رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ 91 مومنون
خدا هرگز فرزندی برای خود برنگزیده، و معبود دیگری با او نیست که اگر چنین می‏شد هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می‏کردند و بعضی بر بعضی دیگر برتری می‏جستند (و جهان هستی به تباهی کشیده می‏شد) منزه است خدا از توصیفی که آنها می‏کنند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حدیث شماره ۹ باب اهل ذکری که خدا مردم را به پرسش از ایشان امر فرموده، ائمه علیهم السلام هستند کتاب حجت اصول کافی

محمد بن ابى نصر گوید به امام رضا (علیه السلام) نامه اى نوشتم که قسمتى از آن این بود خداى عز و جل فرماید: «اگر خودتان نمی دانید از اهل ذکر بپرسید. (۴۳ نحل)» و نیز فرموده است «شایسته نیست، مؤ منان همگی (به سوی میدان جهاد) کوچ کنند، چرا از هر گروهی، طایفه‏ ای از آنان کوچ نمی‏کند (و طایفه‏ ای بماند) تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی پیدا کنند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را انذار نمایند تا (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند. (۱۲۲ توبه)» بنابراین بر مردم پرسش واجب گشته و بر شما پاسخ واجب نیست؟ امام (علیه السلام) مرقوم فرمودند: «خداى تبارک و تعالى فرماید: «پس اگر تو را اجابت نکردند بدان که فقط هوسهاى خود را پیروى مى کنند و گمراه تر از کسی که از هوا نفسش پیروی کرده، کیست؟ (۵۰ قصص)»

شرح:
آیه شریفه وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً (۱۲۲ توبه) را علاوه بر مفسرین و محدثین، علماء اصول هم مورد بحث و تحقیق قرار داده و در باب حجیت خبر واحد به آن استدلال می کنند و به آیه نفر مشهور گشته است، این دانشمندان بزرگ در تفسیر آیه شریفه می گویند مورد نزول آیه در باره مسلمینى است که از محضر پیغمبر و امام صلوات اللَّه علیهم دورند و در شهر دیگر زندگى می کنند و چون تحصیل علم دین بر آنها لازم است و از طرفى هم ممکن نیست که همه مکلفین کوچ کنند و شهری را در اختیار کودکان غیر مکلف گذارند باید که از تمام مردم شهر، دسته‏اى کوچ کنند و خدمت امام برسند و معارف و احکام دین را یاد بگیرند و عذاب و عقابى که بر گناه مترتب مى‏شود از امامشان بشنوند، سپس به شهر خود مراجعت کرده و آنچه آموخته اند به همشهریان خود باز گویند و ایشان را از عواقب وخیم معاصى بیم دهند، شاید آنها بپذیرند.
بنابراین تحصیل علم بر همه واجب است، براى یک دسته با رفتن به خدمت امام و شنیدن از آن حضرت و براى دیگران با شنیدن از آن دسته هنگامى که برمی گردند، پس اصل تحصیل علم بر همه واجب است به وجوب عینى و مسافرت براى تحصیل علم بر چند نفرى به وجوب کفائى واجب است.
و البته از این آیه استفاده مى‏شود که پرسیدن مردم از امام لازم است، چنان که از آیه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ (۴۳ نحل) استفاده مى‏شود، پس مقصود محمد بن ابى نصر این است که طبق این دو آیه بر مردم لازم است که از شما بپرسند و شما می فرمائید که جواب دادن بر ما لازم نیست، این چگونه درست مى‏آید؟!! حضرت در پاسخ به آیه شریفه ۵۰ سوره قصص استشهاد می فرماید یعنى همچنان که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مردم پاسخ می داد ولى هوا پرستان نمی پذیرفتند و خداى تعالى آن آیه را نازل فرمود. تا اشاره داشته باشد به اینکه پاسخ دادن به هوا پرستان لازم نیست، ما امامان هم که جانشین پیغمبر هستیم، همان روش را داریم، پس یکى از جهات پاسخ ندادن ما این است که سئوال‏کننده قصد فهمیدن ندارد، بلکه هوا پرست و متمرد است.