رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ 76 مومنون

ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند) اما آنها نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند و نه به درگاهش تضرع می‏ کنند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب بداء» ثبت شده است

حدیث شماره 16 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

از امام (علیه السلام) سؤال شد که خدا چگونه داند؟ فرمودند: «خدا بداند، بخواهد، اراده کند، مقدر سازد، حکم کند و امضاء فرماید پس امضاء کند آنچه را حکم کرده و حکم کند آنچه را مقدر ساخته و مقدر کند آنچه را اراده کرده؛ بنابراین از علمش مشیت خیزد و از مشیتش اراده و از اراده اش تقدیر و از تقدیرش حکم و از حکمش امضاء، و علمش مقدم بر مشیت است، مشیت در مرتبه دوم است و اراده در مرتبه سوم و تقدیر بر حکم نزیک به امضاء واقع شود. و براى خداى تبارک و تعالى بداست نسبت به آنچه بداند هر گاه که خواهد و نسبت به آنچه براى تقدیر چیزها اراده کند؛ ولى اگر حکم مقرون به امضاء گشت دیگر بدا نیست. و علم به هر معلومى پیش از بودن اوست و مشیت نسبت به خواسته شده پیش از وجود آن است و اراده نسبت به اراده شده، پیش از برپا شدن آن است. و تقدیر این معلومات پیش از آن است که جدا شوند و بهم پیوندند در وجود مشخص و از لحاظ وقت و حکم مقرون به امضاء انجام شدنی هاى قطعى می باشند که داراى جسمند و به حواس درک شوند مانند آنچه رنگ و بو دارد و پیمانه شود و آنچه در زمین بجنبد و بخرامد که انسان و جن و پرندگان و درندگان و جز اینها باشد که به حواس درک شود. براى خداى تبارک و تعالى نسبت به آنچه وجود خارجى ندارد بدا می باشد و چون وجود خارجى قابل فهم و درک بیابد، بدا نباشد و خدا آنچه خواهد بکند، بعلم خود همه چیز را پیش از پدید آمدنشان دانسته و با مشیت خود صفات و حدود آنها را شناخته و پیش از اظهار آنها انشائشان کرده و به وسیله اراده برای آنها رنگ و صفت تعیین کرده و با تقدیر خود روزیشان را اندازه گیرى نموده و آغاز و پایان آنها را شناخته و به سبب حکمش اماکن آنها را براى مردم هویدا ساخته و به آنها رهبریشان نموده و با امضائش علل آنها را تشریح کرده و امرشان را آشکار نموده، این است تقدیر خداى عزیز دانا.

 

شرح :
علامه مجلسى علیه الرحمه فرماید: این حدیث از جمله مشکلات و متشابهات احادیث است و شاید اشاره داشته باشد به اختلاف مراتب تقدیر چیزها در الواح آسمانى یا اختلاف مراتب آماده شدن علل آنها تا وقت حصول آنها.

حدیث شماره ۱۵ باب بداء کتاب توحید اصول کافی
 

حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «هرگز خدا پیغمبرى مبعوث نفرمود جز با حکم حرمت شراب و اقرار به بدا برای خدا.»

 

حدیث شماره ۱۴ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همانا خداوند بزرگ و شکوهمند به محمد صلّی اللّه علیه و آله خبر داد آنچه را از اول دنیا تحقّق یافته و آنچه را تا پایان دنیا تحقّق خواهد یافت و نیز به آنچه از این رویدادها حتمی است، آگاهانید و جز این را استثنا کرد (که حتمی نبود و به مشیت او مربوط است).»
 

 

حدیث شماره ۱۳باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هرگز هیچ کس پیامبر نشد تا اینکه به پنج خصلت برای خدا اقرار کرد: بدا، مشیت، سجود، بندگی، اطاعت.»
 

حدیث شماره 12 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اگر مردم مى دانستند چه پاداشى در اعتقاد به بدا هست، از سخن در آن سستى نمى ورزیدند.»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اگر مردم مى دانستند چه پاداشى در اعتقاد به بدا هست، از سخن در آن سستى نمى ورزیدند.»

حدیث شماره 11 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

منصور بن حازم گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که آیا ممکن است امروز چیزى واقع شود که دیروز در علم خدا نبوده باشد؟ (یعنى خدا آن را نداند مگر وقتی که واقع شود) فرمودند: «نه، هر که چنین گوید خدایش رسوا کند.» عرض کردم بفرمائید مگر نه این است که آنچه واقع شده و آنچه تا روز قیامت واقع مى شود در علم خدا هست؟ فرمودند: «آری، قبل از آنکه خلق را بیافریند (همه چیز را مى دانست).»

حدیث شماره 10 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «همانا بدا نسبت به خدا، ناشى از جهل نیست.»

حدیث شماره 9 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «براى خدا نسبت به چیزى بدا حاصل نشد جز اینکه پیش از اینکه بدا پیش آید، خدا آن را می دانست.»

 حدیث شماره ۸ باب بداء کتاب توحید اصول کافی


امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همانا خدا را دو علم است: ۱.علم نهفته و در خزانه که جز او کسى نداند و بدا از این علم به شمار آید ۲.علمی که به ملائکه و رسولان و پیامبرانش تعلیم داده که ما آن را می دانیم.»
 

حدیث شماره ۷ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «تاخیر بعضى از امور نزد خدا مشروط است، هر چه را از آنها که خواهد پیش دارد و هر چه را که خواهد تاخیر اندازد.»
 

حدیث شماره 6 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «علم دو گونه است؛ 1- علمی که نزد خدا در خزانه است و هیچ یک از آفریدگانش از آن آگاه نیست. 2- علمی که خدا به فرشتگان و پیامبرانش یاد داده است. علمى که به فرشتگان و پیامبرانش تعلیم کرده (مطابق آنچه تعلیم کرده) واقع خواهد شد، زیرا خدا نه خودش را تکذیب کند و نه فرشتگان و پیامبرانش را و علمى که نزدش در خزانه است هر چه را خواهد پیش دارد و آنچه را خواهد پس اندازد و هر چه را خواهد ثبت کند.»

حدیث شماره ۵ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

مالک جهنى گوید امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خدای تعالى «آیا انسان به خاطر نمی ‏آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که چیزی نبود (۶۷مریم)» پرسیدم. فرمودند: «نه اندازه گیرى و نه ایجاد شده بود.» جهنی گوید درباره سخن خدا «آیا چنین نیست که زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟! (۱ انسان)» پرسیدم، فرمودند: «اندازه گیرى شده بود ولى قابل ذکر نبود.»

 

حدیث شماره 4 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

حمران گوید از امام باقر (علیه السّلام )درباره فرمایش خدای عزوجل «مدتی را مقرر داشت و مدت معینی (هم) نزد اوست. (2 انعام)» پرسیدم، حضرت فرمودند: «مقصود دو مدت است؛ مدت حتمی و مدت مشروط.»

حدیث شماره ۲ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) درباره آیه شریفه «خدا هر چه را بخواهد محو می کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا می نماید. (۳۹ رعد)» فرمودند: «مگر نه این است که محو شود چیزى که ثابت بوده و ثبت شود چیزى که نبوده (و بدا چیزى جز این نیست).»

 

 

حدیث شماره ۱ باب بداء کتاب توحید اصول کافی
قسمت دوم

شرح:
دانشمندان اسلامى اگر چه در معنى بداى خدا نسبت به مقام ثبوت، نظرهاى مختلفى دارند، میرداماد (ره) گوید بدا در مقام قضا و جناب قدس حق و مفارقات محضه و متن دهر نیست بلکه در قدر و امتداد زمان است و شاگردش ملاصدرا هم از او تبعیت کرده است. سید مرتضى فرموده است بدا همان نسخ در احکام است. مجلسى (ره) قائل بلوح محفوظ و لوح محو و اثبات شده است ولى تمام این بزرگان این معنى را قبول دارند که خدا آنچه را تغییر مى دهد پیش از آنکه چیزی را بیافریند مى دانسته است یعنى او مى دانسته که مثلاً در هزار سال بعد کودکى متولد مى شود که عمرش را 50 سال مقرر مى دارد ولى آن کودک بزرگ مى شود و گناهانی که موجب کوتاهى عمر است مانند زنا و قطع رحم انجام مى دهد و او عمرش را از 50 به 40 مى آورد و در آن سن مى میرد و جز خدا کسى این را نداند و این بزرگان چون به این مطلب عقیده دارند ناچار مى شوند که در مقام ثبوت بدا دو مرحله قائل شوند و شاید بیان مرحوم مجلسى مطابق اخبار باشد. خلاصه تمام دانشمندان شیعه باور دارند که بدا به این معنى اولاً وقوع دارد و ثانیاً خدای تعالى از اول به آن عالم بوده است و اما علت اینکه خداوند از اول چیزى را مقرر مى دارد و سپس تغییر مى دهد چند وجه است: اول اینکه بندگان به کارهاى نیک چون صله رحم و احسان به فقرا راغب باشند. دوم امتحان حسن اطاعت بندگان است که خدا ببیند آیا در موقع تغییر بندگان تمرد و سرپیچى مى کنند و در مقام اعتراض و اشکال بر می آیند چنانچه درباره تغییر قبله بعضى به اعتراض برخاستند یا آنکه تسلیم و منقاد حکم خدا مى شوند. سوم چون بندگان بدانند که ممکن است شخصی که نزد خدا شقى بوده، برگردد و سعید شود از دعا و تضرع به پیشگاه حضرت احدیت رونگردانند و همیشه به حالتى میان خوف و رجا باشند. 

 

حدیث شماره 1 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

قسمت اول

 

زراره از یکى از دو امام (پنجم یا ششم) (علیهما السلام) نقل می کند که فرمودند: «خدا به چیزى چون بداء پرستش نشده است.» و در روایت ابن ابى عمیر از هشام بن سالم است که امام صادق ()علیه السلام فرمودند: «خدا به چیزى چون بداء بزرگ شمرده نشده است.»

 

شرح :
چنانچه از ابواب سابق معلوم شد صفاتى را که نسبت به خدایتعالى مى دهیم از لحاظ مفهوم و معنى با صفات مخلوق فرق دارد. علم خدا غیر از علم مخلوقست، دیدن و شنیدن و یکتا بودن و لطیف بودن و ظاهر بودن و قاهر بودن خدا غیر از این صفاتست در مخلوق. چنانچه تمام اینها در ابواب گذشته خصوصاً در حدیث 317 318 توضیح داده شد، اکنون مى گوئیم بدا (آشکار و نمایان شدن) هم نیز چنین است، بدا نسبت به خدا غیر از بداى نسبت به مخلوقست و در هر یک معنى جداگانه اى دارد. بدا نسبت به مخلوق عبارت از این است که شخصى نزد خود نقشه کارى را طرح کند و سود و زیان آن را بسنجد و چون جانب سود را ترجیح دهد در آن کار وارد شود و اقدام کند، ناگاه در وسط کار یا جلوتر به جهتى متوجه شود که قبلاً آن را نمى دانست و آن جهت زیان و آسیبى باشد که از ناحیه آن کار وارد شود و چند برابر سودى باشد که او خیال کرده بود، در آنجا دست از کار بکشد و بگوید برایم بدا حاصل شد، پیداست که چنین بدائى نسبت به خداى تبارک و تعالى محا الست، خدا پیش از آفرینش مخلوق همه چیز را مى دانسته و سود و زیان هر چیز نزدش هویدا و آشکار بوده است، او هرگز چیزى خلق نکند و فرمانى ندهد که بعداً پشیمان شود و منصرف گردد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در حدیث 9 و 10 این باب به این معنى تصریح مى فرماید، و اما بداء نسبت به خدا به این معنى ست که خدا چیزى را مطابق اوضاع و شرایطى مقرر دارد و سپس به واسطه تغییر اوضاع و شرایط آن را تغییر دهد و چون ما خدا را فعال مایشاء می دانیم و می دانیم که او چه را مصلحت داند مى کند و هر روز در کار تازه ای است و او دست بسته و کنار نشسته نیست باید این تغییر را بدهد و از این جهت است که عقیده به بدا در در روایت او 3 و 12 و 13 این باب با اهمیت تلقى شده است.