رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

رمز حیات

رمز حیات

آیه امروز:

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ ﴿۲۳ صاقات﴾
(آری آنچه را) جز خدا می‏پرستیدند جمع کنید و به سوی راه دوزخ هدایتشان نمائید.

طبقه بندی موضوعی

۵۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Quran» ثبت شده است

 

امتحان انسان با مال

در این آیات یکی از وجوه مراقبت بر اعمال انسان را ذکر می کند و آن مسئله امتحان است. البته امتحان خدا انواع گوناگونی دارد، ولی در این آیات نوع خاصی از آن مطرح است و آن، امتحان به وسیله مال است که گاهی با دادن مال و نعمت و گاهی با فقر و فلاکت صورت می گیرد. می فرماید: هرگاه انسان را پروردگارش از روی امتحان گرامی بدارد و پی در پی به او نعمت بدهد، می‌گوید پروردگارم مرا گرامی داشت و اگر از روی امتحان روزی او را تنگ بگیرد، می‌گوید پروردگارم مرا خوار کرد. انسان در اینجا شامل کسانی می شود که از آموزه های پیامبران و معارف الهی دورند که ممکن است کافر و مشرک باشد، ولی خدا را باور کند و یا مومن ضعیف الایمان باشد. به هر حال او کسی است که خدا را قبول دارد ولی به درک درستی از حقیقت توحید نرسیده است و در گمراهی و حیرت به سر می برد. چنین تصوری از نظر معارف الهی پنداری باطل است. این فرضیه که هرکس مال و ثروت دارد خدا به او کرامت داده و از او خوشش می آید و هر کسی که فقیر است خدا او را خوار کرده همان عقیده دشمنان پیامبر است که ثروتمند بودن خود را نشانه عنایت خدا به آنها و فقیر بودن مومنان را علامت توجه نکردن خدا آنها قلمداد می‌کردند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ ﴿۱۵﴾ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ ﴿۱۶﴾ کَلَّا بَلْ لَا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ ﴿۱۷﴾ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿۱۸﴾ وَتَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَمًّا ﴿۱۹﴾ وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿۲۰﴾

اما انسان هنگامی که پروردگارش او را امتحان کند و گرامی بدارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت. (۱۵) و اما وقتی او را امتحان کند و روزیش را بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگارم مرا خوار کرد. (۱۶) چنین نیست، بلکه شما یتیمان را گرامی نمی دارید. (۱۷) و یکدیگر را بر طعام دادن به مستمند ترغیب نمی کنید. (۱۸) و میراث را (از طریق مشروع و نامشروع) به تمامی می خورید. (۱۹) و مال و ثروت را بسیار دوست می دارید. (۲۰)

۱. «ابتلیه» او را آزمایش کرد. از ریشه «بلو» به معنای امتحان

۲.«نعمه» پیاپی به او نعمت داد. از باب تفعیل به معنای کثرت و تکرار.

۳.«فقدر» تنگ گرفت، به ضیق انداخت.

۴.«لا تحاضون» همدیگر را بر نمی انگیزید. از ریشه «حضض» به معنای واداشتن و تشویق کردن.

۵.«التُراث» مال ارث، میراث.

۶.«جما» فراوان، بسیار.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

نافرمانی قوم ثمود

قوم ثمود در شمال جزیره العرب میان یثرب و شام زندگی می کردند و پیامبرشان صالح بود. آنها هم از تمدن خوبی برخوردار بودند و شهری آباد داشتند. در آیه مورد بحث، از آنها چنین یاد شده که آنها در آن وادی تخته سنگ ها و صخره ها را می‌بریدند. منظور این است که از آن ها خانه می ساختند. قوم ثمود خدا را نافرمانی کردند و از زدی عنادی که بل صالح داشتتد، ناقه او را پی کردند. صالح طبق فرمان خدا به آنها گفته بود که اگر به این شتر آسیب برسانید، عذاب نزدیکی شما را فرا میگیرد. عذاب الهی فرا رسید و همگی به هلاکت رسیدند و صالح و کسانی که ایمان آورده بودند نجات پیدا کردند.

گردن‌کشی فرعون

 فرعون «ذی الاوتاد» یعنی صاحب میخ ها. شاید این تعبیر اشاره به اهرام مصر باشد که مانند میخ بر زمین کوبیده شده اند و یا از آن جهت باشد که هرگاه فرعون می خواست کسی را اعدام کنند دستور می داد دست و پای او را با میخ به چوب می کوبیدند. فرعون و سران دربار او گردنکشی کردند و به خدا ایمان نیاوردند زیرا آنها در عیش و نوش و لذت های دنیایی فرو رفته بودند و ایمان به خدای موسی را مانع شهوترانی ها و عشرت های خود می دیدند.

خداوند همواره در کمین ستمگران است

 قرآن کریم در آیات مورد بحث برای هر سه تن از این ستمگران تاریخ، دو صفت ذکر می کند که هر سه در آن مشترک بودند یکی طغیان در شهر هاست و دیگری فساد بسیار. اساساً خاصیت استکبار و استبداد، طغیان گری و فساد است اما بشنوید که خداوند با آنها چه می کند. تازیانه عذاب خود را بر سر آن ها فرو می کوبد و با عذاب های مرگبار، آنها را در همین دنیا کیفر می دهد. این همه از آنجا ناشی می شود که خداوند همواره در کمین ستمگران است: «ان ربک لباالمرصاد». تعبیر تکان دهنده ای است، ستمگران و مفسدان باید بدانند که خداوند مراقب اعمال آنهاست و در موقع خود آنها را به شدت مواخذه می کند و این یک سنت تخلف ناپذیر الهی در تاریخ بشری است.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

یادکردی از سه قوم طغیان گر

در این آیات درباره سه تن از نیرومندترین ستمگران تاریخ و اقوام آنها سخن گفته شده که هر سه گروه دارای تمدن های ویژه و شهرهای آبادی بودند، ولی در اثر طغیانگری به فساد کشیده شدند و تباهی بسیاری به وجود آوردند و سرانجام، خداوند آنها را با تازیانه عذابی فراگیر بنواخت. مطلب با یک پرسش شروع می شود: آیا ندیدی که خداوند با عاد چه کرد؟ این پرسش یک پرسش تقریری و برای تثبیت مطلب است، گویا که مخاطب، خود از آن خبر داشته است. در این آیات از سه طغیانگر بزرگ یاد می کند: عاد، ثمود و فرعون.

طغیانگری قوم عاد

عاد، طغیانگری بود که قوم خود را به فساد کشیده بود و هر چند که شهرهایی آباد و محکمی داشتند، ولی در اثر بت پرستی و غرق شدن در مظاهر مادی، ماهیت انسانی خود را از دست داده بودند و به فساد و تباهی افتاده بودند. قوم عاد در سرزمین احقاف زندگی می کردند که در جنوب جزیره العرب میان حضرموت و یمن قرار داشت. آنها شهرهایی با ستون های بسیار محکم (ذات العماد) داشتند که تا آن زمان در هیچ شهری نظیر آنها نبود. کلمه «ارم» در آیه، نام آبادی آنهاست که در سرزمین احقاف قرار داشت و شهری بسیار آباد و باشکوه بود. پیامبری که برای عاد و قوم او مبعوث شد، حضرت هود بود. جریان محاجه هود با قوم عاد و برخورد ناشایست آنها به تفصیل در سوره هود ذکر شده است.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعَادٍ ﴿۶﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾ الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ ﴿۸﴾ وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿۹﴾ وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ ﴿۱۰﴾ الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ ﴿۱۱﴾ فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ ﴿۱۲﴾ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿۱۳﴾ إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ ﴿۱۴﴾

آیا ندیدی که پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟ (۶) با شهر ارم که دارای ستون های بلند بود (۷) که مانند آن در شهرها ساخته نشده بود (۸) و با قوم ثمود آنان که در آن وادی (برای ساختن بناهای استوار و محکم) تخته سنگ ها را می بریدند؟ (۹) و با فرعون نیرومند که دارای میخ های شکنجه بود؟ (۱۰) همانان که در شهرها، طغیان کردند (۱۱) و در آنها بسیار فساد کردند (۱۲) پس پروردگارت بر آنها تازیانه عذاب فرود آورد (۱۳) که پروردگار تو در کمین گاه است (۱۴)

۱. «عاد» قوم هود که در احقاف زندگی می‌کردند.

۲. «ارم» نام آبادی قوم عاد. و دراصل به معنای ستون و سنگ های روی هم چیده است.

۳. «جابوا» بریده اند. از ریشه«جوب» به معنای بریدن و شکافتن.

۴. «فَصَبَّ» پس ریخت. فعل ماضی از «صبّ» به معنای ریختن آب از بالا.

۵. «سوط» تازیانه، شلاق که از پوست بافته می‌شود.

۶. «المرصاد» کمینگاه، جایی که از آنجا چیزی را رصد می‌کنند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

سوگند

 این سوره با چهار سوگند شروع و پس از آن مطالبی درباره طغیانگران گفته می شود که جواب قسم ها از آن به دست می آید. سوگند به فجر، یعنی سپیده‌دمان که تاریکی شب شکافته می شود و به تدریج روشنایی بر تاریکی غلبه می کند که آغازی است بر پایان شب و نوید اینکه زمان تلاش و کار فرا رسیده است. و سوگند به شب های ده گانه، ده شب ویژه‌ای که با شب های دیگر متفاوت است. و سوگند به زوج و فرد. و سوگند به شب آنگاه که سپری می شود. پس از این سوگندها، برای تاکید بر اهمیت آن ها، می پرسد: آیا این سوگند ها برای افراد خردمند بسنده است؟ این سخن نظیر جمله ای است که در سوره واقعه پس از ذکر سوگند آمده است: این سوگند بزرگ است، اگر دانسته باشید (واقعه / ۷۶).

مصداق سوگند به فجر، شفع و وتر

مفسران برای این چهار موضوع مصداق هایی تعیین کرده اند. مشهور این است که این آیات قابل تطبیق با مراسم حج است به این بیان که فجر، صبح روز عید قربان و ده شب، دهه اول ماه ذیحجه و شفع، روز ترویه و وتر، روز عرفه و اللیل اذا یسر، شب مزدلفه است. علاوه بر این، احتمالات دیگری نیز هست از جمله اینکه «لیال عشر» دهه آخر ماه رمضان و یا دهه اول ماه محرم است این احتمالات به هیچکدام از روایات پیامبر و یا ائمه معصوم مستند نیست و در ظاهر آیات هم قرینه بر آنها وجود ندارد و بنابراین قابل اثبات نیست. اما در همه این موضوعات حرکت از تاریکی به سوی روشنایی مشهود است.

 

📚 منبع: آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ﴿۴﴾ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ ﴿۵﴾

سوگند به سپیده دم (۱) و به شب های ده گانه (۲) و به زوج و فرد (۳) و به شب آن گاه که می رود (۴) آیا در این ها برای خردمند، سوگندی هست؟ (۵)

۱. «الفجر» سپیده دم، صبحگاهان. فجر در اصل به معنای شکافتن است و صبح صادق را از آن جهت فجر می گویند که در آن زمان تاریکی شب شکافته می شود.

۲. «لیال عشر» شب های ده گانه. گفته شده که منظور از آن دهه اول ماه ذی الحجه است که مربوط به مناسک حج است. احتمالات دیگری هم داده شده است.

۳. «الشفع» جفت، زوج.

۴. «الوتر» فرد، تاق، یگانه، تک.

۵. «یَسْرِ» سیر می کند، می رود، می گذرد.

۶. «ذی حجر» صاحب اندیشه، خردمند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

بیرون آمدن آتش از درختی تر و امکان معاد

در ادامه اثبات امکان معاد و زنده شدن مردگان، مثالی از این دنیا می زند و آن بیرون آمدن شعله آتش از یک چوب تر است. درخت در درون خود حرارت و انرژی خورشیدی را نگه می دارد و در ظاهر هیچ اثری از حرارت در آن مشاهده نمی‌شود. اما وقتی آن درخت سوزانده می شود، شعله‌های آتش و حرارت شدید از آن بیرون می آید و این نوعی رستخیز حرارت خورشید است که در درون درخت قرار گرفته بود و به ظاهر هیچ آثاری در آن نبود، ولی اکنون آن حرارت آشکار می‌شود. در آیه (۸۱)، برای تقویت موضوع قبلی، سوالی مطرح می‌کند و آن اینکه آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده، توانایی ندارد که مانند آنها را بیافریند؟ سپس خود پاسخ می دهد که آری می تواند و او آفریدگار داناست.

تعلق اراده خدا بر آفرینش چیزی

در تثبیت قدرت خداوند در آفرینش آسمانها و زمین، مطلب مهمی را بیان می‌کند و آن چگونگی آفرینش است به این بیان که هرگاه اراده الهی بر آفرینش چیزی تعلق گیرد، به آن چیز می گوید: باش! پس آن می باشد، یعنی موجود می شود. مفهوم این جمله این است که فاصله ای میان اراده خدا و آفریده شدن یک موجود نیست و اراده او که همان امر تکوینی اوست، بی درنگ تحقق می‌یابد. در ادامه چنین نتیجه‌گیری می‌کند که بنابراین منزه است آن کسی که ملکوت هر چیزی در دست اوست و همه به سوی او باز می گردید. منظور از ملکوت، فرمانروایی و مالکیت و حاکمیت مطلق است که مختص خداست.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

مشرکان سپاهیان آماده برای بت ها

 مشرکان گمان می کردند بت ها آنان را در گرفتاری ها حمایت می‌کنند و از خطرات نگه می دارند و لذا برای جلب توجه بت هایشان برای آنها قربانی می کردند. در پاسخ به این پندار باطل، در آیه (۷۵) اظهار می دارد که آن معبودهای ادعایی هرگز توانایی یاری آنان را ندارند، حتی آنها نمی توانند خودشان را یاری کنند. در آیه (۷۶) ، به پیامبر دلداری می‌دهد که سخنان مشکان که تو را شاعر می خوانند و یا بت ها را یاوران خود قلمداد کردند، تو را اندوهگین نسازد، زیرا که ما از پیدا و نهان آنها آگاهیم و در موقع خود آنها را به خاطر همین گفتار و کردار مواخذه خواهیم کرد.

رفع استبعاد از زنده شدن مردگان

 آیات پایانی سوره مبارکه یس مربوط به اثبات امکان معاد و رفع استبعاد از زنده شدن مردگان در روز رستاخیز است‌. نخست توجه انسان را به پیشینه آفرینش خودش جلب می کند که چگونه خداوند او را از یک نطفه که به ظاهر پست و بی مقدار است آفرید، ولی چون او به مرحله قدرت و تفکر رسید، ستیزه جو و لجوج شد و در برابر پیامبر و حقایقی که آورده بود، مجادله کرد و به انکار معاد پرداخت. این آیات در پاسخ کسی است که توجه به آفرینش نخستین خودش، استخوان پوسیده ای را در دست گرفته و می گوید چه کسی می تواند این استخوان پوسیده را دوباره زنده کند؟ و با طرح این پرسش به نظر خود، خدا و پیامبر را در تنگنا قرار می دهد. در آیه (۷۹) در پاسخ آن شخص می فرماید کسی آن استخوان را زنده می کند که برای نخستین بار آن را آفرید و او به هرگونه آفرینشی داناست. بدون شک، کسی که برای اولین بار و بدون سابقه وجودی، چیزی را می آفریند، آفرینش دگرباره آن برای او دشواری ندارد و آسان است.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ ﴿۷۴﴾ لَا یَسْتَطِیعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ ﴿۷۵﴾ فَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿۷۶﴾ أَوَلَمْ یَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ ﴿۷۷﴾ وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ ﴿۷۸﴾ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ ﴿۷۹﴾ الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ ﴿۸۰﴾ أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ ﴿۸۱﴾ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۸۲﴾ فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾

آنها غیر از خدا معبودانی برای خویش برگزیدند به این امید که یاری شوند. (۷۴) در حالی که توانایی یاری آنان را ندارند و ایشان برای آن معبودها سپاهی آماده اند. (۷۵) پس گفتارشان تو را اندوهگین نکند، بی تردید ما آنچه را پنهان می دارند و آنچه را آشکار می کنند، می دانیم. (۷۶) آیا انسان ندانسته که ما او را از نطفه‏ ای آفریدیم که به ناگاه ستیزه ‏جویى آشکار شده است؟ (۷۷)  و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت چه کسی این استخوان ها را در حالی که پوسیده اند، زنده می کند؟ (۷۸) بگو همان کسی آن را زنده می کند که نخستین بار آن را آفرید و او به هرگونه آفرینشی داناست. (۷۹) همان کسی که برای شما از درخت سبز آتشى پدید آورد که شما از آن آتش می‏افروزید. (۸۰) آیا کسی که آسمانها و زمین را آفرید توانایی ندارد همانند آنها را بیافریند؟ آری او آفریدگار دانا است. (۸۱) فرمان او تنها این است که هر گاه چیزی را اراده کند به او می‏گوید: موجود باش؛ آن نیز بلافاصله موجود می شود. (۸۲) پس منزه است آنکه فرمانروایی مطلقِ هر چیزی به دست اوست و (همه) به سوی او بازگردانیده می شوید. (۸۳)

۱. «اتَّخَذُوا» برگرفتند، برگزیدند، انتخاب کردند. فرق میان «اخذ» و «اتخاذ» این است که «اخذ» به معنای مطلق گرفتن، ولی «اتخاذ» به معنای گرفتن از روی علاقه و میل است.

۲. «جُنْدٌ مُحْضَرُونَ» لشکری آماده، لشکری احضار شده.

۳. «خصیم» ستیزه جو، اصرار کننده بر خصومت.

۴. «رمیم» پوسیده، کهنه.

۵. «أَنْشَأَ» برای نخستین بار ایجاد کرد، آفرینشی نو کرد.

۶. «توقدون» آتش می افروزید. «وقود» چیزی است که به وسیله آن آتش می افروزند یا بر آن می افزایند، مانند هیزم.

۷. «ملکوت» فرمانروایی مطلق، پادشاهی، مالکیت مطلق.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

روشنگری قرآن

پس از نفی شعر بودن قرآن، تاکید می‌کند که آنچه پیامبر آورده چیزی جز مایه یادآوری و قرآنی روشنگر نیست. آنگاه در آیه بعدی اضافه می‌کند که این قرآن برای آن نازل شده که هر کسی را که زنده دل و بیدار است، بیم دهد و سخن و وعده خدا بر کافران تحقق یابد. منظور این است که تنها کسانی از آثار و برکات و هدایت های قرآن برخوردار می شوند که روحشان زنده است و آمادگی دریافت هدایت های الهی را دارند. توجه کنیم که قرآن دو نوع انذار دارد: انذار عام که شامل همه مردم از مومن و کافر می شود و انذار خاص که فقط به مومنان اختصاص دارد. این قرآن روشنگر همانگونه که زنده دلان را انذار می‌کند، بیان‌کننده سنت های الهی هم هست که یکی از آنها سرنوشت شومی است که کافران گرفتار آن خواهند بود.

 

استفاده های گوناگون از حیوانات

نعمت های خدا برای بشر بی شمار است و در آیات ۷۱ تا ۷۳می فرماید: آیا ندیده‌اند که از آنچه با دست قدرت ما به عمل آمده، برای آنان چارپایانی آفریدیم که آنان مالک و مسلط بر آنند؟ منظور از «ما عملت ایدینا = آنچه با دستان ما ساخته شده» مجموعه عالم آفرینش است که حیوانات هم بخشی از آن است. این تعبیر ظریفی است و به این حقیقت اشاره می‌کند که در خلقت آنها کسی شریک نبوده. در آیه مورد بحث، خاطرنشان می‌کند که همین حیوانات و چارپایان را ما برای بشر آفریدیم و به همین جهت آنان مالک آنها هستند، یعنی به آنها تسلط دارند. البته این مالکیت یک مالکیت مجازی است و در حقیقت مالک اصلی خداست. در آیات بعدی، برخی از بهره مندی های بشر از چارپایان را یادآور می شود به این صورت که ما آن حیوانات را برای بشر رام کردیم که از این حیوانات استفاده های گوناگونی ببرند، از جمله اینکه از آنها سواری گیرند و از گوشت و شیر آنها بخورند. اینکه برخی از حیوانات به انسان سواری می دهند و برخی از آنها هم غذای بشر می شود  به همین جهت در پایان آیه می فرماید: آیا آنها سپاسگزاری نمی کنند؟ و از اینکه مردم شکر این نعمت ها را به جا نمی آورند، آنها را توییخ می کند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

مشرکان، پیامبر را شاعر می پنداشتند

بار دیگر بر می گردد به موضوع رسالت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و رد گفته های مشرکان که به آن حضرت تهمت هایی می زدند و از جمله پیامبر را شاعر و قرآن را شعر می خواندند و این در ردیف تهمت های دیگرشان مانند سحر و کهانت بود. امتهای پیشین به پیامبرانشان تهمت سحر می زدند، ولی مشرکان مکه علاوه بر سحر، پیامبر را شاعر و کاهن هم می خواندند. در این آیه به شدت شاعر بودن پیامبر نفی می شود. می فرماید: ما به او شعر یاد ندادیم و شایسته او هم نبود و آنچه به او تعلیم دادیم، چیزی جز یادآوری و قرآن روشنگر نیست. تهمت شاعر بودن پیامبر که از سوی کافران مطرح شد، و رد آن از جانب خدا، در آیات دیگری هم آمده، از جمله: (طور /۳۰) و (حاقه /۳۹). به نظر می رسد که منظور مشرکان از اینکه پیامبر را شاعر و قرآن را شعر می نامیدند، مربوط به وزن و قافیه و قالب های شعری نیست، چون آنها در عصر شکوفایی شعر و ادب زندگی می کردند و با قالب ها و موازین شعری آشنایی کامل داشتند. آنها به خوبی می دیدند که آیات قرآن در این قالب ها نیست. آنچه به نظر می رسد، این است که منظور آنها از شعر سخنانی است که گوینده آن با نیروهای غیبی خبیث مانند جنیان و شیاطین در ارتباط است و آنها هستند که این سخنان را در زبان شاعران می گذارند و برای همین است که مطالب نامأنوس و غریبی از آنها شنیده می شود. بنابراین، شعر در نظر آنها جملات عجیب و غریب و نامأنوس بود که از یک شخص نظر کرده که با جنیان ارتباط دارد صادر می شود که ممکن است به صورت نظم یا نثر باشد.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا یَنْبَغِی لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِینٌ ﴿۶۹﴾ لِیُنْذِرَ مَنْ کَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿۷۰﴾ أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَیْدِینَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِکُونَ ﴿۷۱﴾ وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَکُوبُهُمْ وَمِنْهَا یَأْکُلُونَ ﴿۷۲﴾ وَلَهُمْ فِیهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا یَشْکُرُونَ ﴿۷۳﴾

و ما به او (پیامبر) شعر نیاموختیم و شایسته او هم نیست. این (کتاب) جز یادآوری و قرآنی روشنگر نیست. (۶۹) تا هر که را که زنده است، بیم دهد و آن سخن بر کافران تحقق یابد. (۷۰) آیا ندیده اند که از آنچه با قدرت ما به عمل آمده است، برای آنان چارپایانی آفریدیم که آنان مالک آن هستند؟(۷۱) و آن را برایشان رام کردیم که برخی از آنها مرکب آنهاست و از برخی از آنها می خورند. (۷۲) و برای آنان در آنها (چهارپایان) سودها و آشامیدنی هایی است، آیا سپاسگزاری نمی کنند؟ (۷۳)

۱. ضمیر«مَا عَلَّمْنَاه» و «له» به پیامبر بر می گردد.

۲. «الْقَوْل» سخن و منظور از آن در اینجا سخنی معینی است که الف و لام به آن شااره دارد و آن سخن، همان وعده خدا برای کافران است.

۳. «عَمِلَتْ أَیْدِینَا» با قدرت ما ساخته شده. کلمه «ایدی» جمع «ید» به معنای دست است، ولی در اینجا به معنای مجازی به کار رفته و آن قدرت است. چون اثبات دست برای خدا همان تجسیم است که خدا از آن منزه است.

۴. «رکوب» مرکب، سواری.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

کافران و کیفر مسخ شدن

در آیه (۶۷) تهدید دیگری مطرح می‌شود و آن مسخ شدن کافران یعنی تبدیل آنها از قیافه انسانی به قیافه حیوانی است. می فرمایید: اگر بخواهیم آنها را در جا مسخ می کنیم به گونه‌ای که نه راه پیش داشته باشند و نه راه پس. ایکه در آیه مورد بحث می فرماید: آنها پس از مسخ شدن نه می توانند جلو بروند و نه می توانند برگردند، کنایه از حالت بی تعادلی آنهاست، چون وقتی کسی به ناگهان خود را در آن حالت ببیند، تعادل و توازن خود را از دست می دهد و احساس می‌کند که نه راه پیش دارد و نه راه پس. این حالت بسیار دردناک است و حتی تصور آن آزاردهنده است.

سالمندان و خلقت وارونه

در آیه (۶۸) برای رفع استبعاد کافران از «طمس» و «مسخ»، نمونه مشابه آنها را که نوع بشر در دنیا گرفتار آن می شوند، ذکر می‌کند و آن حالت پیری است که انسان در آن حالت در مقایسه با حالت جوانی قیافه کاملاً متفاوتی پیدا می‌کند و ناتوان می شود و از نظر قوای جسمی به طفولیت خود برمی گردد. می فرماید: و هر کس را عمر طولانی بدهیم، او را در خلقت وارونه می کنیم، آیا نمی اندیشید؟ منظور از وارونگی، عقبگرد شخص سالخورده به دوران کودکی است. دورانی که توانایی و درک چندانی نداشت. این سرنوشت هر انسانی است که وقتی به سالخوردگی و فرتوتی رسید، همه توانایی ها حتی دانسته های خود را از دست می دهد و در واقع از این نظر به حالت کودکی خود بر می گردد.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

ترسیمی از حال و روز کافران در قیامت

این آیات در واقع پاسخ سخن کافران است که در آیات قبل نقل شد. آنها می‌گفتند این وعده کی تحقق می یابد اگر راست می‌گویید. پاسخ آنها این است بالاخره روزی می رسد که شما وارد جهنم می شوید و به شما گفته می‌شود که این همان جهنمی است که وعده داده شدید. اکنون به خاطر اصرار بر کفر که در دنیا داشتید وارد آن شوید که همواره در آن خواهید ماند.

گواهی اعضای بدن بر عملکرد کافران

در یکی از موقف های روز قیامت که موقف حساب است، به دهانهای کافران مهر زده می‌شود و نمی‌تواند سخن بگویند و به جای آن اعضای بدنشان سخن می‌گویند و به آنچه کرده‌اند اعتراف می کنند. دست هایشان سخن می‌گویند و پاهایشان به آنچه که در دنیا انجام داده‌اند گواهی می دهند. تا جایی که کافران به اعضای بدنشان اعتراض می‌کنند که چرا بر ضد من اقدام می کنید و اعضای بدن به آنها پاسخ می دهند «ما را به سخن آورد همان خدایی که همه چیز را به سخن می آورد» (فصلت / ۲۱)

کافران و کیفر «طمس العین»

چند آیه قبل مشرکان را تهدید کرد که اگر بخواهیم آنها را غرق می کنیم و کسی به فریاد آنها نمی رسد، اینک در آیه ۶۶ و ۶۷، تهدیدهای دیگری مطرح می‌کند. در آیه (۶۶) اظهار می‌دارد که اگر بخواهیم دیدگانشان را از بین می بریم و فروغ از چشمانشان می گیریم که در نتیجه، آن ها راه را گم می کنند و راه به جایی نمی‌برند. آنها برای رسیدن به راه مطلوب خود تلاش می‌کنند و از همدیگر سبقت می‌گیرند، ولی هیهات که به آن نمی‌رسند. سپس می پرسد آنها چگونه می توانند گام بردارند در حالیکه دیدگانشان نمی بیند؟ این آیه علاوه بر تهدید کافران به اینکه ممکن است در این دنیا به عنوان یک کیفر الهی چشمان خود را از دست بدهند، اشاره‌ای به این حقیقت هم دارد که آنها راه حق را هم گم می کنند و به آن نمی رسند چون در اثر اصرار بر کفر، بصیرت خود را هم از دست می‌دهند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۶۳﴾ اصْلَوْهَا الْیَوْمَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ ﴿۶۴﴾ الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿۶۵﴾ وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْیُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى یُبْصِرُونَ ﴿۶۶﴾ وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَکَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِیًّا وَلَا یَرْجِعُونَ ﴿۶۷﴾ وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلَا یَعْقِلُونَ ﴿۶۸﴾

این همان جهنمی است که وعده داده می شدید. (۶۳) امروز به کیفر کفری که همواره می ورزیدید، در آن درآیید. (۶۴) امروز بر دهان های آنها مهر می زنیم و دست هایشان با ما سخن می گویند و پاهایشان به آنچه انجام می دادند گواهی می دهند. (۶۵) و اگر بخواهیم دیدگانشان را از بین می بریم، سپس برای عبور از راه می‏خواهند بر یکدیگر پیشی بگیرند اما چگونه می توانند ببینند؟! (۶۶) و اگر بخواهیم آنها را در جای خودشان مسخ می کنیم که نه بتوانند بروند و نه بازگردند. (۶۷) و هر کس را عمر طولانی بدهیم، او را در خلقت وارونه می کنیم. آیا نمی اندیشند؟ (۶۸)

۱.«اصْلَوْهَا» ملازم آن شوید، وارد آن شویدُ در آتش آن قرار گیرید.

۲.«لَطَمَسْنَا» البته محو می‌کردیم،نور آن را زایل می کردیم. «طمس» در اصل به معنای از بین بردن چیزی است.

۳. «عَلَى مَکَانَتِهِمْ» در جایشانُ در همانجا که هستند.

۴. «مُضِیًّا» عبور کردنُ گذشتن.

۵.«نُنَکِّسْه» وارونه اش می کنیم. «تنکیس» به معنای کله پا شدن انسان است. یعنی سرش به طرف زیر باشد.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

بهشتیان و درود فرستادن خدا بر آنان

 پس از ذکر نعمت های ویژه ای که به بهشتیان داده می شود از نعمت دیگری یاد می‌کند که به مراتب لذت بخش تر از نعمت های قبلی است و آن درودی از جانب پروردگار مهربان برای آنهاست. طبق آیه (۵۸)، سلام و درود خداوند به صورت گفتار به آنان ابلاغ می‌شود و طبق برخی دیگر از آیات علاوه بر آن سلام،درودی هم از سوی فرشتگان به بهشتیان داده می شود (رعد/۲۳-۲۴).

یادآوری یک پیمان فطری

پس از ذکر نعمت هایی که در قیامت به بهشتیان داده خواهد شد، گناهکاران از سوی خداوند مورد خطاب خشم آلودی قرار می‌گیرند که ای مجرمان! امروز از مومنان جدا شوید! و با این خطاب صف مومنان از کافران جدا می شود. این مجرمان همان کسانی هستند که در دنیا از خدا روی گردان شدند و از شیطان پیروی کردند و این در حالی بود که خداوند به وسیله پیامبرانش آنها را از پیروی شیطان برحذر داشته بود. به همین جهت خطاب می رسد که ای فرزندان آدم آیا به شما سفارش نکرده بودم که شیطان را پرستش نکنید که او دشمن آشکار شماست و مرا بپرستید که راه مستقیم همین است؟ این سفارش بر اساس یک پیمان فطری است که در فطرت هر انسانی نهاده شده و به وسیله پیامبران مورد تاکید قرار گرفته است. در واقع پیامبران آنچه را که در فطرت بشر بوده به آنان یادآور شده اند. منظور از پرستش شیطان، پیروی از اوست. کسی که از شیطان اطاعت کند در واقع او را پرستش کرده است. در آیه (۶۲) خاطر نشان می کند که شیطان گروه های بسیاری را از شما گمراه کرده است آیا شما تعقل نمی کردید؟ اگر کسی تاریخ بشر را ورق بزند، صف های طولانی از پیروان شیطان را می بیند که با اغوای او گمراه شده اند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

 همسران مومنان در بهشت

در آیات پیش، از برپایی رستاخیز با یک صیحه آسمانی در آینده خبر داده شد و اکنون سرانجام خوبان و بدان را در آن روز بیان می‌کند. نخست درباره اهل بهشت می گوید. بهشتیان در روز قیامت فارغ از هرگونه نگرانی در میان لذت ها قرار دارند و با همسرانشان بر تخت های مجلل تکیه می زنند. آنها در بهشت از هر میوه ای برخوردارند و هر آنچه که آرزو کنند در اختیار آنان قرار می‌گیرد و در کنار این برخورداری های گوناگون، درود خداوند مهربان هم به آنها ابلاغ می‌شود و این موجب بالاترین شادی و لذت برای آنهاست. منظور از همسران بهشتیان با توجه به آیات دیگر قرآنی، می‌تواند همان همسران بهشتیان در دنیا باشد، همسرانی که با ایمان و شایستگی زندگی کردند و به همین جهت وارد بهشت شدند و می تواند همسرانی از خود بهشت باشند که به آنها حورالعین گفته می شود.

میوه های بهشتی

در ادامه آیات آمده که بهشتیان از میوه ها و هر چیزی که آرزوی آن را داشته باشند، برخوردار خواهند شد. میوه های بسیاری در آنجا وجود دارد و اینکه میوه های بهشت، همیشه در دسترس است و اینکه هر میوه ای که بهشتیان بخواهند آن را به دست خواهند آورد. نمونه ای از میوه هایی است که در بهشت است مانند (نبا/ ۳۱ ۳۲) (واقعه/ ۲۹ - ۲۷) و (الرحمن / ۶۸)

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ ﴿۵۵﴾ هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ ﴿۵۶﴾ لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُمْ مَا یَدَّعُونَ ﴿۵۷﴾ سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ ﴿۵۸﴾ وَامْتَازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۵۹﴾ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ ﴿۶۰﴾ وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ ﴿۶۱﴾ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿۶۲﴾

همانا اهل بهشت در این روز سرگرم و کامروایند (۵۵) آن ها و همسرانشان در سایه ها بر تخت ها تکیه کرده اند (۵۶) برای آنها در آنجا میوه است و برای آن هاست هر آنچه آرزو کنند (۵۷) برای آنها سلام است، این سخنی است از ناحیه پروردگار مهربان (۵۸) ای گنهکاران امروز جدا شوید (۵۹) ای فرزندان آدم! آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او برای شما دشمنی آشکار است؟ (۶۰) و اینکه مرا بپرستید که راه راست همین است؟ (۶۱) به راستی که از شما گروه بسیاری را گمراه ساخت. آیا شما تعقل نمی کردید؟ (۶۲)

۱. «شُغُل» مشغولیت، سرگرمی.

۲. « فَاکِهُونَ» جمع «فاکه» به معنای کامروا، متلذذ، شادمان. به میوه «فاکهه» گفته می شود چون خوردن آن لذت بخش است.

۳. « الْأَرَائِکِ» جمع اریکه به معنای تخت باشکوه که سایه بانی بالای آن باشد.

۴. « یَدَّعُونَ» می خوانند، آرزو می کند.

۵. « جِبِلًّا» گروه زیادی، جمع بسیاری. مشتق از «جَبل» به معنای خلق است. « جِبلّی» یعنی طبیعی، مطابق خلقت اولیه. «الجبلّه الاولین» یعنی آفریده شده های پیشین، امتهای گذشته.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر

 

شگفتی کافران هنگام برخاستن از گورها

پس از صیحه آسمانی دوم که انسانها از گور هایشان بیرون می آیند، با وضع هولناکی روبرو می شوند و سراسیمه می گویند: وای بر ما! چه کسی ما را از آرامگاه مان بیرون آورد؟ و پس از آنکه قدری به خودشان آمدند درمی‌یابند که این همان روز رستاخیز و زنده شدن مردگان است که خداوند رحمان آن را وعده کرده بود و پیامبران به درستی از آن خبر داده بودند. اینها همان کسانی بودند که در دنیا، زنده شدن مردگان در عالم دیگر را که پیامبران از آن خبر می دادند، به شدت انکار می کردند. آن ها در قیامت درستی سخن پیامبران را خواهند دید ولی دیر است و آنها باید کیفر اعمال خود را ببینند.

داوری عادلانه در قیامت

 در آن صحنه عجیب که با دمیده شدن در صور، همه انسانها در محضر خدا قرار می گیرند، خداوند با داوری عادلانه خود هر کس را مطابق عملش جزا می دهد و هیچ کس مورد ستم واقع نمی‌شود و همه نتیجه اعمال خود را خواهند دید و بر اساس آن جزا دلده خواهند شد. جمله «و لا تجزون الا ما کنتم تعملون» یعنی شما جز آنچه عمل کرده‌اید جزا داده نمی شوید؛ می تواند اشاره به تجسم اعمال باشد به این معنا که عین همان عمل ها تبدیل به جزا می شوند.

 

📚 منبع: کتاب آموزش کاربردی ترجمه و تفسیر قرآن، نسیم کوثر