رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

وَإِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاکِبُونَ (74 مومنون)

و به راستى کسانى که به آخرت ایمان ندارند از راه [درست] سخت منحرفند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باب بودن و مکان» ثبت شده است

حدیث شماره 8 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود یکى از دانشمندان یهود نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت اى امیرمؤمنان پروردگارت از چه زمانی بوده؟ فرمودند: «واى بر تو! از چه زمانى بوده را به چیزى گویند که زمانى نبوده؛ ولى به آنچه بوده، نگویند از کى بوده، او بدون پیشى، پیش از هر پیش است و بدون بعدى، پس از هر بعدى است و او را نهایت و پایانى نیست تا پایانش به انتها برسد، عرض کرد: آیا تو پیغمبرى؟ فرمود: «مادرت مرگت را بیند، همانا من بنده اى از بندگان رسول خدا هستم.»

حدیث شماره 7 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

زرارة گوید به حضرت باقر (علیه السلام) عرض کردم آیا خدا بوده و چیزى نبوده؟ فرمودند: «آرى خدا بوده و چیزى نبوده» گفتم پس کجا بوده؟ حضرت تکیه کرده بود، راست نشست و فرمود: «اى زراره سخن محالى پرسیدى، چون از مکان چیزى پرسیدى که مکان ندارد.»

حدیث شماره 6 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) به یهود گفت مسلمانان می پندارند علی در بحث و جدل از همه مردم توانا و داناتر است. اینک مرا نزد او ببرید تا شاید بتوانم سؤالی از او بپرسم و لغزش و خطای او را به اثبات رسانم. خدمت حضرت آمد و عرض کرد اى امیرمؤمنان مى خواهم از شما مسأله اى پرسم. فرمودند: «هر چه خواهى بپرس» گفت اى امیرمؤمنان پروردگار ما از کى بوده؟ فرمودند: «اى یهودى! «از کی بوده» را به کسی گویند که زمانی نبوده است، پس، از کی بوده آنجا درست است؛ ولى خدا موجود است بدون بودن پدید آمده اى، بوده است بدون هیچ کیفیتى. آرى اى یهودى! باز هم آرى اى یهودى! چگونه براى او قبلى باشد؟ در صورتى که او پیش از پیش است، بدون پایان و پایانش بی پایان است. پایان به او نرسد و پایان ها نزد او منقطع شوند و او پایان هر پایان است.» یهودى گفت: گواهى دهم که دین تو حق است و آنچه مخالف آن است باطل است.

حدیث شماره 5 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکى از دانشمندان یهود نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت اى امیرمؤمنان پروردگارت از چه زمانی بوده؟ فرمودند: «مادرت به عزایت نشیند، خدا چه زمانی نبوده تا گفته شود از چه زمانی بوده؟ پروردگارم بدون پیشى، پیش از هر پیشى بوده و بدون بعدى پس از هر بعدی خواهد بود. براى پایانش پایان و نهایتى نیست، پایان ها نزد او قطع شوند، پس او نهایت هر پایان است.» گفت یا امیرالمؤمنین تو پیغمبرى؟ فرمودند: «واى بر تو، من بنده اى از بندگان محمد(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) هستم.» و روایت شده که از آن حضرت سؤال شد پروردگار ما پیش از آنکه آسمان و زمینى آفریند، کجا بود؟ فرمودند: «کلمه کجا پرسش از مکان است و خدا بوده و مکانى نبوده.»

حدیث شماره 4 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

یهود اطراف رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) جمع شده و به او گفتند این مرد عالم است (مقصودشان امیرالمؤمنین علیه السلام بود) ما را نزد او ببر تا از او سؤال کنیم، آنگاه نزدش آمدند. به آنها گفته شد حضرت در خانه خویش است، منتظر شدند تا بیرون آمد. رأس الجالوت عرض کرد آمده ایم از شما پرسشى کنیم. فرمودند: «اى یهودى! هر چه از ذهنت می گذرد بپرس.» گفت از پروردگارت مى پرسم که از چه زمانى بوده است؟ فرمودند: «خداوند بدون پدید آمدن و بدون چگونگی بوده است. او همیشگى است، بدون کمیت و کیفیت زمانی، چیزى پیش از او نبوده و او پیش از پیش بوده بی آنکه پیشی باشد. او پایان و نهایتى ندارد، پایان از او منقطع است و او پایان هر پایان است. رأس الجالوت گفت بیائید برویم که او از آنچه هم درباره اش گویند، دانشمندتر است.

حدیث شماره 4 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

یهود اطراف رأس الجالوت (عالم بزرگ یهود) جمع شده و به او گفتند این مرد عالم است (مقصودشان امیرالمؤمنین علیه السلام بود) ما را نزد او ببر تا از او سؤال کنیم، آنگاه نزدش آمدند. به آنها گفته شد حضرت در خانه خویش است، منتظر شدند تا بیرون آمد. رأس الجالوت عرض کرد آمده ایم از شما پرسشى کنیم. فرمودند: «اى یهودى! هر چه از ذهنت می گذرد بپرس.» گفت از پروردگارت مى پرسم که از چه زمانى بوده است؟ فرمودند: «خداوند بدون پدید آمدن و بدون چگونگی بوده است. او همیشگى است، بدون کمیت و کیفیت زمانی، چیزى پیش از او نبوده و او پیش از پیش بوده بی آنکه پیشی باشد. او پایان و نهایتى ندارد، پایان از او منقطع است و او پایان هر پایان است. رأس الجالوت گفت بیائید برویم که او از آنچه هم درباره اش گویند، دانشمندتر است.

حدیث شماره 3 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

مردى خدمت امام باقر (علیه السلام) آمد و عرض کرد به من بگو پروردگارت از کى بوده؟ امام فرمودند: «واى بر تو، به چیزى که در زمانى نبوده گویند، از کى بوده، همانا پروردگار تبارک و تعالى من، همیشه بوده و زنده است بدون چگونگى، و برای او «بود شد» به کار نمی رود (جمله «بود شد» نسبت به خدا غلط است زیرا این جمله را به کسى گویند که نباشد و سپس پیدا شود) و بودنش را چگونه بودن نباشد. مکانى ندارد، در چیزى نیست و روی چیزى قرار ندارد. برای منزلت خود مکانی پدید نیاورد، پس از آنکه چیزها را به عرصه وجود آورد نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی را هستی دهد ناتوان نبود. پیش از آنکه چیزی آفریند، ترسان نبود. شباهتی به آنچه در لفظ آید و به خاطر گذرد، ندارد. پیش از آنکه دست به آفرینش زند از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان نیز از آن جدا نباشد. همیشه بدون زندگى زنده است، پیش از آنکه چیزى آفریند پادشاه توانا بود و پس از ایجاد جهان هستى، پادشاه مقتدر است. براى او چگونگى و مکان و حدى نیست و به وسیله شباهت به چیزى شناخته نشود، هر چه بماند پیری به وجود او راه نیابد. او از چیزى نترسد بلکه تمام چیزها از ترس او قالب تهى کنند. زنده است بدون زندگی و از «بودنی» برخوردار است که نه به وصف درآید و نه چگونگی او را محدود سازد و نه مکانی که اقامتگاهش باشد و مجاور چیزی به شمار آید. بلکه زنده ایست (که با آثار قدرت و زندگى) شناخته شده و پادشاهى است که همیشه قدرت و پادشاهى دارد. آنچه را خواست به محض آنکه خواست با مشیت خود پدید آورد. نه محدود است و نه داراى اجزاء و فانى نگردد. او سر آغاز هستى است بدون کیفیت (هر چیز که آغاز چیز دیگر باشد براى او کیفیتى از آن حاصل شود جز آغاز بودن خداوند) و انجام هستى است بدون مکان (مؤخر بودن هر چیز واقع شدن اوست در مکانى عقب تر از پیشینیان جز ذات بارى که اولیت و آخریتش عین ذات اوست) همه چیز جز ذات او نابودشدنی است. (زیرا همه چیز به منزله سایه و پرتوى از وجود اوست که چون از ارتباط و تعلقشان به او صرف نظر شود جز نابودى چیزى نباشند)، آفرینش و حکم نافذ از آن اوست. پر خیر است پروردگار جهانیان. واى بر تو اى سؤال کننده، همانا پروردگار من اندیشه ها او را فرا نگیرد و شبهات بر او فرود نیابند و سرگردان نشود (همه چیز نزدش روشن و قطعى است) چیزى به نزدیکى او نرسد، پیش آمدها بر او وارد نشود و چیزی از او پرسیده و بازخواست نشود و بر چیزى پشیمان نگردد، چرت و خوابش نبرد، هر چه در آسمان ها و زمین و میان آنها و زیر خاک است از آن اوست.»

حدیث شماره 2 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

مردى از پشت رودخانه بلخ آمد و خدمت حضرت رضا (علیه السلام) رسید و عرض کرد من از شما مسأله اى مى پرسم، اگر همان طور که می دانم پاسخ گویی به امامت تو اقرار خواهم کرد. امام فرمودند: «هر چه خواهى بپرس.» عرض کرد به من بگو پروردگارت از چه زمانی بوده و چگونه بوده و تکیه اش بر چیست؟ امام فرمود خداى تبارک و تعالى مکان را مکان قرار داد بی آنکه برای او مکانی باشد و چگونگی را پدید آورد بی آنکه خود دارای چگونگی باشد و بر قدرت خود تکیه دارد. آن مرد برخاست و سر آن حضرت را بوسید و گفت گواهى دهم که شایان پرستش جز خدا نیست و محمد فرستاده اوست و على وصى پیغمبر و سرپرست دعوت او پس از وى می باشد و شمائید پیشوایان راستگو و توئى جانشین بعد از آنها.

حدیث شماره 1 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

نافع بن ازرق به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد به من بفرمائید خدا از چه زمانى بوده؟ فرمودند: «مگر چه زمانى نبوده تا به تو گویم از چه زمانى بوده، منزه باد آنکه همیشه بوده و همیشه خواهد بود، یکتا و بى نیاز است، همسر و فرزند نگیرد.»