رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

وَهُوَ الَّذِی ذَرَأَکُمْ فِی الْأَرْضِ وَإِلَیْهِ تُحْشَرُونَ 79 مومنون

و اوست که شما را در زمین آفرید و عاقبت به سوی او گردآوری می شوید.

طبقه بندی موضوعی

۴۸ مطلب با موضوع «قرآن :: سوره بقره :: بنی اسرائیل» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

ان شاءالله قصد دارم ادامه مطالب قرانی گذشته رو بنویسم اینجا اما یه مرور کوچک میکنیم.

در ابتدا عرض کردم که با توجه به ایه اخر سوره مبارکه حمد چکار باید کنیم تا جز اون دسته منعمین قرار بگیریم. بعد گفتیم خداوند در سوره بقره این سه دسته منعمین و مغضوبین و ضالین رو مفصل توضیح داده و میخواهیم بخونیم تا یاد بگیریم باید چکار کنیم.

در ابتدا خداوند با بیان خصوصیات مغضوبین و ضالین و با بیان سرنوشت قوم بنی اسرائیل به عنوان یک مثال واضح و شفاف از سرنوشت امتی که به ضلالت رفته اند، سعی بر آن دارد تا ما با خصوصیات این دو دسته آشنا بشویم و در ادامه خواهیم خواند که این افراد (و یا هرکس همچونآنان رفتار می نماید) دشمن اسلام است.

به عبارتی علاوه بر دریافت خصوصیات این دو دسته ما در جزء اول قرآن کریم یک دوره کامل دشمن شناسی رو در قالب داستان بنی اسرائیل زیر نظر مستقیم پروردگار جهانیان آموزش می بینیم.

 

دوستانی که مایلند برای ادامه بحث آمادگی ذهنی داشته باشند که ان شاءالله از فردا شب شروع خواهیم کرد، پستهای گذشته که در زیر لینک آنها گذاشته شده است را مطالعه نمایند. 

چون جبرئیل قرآن را نازل میکند، ایمان نمی آوریم!!!

از بس که لجبازند!

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیحات مربوط به آیات پست قبل را در اینجا با هم می خوانیم.

در ادامه آیه 90 که خداوند متعال فرموده بود به هرکس از بندگانش که بخواهد از فضلش نازل می نماید، این آیه صریحاً مشخص می کند که پروردگار عالمیان اراده نموده است که فضلش را به پیامبر مکرم اسلام نازل نماید و حضرت جبرئیل در این میان تنها مأمور است. لذا دشمنی با ملائکه الهی و رسولانش هم ارز دشمنی با خداوند است و هرکس مرتکب چنین گناهی شود، مستوجب غضب الهی گردیده است و جزءِ کافران محسوب خواهد شد.

بنابراین کسانی که به آیات الهی ایمان نمی آورند یا از روی جهل است و یا به خاطر عناد و سرکشی. لذا چنانچه قبلاً نیز در آیات 26 و 27 مطرح شد گروه اول ضالین یا فاسقین اند و گروه دوم مغضوبین هستند که ذر آیات قبل فسقشان اثبات شده است به همین خاطر آیه 99، کافران به آیات الهی را فاسقان نامید. همان طور که در آیه 27 بیان شده بود یکی از خصوصیات بارز فاسقین شکستن عهد بعد از محکم کردن آن است، از این رو بلافاصله در آیه 100 خداوند متعال این خصوصیت را ذکر نموده است. از آنجا که مغضوبین دیگر ایمان نیاورده و ضالین نیز آینده نامشخصی دارند، می توان نتیجه گرفت که اکثریت این قوم ایمان نمی آورد.

 

خدایا به فضل و رحمت خودت، همه مسلمانان و به ویژه ما را از سرکشی و لجاجت در برابر اوامر خودت و فرستادگان و اولیائت به دور بدار!

بسم الله الرحمن الرحیم

رسول

توضیحات آیات ان شاءالله در پست بعدی گفته خواهد شد.

قُلْ مَن کَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿۹۷﴾

(آنها می‏ گویند چون فرشته ای که وحی بر تو نازل می‏ کند جبرئیل است و ما با جبرئیل دشمن هستیم به تو ایمان نمی ‏آوریم) بگو کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خدا است) چرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل کرده است، قرآنی که کتب آسمانی پیشین را تصدیق می ‏کند و هدایت و بشارت برای مؤ منان است.

مَن کَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِیلَ وَمِیکَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْکَافِرِینَ﴿۹۸﴾

 کسی که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد (کافر است و) خداوند دشمن کافران است.

وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ ﴿۹۹﴾

و همانا بر تو آیاتى روشن فرو فرستادیم و جز فاسقان [کسى] آنها را انکار نمى‏ کند.

أَوَکُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْدًا نَّبَذَهُ فَرِیقٌ مِّنْهُم بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۰﴾ 

و مگر نه این بود که [یهود] هر گاه پیمانى بستند گروهى از آنان آن را شکستند، آرى بیشتر آنان ایمان ندارند.

 

+ با توجه به شرایطی که برام پیش اومده، متاسفانه فعلا دیگه نمیتونم بیام وبلاگ هاتون تا اوضاع پایان نامه ام سرو سامان بگیره!

برا همه دعا کنید، برا منم دعا کنید.

بسم الله الرحمن الرحیم

مسخره کنندگان

قُلْ إِن کَانَتْ لَکُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۹۴﴾

 بگو اگر (آنچنانکه مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا مخصوص شما است نه سایر مردم پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‏ گوئید.

وَلَن یَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمینَ ﴿۹۵﴾

 و به خاطر کارهایى که کرده‏ اند هرگز آن را آرزو نخواهند کرد، و خداوند به (احوال‏) ستمگران داناست‏.

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن یُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾

آنها را حریص ترین مردم حتی حریص تر از مشرکان بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آنجا) که هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند در حالی که این عمر طولانی او را از عقاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بینا است.

نتیجه ایمان و عمل صالح رستگاری است اما این قوم بدون داشتن هیچ یک از اینها ادعای رستگاری دارد. لذا خداوند متعال آنها را به سخره گرفته و صفات جاهلانه و باطن کثیف این قوم را به نمایش می گذارد.

هرکس با این دلایل واضح و آشکار، با کمترین اندیشه ایمان خواهد آورد اما چنان چه مطرح شد اینها به خاطر قلب مریضشان هرگز متوجه حقیقت نمی شوند. اگر هزار سال هم عمر کنند، هیچ تفاوتی در روش زندگیشان صورت نخواهد گرفت و اشتباهات خود را تکرار خواهند نمود. این قوم چقدر بدبخت و دورافتاده از رحمت الهی اند در صورتی که به ظاهر صاحبان دنیا و خوشبختند.

 

خدایا اگر قرار باشه یه روزی من مایه دار بشم اما کنارش مثه این بنی اسرائیلها بهم یه قلب مریض بدی و به حال خودم رهام کنی، صد ملیون سال نوری غلط بکنم همچین ثروتی رو بخام، حاضرم کارتن خواب باشم که قلبم نسبت به اوامر تو و فرستادگان و اولیائت مریض نباشه ان شاءالله!

 

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿۸-آل عمران﴾

(راسخان در علم، می‏ گویند:) پروردگارا! دل هایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده ‏ای!

بسم الله الرحمن الرحیم

طرز برخورد

ایمان و عمل صالح عامل رشد انسان است و با این دوبال ان شاءالله می توان از عذاب خدا در امان بود. پس بنی اسرائیلیان که در آیه 80 ادعا کردند "هرگز آتش دوزخ جز چند روزی به ما نخواهد رسید" پس باید اقلا این دو ویژگی را داشته باشند. در آیات 90 تا 96سه حالت عدم ایمان، عمل فاسد و ترکیب این دو که نشان دهنده کذب این ادعا بنی اسرائیل هست را با هم بررسی خواهیم کرد. در ضمن در آیات شریفه 11-15 سوره مبارکه بقره نیز همین سه حالت مختلف برای منافقین مطرح شده است.

 

سفیهان پرادعا

این قوم در پاسخ دعوت پیامبر، حسد خود را به نوعی به نمایش گذاشته و می گویند به آنچه بر ما نازل شود ایمان آورده و غیر آن را انکار می کنیم در حالی که قرآن تصدیق کننده آن چیزی است که همراه آنان است. به آن چیزی که همراهشان است ایمان ندارند، زیرا اگر ایمان داشتند به قرآن نیز ایمان می آوردند لذا قرآن نفرموده به آن چیزی که ایمان دارید، گفته به آن چیزی که همراهتان است. در ادامه این عدم ایمان را ،خداوند متعال به زیبایی نشان می دهد و می فرماید اگر به انبیای قبلی ایمان داشتید پس چرا آنها را کشتید؟

نکته: عبارت « مُصَدِّق(ًا-ٌ) لِّمَا مَعَ(هُ-کُ)مْ » در آیات41، 89 و 91 تکرار شده است.

در پاسخ به اینکه می گویند به آنچه بر ما نازل می شود، ایمان می آوریم، خداوند متعال داستان حضرت موسی را مجدداً بیان نموده و می فرماید پس از حضرت موسی که با دلایل روشن نزد شما آمد، گوساله را گرفتید. در حالی که کوه طور را بالای سرتان گرفته و از شما پیمان گرفتیم که آنچه به شما داده شده محکم بگیرید و گوش کنید، گفتید گوش کردیم اما عصیان نمودید، زیرا گوساله پرستی در قلبهایتان جاری شده بود. در انتها نیز خداوند متعال ایمان زشتشان به گوساله را به رخشان می کشد.

نکته: در آیه 63 نیز بالای سر بردن کوه طور به عنوان هشتمین نعمت قوم بنی اسرائیل یادآوری شد. در آن آیه مقصود کوه بود اما در این آیه مقصود کتاب است.

این آیات اشاره به عدم وفای به عهد قوم بنی اسرائیل و عصیان این قوم می کند. البته در این آیات به ایمان این قوم نیز اشاره شده است و این قوم به خاطر آنچه که ایمانشان به آنها دستور می دهد به سخره گرفته شده اند. همین طور این آیات قلب مریض قوم بنی اسرائیل را به روشنی مطرح می کند.

 

خوبه گاهی یه کم فکر کنیم ببینیم واقعا به ان چیزی که عمل میکنیم و بهش اعتقاد داریم، همون چیزی هست که خدا و پیامبر از ما خواستند یا اون چیزی هست که شیطان و نفس مون ازمون میخواند؟!!

 

رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا (طه-114)

پروردگارا علم مرا افزون کن!

بسم الله الرحمن الرحیم

برا جلوگیری از طولای شدن پست، توضیحات مربوطه را ان شاءالله در پست بعدی خواهیم گذاشت.

در ضمن به آیات و ترجمه اش خوب دل بدید؛ اصلا داغونم کرد این آیات از بس جالب بود!

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِیَاءَ اللّهِ مِن قَبْلُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ﴿۹۱﴾

و هنگامی که به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل فرموده است ایمان بیاورید، می‏ گویند ما به چیزی ایمان می ‏آوریم که بر خود ما نازل شده، و به غیر آن کافر می ‏شوند، در حالی که (آن کتاب) حق است و آیاتی را که بر آنها نازل شده (را نیز) تصدیق می‏ کند بگو اگر راست می‏ گوئید و به آیاتی که بر خودتان نازل شده ایمان دارید پس چرا پیامبران خدا را پیش از این به قتل می ‏رسانید؟

وَلَقَدْ جَاءکُم مُّوسَى بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ﴿۹۲﴾

(و نیز) موسی آن همه معجزات را برای شما آورد (چرا شما) بعد از آن گوساله را انتخاب کردید و با این کار ستم نمودید؟

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَیْنَا وَأُشْرِبُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِکُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ إِیمَانُکُمْ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ ﴿۹۳﴾

و یاد کنید که از شما پیمان گرفتیم و (کوه‏) طور را برفراز شما برافراشتیم (و گفتیم‏) آنچه به شما داده ‏ایم، به جد و جهد بگیرید و گوش شنوا داشته باشید، گفتند شنیدیم و (در دل گفتند) سرپیچیدیم (و نشنیده گرفتیم‏) و بر اثر کفرشان مهر گوساله در دلشان سرشته شد، بگو چه فرمان بدی ایمان شما به شما می‏ دهد اگر ایمان دارید!

خدایا هیچ وقت چنین نوع ایمان هایی رو به ما نده، به عبارتی ما را به حال خودمون و روزگار سیاه و ایمان ضعیف و نداشتمون رها نکن ان شاءالله!

بسم الله الرحمن الرحیم

2. کتاب

وَلَمَّا جَاءهُمْ کِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَکَانُواْ مِن قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ کَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿۸۹﴾

و هنگامی که از طرف خداوند کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‏ هائی بود که با خود داشتند (همخوان با کتابشان بود) و پیش از این جریان، به خود نوید فتح می ‏دادند (که با کمک او) بر دشمنان پیروز گردند، با این همه هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد به او کافر شدند، لعنت خدا بر کافران باد!

بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن یَکْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْیًا أَن یُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْکَافِرِینَ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿۹۰﴾

ولی آنها در مقابلِ بد بهائی، خود را فروختند که بنارَوا به آیاتی که خدا فرستاده بود کافر شدند و معترض بودند چرا خداوند به فضلِ خویش بر هر کس از بندگان خود بخواهد آیات خود را نازل می ‏کند، لذا خشم خداوند یکی پس از دیگری آنها را فرو گرفت و برای کافران مجازاتی خوار کننده است.

آیات 87 و 88 رفتار قوم بنی اسرائیل با پیامبرانی که بعد از حضرت موسی در میانشان آمده اند را بیان نموده و بخاطر اعمالشان آنها را لعن می کند. آیه 89 رفتار این قوم را با کتاب الهی بیان کرده و می گوید که خلاف آنچه که در آیه 41 به آنها دستور داده شده عمل می کنند لذا ذات اقدس الهی مجدداً آنها را مورد لعن قرار می دهد. به بد چیزی خود را فروختند. به کتابی که خداوند متعال نازل نموده است، کفر ورزیده و به کسی که خداوند متعال از فضلش به او عنایت کرده، حسد ورزیدند، لذا به غضبی بر غضب دیگر دچار گشتند. این قوم چقدر بدبخت و دور افتاده از رحمت الهی اند.

در واقع این آیات یادآور سفارش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث ثقلین است و همین طور می توان به جایگاه کسانی که به مقابله با عترت ایشان برخواستند پی برد. در آیه 90 خداوند متعال مجدداً به این دو موضوع اشاره نموده و می فرماید به هرکس از بندگانش که بخواهد از فضلش نازل می نماید و هرکس بخواهد با این امر مخالفت نماید دچار عذابی خوارکننده خواهد شد. داستان قوم بنی اسرائیل شباهت عجیبی به داستان مسلمانان بعد از شهادت پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد.

نکته: عامل مخالفت این قوم با پیامبر گرامی اسلام «بغی» است. در واقع اینها پیامبر و آنچه آورده است را به خوبی شناختند اما بغیشان به آنها اجازه نداد تا ایمان آورده و به مشیت الهی رضایت دهند. این داستان بسیار شبیه داستان عدم رضایت عده ای به ولایت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) است.

 

+ بَغْی‌، تعبیری‌ قرآنی‌ به‌ معنای‌ تجاوزگری‌ که‌ زمینه‌ساز اصطلاحی‌ فقهی‌ به‌ معنای سرکشیگروهی‌ از مسلمانان در برابر امام مشروع بوده‌ است‌. (برگرفته از ویکی فقه و پرسمان)

 

ان شاءالله ما از تابعین واقعی قرآن و پیامبر و ائمه علیهم السلام باشیم و به بهانه های بیخود و دنیوی با دستورات ایشان مخالفت نکنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب و رسول

1. رسول

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَقَفَّیْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَکُلَّمَا جَاءکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقًا کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقًا تَقْتُلُونَ ﴿۸۷﴾

ما به موسی کتاب (تورات) دادیم، و بعد از او پیامبرانی پشت سر یکدیگر فرستادیم و به عیسی بن مریم دلائل روشن بخشیدیم، و او را به وسیله روح القدس تایید نمودیم، آیا هر زمان پیامبری بر خلاف هوای نفس شما آمد در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خود داری نمودید و به این قناعت نکردید بلکه) عده ‏ای را تکذیب نموده و جمعی را به قتل رساندید؟!

وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِکُفْرِهِمْ فَقَلِیلًا مَّا یُؤْمِنُونَ ﴿۸۸﴾

(و آنها از روی استهزاء) گفتند دلهای ما در غلاف است (و ما از گفته تو چیزی نمی‏فهمیم!) (آری همینطور است) خداوند آنها را بخاطر کفرشان از رحمت خود دور ساخته (بهمین دلیل چیزی درک نمی‏کنند) و کمتر ایمان می‏آورند.

آیه 87 سیره قوم بنی اسرائیل را در طول تاریخ بیان می نماید. در واقع این رفتار مخصوص یک برهه از زمان یا یک عده یا نسل از آنها نیست. لذا شنیدن این که آنها بگویند دل های ما در غلاف است و یا خداوند متعال آنها را لعنت کرده باشد جای تعجبی ندارد.

نکته: استکبار بنی اسرائیل در آیه 87 مشابه استکبار شیطان در آیه 34 است. استکبار شیطان سبب کفر او شد، استکبار این قوم نیز در آیه 88 عامل کفر این قوم و در غلاف رفتن قلب هایشان و دچار لعنت خدا شدن، گردیده است. آیه 88 را می توان با آیه 7 نیز مقایسه نمود و متوجه شد که چرا پروردگار عالمیان می فرماید بر قلب های کافران مهر زده شده است.

خدایا من هم وضعم از بنی اسرائیل بهتر نیست، بحق پیامبرانت؛ اهدنا الصراط المستقیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

در آیه 40 خداوند متعال خطاب به قوم بنی اسرائیل فرمود: نعمت هایی که به شما ارزانی داشتم را یاد کرده و به عهد من وفا کنید تا به عهدتان وفا نمایم.

در ادامه آیات 47 تا 79 نعمت هایی را که در گذشته و حال به قوم بنی اسرائیل عرضه شد را خواندیم و دانستیم که چگونه این قوم کفران نعمت نمودند.

در آیات 80 تا 86، پروردگار عالمیان در راستای دستور داده شده در آیه 40، عهدهای بین خود و بنی اسرائیل را می فرماید.

این عهدها را در پست های اخیر با یکدیگر مرور کردیم. در این میان شایسته است به نکاتی توجه شود.

1- در آیات 2 تا 5 این سوره مبارکه خصوصیات متقین ذکر گردید. یکی از این خصوصیات ایمان به کتب آسمانی بود. طبیعتاً تورات نیز یکی از این کتب است و یقیناً عهدهای خداوند و بنی اسرائیل در تورات بدون تحریف ذکر گردیده است. به عبارت دیگر به واسطه ایمان متقین به تمامی کتب آسمانی، عهدهای خداوند و بنی اسرائیل به او نیز واجب می گردد. لذا بر تمامی موحدین لازم است که برای رسیدن به رستگاری به این عهدها وفا نمایند.(تنها متقین رستگارند(آیه 5))

2- در آیه 80، بنی اسرائیل ادعا می کنند که آنها را آتش لمس نخواهد نمود مگر ایامی اندک(این ادعا بسیار شبیه ادعای شیعیان بدون عمل است). خداوند در پاسخ این ادعا دو دلیل مطرح می کند که بر همگان حجت است و غیر قابل انکار.

الف) خطای هرکسی او را احاطه خواهد نمود. به عبارت دیگر مسلمان، شیعه، مسیحی یا یهودی تفاوتی ندارد. هرکس خطایی انجام دهد، آن خطا به صورت عینی در وجود او تأثیر گذاشته و موجبات عذاب او را فراهم می نماید.(آیه 81)

ب) شرط رستگاری، ایمان و عمل صالح است. به عبارت دیگر هیچ کس بدون عمل صالح نمی تواند ادعایی داشته باشد.(آیه 82)

در میان عهدهای بنی اسرائیل هیچ چیز عجیب و غریب یا دور از ذهنی وجود ندارد. به عبارت دیگر بنا نیست برای رسیدن به رستگاری رازی وجود داشته باشد و تنها عده ای معدود بدانند و یا خداوند متعال عهدی فوق توان این قوم از آنها نگرفته است. این عهدها شاید برای بسیاری از ماها پیش پا افتاده ترین اعمال است که به آنها توجهی نداریم. (مانند احترام به والدین و یا با ادب صحبت کردن(آیه 83)) در حالی که اینها به عنوان شروط رستگاری قوم بنی اسرائیل مطرح شده است.

ان شاءالله با عمل به این دستورات ما نیز جز رستگاران قرار گیریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

در بخش عهد بنی اسرائیل با خداوند بودیم و آیات مربوط به آن رو دیروز خوندیم. طبق آیات پست قبلی عهدهایی که قوم بنی اسرائیل با خداوند متعال بسته اند به صورت زیر است:

عبادت تنها خداوند

نیکی به والدین، خویشاوندان، یتیمان و مسکینان

به نیکی برای مردم صحبت کردن

به پا داشتن نماز

پرداخت زکات

خون یکدیگر را نریختن

اخراج نکردن یکدیگر از محل زندگی

همان طور که در آیات مطرح شده عده کمی از آنها به عهد خود وفا نموده اند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر لمس نشدن توسط آتش جهنم مگر مدت کم، ادعایی پوچ و بی اساس است.

لازم به ذکر است عهد اول و عهد های 6 و 7، دستور سوم خداوند به سران بنی اسرائیل که در آیه 43 مطرح شد را پوشش می دهد. خاطر نشان می شود که طبق آیه 23 نمونه عبد، پیامبر مکرم اسلام معرفی شده است و آنها در این زمان اگر بخواهند خداوند متعال را عبادت نمایند باید مانند پیامبر عمل کنند، چنان چه در آیه 43 به آنها دستور داده شد که همراه رکوع کنندگان رکوع کنند. از آن جا که نماز یهودیان رکوع ندارد و نماز مسلمانان دارای رکوع است، منظور نماز خواندن مانند مسلمانان است. به همین سبب عهد اول، این دستور را پوشش می دهد.

تذکر: همان گونه که در مقدمه این بخش بیان شد، عهد های قوم بنی اسرائیل بر ما نیز لازم است.

با توجه به عهد دوم و سوم اطرافیان هر فرد به پنج دسته تقسیم شده اند و نحوه رفتار با آنها بیان شده است. احسان به والدین به طور مجزا مطرح شده، سپس به ترتیب: نیکی به نزدیکان، یتیمان و مسکینان تکلیف شده است. در عهد سوم رعایت ادب و بیان سخنان نیک برای مردم دستور داده شده است. لازم به توجه است که منظور از نیکی تنها کمک اقتصادی نیست و شامل همه جوانب می شود.

کسانی که به قسمتی از دین ایمان آورده و قسمتی را نادیده می گیرند، در واقع هدفشان سوءِ استفاده از دین برای رسیدن به دنیاست. خداوند متعال نتیجه این عمل را به روشنی در آیه 85 مطرح می نماید. نتیجه این عمل خواری در حیات دنیا و عذاب شدید در آخرت است. هرکس اندکی عقل داشته باشد از این عمل دوری خواهد نمود، با توجه به این امر که خداوند متعال از عمل او غافل نیست. لازم به ذکر است که فروش حیات دنیا به آخرت از خصوصیات منافقین است و چنان چه در خصوصیات مربوط به منافقین مطرح شد، آنها متوجه هیچ گونه حقی نمی شوند، لذا آیه 86 تخفیف عذاب را از آنها منتفی می داند.

ان شاءالله از عاملانِ به همه دستورات قرآن کریم باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

عهد بنی اسرائیل با خداوند

چون آیات و توضیحات مربوط به این بحش طولانی بود، برا همین آیات رو در این پست و توضیحات مربوط بهش رو در پست بعدی ان شاءالله می گذارم.

توجه: در نظر داشته باشید این آیات خطابش تنها به بنی اسرائیل نیست، بلکه مخاطب اصلی ما مسلمانانیم.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ ﴿۸۳﴾

و (به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید، و نسبت به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید، و به مردم نیک بگوئید، نماز را بر پا دارید و زکات بدهید سپس (با اینکه پیمان بسته بودید) همه شما جز عده کمی سرپیچی کردید (و از وفای به پیمان خود) رویگردان شدید.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ لاَ تَسْفِکُونَ دِمَاءکُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُم مِّن دِیَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿۸۴﴾

و هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر نریزید، و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید، و شما اقرار کردید (و بر این پیمان) گواه بودید.

ثُمَّ أَنتُمْ هَؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِّنکُم مِّن دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن یَأتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۸۵﴾

اما این شما هستید که یکدیگر را به قتل می ‏رسانید، و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‏ کنید و در این گناه و تجاوز به یکدیگر کمک می‏ کنید (و اینها همه نقض ‍ پیمانی است که با خدا بسته‏ اید) و چون کسانى از شما اسیر مى ‏شوند آنان را [بر وفق حکم تورات‏] باز مى ‏خرید، حال آنکه راندن [و کشتن‏] آنان بر شما حرام است آیا به بخشى از کتاب [در باب بازخرید اسیران‏] ایمان مى ‏آورید، و به بخشى دیگر [در باب تحریم کشتار] ایمان نمى ‏آورید؟! برای کسی که‏این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین خدا) را انجام دهد جز رسوائی در این جهان، و باز گشت به شدیدترین عذابها در روز رستاخیز، چیز دیگری نخواهد بود، و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

أُولَئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنصَرُونَ ﴿۸۶﴾

اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته ‏اند لذا در مجازات آنها تخفیف داده نمی ‏شود و کسی آنها را یاری نخواهد کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

عهد خداوند با بنی اسرائیل

وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۸۰﴾

و گفتند هرگز آتش دوزخ جز چند روزی به ما نخواهد رسید، بگو آیا پیمانی نزد خدا گرفته ‏اید؟! چون خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمی ‏ورزد، یا اینکه چیزی به خدا نسبت می ‏دهید که به آن علم ندارید؟!

بَلَى مَن کَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۸۱﴾

آرى کسانى که بدى کنند و گناهشان بر آنان چیره شود، دوزخى ‏اند و در آن جاودانه مى ‏مانند.

وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ﴿۸۲﴾

و آنها که ایمان آورده ‏اند و اعمال صالح انجام داده‏ اند اهل بهشتند و همیشه در آن خواهند ماند.

با توجه به بخش دوم آیه 40 که خداوند متعال می فرماید «به عهد من وفا نمایید تا به عهدتان وفا کنم»، در این آیات عهد خداوند با قوم بنی اسرائیل مشخص می شود. در واقع خداوند عهد نموده است که اگر قوم بنی اسرائیل به عهدشان وفا کنند، آنها را جاودان در بهشت قرار دهد. حال عهدهایی که خداوند از قوم بنی اسرائیل گرفته است، چیست؟

نکته: انسان به وسیله ی خطاهایش احاطه می شود و در واقع همین خطاها هستند که عامل آتش جهنمند. از طرفی این خطاها انسان را در دنیا نیز احاطه می نماید، به همین خاطر است که در صورت تکرار خطا انسان دیگر توانایی دیدن و یا شنیدن حقیقت را نخواهد داشت. همین طور با احاطه شدن توسط خطاها انسان در دنیا هم آرامش نخواهد داشت.

 

در آیات بعد ان شاءالله عهد بنی اسرائیل با خداوند را بررسی خواهیم کرد.

ان شاءالله ما از ناقضان عهد و پیمان با خداوند جهانیان نباشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه از اعمال و گناهانی که سران بنی اسرائیل همچنان در حال انجام آن هستند را با هم میخوانیم:

أَوَلاَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿۷۷﴾

آیا نمى ‏دانند که خداوند آنچه پنهان و آنچه آشکار مى‏ دارند مى‏ داند؟

وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لاَ یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلاَّ أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَظُنُّونَ ﴿۷۸﴾

و پاره ‏ای از آنها عوامانی هستند که کتاب خدا را جز یک مشت خیالات و آرزوها [و لقلقه زبان‏] نمى‏ دانند و فقط گمان مى‏ برند.

فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا یَکْسِبُونَ ﴿۷۹﴾

پس واى بر کسانى که کتاب [تحریف ‏شده ‏اى] با دستهاى خود مى‏ نویسند و سپس براى آنکه آن را به بهاى ناچیزى بفروشند مى‏ گویند این از نزد خداوند است، پس واى بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته و واى بر ایشان از آنچه [از این راه] به دست مى‏آورند.

با توجه به آیه، تحریف کتاب مایه ی گمراهی نادانان می شود، لذا اینها با تحریف کتاب منشإ گمراهی می شوند. بنابراین نادانیِ عده ای از افراد زمینه سوءِ استفاده مغضوبین را فراهم نموده است.

نکته: خداوند متعال به خاطر نادانان، تحریفگران را دو بار تهدید می نماید. در واقع این امر به نوعی رحمت الهی را نشان می دهد. نکته اینجاست که با توجه به این عصیان خداوند متعال هنوز اختیار انسان را از او صلب نکرده و یا آنها را نابود ننموده است و به آنها علی رغم عصیانشان فرصت می دهد.

 

اصلا بازی بازی، با خدا هم بازی؟!!

آخه اینا چی پیش خودشون فکر کردند!

خدا ان شاءالله همه را من جمله ما رو به صراط مستقیم هدایت بنماید.

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَآجُّوکُم بِهِ عِندَ رَبِّکُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۷۶﴾

و [همین یهودیان] هنگامی که مؤمنان را ملاقات کنند می‏گویند ایمان آوردیم، ولی هنگامی که با هم خلوت می‏کنند (بعضی به بعضی دیگر اعتراض می‏کنند و) می‏ گویند چرا مطالبی را که خداوند (درباره صفات پیامبر اسلام) برای شما بیان کرد به مسلمانان بازگو می‏کنید تا (روز رستاخیز) در پیشگاه خدا بر ضد شما به آن استدلال کنند؟ آیا نمی ‏فهمید؟

این آیه یادآور خصوصیات منافقین است. چنان چه در ویژگی های مربوط به منافقین ذکر شد، این افراد به خاطر قلب مریضشان متوجه حقیقت نمی شوند، ولو آن حقیقت آشکار باشد. در این آیه نیز همان طور که بیان می کنند، حقیقت را می دانند اما آن را انکار می نمایند بنابراین می توان گفت که شاید خطاب «آیا نمی اندیشید» در آیه مذکور مربوط به آیه قبل و مؤمنین است. در آیه قبل طمع برای ایمان آوردن آنها مطرح شده بود، لذا این آیه با بیان ویژگی منافقانه این افراد، تکلیف مؤمنین را روشن می نماید.

نکته: در این آیه می توان پاسخ افرادی را که به دنبال مذاکره با رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان آن هستند، یافت. در واقع این رژیم تا زمانی که در موضع قدرت است، به هیچ عنوان دست از تعدی برنخواهد داشت، چنان چه در آیات قبل ذکر شد. اینها تنها زمانی که مجبور شوند(کوه بالای سرشان قرار گیرد)، دست از عصیان بر می دارند.

بنابراین قوم بنی اسرائیل طبق آیات فوق به این بخش از دستورات هم عمل ننموده و عصیان می کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم

همانطور که عرض کردم خداوند در آیات 40-43 سوره مبارکه بقره دستوراتی رو در سه بخش به بنی اسرائیل می دهد ودر آیات 44 تا 46 توصیه هایی است که خداوند متعال به قوم بنی اسرائیل می کند تا توانایی انجام دستورات را بیابند. و پس از آن در آیات 47 تا 74، 10 نعمتی را که خداوند به بنی اسرائیل ارزانی داشته و کفران نعمت هایی که آنها متقابلا  انجام داده اند را خواندیم. این 10 نعمت را با هم مرور می کنیم:

1. نجات از آل فرعون (49،50)

2. بخشش گوساله پرستی (51،52،54)

3. کتاب و فرقان (53)

4. زنده شدن پس از صاعقه (55،56)

5. نزول منّ و سلوی (57)

6. حطه (58،59)

7. دوازده چشمه (60)

8. بالای سر بردن کوه طور (63،64)

9. بوزینه شدن (65،66)

10. زنده شدن مرده (67الی71)

همانطور که در این آیات خواندیم خداوند قوم بنی اسرائیل را به خاطر 3 نعمت پایانی بر  جهانیان برتری داده است. یعنی خداوند این 3فرصت بازگشت را تنها به قوم بنی اسرائیل داد ولی باز آنها کفران نعمت کردند. (با اندکی تفکر در آیات 40 و 64 این فرصت مجدد را در می یابیم.)

در آیات 75 تا 80 که خواهیم خواند که بزرگان بنی اسرائیل از زمان حضرت موسی تاکنون با علم به همه این مسائل و حقایق، از روی آگاهی همچنان با خداوند ستیزه می جویند. یک بار دیگر آیه 75 را با هم میخوانیم:

أَفَتَطْمَعُونَ أَن یُؤْمِنُواْ لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾

[اى مؤمنان‏] آیا امید دارید که [یهودیان‏] به [حقانیت‏] شما ایمان آورند، و حال آنکه گروهى از آنان کلام الهى را مى‏ شنیدند و پس از آنکه آن را در مى ‏یافتند آگاهانه دگرگونش مى ‏ساختند.

خداوند متعال در آیات شریفه 40-43 سوره مبارکه بقره دستوراتی به قوم بنی اسرائیل داد، که بخش دوم دستورات به صورت زیر بیان شد:

«به آن چه می دانید صحیح است ایمان آورده و آن را انکار نکنید(حق را کتمان نکنید) و همچنین آیات مرا به بهای ناچیز نفروشید(حق را با باطل نپوشانید).»

أَفَتَطْمَعُونَ أَن یُؤْمِنُواْ لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾

[اى مؤمنان‏] آیا امید دارید که [یهودیان‏] به [حقانیت‏] شما ایمان آورند، و حال آنکه گروهى از آنان کلام الهى را مى‏ شنیدند و پس از آنکه آن را در مى ‏یافتند آگاهانه دگرگونش مى ‏ساختند.

نکته: با توجه به آیه طمع برای ایمان آوردن مردم به خداوند متعال فعل بدی نیست، اما این امر در مورد قوم بنی اسرائیل کار بیهوده ای است.

ان شاءالله ما از تحریف کنندگان آیات الهی نباشیم.

سلام در حین داستان قوم بنی اسرائیل که داشتم مینوشتم، به دلایل خودم تفسیر آیه شریف 62 سوره مبارکه بقره رو جا انداختم که الان آیه رو با توضیحات جناب آقای دکتر با هم میخونیمش.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾

کسانی که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‏اند، و یهود و نصاری و صابئان (پیروان یحیی یا نوح یا ابراهیم) آنها که ایمان بخدا و روز رستاخیز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هیچگونه ترس و غمی برای آنها نیست (و هر کدام از پیروان ادیان که در عصر و زمان خود بر طبق وظائف و فرمان الهی عمل کرده‏اند ماجورند و رستگار).

با توجه به آیه 38، کسانی که از هدایت پروردگار تبعیت می نمایند، هیچ ترس و غمی بر آنها نیست و در آیه 5 هدایت نتیجه اعمال متقین بود. با توجه به آیه 20 کسانی که عبادت پروردگارشان را به جا می آورند، ممکن است جزءِ متقین قرار گیرند. بنابراین می توان نتیجه گرفت ایمان به خداوند و روز قیامت و در پی آن انجام عمل صالح، همان عبادت پروردگار است. لذا اینکه انسان جزءِ کدام یک از دسته ها و فرقه ها هست، تفاوتی ندارد. مهم ایمان و عمل صالح اوست. در آیه 23 نیز نمونه بارز عابد پروردگار معرفی شده است، وتمام فرقه ها باید مانند او عمل نمایند تا جزءِ متقین قرار گیرند.

نکته: با توجه به نعمت ها، یهودیانی که در زمان حضرت مو سی نبوده اند، هیچ یک از این نعمت ها را ندیده اند. لذا جزءِ مغضوبین قرار نگرفته اند و امکان هدایت دارند. اما تا زمانی که یهودی هستند در واقع از هدایت خدا پیروی نکرده و باید ذلیل و بی خانمان باشند.

سوال: من در اینجا یه شبهه و سوالی رو از دکتر به این صورت پرسیدم:

با توجه به این تفسیر پس گفتن ان الدین عندالله الاسلام در سوره آل عمران چه معنایی داره؟

مثلا کسی که یهودی باشه و ایمان و عمل صالحش رو انجام بده پس لزومی نداره مسلمان بشه!

 

دکتر بهم جواب داد:

سؤال خودت جلوتر جواب داده شده

به عبارت دیگر ایمان و عمل صالح حاصل تسلیم پروردگار بودن است. در واقع منظور از دین الهی این است که انسان تسلیم پروردگار خویش باشد. کما اینکه در انتهای همین جزء خصوصیت بارز حضرت ابراهیم چنین معرفی می شود.

و حضرت تسلیم بودن را برای خود و فرزندانش از خداوند متعال طلب می نماید. همچنین ایشان به عنوان برگزیده بر عالمیان معرفی می شود و ...

ان شاءالله همه ما به معنای واقعی مسلمان یعنی تسلیم اوامر الهی (و پیامبران الهی) بوده و باشیم ان شاءالله.

خدایا خودت ما را و نسل ما را و جامعه و دنیای ما را مسلمان بدار ان شاءالله.

نتیجه گیری

بعد از این همه نعمت(10تا) و عدم تقوای قوم بنی اسرائیل، خداوند متعال در آیه 74 می فرماید:

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۷۴﴾

سپس دلهای شما بعد از این جریان سخت شد، همچون سنگ، یا سخت تر! چرا که پاره‏ ای از سنگها می ‏شکافد و از آن نهرها جاری می ‏شود، و پاره ‏ای از آنها شکاف برمی‏ دارد و آب از آن تراوش می‏ کند، و پاره‏ ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می ‏افتد (اما دلهای شما نه از خوف خدا می‏ طپد و نه سرچشمه علم و دانش و عواطف انسانی است) و خداوند از اعمال شما غافل نیست.

با توجه به آیات 47-74 روند رسیدن انسان ها به قساوت قلب مطرح شده است. به حدی که دیگر هیچ چیز در آنها تأثیرگذار نیست. همان طور که در این آیات مشخص است، خداوند متعال بارها و بارها با دلایل روشن آنها را به تقوا و پرهیزگاری و عدم ظلم به خویش دعوت می نماید، اما قوم بنی اسرائیل دست از تعدی و عصیان خویش برنداشتند تا جایی که به کفر رسیده و راه برگشتی برای خود باقی نمی گذارند. در حدی که خداوند قلب آنها را از سنگ سفت و سخت تر می داند.

الان بهتر میتونیم مفهوم آیات 6 و 7 سوره مبارکه بقره رو درک کنیم و بفهمیم این آدما چه کار کرده اند که خداوند درباره آنها فرمود:" کسانی که کافر شدند برای آنها تفاوت نمی‏کند که آنان را (از عذاب خداوند) بترسانی یا نترسانی، ایمان نخواهند آورد(6)؛ خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده، و بر چشم های آنها پرده افکنده شده، و عذاب بزرگی در انتظار آنها است.(7)"

یه کم فکر کنید!!

ببینید اینا چکار کردند که خدا در موردشون میگه قلبشون انقدر سفت و سخته که از سنگ کوهها هم نفوذناپذیرتره، هم آنقدر خدا رو خسته کردند که خدا میگه من بر دلها و چشمای اینا مهر میزنم و بر چشماشون پرده افکنده ام!!

ان شاءالله خداوند خودش کمکمون کنه و نگذارد به چنین مرحله ای از قساوت قلب برسیم و همواره در برابر دستوراتش خاشع و خاضع باشیم و گردن کشی نکنیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه آیات رو باهم میخونیم:

وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ ﴿۷۲﴾

و بخاطر بیاورید هنگامی را که فردی را به قتل رساندید سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید و خداوند آنچه را مخفی داشته بودید آشکار می ‏سازد.

فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَلِکَ یُحْیِی اللّهُ الْمَوْتَى وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴿۷۳﴾

سپس گفتیم قسمتی از گاو را به مقتول بزنید (تا زنده شود و قاتل را معرفی کند) خداوند این گونه مردگان را زنده می ‏کند و آیات خود را به شما نشان می ‏دهد شاید درک کنید.

همانطور که دیروز هم خدمتتون عرض کردم، داستان از این قرار بود که در قوم بنی اسرائیل قتلی صورت پذیرفت و آنها یکدیگر را به قتل متهم می کردند. نزد حضرت موسی آمده و از او خواستند تا حقیقت را آشکار نماید. حضرت موسی نیز به آنها می گوید گاوی را ذبح نمایند. خصوصیات گاو بیان می شود. آنها گاو مورد نظر را یافته و با اکراه ذبح می کنند. این اکراه شاید ناشی از وجود رگه های گوساله پرستی و یا شاید هم به خاطر قیمت زیاد آن گاو بوده است(که هر دو ضعف ایمان را می رساند). با قسمتی از بدن گاو(دم او) به مرده زده و زنده می شود. مرده نیز قاتل خود را معرفی می نماید. هدف مورد نظر این آیات قاتل و مرده نیست بلکه زنده شدن مرده آن هم توسط پاره ای از بدن یک گاو ذبح شده است. به همین دلیل آیات از گاو آغاز کرده، نه از مرده.

این مرده می توانست با اراده خداوند و بدون انجام هیچ یک از این مراحل زنده شود، اما چنین نشد. در پاسخ باید گفت شاید وجود بقایای گوساله پرستی در میان قوم بنی اسرائیل سبب این روش بوده است و همچنین تلاش و پرداخت هزینه برای زنده کردن مرده به نوعی سبب عدم تکرار این ماجرا می شده است.

نکته: زنده شدن مرده نیز به عنوان نعمتی برای این قوم بیان شده است، زیرا هر ذهن بیداری را به فکر واداشته و موجب افزایش ایمان او به روز واپسین می گردد(شاید اندیشه کنید).

در پست بعدی نتیجه آیات 47 تا 73 را از زبان قرآن ان شاءالله مطرح خواهیم کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه نعمت های هشتم و نهمی که خداوند به قوم بنی اسرائیل داده است را با هم میخونیم.. ین نعمتها فوق العاده جالب و تامل برانگیز هستش.

8. بالای سر بردن کوه طور

وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاذْکُرُواْ مَا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ﴿۶۳﴾

و زمانی که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما قرار دادیم (وبه شما گفتیم) آنچه را از آیات و دستورات خداوند به شما داده ‏ایم با قدرت بگیرید، و آنچه را در آن هست بخاطر داشته باشید (و به آن عمل کنید) تا پرهیزگار شوید.

ثُمَّ تَوَلَّیْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِینَ﴿۶۴﴾

سپس شما بعد از این جریان روگردان شدید و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود از زیانکاران بودید.

این نعمت نیز عامل تقوا به حساب آمده. در آیه 40 که خداوند می فرماید به عهدتان وفا نمایید، شاید منظور از عهد همین پیمانی است که در این آیه ذکر شده است. چنان چه پیشتر در آیه 27 ذکر شده، زیانکاران، همان گمراهان هستند. بنابراین منظور از فضل و رحمت خداوند، در واقع هدایت گمراهان است. لذا در آیه 47 که خداوند خطاب به قوم بنی اسرائیل می فرماید شما را بر عالمیان فضیلت دادم، در واقع فرصت هدایت است. به عبارت دیگر تعداد نعمت هایی که خداوند به آنها داده بیشتر است (یا به تعبیر من خداوند فرصت های بازگشت بیشتری را به این قوم مرحمت داشته است). از آنجا که این نکته دقیقاً در نعمت هشتم ذکر شده است، شاید بتوان این نتیجه را گرفت که دیگر اقوام هفت بار فرصت هدایت می یافتند.

9. بوزینه شدن

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ﴿۶۵﴾

بطور قطع حال کسانی را از شما که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند دانستید، ما به آنها گفتیم بصورت بوزینه‏ های طرد شده ‏ای در آئید.

فَجَعَلْنَاهَا نَکَالًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ ﴿۶۶﴾

ما این جریان را مجازات و درس عبرتی برای مردم آن زمان و کسانی که بعد از آنان آمدند، و هم پند و اندرزی برای پرهیزکاران قرار دادیم.

بنابراین نهمین نعمت، یعنی بوزینه شدن افراد متعدی، عامل تقوای دیگران بوده است.

 

بطور خلاصه همانطور که متوجه شدید در نعمت هشتم خداوند کوه طور را بلند می کند و بالای سر بنی اسرائیل میاره و از اونا عهد و پیمان میگیرد. (به تعبیر من خداوند بهشون گفته ایمان میارید یا این کوه رو بندازم روی سرتون)، باز در ادامه انها پیمان شکنی کردند. در آیه 65 و 66 هم انهایی که از دستور خدا در روز شنبه (کار نکردن در شنبه) سرپیچی کردند خداوند آنها را به بوزینه تغییر شکل می دهد و این عذاب خداوند نعمتی بوده برای دیگرانی که این قضیه را مشاهده کردند، نعمتی به این صورت که اگه شما هم مثه اینا تقوا پیشه نکنی اینجوری میشیا!

خلاصه خدا به هر طریقی بوده میخواسته این ناسپاسا رو ادمشون کنه ولی خودشون نمیخواستند که آدم بشند!

امیدوارم ما در عهد و پیمان هامون با خدا استوار و پایبند بمانیم و سرپیچی از دستوراتش نکنیم ان شاءالله!