رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه
رمز حیات

آیه امروز:

مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ 91 مومنون
خدا هرگز فرزندی برای خود برنگزیده، و معبود دیگری با او نیست که اگر چنین می‏شد هر یک از خدایان مخلوقات خود را تدبیر و اداره می‏کردند و بعضی بر بعضی دیگر برتری می‏جستند (و جهان هستی به تباهی کشیده می‏شد) منزه است خدا از توصیفی که آنها می‏کنند.

رمز حیات

رمز حیات

طبقه بندی موضوعی

رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

حدیث شماره 7 باب معانی نام ها و اشتقاق آنها کتاب توحید اصول کافی

 قسمت اول

 

ابوهاشم جعفری گوید خدمت حضرت جواد( علیه السلام) بودم که مردى از آن حضرت پرسید به من بفرمائید آیا اسماء و صفاتی که در قرآن براى پروردگار هست، آن اسماء و صفات، خود پروردگار است؟ حضرت فرمودند: «سخن تو دو معنى دارد، اگر مقصود تو که گوئى اینها خود او هستند این است که خدا از تعدد و تکثر برخوردار است که خداوند برتر از آن است (که متکثر باشد) و اگر مقصودت این است که این نام ها و صفات ازلى (همیشگى) مى باشند، ازلى بودن دو معنا دارد: 1. اگر بگوئى خدا همیشه به آنها علم داشته و سزاوار آنها بوده، صحیح است. 2. اگر بگوئى تصویر آنها و الفباى آنها  و تک تک حروف آنها همیشگی بوده است، پس پناه مى برم به خدا که با خدا چیز دیگرى در ازل بوده باشد، بلکه خدا بود و مخلوقى نبود، سپس این اسماء و صفات را پدید آورد تا میان او و آفریدگانش واسطه باشند و به وسیله آنها به درگاه خدا تضرع کنند و او را پرستش نمایند و آنها ذکر او باشند. خدا بود و ذکرى نبود و آن که با ذکر یاد شود، خداوند قدیم است که همیشه بوده و نام ها و صفت ها آفریده شده اند و معانی آن ها و آنچه از آنها مقصود است، همان خدایی است که جدایی و به هم پیوستگی سزاوارش نیست. چیزی که جزء دارد اختلاف و بهم پیوستگى دارد (نه خداى یگانه یکتا) پس نباید گفت: خدا بهم پیوسته است و نه خدا کم است و نه زیاد است بلکه او به ذات خود قدیم است، زیرا هر چیز که یکتا نباشد تجزیه پذیر و خدا یکتاست و تجزیه پذیر نیست و با کمی و زیادی تصوّر نشود و هر چیز که تجزیه پذیرد و کم و زیادى نسبت به او تصور شود مخلوقى است که بر خالق خویش دلالت کند، اینکه گوئى خدا تواناست خبر داده اى که چیزى او را ناتوان نکند و با این کلمه ناتوانى را از او برداشته اى و ناتوانى را غیر او قرار داده اى و نیز اینکه گوئى خدا عالم است، با این کلمه جهل را از او برداشته اى و جهل را غیر او قرار داده اى و چون خدا همه چیز را نابود کند، صورت تلفظ و تک تک حروف را هم نابود کند و همیشه باشد آنکه علمش همیشگى است.»