وارد بهشت خواهد کرد.

شرح حکمت:
قران مجید میفرماید: هنگامی که به انسان ناراحتی و بیماری برسد ما را میخواند(۱۲ یونس).در ادامه قران میفرماید از بیماری که نجات یافت خدا را فراموش میکنند.

پاداش مربوط به عمل انسان است چه با زبان و چه با اعضای بدن. اما در بیماری عملی نیست که اجر داشته باشد. مگر مجاهد که در راه خدا تلاش کرده و در این راه بیمار شود که این بیماری و سختیش اجر خواهد داشت (120 توبه).

خداوند اگر گروهی را گرفتار کند بر اساس حکمت خدا عوضش به انسان داده می شود. مثه ریختن گناهان بر اثر بیماری.

نیت و اراده عملی است که برای آن پاداش ذکر شده است.گاهی کسانی هستند که نیت به کار خیر دارند اما از دستشان برنمی اید.خداوند اینگونه افراد را وارد بهشت میکند.

رسول خدا در عیادت سلمان فارسی میفرمایند: ای سلمان در بیماری سه فایده است، تو یاد خدا می افتی و دعایت در این حال مستجاب میشود و بیماری ریزش گناهانت است.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 41 نهج البلاغه: راه شناخت عاقل و احمق
(اخلاقى)

وَ قَالَ (علیه السلام): قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فِیهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِی قَلْبِهِ. و معناهما واحد.

(حکمت 40 به گونه دیگرى نیز نقل شده) و درود خدا بر او، فرمود: قلب احمق در دهان او، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد.


شرح حکمت:
پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله و سلم) مى فرمایند: « زبان مؤمن در پشت قلب (عقل) اوست و هنگامى که اراده کند سخنى بگوید نخست با عقل خود آن را بررسى مى کند سپس بر زبانش جارى مى سازد ولى زبان منافق جلو قلب (عقل) اوست هنگامى که تصمیم به چیزى بگیرد بدون مطالعه بر زبانش جارى مى سازد».

امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى فرمایند: «سخنانى که بر زبان هر انسانى جارى مى شود دلیل بر میزان عقل اوست».

هرگاه در مورد عبادات و طاعات و گناهان و سیئات دقت کنیم مى بینیم قسمت عمده طاعات با زبان و قسمت مهم گناهان نیز با زبان است، بنابراین زبانى که در اختیار صاحبش نباشد بلاى بزرگى است و به عکس، زبانى که در اختیار عقل انسان باشد منبع برکات و طاعات فراوانى است.

امام علی (علیه السلام) مى فرمایند: « عقل غریزه اى است که با علم و تجربه افزون مى شود. (و در نقطه مقابل با ترک علم و عدم بهره گیرى از تجارب ضایع مى گردد)».

امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: «نگاه کردن در حکمت باعث بارورى عقل انسان است».


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 40 نهج البلاغه: تفاوت عاقل و احمق در گفتار
(اخلاقی)

وَ قَالَ (علیه السلام): لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ.

و درود خدا بر او، فرمود: زبان عاقل پشت قلب او قرار دارد در حالى که قلب احمق پشت زبان اوست!


شرح حکمت:
این از سخنان ارزشمند و شگفتى آور است، که عاقل زبانش را بدون مشورت و فکر و سنجش رها نمى سازد، امّا احمق هر چه بر زبانش آید مى گوید بدون فکر و دقّت.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 39 نهج البلاغه: تقدم واجبات بر مستحبات

(عبادى، معنوى)

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ.

و درود خدا بر او، فرمود: هرگاه کارهاى مستحب به واجبات زیان برساند موجب قرب به خدا نمى شود.

شرح حکمت:
در حدیثى که در غررالحکم از امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل شده مى خوانیم: «چهار چیز است که دلیل بر سقوط دولت ها مى شود: ضایع ساختن اصول، و چسبیدن به فروع و مقدم داشتن اراذل و مؤخر داشتن افاضل.»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 38 نهج البلاغه: ارزش ها و آداب معاشرت با مردم
(اخلاقى، اجتماعى، تربیتى)

قسمت دوم حکمت

وَ قَالَ (علیه السلام) : لِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام) ..... یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرَّکَ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ.

به فرزندش امام حسن علیه السّلام فرمود: .......
ب- هشدارها:
1. پسرم از دوستى با احمق بپرهیز، چرا که مى خواهد به تو نفعى رساند امّا دچار زیانت مى کند.
2. از دوستى با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى دارد.
3. و از دوستى با بدکار بپرهیز، که با اندک بهایى تو را مى فروشد.
4. و از دوستى با دروغگو بپرهیز، که او به سراب ماند: دور را به تو نزدیک، و نزدیک را دور مى نمایاند.


شرح حکمت:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: با فرد نادان مشورت نکن (که از آن زیان خواهى دید)». همچنین حضرت از پیامبر نقل میفرمایند: «چهار چیز قلب انسان را مى‌میراند از جمله گفت و گوى با احمق است» و نیز میفرمایند: «سزاوار نیست افراد با ایمان با فاجران و افراد احمق و دروغ‌گویان طرح برادرى بریزند».»
امام علی به مالک دستور میدهد: «هرگز بخیل را در مشاوران خود داخل مکن، زیرا از کمک کردن به دیگران مانع مى‌شود و وعده فقر به تو مى‌دهد».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 38 نهج البلاغه: ارزش ها و آداب معاشرت با مردم
(اخلاقى، اجتماعى، تربیتى)

قسمت اول حکمت

وَ قَالَ (علیه السلام) : لِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام) یَا بُنَیَّ احْفَظْ عَنِّی أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا یَضُرُّکَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَکْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ ....
به فرزندش امام حسن علیه السّلام فرمود: پسرم چهار چیز از من یاد گیر (در خوبى ها)، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، که تا به آنها عمل مى کنى زیان نبینى:
الف- خوبى ها:
1. همانا ارزشمندترین بى نیازى عقل است، 2. و بزرگ ترین فقر بى خردى است، 3. و ترسناک ترین تنهایى خودپسندى است. 4. و گرامى ترین ارزش خانوادگى، اخلاق نیکوست.
.......

شرح حکمت:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند: «خداوند چیزى برتر از عقل در میان بندگانش تقسیم نکرده، لذا خواب عاقل برتر از بیدارى (وشب‌زنده‌دارى) جاهل است». امام علی علیه السلام میفرمایند: « کسى که عیوب مردم را مى‌بیند و آن را بد مى‌شمرد سپس آن را براى خود مى‌پذیرد، او عینا آدم احمقى است».
همچنین امام میفرمایند: «خورده‌گیرى انسان نسبت به خویشتن (و کارهاى خود) دلیل بر قوت عقل او و گواه فزونى فضل اوست و خودپسندى انسان دلیل بر نقص او و گواه ضعف عقل اوست».
در اهمیت و فواید حسن خلق ایات و روایات زیادی وارد شده است. امیرمومنان میفرمایند:«حسن خلق روزى انسان را فراوان مى‌سازد وبه دوستان آرامش مى‌بخشد».

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 37: نهی از تشریفات بیجا

(اخلاقى، سیاسى، تربیتى)
وَ قَالَ ( علیه السلام ) : وَ قَدْ لَقِیَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ فَقَالَ :
مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکُمْ وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی آخِرَتِکُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ.

این سخن را امام(علیه السلام) زمانى بیان فرمود که در مسیر حرکتش به شام کشاورزان و دهبانان شهر «انبار» با او ملاقات کردند (و به عنوان احترام) از مرکب پیاده شده و با سرعت پیش روى او حرکت کردند (و این مراسمى را که نشانه خضوع فوق العاده در برابر امراى ستمگر بود انجام دادند). امام(علیه السلام) فرمود: «این چه کارى بود که کردید؟» عرض کردند: این رسوم و آدابى است که ما امیران خود را با آن بزرگ مى داریم. امام(علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند زمامداران شما از این عمل بهره اى نمى برند و شما با این کار در دنیا مشقت زیاد بر خود هموار مى سازید و در قیامت بدبخت مى شوید. چه زیان بار است مشقتى که به دنبال آن عقاب الهى باشد و چه پرسود است آرامشى که با آن امان از آتش دوزخ فراهم گردد.


شرح حکمت :
امام صادق می فرماید: روزی امیرمومنان سوار بر مرکب به سمت اصحابش رفت. اصحاب درخواست داشتن در کنار امام یا پشت سر ایشان پیاده حرکت کنن و حضرت نپذیرفت. ایشان فرمودند راه رفتن پیاده در کنار یا پشت سر سواره موجب غرور و خودبرتربینی سواره و خواری و ذلت پیاده میشود.
دهقان هاى شهر انبار علاوه بر این کار اسب ها و غذاهاى خوب براى امام و لشکریان و علف بسیار براى مرکب هاى آنها را به عنوان هدیه آورده بودند و امام افزون بر این که مراسم ذلت بار آنها را تخطئه کرد افزود: اما این چهارپایانى که آورده اید ما مى پذیریم; ولى به عنوان خراجتان قبول مى کنیم و غذاهایى را هم که آورده اید در صورتى مى پذیریم که قیمت آن را از ما بگیرید.
هدف امام این بوده که این سنت نادرست آنها را بشکند؛ که براى در امان ماندن از شر امرا براى آنان هدایایى مى بردند و روشن سازد که حکومت اسلامى همچون حکومت سلاطین جبار نیست.


Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat

حکمت 36 نهج البلاغه: زیان آرزوهاى طولانی
(اخلاقى)


وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که آرزویش را طولانى کند اعمال بد انجام مى دهد.


شرح حکمت:
در حدیثى قدسى که در کتاب شریف کافى آمده مى خوانیم: خداوند به موسى بن عمران فرمود: «ای موسی آرزوهایت را در دنیا طولانى مکن که مایه قساوت قلب تو مى شود و شخص قسىّ القلب سنگدل از من دور خواهد بود».
روشن است، قساوت و سنگدلى ناشى از فراموش کردن ذکر خدا و یاد مرگ و قیامت است و افرادى که گرفتار آرزوهاى دراز هستند هم خدا را فراموش مى کنند و هم مرگ و قیامت را.
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرمایند: « قسم به آن کسى که جان محمد به دست اوست هرگز پلک هاى چشم من به هم نخورد مگر این که گمان مى بردم که پیش از آنکه پلک ها به روى هم بیایند قبض روح شوم». منظور از گمان داشتن همان آماده بودن است.

قرآن مجید هم مى فرماید: « شیطان چنین گفته که از بندگان خود سهم معینى خواهم گرفت; آنها را گمراه مى کنم و به آرزوها سرگرم مى سازم و به آنها فرمان مى دهم... شیطان به آنها وعده هاى دروغین مى دهد و به آرزوها سرگرم مى سازد و جز فریب و نیرنگ به آنها فرمان نمى دهد. (120-118 نساء)»

Channel: @Ramzehayat
Instagram: @Ramzehayat