رمز حیات

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و اجعلنا من خیر اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه

رمز حیات

رمز حیات

رمز حیات

آیه امروز:

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ ﴿۲۳ صاقات﴾
(آری آنچه را) جز خدا می‏پرستیدند جمع کنید و به سوی راه دوزخ هدایتشان نمائید.

طبقه بندی موضوعی

حدیث شماره 3 باب امامت عهدی است از جانب خدا عزوجل که براى هر یک از ائمه (علیهم السلام) بسته شده است کتاب حجت اصول کافی

معاویة بن عمار گوید امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «امامت عهد و پیمان است از جانب خداى عزوجل که براى مردانى نامبرده بسته شده است، امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دور دارد و بگرداند، همانا خداى تبارک و تعالى به داود علیه السلام وحى کرد که از خاندان خود وصی اى انتخاب کن، زیرا در علم من پیشى گرفته که هیچ پیغمبرى را مبعوث نسازم جز اینکه براى او وصی اى از خاندانش باشد. و داود فرزندان بسیارى داشت و در میان آنها جوان نورسى بود که مادرش نزد داود بود و داود آن زن را دوست مى‏داشت، چون این وحى به داود رسید، نزد آن زن آمد و به او گفت خداى عزوجل به من وحى فرستاده و امر کرده است که از خاندان خودم وصی اى انتخاب کنم، همسرش به او گفت: خوب است پسر من باشد. داود گفت: من هم همین را خواستارم، ولى در علم پیشین و حتمى خدا گذشته بود که وصى او سلیمان باشد. پس خداوند پاک و والا به داود وحی کرد که تا فرمان من نیامده شتاب نکن. دیرى نگذشت که دو مرد نزد داود آمدند و درباره گوسفندان و باغ انگور مرافعه کردند، (زیرا گوسفندان یکى، باغ انگور دیگرى را خورده بود) خداى عزوجل به داود وحى کرد که پسرانت را جمع کن، هر که در این قضیه حکم درست دهد، او وصى بعد از تو است. داود پسرانش را جمع کرد، چون دو طرف نزاع قصه خود گفتند سلیمان (علیه السلام) گفت: اى صاحب باغ! گوسفندان این مرد، کى به باغ تو ریخته‏اند؟ گفت: شب در آمده‏اند، سلیمان گفت: اى صاحب گوسفند! من حکم دادم که بچه‏ها و پشم امسال گوسفندان تو مال صاحب باغ باشد، داود به او گفت: چرا حکم نکردى که خود گوسفندان را بدهد، با اینکه علماء بنى- اسرائیل آن را قیمت کرده‏اند و بهاى انگور با قیمت گوسفندان برابر است؟ سلیمان گفت: تاکها از ریشه کنده نشده و تنها بار آن خورده شده است و سال آینده بار می دهد.

خداى عزوجل بداود وحى فرستاد: حکم در این قضیه همان است که سلیمان صادر کرد، اى داود تو چیزى را خواستى و ما چیز دیگرى را (تو آن پسرت را براى جانشینى خواستى و ما سلیمان را) داود نزد همسرش آمد و گفت: ما چیزى را خواستیم و خداى عزوجل چیز دیگرى را خواست و جز آنچه خدا خواهد، نشود. ما نسبت به امر خداى عزوجل راضى و تسلیمیم (پس از نقل این داستان امام فرمود:) و همچنین است امر اوصیاء و امامان، ایشان هم حق ندارند از امر خدا تجاوز کنند و امامت را از صاحبش به دیگرى دهند.»

مرحوم کلینى گوید: معنى حدیث اول (راجع به حکم سلیمان) این است که اگر گوسفندان در روز داخل باغ می شدند بر صاحب گوسفندان جریمه‏ اى نبود، زیرا صاحب گوسفند حق دارد که در روز آنها را رها کند و بچراند و بر صاحب باغ است که باغش را حفظ کند ولى در شب صاحب گوسفند باید آنها را در بند کند و صاحب باغ باید در خانه ‏اش بخوابد.