رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

سوره مومنون آیه 62

وَلَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَیْنَا کِتَابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ

و ما هیچ کس را جزء به اندازه توانائیش تکلیف نمی‏کنیم و نزد ما کتابی است (که تمام اعمال بندگان را ثبت کرده) و به حق سخن می‏گوید لذا به آنان هیچ ظلم و ستمی نمی‏ شود.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حدیث شماره 3 باب بودن و مکان کتاب توحید اصول کافی

 

مردى خدمت امام باقر (علیه السلام) آمد و عرض کرد به من بگو پروردگارت از کى بوده؟ امام فرمودند: «واى بر تو، به چیزى که در زمانى نبوده گویند، از کى بوده، همانا پروردگار تبارک و تعالى من، همیشه بوده و زنده است بدون چگونگى، و برای او «بود شد» به کار نمی رود (جمله «بود شد» نسبت به خدا غلط است زیرا این جمله را به کسى گویند که نباشد و سپس پیدا شود) و بودنش را چگونه بودن نباشد. مکانى ندارد، در چیزى نیست و روی چیزى قرار ندارد. برای منزلت خود مکانی پدید نیاورد، پس از آنکه چیزها را به عرصه وجود آورد نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی را هستی دهد ناتوان نبود. پیش از آنکه چیزی آفریند، ترسان نبود. شباهتی به آنچه در لفظ آید و به خاطر گذرد، ندارد. پیش از آنکه دست به آفرینش زند از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان نیز از آن جدا نباشد. همیشه بدون زندگى زنده است، پیش از آنکه چیزى آفریند پادشاه توانا بود و پس از ایجاد جهان هستى، پادشاه مقتدر است. براى او چگونگى و مکان و حدى نیست و به وسیله شباهت به چیزى شناخته نشود، هر چه بماند پیری به وجود او راه نیابد. او از چیزى نترسد بلکه تمام چیزها از ترس او قالب تهى کنند. زنده است بدون زندگی و از «بودنی» برخوردار است که نه به وصف درآید و نه چگونگی او را محدود سازد و نه مکانی که اقامتگاهش باشد و مجاور چیزی به شمار آید. بلکه زنده ایست (که با آثار قدرت و زندگى) شناخته شده و پادشاهى است که همیشه قدرت و پادشاهى دارد. آنچه را خواست به محض آنکه خواست با مشیت خود پدید آورد. نه محدود است و نه داراى اجزاء و فانى نگردد. او سر آغاز هستى است بدون کیفیت (هر چیز که آغاز چیز دیگر باشد براى او کیفیتى از آن حاصل شود جز آغاز بودن خداوند) و انجام هستى است بدون مکان (مؤخر بودن هر چیز واقع شدن اوست در مکانى عقب تر از پیشینیان جز ذات بارى که اولیت و آخریتش عین ذات اوست) همه چیز جز ذات او نابودشدنی است. (زیرا همه چیز به منزله سایه و پرتوى از وجود اوست که چون از ارتباط و تعلقشان به او صرف نظر شود جز نابودى چیزى نباشند)، آفرینش و حکم نافذ از آن اوست. پر خیر است پروردگار جهانیان. واى بر تو اى سؤال کننده، همانا پروردگار من اندیشه ها او را فرا نگیرد و شبهات بر او فرود نیابند و سرگردان نشود (همه چیز نزدش روشن و قطعى است) چیزى به نزدیکى او نرسد، پیش آمدها بر او وارد نشود و چیزی از او پرسیده و بازخواست نشود و بر چیزى پشیمان نگردد، چرت و خوابش نبرد، هر چه در آسمان ها و زمین و میان آنها و زیر خاک است از آن اوست.»