رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

آیه امروز:

سوره مومنون آیه 71

وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ

و اگر حق از هوسهای آنها پیروی کند آسمانها و زمین و تمام کسانی که در آنها هستند تباه می‏شوند، ولی ما قرآنی به آنها دادیم که مایه یادآوری (و مایه شرف و حیثیت آنها) است اما آنان از چنین چیزی رویگردانند.

طبقه بندی موضوعی

۱۸۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب توحید» ثبت شده است

حدیث شماره ۱۵ باب بداء کتاب توحید اصول کافی
 

حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «هرگز خدا پیغمبرى مبعوث نفرمود جز با حکم حرمت شراب و اقرار به بدا برای خدا.»

 

حدیث شماره ۱۴ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همانا خداوند بزرگ و شکوهمند به محمد صلّی اللّه علیه و آله خبر داد آنچه را از اول دنیا تحقّق یافته و آنچه را تا پایان دنیا تحقّق خواهد یافت و نیز به آنچه از این رویدادها حتمی است، آگاهانید و جز این را استثنا کرد (که حتمی نبود و به مشیت او مربوط است).»
 

 

حدیث شماره ۱۳باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هرگز هیچ کس پیامبر نشد تا اینکه به پنج خصلت برای خدا اقرار کرد: بدا، مشیت، سجود، بندگی، اطاعت.»
 

حدیث شماره 12 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اگر مردم مى دانستند چه پاداشى در اعتقاد به بدا هست، از سخن در آن سستى نمى ورزیدند.»

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اگر مردم مى دانستند چه پاداشى در اعتقاد به بدا هست، از سخن در آن سستى نمى ورزیدند.»

حدیث شماره 11 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

منصور بن حازم گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که آیا ممکن است امروز چیزى واقع شود که دیروز در علم خدا نبوده باشد؟ (یعنى خدا آن را نداند مگر وقتی که واقع شود) فرمودند: «نه، هر که چنین گوید خدایش رسوا کند.» عرض کردم بفرمائید مگر نه این است که آنچه واقع شده و آنچه تا روز قیامت واقع مى شود در علم خدا هست؟ فرمودند: «آری، قبل از آنکه خلق را بیافریند (همه چیز را مى دانست).»

حدیث شماره 10 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «همانا بدا نسبت به خدا، ناشى از جهل نیست.»

حدیث شماره 9 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «براى خدا نسبت به چیزى بدا حاصل نشد جز اینکه پیش از اینکه بدا پیش آید، خدا آن را می دانست.»

 حدیث شماره ۸ باب بداء کتاب توحید اصول کافی


امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «همانا خدا را دو علم است: ۱.علم نهفته و در خزانه که جز او کسى نداند و بدا از این علم به شمار آید ۲.علمی که به ملائکه و رسولان و پیامبرانش تعلیم داده که ما آن را می دانیم.»
 

حدیث شماره ۷ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «تاخیر بعضى از امور نزد خدا مشروط است، هر چه را از آنها که خواهد پیش دارد و هر چه را که خواهد تاخیر اندازد.»
 

حدیث شماره 6 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «علم دو گونه است؛ 1- علمی که نزد خدا در خزانه است و هیچ یک از آفریدگانش از آن آگاه نیست. 2- علمی که خدا به فرشتگان و پیامبرانش یاد داده است. علمى که به فرشتگان و پیامبرانش تعلیم کرده (مطابق آنچه تعلیم کرده) واقع خواهد شد، زیرا خدا نه خودش را تکذیب کند و نه فرشتگان و پیامبرانش را و علمى که نزدش در خزانه است هر چه را خواهد پیش دارد و آنچه را خواهد پس اندازد و هر چه را خواهد ثبت کند.»

حدیث شماره ۵ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

مالک جهنى گوید امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خدای تعالى «آیا انسان به خاطر نمی ‏آورد که ما او را پیش از این آفریدیم در حالی که چیزی نبود (۶۷مریم)» پرسیدم. فرمودند: «نه اندازه گیرى و نه ایجاد شده بود.» جهنی گوید درباره سخن خدا «آیا چنین نیست که زمانی طولانی بر انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود؟! (۱ انسان)» پرسیدم، فرمودند: «اندازه گیرى شده بود ولى قابل ذکر نبود.»

 

حدیث شماره 4 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

حمران گوید از امام باقر (علیه السّلام )درباره فرمایش خدای عزوجل «مدتی را مقرر داشت و مدت معینی (هم) نزد اوست. (2 انعام)» پرسیدم، حضرت فرمودند: «مقصود دو مدت است؛ مدت حتمی و مدت مشروط.»

حدیث شماره ۲ باب بداء کتاب توحید اصول کافی

 

امام صادق (علیه السلام) درباره آیه شریفه «خدا هر چه را بخواهد محو می کند و هر چه را بخواهد ثابت و پابرجا می نماید. (۳۹ رعد)» فرمودند: «مگر نه این است که محو شود چیزى که ثابت بوده و ثبت شود چیزى که نبوده (و بدا چیزى جز این نیست).»

 

 

حدیث شماره ۱ باب بداء کتاب توحید اصول کافی
قسمت دوم

شرح:
دانشمندان اسلامى اگر چه در معنى بداى خدا نسبت به مقام ثبوت، نظرهاى مختلفى دارند، میرداماد (ره) گوید بدا در مقام قضا و جناب قدس حق و مفارقات محضه و متن دهر نیست بلکه در قدر و امتداد زمان است و شاگردش ملاصدرا هم از او تبعیت کرده است. سید مرتضى فرموده است بدا همان نسخ در احکام است. مجلسى (ره) قائل بلوح محفوظ و لوح محو و اثبات شده است ولى تمام این بزرگان این معنى را قبول دارند که خدا آنچه را تغییر مى دهد پیش از آنکه چیزی را بیافریند مى دانسته است یعنى او مى دانسته که مثلاً در هزار سال بعد کودکى متولد مى شود که عمرش را 50 سال مقرر مى دارد ولى آن کودک بزرگ مى شود و گناهانی که موجب کوتاهى عمر است مانند زنا و قطع رحم انجام مى دهد و او عمرش را از 50 به 40 مى آورد و در آن سن مى میرد و جز خدا کسى این را نداند و این بزرگان چون به این مطلب عقیده دارند ناچار مى شوند که در مقام ثبوت بدا دو مرحله قائل شوند و شاید بیان مرحوم مجلسى مطابق اخبار باشد. خلاصه تمام دانشمندان شیعه باور دارند که بدا به این معنى اولاً وقوع دارد و ثانیاً خدای تعالى از اول به آن عالم بوده است و اما علت اینکه خداوند از اول چیزى را مقرر مى دارد و سپس تغییر مى دهد چند وجه است: اول اینکه بندگان به کارهاى نیک چون صله رحم و احسان به فقرا راغب باشند. دوم امتحان حسن اطاعت بندگان است که خدا ببیند آیا در موقع تغییر بندگان تمرد و سرپیچى مى کنند و در مقام اعتراض و اشکال بر می آیند چنانچه درباره تغییر قبله بعضى به اعتراض برخاستند یا آنکه تسلیم و منقاد حکم خدا مى شوند. سوم چون بندگان بدانند که ممکن است شخصی که نزد خدا شقى بوده، برگردد و سعید شود از دعا و تضرع به پیشگاه حضرت احدیت رونگردانند و همیشه به حالتى میان خوف و رجا باشند. 

 

حدیث شماره 1 باب بداء کتاب توحید اصول کافی

قسمت اول

 

زراره از یکى از دو امام (پنجم یا ششم) (علیهما السلام) نقل می کند که فرمودند: «خدا به چیزى چون بداء پرستش نشده است.» و در روایت ابن ابى عمیر از هشام بن سالم است که امام صادق ()علیه السلام فرمودند: «خدا به چیزى چون بداء بزرگ شمرده نشده است.»

 

شرح :
چنانچه از ابواب سابق معلوم شد صفاتى را که نسبت به خدایتعالى مى دهیم از لحاظ مفهوم و معنى با صفات مخلوق فرق دارد. علم خدا غیر از علم مخلوقست، دیدن و شنیدن و یکتا بودن و لطیف بودن و ظاهر بودن و قاهر بودن خدا غیر از این صفاتست در مخلوق. چنانچه تمام اینها در ابواب گذشته خصوصاً در حدیث 317 318 توضیح داده شد، اکنون مى گوئیم بدا (آشکار و نمایان شدن) هم نیز چنین است، بدا نسبت به خدا غیر از بداى نسبت به مخلوقست و در هر یک معنى جداگانه اى دارد. بدا نسبت به مخلوق عبارت از این است که شخصى نزد خود نقشه کارى را طرح کند و سود و زیان آن را بسنجد و چون جانب سود را ترجیح دهد در آن کار وارد شود و اقدام کند، ناگاه در وسط کار یا جلوتر به جهتى متوجه شود که قبلاً آن را نمى دانست و آن جهت زیان و آسیبى باشد که از ناحیه آن کار وارد شود و چند برابر سودى باشد که او خیال کرده بود، در آنجا دست از کار بکشد و بگوید برایم بدا حاصل شد، پیداست که چنین بدائى نسبت به خداى تبارک و تعالى محا الست، خدا پیش از آفرینش مخلوق همه چیز را مى دانسته و سود و زیان هر چیز نزدش هویدا و آشکار بوده است، او هرگز چیزى خلق نکند و فرمانى ندهد که بعداً پشیمان شود و منصرف گردد. چنانچه امام صادق (علیه السلام) در حدیث 9 و 10 این باب به این معنى تصریح مى فرماید، و اما بداء نسبت به خدا به این معنى ست که خدا چیزى را مطابق اوضاع و شرایطى مقرر دارد و سپس به واسطه تغییر اوضاع و شرایط آن را تغییر دهد و چون ما خدا را فعال مایشاء می دانیم و می دانیم که او چه را مصلحت داند مى کند و هر روز در کار تازه ای است و او دست بسته و کنار نشسته نیست باید این تغییر را بدهد و از این جهت است که عقیده به بدا در در روایت او 3 و 12 و 13 این باب با اهمیت تلقى شده است.

حدیث شماره 11 باب نوادر کتاب توحید اصول کافی

 

زراره گوید از امام باقر (علیه السلام) درباره فرمایش خداى عزوجل «به ما ستم نکردند بلکه به خودشان ستم کردند. (57 بقره)» پرسیدم، فرمودند: «همانا خداى تبارک و تعالى بزرگتر و عزیزتر است و جلیل تر و والاتر است که ستم شود ولى ما را به خودش پیوسته و از این رو ستم به ما را ستم به خود انگاشته و ولایت ما را ولایت خود قرار داده، آنجا که مى فرماید: «همانا ولى شما فقط خداست و پیغمبر او و کسانى که ایمان دارند. (55 مائده)» که مراد از آنها امامان از خاندان ما هستند (و از همچنان که در این آیه ولایت ما را به ولایت خود پیوسته) در جاى دیگر (ستم به ما را ستم به خود دانسته) و فرموده است «به ما ستم نکردند بلکه به خودشان ستم کردند. (57 بقره)» و سپس مانند اآن را در قرآن ذکر کرده است (مانند خوشنودى و غضب و افسوس که آنها را به خود نسبت داده و مقصود مائیم).»

حدیث شماره 10 باب نوادر کتاب توحید اصول کافی

 

امام باقر علیه السلام فرمودند: «خداوند به وسیله ما پرستش شد و به وسیله ما شناخته شد و به واسطه ما خداى تبارک و تعالى را یگانه شناختند و محمد، پرده دار خداى تبارک و تعالى است (تا واسطه میان او و مخلوقش باشد.)»

حدیث شماره 9 باب نوادر کتاب توحید اصول کافی

 

موسى بن جعفر علیه السلام درباره فرمایش خداى عزوجل «افسوس بر من از آنچه در جنب خدا قصور ورزیدم (56 زمر)» فرمودند: «جنب خدا امیرالمؤمنین علیه السلام و همچنین اوصیاء بعد از او تا آخرین آنها در مقام بلندى باشند.»

حدیث شماره 8 باب نوادر کتاب توحید اصول کافی

 

ابوعماره جنبى گوید از امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: «منم چشم خدا، منم دست خدا، منم جنب خدا (یعنى به خدا نزدیکم و مردم باید از ناحیه من بخدا تقرب حویند) منم باب خدا (هر که معرفت و خشنودى خدا طلبد باید از طریق من داخل شود.)»

حدیث شماره 7 باب نوادر کتاب توحید اصول کافی

 

اسود بن سعید گوید خدمت امام باقر(علیه السلام) بودم که خود حضرت بدون آنکه من چیزى بپرسم سخن آغاز کرد و فرمود: «ما حجت خدائیم ما باب خدائیم، ما زبان خدائیم، ما وجه خدائیم، ما دیده خدا در میان آفریدگانش باشیم و  ما سرپرستان امر خدا در میان بندگانش به شمار آییم. (امر خدا همان فرمان هاى خداست نسبت به بندگانش و یا به معنى مطلق کار و مطلب خدائى است مانند امر توحید و معاد و نبوت و عبادات و معاملات از نظر شرع و معانى سایر جملات در دو حدیث قبل بیان شد.)