حدیث شماره ۴ باب ضرورت وجود حجت کتاب حجت اصول کافی
قسمت چهارم
سپس امام صادق (علیه السلام) رو به حمران کرد و فرمودند: «تو کلام را به جای خود می رانی و به حقّ می رسی.»
و به شام بن سالم متوجه شد و فرمودند: «تو راه را دنبال می کنی اما آن را نمی یابی.» [می خواهى مربوط سخن بگوئى ولى نمی توانى] و متوجه احول شد و فرمودند: «تو بسیار قیاس می کنی و از موضوع بیرون می روی. باطل را با باطل می شکنی، اگرچه باطل تو آشکارتر است.»
سپس متوجه قیس ماصر شد و فرمودند:«تو سخن می گویی ولی آنچه را به روایتی از رسول خدا نزدیک تر است، از آن دور می کنی. درست را با نادرست می آمیزی و حال آن که اندکی از درست و حقّ، از بسیاری نادرست بسنده است. تو و احول دو گنجشک پرجست وخیز ماهر هستید.»
یونس گوید: به خدا که من فکر می کردم نسبت به هشام هم نظری نزدیک به آنچه درباره آن دو نفر فرمود، می فرماید،
ولى فرمودند: «اى هشام تو به هر دو پا به زمین نمی خورى (به طورى که هیچ گونه جوابى برایت نباشد) تا خواهى به زمین برسى پرواز می کنى (به محض اینکه نشانه مغلوبیتت هویدا گردد خودت را نجات می دهى) مانند توئى باید با مردم سخن گوید. خود را از لغزش نگهدار، شفاعت ما دنبالش می آید ان شاء اللَّه.»